۳۰ دقیقې
۶ مارچ ۲۰۱۸
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد موسیقی کلام خدا برای شما دوستی عزیز سلام عرض می کنیم امیدوار هستیم جور و سلامت باشین از جانب خداوند جانجوری و سلامتی بره طلب می کنیم امیدوار هستیم که امروز با ما باشین و همراهی ما کنین آن چیزی که خداوند بره ما روشن ساخته است تریخ کلامش بتانیم با شما شریک بسازیم باز هم در استیدیو نور آقا جان و شکریا جان با خود داریم که اینا هم چیز دارن بر گفتن تشکر وی جان ما هم به نوبه خود سلام احترام با تمام شنونده های عزیز و بلخوست امی لحظه که ای برادر است یا خوهر است در امی لحظه آواز ما رو مشنوان تقدیم می کنم و امیدوار هستیم که لحظات پر برکت و پر از خوشی و شادمانی داشته باشیم تشکر که باستم مرا در برنامه خود دعوت کدیم تا بتانم با شما سهم بگیرم و از کلام خود رو با هم یک جا سوبت کنیم به سهم دوستهای خود برسانیم تشکر می کنیم نور آقا جان بله شنودی ازیز من هم سلام های گرم خود تقدیم تان می کنم خدا رو شکر می کنم که باز هم یک روز زیبای دیگر برما داده تا با هم یک جا ششته از کلام خود رو بشنویم و برکت بگید آمین خوب دوستی ازیز امیدوار هستم که از برنامه هفته قبل ما شما صاحب برکت شده باشین و آن چیزه که بر شما سوال آمده یا نظر داشتین امیدوار هستم که دستاندرکارای رادیو و صدای زندگی شما به تماس شده باشین چون که اونا هم از شما چشم به انتظار هستن و می خواهند که پاسلگوی سوالات شما باشن نور آقا جان چقدر خوب هست که باز هم بر شنویدی ازیز خود طبقه معمول یک مرور داشته باشیم به هفته گذشته بله بله بسیار خوب هست ما شما راجعه به دعوت خدا از ابراهیم بود صحبت کردیم که راجعه به دعوت ابراهیم که میگه سرزمین خدا و تمام خش و اقارب و همه چیزها را رحا کنو و با آن جایی که من تو را دعوت میکنم رحص پار شو بله دیده میشه که شکریجان ابراهیم کاملا عمل کرد بله آن چی که خداوند میگفت از او اطاعت میکد بله اما در پیش روی بدون ازی که بفهمه که کجا میره بله مثلا هدف نهایش کجا هست در کدام سرزمین هست بله بقیت با ایمان از امو خاطر ابراهیم مرد ایمان گفته شده که خداوند چی که میگه با ایمان میپذیره و امتحان عمل میکنه آمین بله واقعا که ابراهیم وقته که وعده برش داده میشه و میگه من تو را پدر امتحان میسازم تو را برکت میتوم تو را کسی که بپذیره من او را برکت میتوم اما تو را کسی که نپذیره او را لعنت میکنم بله شنوینده عزیز در برنامه امروز خود ما از فصل شانزه همه کتاب پیدائش راجع به حاجر و اسمایل که فصل بسیار مهم و خوبه میباشه میخواییم صحبت کنیم وایی جان چرا مهم هست میکنی این فصل بخاطر که نور آقا جان زیاد کشور ما تحکیل شان سر اسمایل هست اما امروز چقدر خوب هست که ما در این قسمت صحبت کنیم بخوانیم و ببینیم که در اصلش چی نوشته هست در اصل چی نوشته هست کتاب که قدامتش هست قدامتش تقریبا 7000 سال هست 7000 سال پیش چی نوشته شده و یک تخیل نکرده وایی جان پیش از کلام خدا شروع کنیم چقدر خوب هست که با شنوینده عزیز خواد یک سرود بشنویم بله بله بین که سرود با هم بشنویم بسیار خوب هست اقداموشتگاه رانه حیات هستم نام حیات هستم میمان بمن بیا بری رانه حیات هستم نام حیات هستم میمان بمن بیا بری بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم نوره جهان هستم نوره جهان هستم میمان بمن بیا بری نوره جهان هستم نوره جهان هستم میمان بمن بیا بری بهش هستم و نه هی که هی من کُندمو هستم بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم شگان نون کورستم شگان نون کورستم میمان بمن بیا بری شگان نون کورستم شگان نون کورستم میمان بمن بیا بری بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم بیا ما تو حیات هستم میمان بمن بیا بری بیا ما تو حیات هستم بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم بهش هستم و نه هی که هی من کوندمو هستم شگان نون کورستم شگان نون کورستم میمان بمن بیا بري شگان نون کورستم شگان نون کورستم میمان بمن بیا بری به شست نانهه پھهن من بودم روحستام به شست نانهه پھهن من بودم روحستام به شست نانهه پھهن من بودم روحستام به شست نانهه پھهن من بودم روحستام موسیقی خوب دوسته عزیز بیند که از کتاب توراد کتاب پیداعش فصل شانزه هم آیات اول الا شانزه هم اول بخونیم بشنویم و سرش گره بزنیم هاجر و اسمایل سارای زن ابراهیم نازا بود دوست شنونده سارای انذا سارا نشده بود یعنی نامش تغییر نکده بود تغییر نکده و همچنان از ابراهیم هم نامش انذا ابراهیم نشده بود او یک کنیز مصری به نام هاجر داشت سارای به ابراهیم گفت خداوند من را از اولاد محروم کرده است شرا تو با کنیز من هاجر هم به سر نمی شوی شاید تو فرزنده برای من به دنیا بیاورد ابراهیم با آنچه سارای گفت معافقت کرد بنابراین سارای هاجر را به ابراهیم داد این واقعه پس از این که ابراهیم ده سال در کنآن زندگی کرده بود اتفاق افتاد ابراهیم با هاجر هم بستر شد و او حامله گردید هاجر وقت فهمید که حامله است مغرور شد و سارای را حقیر شمارد پس سارای به ابراهیم گفت این تقصیر تو است که هاجر با من بیتنائی میکند من خودم او را به تو دادم ولی او از وقت که فهمید حامله شده است به من بیتنائی میکند خداون خودش حق مرا از او بگیرد ابراهیم در جواب گفت او که نیز تو است و زیر دست تو میباشد هر کار که دلت میخواهد با او بکن پس سارای آنقدر هاجر را عذیب نمود تا او از آنجا فرار کرد فرشته خداون هاجر را در بیابان نزدیک چشمه که در رای شور است ملاقات کرد فرشته گفت هاجر کی نیز سارای از کجا می آیی و به کجا می روی هاجر گفت من از خانم خانم فرار کردم فرشته گفت برگرد و پیش خانم خاند برو و از او اطاعت کن سپس فرشته گفت من اولاده تو را آنقدر زیاد میکنم که هیچ کس نتواند آن را به شمارد تو پسره به دنیا می آوری و اسم او را اسمایل میگذاری زیرا خداون گریه تو را شونید که به تو ظلم شده است اما پسره تو مثل گرخر زندگی میکند او برزد همه و همه برزد او خوهند شد او جدا از همه برادران خود زندگی خواهد کرد هاجر از خود پرسید آیا من براستی خدا را دیدم و هنوز زنده ماندم بنابراین او نام خداوند را که با او صحبت کرده بود خدای که مرا میبیند گذاشت به این سبب است که مردم چاه را که در بین قادش و بارد واقع است چاه خدای که مرا میبیند نامیدند هاجر برای ابرام پسر زاید و اسم او را اسمایل گذاشت ابرام در این زمان هشتاد و شش سال داشت آمین خوب نوراها جان در اینجا ما میبینیم که سارای هاجر را مطابق رسم و رواج امو زمان به انوان یک زن نامناسب در اختیار شوهر خود ابرام قرار میده یعنی که زن اصلیش سارای بود و چون که اولاد نداشت دیگه کنیز خود را برش میده و زن شوهردار بی اولاد همیشه میگه نزد دیگرهای اخیر شمارده میشد و سارای هم مجبور میشه که هاجر را میگیره و برش میده تا یک وارز به دنیا بیارند و ابراهیم هم مطابق رسم و رواج امو زمان عمل میکنند خداوان به ابراهیم وعده داد درست است؟ اما اینا امو وعده خدا را یا فرموش کردند یا گفتند که خب البته سارای خودان سارای در اینجا بسیار اجلا میکنند بجزای که کار خدا عمل شد وعده خدا عمل شد به زندگیشان اجلا میکنند میگه البته من که نمیتوند امی که خدا گفتند برکت میتوند نسل تو را اتمن از یک کس دیگه شاید باشد برعکس شنیده ابراهیم هم در باور کردن وعده خدا مشکل داشت خلاصا آهان اگر ما واقعا وقت که به وعده خدا شکر کنیم این صد در صد مشکلات را برای ما بابار میارد ایمان داشتن به خداوند اما ایمانشان شاید زیب بوده باشد خداوند برشان گفته بودند برعکس شنیده بودند خداوند بعد از طریق کینیز ما بر ما اولاد میتوند یعنی وقت که ما خدا یک وعده را دریافت میکنیم باید که کاملا به اون وعده خدا باور کنیم شک نکنیم و انتظار داشته باشیم درست است آین شکل میبینیم که در باید سارا و ابرام مشکلات باوجود آمد مشکلات باوجود آمد دیگه گای اوقات تنها ما باید سبر کنیم درخت سبر بدیری بخته میشه میفهمین که وقت ما در سبر میباشیم زیر وسوسه زیاد قرار میگیریم آهان وسوسه باعث میشه که یک راه دیگر را پیش میگیریم آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد آمد