جان باب 7

  ۷ دقیقې ۴۹ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

یهانه فصل هفتم بعد از آن ایسا در جلیل مسافرت می‌کرد. او نمیخواست در یهودیه باشد. چون یهودیان قصد داشتند او را بکشند. همین که اید یهودیان یعنی اید خیمه‌ها نزدیک شد، برادران ایسا به او گفتند. اینجا را ترکن و به یهودیه برو، تا پیروان تو کارهایی را که می‌کنی بیبینند. کسی که می‌خواد مشهور شود، کارهای خود را به پنهانی انجام نمیدهد. تو که این کارها را می‌کنی، بگذار تمام دنیا ترا بیبینند. چون که برادرانش هم به او ایمان نداشتند، ایسا به اشان گفت. هنوز وقت من نرسیده است، اما برای شما هر وقت مناسب است. دنیا نمیتواند از شما متنفر باشد، اما از من نفرت دارد. زیرا من درباره آن شهادت می‌دهم که کارهایش بد است. شما برای این اید بروید، من فیلم نمیایم زیرا هنوز وقت من کاملا نرسیده است. ایسا این را به آنان گفت و در جلیل ماند. بعد از آن که برادرانش برای اید به اوروشلیم رفتند، خود ایسا نیز به آنجا رفت. ولی نه آشکارا بلکه پنهانی. یهودیان در ایام اید به دنبال اون می‌گشتند و می‌پرسیدند. او کجا هست؟ درمیان مردم در باره او گفتگوی زیاد وجود داشت. بعضی می‌گفتند. او آدم خوبی هست. و دیگران می‌گفتند. نه، او مردم را گمراه می‌سازند. اما به علت ترس از یهودیان، هیچ کس در باره او به طور واضحی چیز نمیگفت. در بین ای، ایسا به خانه خدا آمد و به تلم دادن پرداخت. یهودیان با تحجب می‌گفتند. این شخص کرگست تعلیم نیافت است، چگونه نوشته آرام می‌دانند؟ ایسا در جواب ایشان گفت. آنچه من تعلیم می‌دهم از خود من نیست، بلکه از طرف کسی هست که من را فرستاده هست. کسی که می‌خواهد اراده او را انجام دهد، خواهد دانست که تعلیم من از جانب خدا هست یا من فقط از خود سخن می‌گویم. هر که از خود سخن بگوید، طالب جاه و جلال برای خود می‌باشد. اما کسی که طالب جلال کسی باشد که او را فرستاده هست، آدمی هست صادق و در او ناراستی نیست. مگر موسا شریعت را به شما نداد، شریعت که هیچی اک از شما آن را عمل نمی کند. چرا می‌خواهید مرا بکشید؟ مردم در جواب گفتند. تو دیوانه هستی؟ که تو را می‌خواهید بکشید؟ ایسا جواب داد. من یک کار کردم و همه شما از آن تحجب کردید. موسا حکم مربوط به سنت را به شما داد، هرچند از موسا شروع نشد بلکه از اجداد قوم و شما در روز ثبت پسران خود را سنت می‌کنید. پس اگر پسران خود را در روز ثبت سنت می‌کنید تا شریعت موسا شکستن نشود. چرا به این دلیل که من در روز ثبت به ایک انسان سلامتی کامل و خشیدم بر من خشمگین شده اید؟ از روی ظاهر قضاوت نکنید بلکه در قضاوتهای خود با انصاف باشید. پس بعض از مردم اورشلین گفتند. هایا هین امان کسی نیست که می‌خواهند او را بکشند؟ ببینید، او در این جوابت اور آشکار صحبت می‌کند و آنها چیزی به اون نمیگویند. هایا وکمرانان ما واقعا قبول دارند که او مسیحی وعده شده است؟ با وجود این ما همه می‌دانیم که این مرد اهل کجاست اما وقت مسیح زهور کند ایچ کس نخواهد دانست که او اهل کجاست. از این رو وقتی ایسا در خانه خدا تعلیم می‌داد با صدای بلند گفت شما مرا می‌شناسید و می‌دانید که اهل کجا هستم ولی من به دلخواه خود نیامده ام زیرا کسی که مرا فرستاده است حق است و شما او را نمیشناسید اما من او را می‌شناسم زیرا از جانب او آمده ام و او مرا فرستاده است در این وقت آنها خواستند او را دزگیر کنند اما هیچ کس دست به طرف او تراث نکرد زیرا وقت او هنوز نرسیده بود ولی ایده زیاده به او ایمان آوردن و می‌گفتند فریسیان آنچه را که مردم در باره او به طور پنهانی می‌گفتند شنیدن پس آنها و سران کاهنان نگهبان را فرستادن تا ایسا را توقیف کنند آنگا ایسا گفت شما به دنبال من خواهید گشت اما مرا نخواهید یافت و به جایی که من خواهم بود شما نمیتوانید بیایید پس یهودیان به ایک دیگر گفتند او می‌گوید به دنبال من خواهید گشت اما مرا نخواهید یافت و به جایی که من خواهم بود شما نمیتوانید بیایید مقصد او از این عرف چیست؟ در آخرین روز که مهمترین روز اید بود ایسا استاد و با صدای بلند گفت اگر کسی تشنست پیش من بیاید و بنوشد چنان که کلام خدا می‌فرماید نهرهای آب زنده از درون آن کسی که بمن ایمان بیاورد این سخنان را در باره روح القدوس که می‌باید به مؤمنین او داده شود می‌گفت و چون هنوز ایسا جلال نیافته بود روح القدوس عطا نشده بود بسیاری از کسانی که این سخن را شنیدن گفتند دیگران گفتند و ایده هم گفتند و این ترتیب در باره او در میان جمعیت دو دستگی به وجود آمد ایده خواستند او را دزگیر کنند اما هیچکس به طرف او دست درست نکرد بعد از آن نگهبانان پیش سران کاهنان و پیروان فرقی فرسی برگشتند آنها از نگهبانان پرسیدند نگهبانان از نگهبانان پرسیدند چرا او را نیاوردید؟ نگهبانان جواب دادند فرسیان در جواب گفتند نکودموس که در شب به دیدن ایسا آمده بود و یکی از آنها بود از آنها پرسید در جواب با او گفتند