۳۰ دقیقې
۹ فبروري ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ دوست های میرمان گران و اوریدون کو سلام زه پیامیم چه لراژیو صدای زندگین دیو نوی پروگرام دیولانده کولو درپاره دی تاسه حضور تا حاضر شباییم دوست های میرمان من جاوید هستم، من هم به شما دوست ها سلام و اترام خود را تقدیم میکنم از خدا من میخوایم که با خانواده و دوستان تان سحت و سلامت باشید من با تیر صحبت که دی روژی نوول و پباره که خبری بکنیم دیر خلق کل چه عبادت کوی فکر کوی چه واقعی پا خدای دی دوی عبادت تا عرض ده و دی دوی عبادت یک احسان ده چه پر پا خدای باروی خدای قادر مطلق به عبادت و پرستش ما چی روزا و نماز باشه ویاعبادت و پرستش دیگه ایچ ایتیاج نداره ما مسیحا به خاطر ای خدای قادر مطلق عبادت و پرستش نمی کنیم که گویا گناه ما بخشیده شوی ویا در روز اصحاب کتاب پلیه سواب ما نظبت به پلیه گناه ما سنگین تر باشه بلکه ما به خاطر عبادت و پرستش خدای قادر مطلقه می کنیم که او ما را به انتها محبت کده و او ما را دوست داره پتیر دست که ما دی ایسای مسیح دیه او با ارزخت تعلیم ببارک هم خبری وکدی چه او فرمایی لیدی هر کلا چه تاس و روزا نسید دی ریاکاران و پشان زانون خفه مخکارا واید و گوی خبل مخونه زکه خفه مخکارا کوی چه خلق واید دوی روزا لرید ایسای مسیح بما تعلیم داده میگه اگر برای خدای قادر مطلق به روزا گرفتن او را عبادت می کنیم ضروری نیست که ما پیش مردم تظاهر به روزا گرفتن کنیم بخاطره که او روزا گرفتن ما را در هر حالت می بینه پس لازم نیست که به روزا گرفتن ویا کدام عبادت دیگه خود تظاهر کنیم او عبادت ما پیش خدا هیچ ارزش نداره چون وقته که ما برای نشاند دادن به مردم روزا می گریم ویا کدام عبادت دیگه می کنیم ما او عبادت را برای مردم می کنیم نه برای خدا در این صحبت پر ما یک بله دیر مهم موضوع انتخاب کرده حیله کنیم که به ما سره تر آخر دیگه صحبت ملگرچا وکده بله صحبت امروز ما در باره ایست که آیا ما باید بخاطر ضروریات زندگی مثل او و نان و کالا بسیار پریشان باشیم؟ آیا ایسای مسی در این باره با ما چی تعلیم داره؟ پیش ازی که به صحبت در این باره شروع کنیم آلام مثل گزشته یک قصر را از جهان ایوانات می شنویم مگه پدیر و مندو مندو دی لرلم لمخی نتیرشو اگه دیره پی بیرکیو لرلم چه حال تا چپ ناستو حتی اگه هیچ وندلید مگه زرزر دی اوگو غنمو پتولاولو بختشو چه بزگردی خاخیوهولو لپار راتون کردیو مگه پدیر بیره غنم تولاول ترچو کنبل پرنده یا حیوان را نشی او دا غنم دی خپل زان لپارا تول نکدی او دا وگی پاتی نشی اما لرلم هیچ بیره ندرلوده او آراما ناستو او خپل شا او خواهی خیلی نظر لانده لرله که کم ملخ او یا میاشه ورنزده که ده پر هگه باید حملک بوله او دی خپل خوراک لپارا باید لخبتای شکر کابو او هگه باید خورد لرلم که خپل خوراک خورد مگه تایی وویل ای مگه خوره تا دیره پریخانه او ورختاخ کاره آیا تا هیچ کل دیوکیارانو دا خبر نده آورده لی چه دی بیره کار پا آخر که ناکامی لری؟ مگه ورده زواب برکرد زه هیچ وقت نلرم زه هیچ وقت نلرم زه باید دا دانه تولی کردم ترچو چه زمیمه پخوکی تیر شی لرلم ورده وویل آیا پا خدای زمون ورزنی دوده نرکوی؟ زخو یواسی پا خدای تا انتظار کوم ترچو زما خوراک زما مخه تا راورده مگه یواشی با غل شوا دی دیره پارا که کم ناشنا آوازی تر بگو شو بیا زرزر دیگه نمو پتولاولو دومره پپریشانه او بیره بختش با چه هگه هیچ دی تا متواجه نشوا چه یو بل حیوان هم هگه تا پر دیر روخیارتیا او زیرقی دی نشدی کنیدو پا حال که ده مگه بیا یواشی با غل شوا چه واوری دی چیشی آواز دی هگه وگو تکی گی اما پا دی وقت که کار لکارا تیر شوی بود هگه دی زیرق مار زهرو بیحس کده او دی مار یوا ملی شوا لرلم چه دی تولی سحنه تا متواجه شده چه یوا شاید اوخوزید او زهانی لتیگی لند پت کرد لرلم پا دی وقت که لزهانا سر اوویل دی آینده لپاره بیزای پریخانی زمون سطرگی دی نن رزی دلی دو لپاره لندی کوی کمک ها حوخیارا وای پا دی پویده چه دی نن رزی پریخانی دی نن رزی لپاره کفایت کوی او دی آینده لپاره خدای محرابان ده دوستای محرابان شما قصه جالب موش و گشتم ها شنیدین ما و شما یک ذربل مسل داریم که میگیم مال موزی خوراک غازی موش بابچی ورخطایی بهرس مسروف جمکدن مال بود اما یک لقمه مار شد خدا میفهمه که گندم جمکدگی و خوراک ایکی شده باشه شیروندگان عزیز اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات نظرات و پیشنهادات داشته باشید میتوانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید 001-541-550-7131 گراناوردون که دی مال دی طول اولو لپاره هرس زمون سرگی دی دیرو حقایق و دلدونه رندی کوی مونگ دی پاکتای محبت و محبانی هی رو بود او صرف دیخپل زن لپاره فکر کوو مگه دیر حس ترلود چه زرزر دی گنم و دانه زن لپاره تولی کدی ترچو چه نور چو که وانخلی دی هگه دا بیزای هرس دی هگه سرگی پتی کده او دی هگه سرگی وخورد در خانه هر روز شام یک قصه بود پدر از کار خلاص می شد از راه از نانویی نان گرم می گرفت و او رو در پتوی خود پیچانده به خانه می آورد وقتی که او از دروازه خانه داخل اولی می شد بوی نان گرم به مشام اولاداش می رسید و اونا را به یاد پدرشان می انداخت که الی با نان گرم به خانه رسیده اولاداش هیچ فکر هم نمی کدن که یک روز پدرشان بدون نان گرم به خانه بیاید اما یک روز جفای روزگار هر چیزه تغییر داد در او روز پدر هیچ به خانه پس نمی آمد او روز برای تمام خانواده واقعا یک روز سیاه بود کلانهای خانه نارام بودند و با یک دیگه بایستگیه پچپچ کده گرم می زدند تفلاه فکر می کدند که بوی خوش نان گرمه شمال امراه خود به جاهای دور برده و دیگه هیچوقت به بینی اونا نخواد رسید اما اونا نمی فامیدن که با یک روز سیاه زندگی پایان نمی افه و روزهای خوش هم آمدنی است ممکن برادر کلان و یا کاکا و یا کسی دیگه ناناور خانواده شوه اما یکیز کاملا واضحی است ای خدای قادر مطلق پدر آسمانی ماست که هم در روزهای خوب و هم در روزهای بد به فکر ما است و به ما نانا می ته در درس امروز می بینیم که ایسای مسیح پیروهای خود را تشویق میکنه که به خدا توکر کنن و در باره آینده تشویش نکنن اما باز وقت ای بسیار مشکل است که ما در باره آینده تشویش نکنیم خصوصا که ما روزهای بسیار بده هم تیر کده باشیم اما هر وقت که بوی خوش نانگرم به بینی ما می رسه لازم است که یک قطع بخاطر خود بیاوریم که خدای قادر مطلق که پدر آسمانی ما است همیشه امراه ما است و ما رو هیچوقت تنان نمی مانه گران و عزیزانو از یک اعلان آورو دی اعلان دی آوریدون اوروستا بیا دی تاسو خدمت تا حاضری بود گران و آوریدون کو تاسو که زمون دیخ پروانو به حق لا پختنه نظریه او یا اولاندیزونه لرهی کوالای شی پدی تیلفون نمبر لمون سر اردیکی ونی سی 001541550 و 131 دوستای مهربان آل فرموده های ایسای مسیره از فصل شش انجیل مطاق از آیات بیست پنج تا سی و چار با شما میخانیم زی که زی تاسو تا وایم چه دیخ پل جوان در پاره دی خوراک، چخاک، پریخانی پریخ دهی او دی زان دی پتولو در پاره دی جامعه غم مکوی آیا جوان دی خوراک، او چخاک نه، او وجود دی جامعه نه افضل ندهی؟ دی هوا مرغانو تا بگوری دوی نوخو کری او نی ری بی او نی پا گودامونو که جمع کوی خب بیا هم ستاسو آسمانی پلار او گوی تا رزق برکوی تاسو دی مرغانونا دیر اهمیت لرهی پتاسه که داست چوکشته چه اگه پا اندیخنو خپل جوان یک ساعت قدر زیاد کردی؟ بیا دی جامعه اندیخنه دی چه در پاره؟ لگ فکر خب وکدی چه سوسند چنگه پا دوکی را دکی گی او گوی نوخو کار کوی او نوی خی خب بیا هم زدتاسو تا دا وایم چه دی سلیمان سره در طول دب دبی دی دوی پشان جامعه نوی اغستره که چیره خدای اگه واقعو چه ننشتا او سبا پا تدور که سوزوله شی و گوی تا دا رنگ جامعه اغستره شی نو اگه با تاسو بی جامع ساتی که چه؟ ستاسو عقیده چوب رکم زوری دی؟ نو دا اندیخنه مکنوی چه چب وخرو یا چب وچخو یا چب آگوندو به دی تولو چیزونو پسی نور قومونه ازگلی زکه ستاسو آسمانی پلار پوهیگی چه تاسو دی شایانو تا حاجت لری تاسو دی هرچنه اول دی خدای دی پادشاهی او دی هقه دی ریختنولی لطون کوی نور هرچ چبا تاسو پخپلا حاصل کلای شی زکه دی سبا غم مکنوی دی سبا غم دی سبا دی پاره دی نه نه نی غم دی نه دی پاره کافی دی شنویندهی عزیز آیا یسای مسی با دیدن به طرف پردنگان چی درسه بامو میده؟ کل از چه مونگ مرغانو تا گورو چه هیچ یوی هم للوگه نمری نو لازمه ده چه مونگ هم دی آینده دی پاره دیر تشویش بو نکو دا سمه ده چه مونگ باید زحمت بکاگو و اخپل جوان پتنبلهی تیر نکدو اما دا هم ضروری نزده چه دی آینده اندیخنی زمون جوان را تریخ کردی وقت که خدای قادر مطلق روزی پرندگان با وقتش برای مونا میده ما انسانها که خدا ما را اشرف مخلوقات خلق کده خدا روزی ما را هم اتمن بما میده ما برای خدا نظبر به پرندگان بسیار عرضش داریم و او با فکر نان روزانه ما هست یه اول سوال هم پیدا که ای که آیا کم خلق در جامعه و روزی پر دیر تشویش کوی؟ او کسایی که برای آینده خود بسیار پریشان هستن و به حرس زیاد به فکر جمع کدن مال برای آینده هستن که اونا به خدا اعتماد و باور ندارن اونا به وضع خدا زیادتر سر زور و بازوی خود اتقام میکنن اونا به یقین هستن که خدا چی میکنه؟ ای ما هستم که به زحمت خود نان خود را پیدا میکنم که من ایمان بودم که پا خدای زمون پر فکر که ده و اگه هیچ وقت من یوازه نپریگدی من در مال در چولولو زیاد حرس نکنم در مال لپر حرس در ایمان کمزوری لویا نخدا ما فرموده های عیسای مسیر را پیشتر به شما خاندیم عیسای مسیر بما وعده کده که پدر آسمانی ما اتیاجات ما را برا ارده میسازد اما سوال پیدا میشه که ما حول باید چی کنیم تا پدر آسمانی ما اتیاجات ما را برا ارده بسازد که تا سو گران اوریدون که بزیر سر عیسای مسیر هقه تعالیم که من وقتی تا سو تا ولوست ولولی تا سو کواله شدی ده سوال تا درست زواب پیدا کردی که تا سو خواهده چه خبل زواب لمنگ سر شدی کردی تا سو کواله شدی که دی تیلیفون او یا دی ایمیل لانه لمنگ سر علیه که ونستی مونخ پلی پته دی دی پروگرام پلل که تا سو تا ابرو شنوینده عزیز هگه حال شما کدام تشویش در باره آینده تان دارین شما میتونین همین حال پیش خدا زانو بزنین و با توکل کدن به خدا او را به حضور خود بیارین ایتمینان داشته باشین که خدا حتما از شما غم خوری میکنه راسی دعا بکنیم ای زمون گران آسمانی پلار تا زمون خالقیه تا لمنگ سر دی محبت لره منگ واده که تا اراده زمون پر جواند که عملی شی و منگ واده که اخپل تول جواند که تا پلار روان شو منخ پل تول اندک نی که دی اخپل آینده لپارای لرو تا حضور تا ودانده کوو حیله کووی که منگ دی اندک نو نخلاص کرده و منگ تا آرامی او ایتمینان راو بخشی آمین گرانو آوریدون کو لاره دیره کمسوری بود یک خواه غر لکه دیوال با لار بود او بلخواه گرنگ چه آخریه نخ کارکیده حواه هم تیارکیده او شپه رانشدی بود مسافر چه پدی لاره روان بود نپوهیده چه لدی خطرناک زایه به تیشی او کنه پدی وقتی واوری هم پاوریدو پیلو کرد لاره دیره کنگل شو او موتر نشو کوالایی چه مخ که لاشی دیر سول بعد هم راوالود او حواه دیر صدق را چه طاقت بکنه کیده مسافر چه پندیکنو که غرق بود نپوهیده چه چگو کردی به دیو وقتی یو کمزوری رنای ولی ده چه دیخه خواه تا را روان واد او یو آوازی هم تر وگو شود سلام روره ما ته للری ولی ده ته پوهیده چه حواه پتیارو کیدوده ته باید زان لپار یو پناگا پیدا کردی که ننو ته ننشپا لیخه بری اوست ده تنگی کنگل شوی ته نشوی کوالای مختلاش شی او زه هم تا سر هید مرست نشم کوالای سبا کوشش کوم چه یو لاره پیدا کردم او دل تراشم او تا سر مرست وکدم اوست چه چی زی درتو باییم ته پوهیده عملو کده چیر تا چه تا ولالیه ترشان لاند یو غارده که دی سلک پر غاره کینه اوزان کتا وخو زوی دی غار خوله تا رسیگی مسافر فکر کنو چی بکنی اوزان سرایی بویید آیا زی که ولاشم دی دی سری چه مخیه هم خنق کاری باور وکدم تا سری خود پر ما مسخیری نکویی چه کلا زی کتا وغر زیدم پر ما وخاندی زی چنگه پر حقیقی اعتماد بکم مسافر حقیقی سری تا چه دی حقیقی دی نجات بکن که پشکل که حقیقی تا را غاره یو بجک آواز غگو کرد زی چرنگه پوشم چه تا دا خبره زمان پخیر کرده تا لحق غاره چه خبریه لحقه خواه برتو بویید تا زمان میلمایی چه هیچ کلا دی تا پر بد و روادار نیم زی لولک توپ دی دره که شپون بوم ما تا دی دید دره هر شی معلوم دی ما هم دیر زیلا دی سختوی پر وقت که دی غار تا پناه بودی مسافر چه لحق موتر کتا شوی بود دی باران و باور اوبه دی هگه لسادر تیر شوی بود او طول کالیه لامده کدی بود هگه بلا هیچ لاره ندرلوده او زرن نازره پر تیاره که زانی کتا وغرزا بود سهار دی وقت دی چالاس هگه مسافر لخوب راوی کرد کله چه هگه پرپل زای که کین هست هگه نعاشنا دوست یوه دی شدود چای گرم پیاله دی هگه مخت که خوده آیا باز وقت زندگی ما هم به این شکل نیست؟ ده هین ناومیدی و پریشانی خدا به داد ما رسیده و ما را از مشکلات نجات داده وقت که ما چشمپود به خداها اعتماد میکنیم و این مثل ای که خود را دستیاچای ناملوم می اندازیم اما او به خیر ما می باشه در کتاب مقدس می خانیم از دل جان بر خداونت توکل کن و بر حقل خود تکیمه کن در تمام کارهایت خداونت را به خاطر داشته باش و او رایت را راست می گرداند آیا امکان داری چکل زمون خضاوت اشتباهوی؟ آیا دی خدای پلانونا چکل اشتباهوی؟ آیا تاسه دی داسه شی نوم اخسته لیشی چه هگه دی خدای دی اراده مخنوی کبه لیشی؟ دوستای می روان وقتی که عمر خلیفه ای اسلام پایتخت فارس را فته کرد یشوعاب مطمئن بود که رابطه مسلمتامیزه با اکمرانان مسلمان خواد داشت و در او وقت یشوعاب در فارس یک آدم شناخته شده بود چون او در مذاکر کردن بین حکومت و گروه های مذهبی مارت خاص داشت برالا و در زمان یشوعاب بود که مسیان برای اولین بار پیام انجیل را به کشور چین رساندن چار ست سال پیش از امروز یک لحوثنگ کلان در چین کشف شد قصه آمدن ایمان مسیح به چین در ای لحوثنگ نوشته شده بود علما یه تاریخ نوشته شدن ای لحوثنگ را ودود سالهای هفصد ملادی تعین کردن سی سد و پنجا سال بعد ازی که اولین پیام ایمان مسیح به چین رسید ای لحوثنگ نوشته شده است سالها ای لحوه تاریخی زیر گرد خاک زمانم مانده بود و شهادتی که در اون نوشته شده بود او هم فراموش شد مثل ای لحوه سنگی کلیسای آسیا هم در یک زمان بسیار رونق داشت از رونق ماند و از هم پاشید تعداد مسیان از فارس تا چین به مرور زمان کم شده و کم شده رفت اما از دو ست سال پیش یعنی زمان هنری مارتین به ای طرف تعداد پیروان یسای مسی از کشورهای مختلف خانه های خود را ترک کردند تا نور مسی را دوباره در آسیا که جای تولد یسای مسی هم است برای شان برسانند آله جای که کلیسا بسیار خوب در حال رشد است او کشور چین است است واقع داری یک قصه دی چین در کلیسا واجبن نیه که دی چین دی کلیسا مشروع دی خبلجبند آخریش پی برزی که پس زندان که تیره ولی ولی کل دی نروغی پپالنگ پروتیم اما بیا هم پخبلجبند که دیر خواهیم دی کلیسا دا مشروع مشروع آله جای که آتش پی تا کلان بود زندانی شود آو شل کاله پا زندان که تیر کرده تر سو حال تا مرد شود اگه پا کال 1952 سوی که دی کمیونستی رجیم لخوا دی دی پخواتر چی کشیش او دی کلیسا معلم بود زندانی شود کلی چی واجبن نیه تازه پا یسای مسی ایمان را وله بود اگه دی خواهی مسی ای کتابون دلبستود لپردیر وگه بود ویلکیگی چی اگه تر دریز ذرن هم دیر کتابون ولبستد اگه یک لوی متفکر انسان هم بود و دیر کتابون هم ولی کند دی اگه هقه کتاب چی مسی ای آدی جوان پنامه یادیگی تر تولو دیر مشکور کتاب دهید اما واچمن تر تولو زیاده را لهو کلیساگانو سر دیر مینه درلوده چی پخپله پرانستی بود اگه به دی باور درلود چی په هر خار و کلیگی باید صرف یک رقم کلیسا موجود بید اگه هیچ کلا دا نگفتل چی مسیحیان و کلیساغانی سر جدا شید اگه به دی عقیده بود چی صرف یک قسم دی ایسای مسی کلیساش ده او دی ایسای مسی تول پیروان به هقی باید جوان وکدی واچمن پر خبرو کولو که دیر استعداد درلود پر دی خاطر هگه دیر شورتو مند او دیر ملکو نتای سفر هم وکل دیر خلقو گفتل چی هگه برتا چند تلال نشی او دی دوی پر ملک که پاتشی کلا چی هگه پر هانگ کانگ کی بود خلقو اور تا ویل چی هل تا پاتشی او بیرون دی خپلو خلقو خدمت وکدی اما واچمن اوگو تا ویل داست فکر وکدی چی یو مور وینی چی دی هگه کر پر اور که سوزی دود او لمبیهی لکلکویو پرتکیگی هگه طاقت که ولایشی چی کر تا ورن نوزی او خپل بچانو تا نجات ورن کدی زه هم گوردم که برت چین تا لارشم او دی خپلو عزیزانو سر یو زیبو بوستم روست تل دی خبرو واچمن دیر زر برت چین تستون شو او دیر زر زندانی شو هگه که شلک کاله پر زندان که بود یوازی دی هگه میرمن اجازه در لوده چیل هگه سر وگوری واچمن دی جون تر وستی سلگی پوری پر خپل ایمان وفادا را پاتش شو پا اقتای هم لهگه سر وفادا را پاتش شو او دی هگه عارضوگانو تای مصبت زواب ور کرد کله چه واچمن پر نوله سو و دوپنزوسم کال که زندانی کیده دییسای مسیح پیروان پر چین که یوازی یه ملیون بود اما اوست سل ملیون مسیحیان پر چین که جوان کوید واچمن رحبر مسیحی چینی برای غمهای دنیا تشویش نمیکد او باید منان به خدا توکل میکد چون به خدا توکل کامل داشت از این خاطر او تانست که اتا در آخر عمر خود باوجود که در زندان هم بود گفت در قلب خود خوش میباشم هگه آیت لکتاب مقدس ناچیپو دیه هفته که باید لیاد کنو هگه دا آیت دهی آنان که نام تو را مشناسند به تو توکل میکنند زیرا تو ای خداوند کسان را که جویای تو هستند ترک نکرده ای زبور نو آیت دوام چوک چه تا پیجنی به تا باور کوی لدی که بلا ای خدای چوک چه تا گواری او گوی تا یوازی ندی بریخی نهم زبور لسم آیت دوستان میرون صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی بپایان میرسانیم تا ملاقات دیگر پناهیتان به خدا پاکتای دی همیشه لطاس و سراوی دردل و در جان من هستی من و دنیا همه رو دارم گره شدی اگر یه لحظه از تو دور شدم همه هم کوش دار مون دار شدم اگر تو یاد نمانی از باد از کوشی هیچ دیگر فار نشدم اگر یه لحظه از تو دور شدم همه هم کوش دار مون دار شدم اگر تو یاد نمانی از باد از کوشی هیچ دیگر فار نشدم که تو عمان مونی که تو سردار منی که تو غم پار منی تو خدایم که تو عمان مونی که تو سردار منی که تو غم پار منی تو خدایم لست تو عمان من هستی من به دنیا همه ها دارم استعد و امان من هستی من به دنیا همه ها دارم دردل و در جان من هستی من به دنیا همه را دارم دردل و در جان من هستی من به دنیا همه را دارم موسیقی موسیقی موسیقی شنویندهی عزیز ما از راژیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم راژیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام راژیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر به انترنت دست رسیدارین می تانین به این آدرست بما ایمیل نوشته کنین روشن روشن خدا حافظ شما