یو بل سره د وخت تیرول

  ۶ دقیقې ۴۵ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موسیقی به نظر شما زندگی چی است؟ خوشی است؟ غم است؟ محبت است؟ نفرت است؟ احترام است؟ تحمل است؟ با دیدن سریال آشیانه مهر شما پاسخ این سوال دریافت خواهید کرد. توجه بکنین اگر یک بچه بعد از آروسی کردن به خواهی با خانم خود امرای پدر و مادر و یا خوار و برادر خود زندگی کنه، این کدوم کار خراب نیست. بزرگها بسیار توقع دارن. خوارا و برادرهای خود بسیار خوش می باشن که در خوشی و غم با هم شریک باشن. اما در این رابطه خانوادگی فرموش کردن این گب هم خوب نیست که همراه بچه آروسی شده یک شریک زندگی هم است. هر دوی اونا بر علاوه دیگرها بکی دیگی خود هم ظاروت دارن. اگر نه باز این قسم خواد شد. بگید این چای تیار است. نکتایی سبیلمانده ای جور نمیشه. نکتایی هال درست میشه اما شما. فهمیدم که خودت آمدی سیده شدم. آهان راست میگی. منیر بچه ایم. بله مدر جان. یک گفت ضروری یادم آمد. گفت منو بشنم. اینجا بیا. بیا بچه ایم. بیا نیست. چای ناز گرم است. پردم برد. چای هم از دستای خودت. به به. منیر بچه ایم یک دفعه اینجا بیا. آمدم پدر جان. چای یخ میشه. حیره زود میایم. من رفتم. چای نمیخورید؟ نه نمیشه. پدر جان برای گرفتن تقاوت خود میره. اون را میرسنم. با سرکار میرم. اگر بیشینم دیر میشه. حدافز. شما با سه تنها تبدیل کنین. من نانه گرم. نه نادره. چند دوست قدیمی پدر جان او را در بانک دیدن. اونا پدر جان برای نان هستن. حالا او تنها رفته نمیتونه. مالم دار. من باید او را برسنم. قرهونیستی نه؟ بخواد چی؟ تو برو. چی گفت؟ قرهستی؟ بیبی مونیر، یه خوب است که ما امرای فامیلتی یکجای زندگی میکنیم. خدمت کدن بزرگام وظیفه ماست. اما اونا هم وظیفه دارن. که یکان وقت بما موقع بتن که تنها گفت بزنیم. چه قسم گفت؟ صدا گفت است. که یک زن میتونه سر و شوارخون بگوید. ما چای صبانه هر تنها خوردن نمیتونیم. یک جای نان خوردن نمیتونیم. ما خودت بتنهایی ویرو رفتن نمیتونیم. هر وقت که میخوایم امرایت گفت بزنم، یا پدرت صدایت میکنه، یا مادرت. خودتان صحیح میکنی. اما من دیگه بار فکرم نکردم. من اشتباه کردم. این وظیفه ماست که من خودتان وه جدا کنم. صبا رخصتی است. صبا ببینی که من چی میخوام. صبا رو چی کنم؟ صبا باید خانه بیادر کلانت بریم. چی میشه دیگه؟ صبا ببینی. میبینیم. صبا اینا چی میکنن؟ بریم مادرت. نادره نمیره؟ چطور نمیره مادرت؟ خود صداش که دیگه نی؟ من پشت روی میشینم. آهان، من هم امرای شما میرم. نه، پدرجان. شما امرای مادرم بیشینین و امرای من سر موترسکل میریم. چرا؟ ما باید در جای دوگاه هم بریم. آهان، خیلی من هم که شما میرم. نه، مادر. شما مساقیمن خانه بیادرجان برین و برش بگوین ما و نادره دو ساعت بعد بیاریم. اوه، دو ساعت؟ شما کجا چکر میزنین و هم بدون ما؟ اوه، مادر. شما لطفا بیشینین. بیشین. برو بخشید. به طرف شید. به قول علام اقبال برش خوب نزدیک دل باشد. پاسبان اقل. لیکن یکان زمان بگذار به حال خود. شما هم لطفا کم از کم هفته دو بار با خانمتان به تنهای وقت خود را اختصاص بدین. به ای قسم گفت هایی که در دل تانست به بارود تبدیل نمیشه. به محبت تبدیل میشه. ای قسم مجالس بین تان دلپذیل میباشن. که صرف شما و خانمتان باشین. ای ضرورت وقت هم است و حق خانم شما هم و هم بر صحت تانم خوب است. و بالاتر از همه یکی از راهای آرام نگاه داشتن خانم هم است. دوستهای میرون اکنون لطفا شما کمه در باره بیتر ساختن زندگی زناشوهری و فامیلی تان فکر کنین. آیا در فامیل ما جوره های عروسی کده میتونن بتنهایی بین خود وقت تر کنن؟