په ټولنه کې ځوانان

  ۵۸ دقیقې

  ۱ نومبر ۲۰۱۳

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موسیقی برای ازدویج برای موسیقی برای ازدویج موسیقی برای ازدویج برای موسیقی برای ازدویج در مورد رازهای مهم زندگی ساحبت می کند به نام خداوند رحیم و مهربان به برنامه امروزی راز زندگی خوش آمدین سلام های مرا بپذیرین امیدوار استم که هر کدام تان خوش جور و سرحال باشین و برنامه مرا تا آخر تماشا کنین دوست های عزیز من به نوبی خود سلام های گرم و سمیمانه با شما تقدم میکنم در هر کجای دنیا که هستین آرزوی ما و دعای ما همینه است که شما با خانواده های تان خوش و سرحال باشین و ازی که با ما تماس تلیفونی گرفتین پیام فرستادین و مسکال دادین از شما جهان سفاس امیدوار استم همیشه با ما با تماس باشین اگر درخواست دعا داشته باشین اگر میخواستین سوال داشته باشین ما کشم میکنیم که به موقعش بر شما تلیفون بکنیم و با شما تماس بگیریم و با شما صحبت بکنیم بله دوستان نخوست هستم و میخوایم که پیروزی تیم فوتبال افغانستان در جاب جنوب آسیا به تمام هموطنهای خود به جوانهای خود تبریک بگویم این واقعا افتخار تمام کشور ما است ما در فیسبوک یک شعر را شعر است یا یک متن را از سمی حامد خاندم که در این مورد نشرت کردن و میخوایم امور را با شما هم یک جای بخانیم نشته میکنه عبدالله تکسیوان استم آشق تیم ملی فوتبال افغانستان استم ما پیروز میشویم اگر بهانجو و منفیباف نباشیم کسی برای ما فرصت نمیدهد اگر ما خود فرصت ساز نشوید چه کسی صدای ما میشنود اگر آواز نشوید از بازیگران فوتبال یاد بگیریم افتادن و دوباره برخواستن را با هم بودن برای خود و وطن را قهرمان فقط کسی نیست که برنده شود کسی از که بازنده هم شود ناومده نشود بیشتر کار کند برای پیروزی باز هم پیکار کند عبدالله تکسیوان داد میزند که ناومدهی بس از فریاد میزند که اینقدر هردم شهیدی بس از واقعا امروز نه تنها عبدالله تکسیوان بلکه اکثریت جوانای sowمردم امروز داد میزندکه ناومدهی بس از امروز ما باید امید پیدا کنیم مردم ما امید و آرزو پیدا کنند و فریاد همگی میزند هردم شهیدی بس از ما تا واقعا دست خود با دیگرها دراست کنیم که اونا چیز با ما بدند و همیشه ما میتونیم از خداوند بخواییم که خداوند با ما امید بده خداوند با ما همو جواب آرزوهای ما را بده ولی دوست عزیز واقعا از پند از بزرگا هست که میگن در زندگی افتادن زیاد است اما مهم ایست که هر باری که ما مفتیم دوباره استاد شویم اگر ای که افتادیم و دیگر هیچ بلند نشیم استاد نشیم و ناومد بانیم ای مشکل کلان است ولی اگر بخواییم با کمک خداوند ما شما میتونیم که در هر افتادن زندگی دوباره استاد شویم و بپای خود استوار باشیم وقعا ترقی کنیم و پیشرفت کنیم و دیگر ناومد نباشیم بلکه به خداوند توکل کنیم تا خداوند واقعا ما شما را سرفراز بسازه ولی ما تا چند لحظه دیگر شاید ما شما بیبینیم یک دعای پرستشی را ولی خوب است که پیش از این دعای پرستشی را بینیم که ما از خداوند بخواییم که قلب های ما را لمس کنه قلب ما را آرامش بته دعای پرستشی را نرم بسازه که ما در برنامه خود از کلام خدا یاد خواد کردیم و که کلام خدا واقعا در قلب ما بشینه و به اون ایمان بیاریم به اون همیشه توکل کنیم و دوستا واقعا این دعای پرستشی پیش از این که ما شما بیبینیم و بشنیم ما میخواییم که همه ما آماده بسازیم قلب های خدا قلب های خداوند باز کنیم و خداوند امید ما است بیاین دوستا با همه یک جای این دعای پرستشی را ببینیم و بشنویم با ما باشین تا چند لحظه دیگر مسکینان این را میشنوند و خوشحال میشوند بیایید خداوند را تمجید کنیم و با هم نام و را ستایش کنیم خداوند را طلبیدم و او مرا اجابت فرمود و از قید جمی ترسهایم آزاد کرد آنهایی که بسوی و نظر می کنند منور می گردند و هرگز خجل نخواهند شد این حقیر فریاد براورد و خداوند او را شنید و او را از همه سختی هایش نجات داد فرشتا فرشتای خداوند گردا گرد مردم خدا ترس هست او اشان را محافظت کرده و می رهانه بچشید و بیبینید که خداوند نیکه است خوشا با حال کسی که با او پناه می برد ای مقدسین خداوند از او بترسید زیرا شخص خدا ترس محتاج به هیچ چیز نمی باشد شیرها نیازمند و گرست نمی گردند اما کسانی که جویای خداوند هستند از هیچ نیمت نیک و ببهرن نمی باشند ای فرزندان بیایید و بمن گوش بدهید تا به شما درس خدا ترسی را بیاموزم آیا آرزومند زندگی هستی و دوست داری که عمر طولانی داشته باشی تا سعادت و نیکویی را بیبینی پس خود را از بدی و لبهایت را از سخنان فریبنده نگاه دار از شرارت دورین ما و نیکویی کن جویای صلح باش و جهت برقراری آن کوشش نما شما بینده برنامه را زندگی هستیم اما تو که در آغاز گفتیم شاید بسیار از آمادانهای ما خوش باشند بخاطر پیروزی تیم ملی فوتبال افغانستان و شاید هم بعضی از آمادانهای ما مشکلاتی داشته باشند ناومدی در زندگی خود داشته باشند یا مریضی در خانواده شان باشند یا در بین رفیقای شان دوستای شان یا کار نداشته باشند یا پول نداشته باشند بیاین دوستان کلام خدا مراجعه کنیم کلام خدا چی میگه اگر کار نداریم اگر پول نداریم اگر مریضی در خانواده شان ما باید معیوست نشیم بیاین ببینیم خداوند از طریق کلام خود چی گفته با ما در اینجا در کلام خداوند ایسای مسیح میگه بخواهید به شما داده خواهد شد بجوهید پیدا خواهید کرد بکوبید در بروی تان باز خواهد شد چون هر که بخواهد به دست می آورد و هر که بجوهید پیدا می کند و هر که بکوبید در برویش باز می شد آیا کسی در میان شما هست که وقت پسرش از او نان بخواهد سنگی به او بدهد و یا وقت مایی می خواهد ماری در دستش بگذارد پس اگر شما که انسانهای گناهکاری هستید میدانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید چقدر بیشتر پدر آسمانی شما چیزهای نیکو را با انهایی که از او تقاضا می کنند اطاع خواهد فرمود با دیگران همون طور رفتار کنید که می خواهید انها با شما رفتار کنند این هست خلاصه طورات و نوشته های انبیاء بله دوستا اینجا ببینید ایسای مسیب ما درست می کند میگه که ما انسان و همه انسانها در دنیا گناهکار هستند ولی ما انسان های گناهکار وقتی ما میخواییم با اولاد خود ایک چیز را بدم ایچ وقت با اون چیز بعد را نمیتونم ایک چیز خوب را میخواییم بدم یک نان خوب را یا کالای خوب را یک جای خوب میخواییم ببرم
درستان ها که وقتی یه قدر گناهکار هستیم این کارها رو می کنیم چه قدر پدر آسمانی ما خداوند چه قدر او می خواهی که چیزهای خوب را بما بده اما شرطش در این است که ما چی کنیم در اول می گه بخواهید به شما داده خواه شد بجوید پیدا خواهید کرد ما باید چی کنیم بخواهیم از خداوند همه تو که ما شما در مثل می گیم جوینده یا بنده هست خلاصی کلام خدا امی هست بله دست های عزیز چندش در آغاز خوانده ایم که خداوند می خواهی از ما شما که بجویم و جسو جو کنیم و خداوند از ایش درخواست کنیم تا خداوند این چیزهای نیکو و خوب را بر همه ما شما بده در این قسمت پرگرام ما سرود زیبای را بر شما انتخاب کردیم که امید از شما زود لذت ببرین و واقعا باید آرامش روح و فکر شما شده ولی دست ها پیش از این سرود را ما بشنیم ما باید بگویم که بعض اوقات بر ما شاید امی مسئله از این که شاید بعض دست های ما بگوین که ما چطور بخواییم ویایی که بگوین چطور بجوییم این بسیار ساده هست ما فقط با بسیار قلب نرم قلب باز ما باید به خداوند آکنیم که خداوند تو مارا کمک کو خداوند تو در زندگی ما باش خداوند تو با ما برکت بدی خداوند تو مارا کمک کو در این مشکلات ما در اگر مریضی داریم یا اگر نا امید هستیم بگوییم خداوند تو با ما امید بدی و خداوند همیشه حاضر هست امتحان در کلام خدا خواندیم که با ما چیز های خوب را ببخشه و خداوند هم این کار را می کند امتحان در زندگی ما کرده و ما اعتمید داریم که در زندگی هر کدام شما بیاین دوستا بریم و این آهنگ بسیار خوب را با هم ببینیم و بشنویم و از این آهنگ لذت ببریم و همچنان همیشه از خداوند بخواییم تا ما را برکت بده و از خداوند بخواییم تا مریضی های ما را شفا بده دوستا با ما باشین تا چند لحظه دیگر این آهنگ با شما تقدیم می شه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شما بینده برنامه راز زندگی هستین و میخوایم بر چند لحظه در باره جوانا صحبت کنیم گرچه همه ما شما جوان هستیم ولی به هر حال جوانا یعنی مقصد کسایی که بین سن 14، 15 و تا 25 قرار دارن میگن فاروق یک جوانی هست که نو از دانشگاه فارغ شده و دیگر جای دیگر اداره دولتی منحیص مامور مقرر شده فاروق بسیار آدم پر کار هست پر تلاش هست میخوای چیزهای نوی ریاد بگره بعض اوقات بعد ساعت 4 بجم در دفتر خود کار میکنه و ای اک روز تصادفا به دفتر مدیر خود میدره و میبینه که در سر دفتر مدیرش همه دوستی ها گد و ود هست و چیز پیدا نمیشه بسیار حالت بد هست و ای یک دوستی ها را باز میکنه میبینه که درخواست های مردم هست هریز های مردم هست یک دوستی دگر را باز میکنه میبینه که ورقه هایی هست که باید پیش رئیس میره و ای بسیار پیش خود چی میشه اما مدیرش بسیار که یک گفت میشند بسیار سرش قار میشه میگه نه به تو هیچ غرض نیست ای دفتر خودم هست ای کار خودم هست و سر فاروق بسیار قار میشه فاروق گرچه اینا آمید میشه ولی سوال در اینجا است که چرا مدیر فاروق سر فاروق که یک جوان بسیار پر کار هست پر تلاش هست و نه وز دانشگاه فاروق شده چرا قار شده سر از ای جوان ولی شاید جان امروز جوان های ما شکر از خداهان که در مسائل سیاسی و اجتماعی سهم دارن و فاول هستن و درس میخوانند تحصیل میکنند امروز جوان هایی که تحصیل کرده هستند در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی کشور ما تصمیم میگیرند و بحث های کلانه را برام اندازن دو تیم میشند و بر پانزه و بیس دقیقه با هم جربحص میکنند و تقریبا برقابت میپردازند از سوال های هم که اگر مثال بدیم امروز مسائل داغ سیاسی کشور ما مسئل موجودیت قوائی ناتو هست که سر از ای جربحص میکنند میکنند آیا قوائی ناتو در افغانستان باشه یا نه باشه و یکی مسائل اجتماعی مثلا میگه به خانم ها چقدر حق و حقوق داده شده آیا ایک خانم جازه داره که رانندگی کنه یا درایبری کنه و مسائل دگیر سرش جربحص میکنند که ای واقعا جای خوشی هست و باید بگویم که از ای جربحص ها جوانای ما هم چیزهای خوب را یاد میگیرند و هم در ای جربحص ها چیزهای را گوش میکنند و امو تجربه های خود با هم شریک میشند بله دوسته ای بسیار کار خوبه هست ولی سوال در اینجا هست که از یک طرف ما ایده ایم که مدیر فاروق اصابانی شد شاید احست میبرد شاید حسرت میبرد و از طرف دیگرم جوانای ما میخوایید در هر بخشی از جامعه آنها سه هم داشته باشند حتی دیبیت کنند یا بحث کنند و اینا بسیار خوب هست میخواییم در این لحظه با همه دوست ها بیاین که یک جای یک شعر بسیار خوب را ما شما ببینیم و بشنویم و با ما باشین ما دوبارا بر میگردیم درختان را زمیوه باز بشناس که بیدست یا که سروی ناز بشناس چپارا میگذاری تو براه کجا چا هست و دستنداز بشناس دراخر میشناسی نیک و بد را چی سود آخر هم از آغاز بشناس مراو هر گز و دنبال هر آواز تو اول صاحب آواز بشناس اگر بال و پری داری هنر نیست کجا باید کنی پرواز بشناس تو در باغ عدبگر باغ بانیم
تو در باغ عدبگر باغ بانی، درخت میوه ممتاز بشناس. اگر درد دلت گردی در یا، بیا و ساحل ابراز بشناس. دهت میوه درخت آسمانی، شما را جاویدانی راز بشناس. کلام حق به سنگارت برون گل، کلام حق به سنگارت برون گل، حقیقت را از این ایجاز بشناس. برنامه را زندگی استید و در این قسمت برنامه ما در مورد جوان ها صحبت می کنیم. وقتی ما با یک دفتر دولتی یا دفتر شخصی هم وقتی ما میریم، همیشه دو گروپ از مردم را میبینیم. یا جوان ها را میبینیم، کسایی که بسیار جوان هستند، بین سن 20 ساله تا 25 و 30 هستند. یا یک گروپ که ده ها سال کار کردند، در تمام رژیم ها کار کردند و اونا را میبینیم. این که به نظر ما یک تزاد بین از این دو گروپ هم وجود دارد. این تزاد در اینه است که کسایی که زیاد کار کردند، بر ده ها سال کار کردند، و هم میگن که جوان ها به تجربه هستند، اینا هیچ تجربه کاری ندارند. و جوان هایی که نو امدند، مانند پاروخت در آغاز یاد کردیم، اینا هم یک تزاد دارند. یا میگن که کسایی که زیاد کار کردند، اینا هیچ نمیخوایند کدوم تغییری با وجود بیاید در جامعه، یا جوان ها بیشتر امروز به کمپیوتر و موبایل و سلپون و اینا علاقه دارند، ولی میگن که کسایی که ده ها سال کار کردند، یا اونها قدر در این مورد آشنایی ندارند. یعنی این تزاد وجود دارد. اما ما باید یک کار کنیم که به صلاح نه سیخ بسازه، نه کباب. از یک طرف جوان های ما احترام کنند، بزرگ سال ها را، کسایی ده ها سال کار کردند، و از طرف دیگه هم اون کسایی که این کار ها را کردند بر ده ها سال، اونا هم تجربه خود را بر جوان ها انتقال بدند و جوان ها را هم وقت بدند که اونا هم بتانند ابتکار کنند و خلاقیت خود را نشان بدند. بله شاید جان امروز خوشبختانه ده ها و ست ها وطن ما و جوان های ما در دانشگاه ها درست میخوانند، محصل هستند. و این جای واقعا خوشبختی هست که جوان های ما امروز تحصیل میکنند، درست میخوانند. و دوست های زید اگر باید داشته باشین چند قبل در ممالک عربی بحار عرب شروع شد که جریانات سیاسی باوجود آمد، و قلابات باوجود آمد و مردم، این جوان ها تصمیم گرفتند و جامعه خود تغییر دادند. البته این جوان ها اومدوار هستند که ممالکشان تغییرات بسیار جدید بیاید و تغییرات خوب بیاید. ولی متاسفانه این بینازمی و مسائل سیاسی انوز وجود دارد و این جوان ها نتونستند به اون اومد خود تا اکنون برستند. ولی آیا ما شما چی فکر میکنیم؟ آیا ما میتونیم که در کشور خود ما، در جامعه خود ما، این جوان های خود را اجازه بدیم که همچنین یک بحار داشته باشند، بحار جوان های ما باوجود بیاید، یعنی که جوان های ما سهم فعالتر بگیرند در جامعه و چنانچه شما گفتید که یک تیداد از هم وطن های ما واقعا سالها خدمت کردند و زحمت کشدند و اونا تجربه زیادتر دارند، جوان های ما شاید تجربه کمتر داشته باشند، ولی آیا شما موافق هستین به اینکه نصر جوان خود را سهم بدیم به اینکه اونا هم در جامعه فعال باشند، اگر تجربه کاریشان کم هست ولی میتونند که سهم فعال داشته باشند؟ بله دوستان، این بحار جوان ها امروز آغاز شده در کشور ما، مثلا گروه 1400 که یک گروه از جوان ها هست یا بنامه گروه دیگه بنامه نقبگان نسل سوم که نسل سوم مخصوصشان از این جوان هایی هستند که امروز هستند، یعنی اینا در جنگ نبودند، در وقت که در انقلابه ای که در افغانستان در چل سال اخیر اونجدار نبودند و اینا خود را بنامه نسل سوم یاد میکنند و امی نقبه های نسل سوم اونا نیاز های خود را میگند، اینا نیاز به امنیت و آصایش دارند، نیاز به احساس تعلق دارند یا میخوایند که مربوط به یک گروه باشند، نیاز به آزادی دارند، استقلال دارند، نیاز به داشتن هدف مشخص دارند، نیاز به احساس رشد دارند و همچنان نیاز به شگوپایی دارند و بساری از جوان ها امروز هم به معنویات فکر میکنند، به مسائل فرهنگی و اینا میخوایند که تمام این امی نیاز هایی را که اینا دارند بر از اینا علویت داده شود و کلانسالا هم ایره برعصمیت بشناسند، ما باید به جوان های خود وقت بدیم، به اونا شرائط را مساعد بسازیم. بله شاید جان، البته که تضاد اجتماعی و تضاد وجود دارد، چنانچه گفتیم قبلان هم که تضاد فکری و تضادا وجود دارد، ولی خوب است اگر به جوان های خود اجازه بدیم و همی حق از ایرا بدیم که اونا هم رشد بکنند و تضاد ها را کنار بکزاریم و بکزاریم که اونا هم فکرهای نو داشته باشند و متوک شما گفتید که ای جوان های ما برطری شانده ای است که اونا امو تلخیه های را که والد خوشبختانه او اونا شرایط بسیار سخت ندارند، بلکه بیشتر امیدوار استند و زندگی خوبتر خوشبختانه دارند و دوست های عزیز در این بخش برنامه شما را دوت میکنیم با شنیدن یک سرود بسیار زیبای تاجیکی که امیدوار استم مورد پسند و حلاقتان واقعی شده کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا که کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که در این خاموشی لفت ها نگاه هم سرفیان دارند سروری عشقی سرا چه پینخان میکنی تا که سروری عشقی سرا چه پینخان میکنی تا که عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا که کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا که کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که زمین را بینگری گوره بیدانی زان و مدنه مستهی زنده را با هر زیاد شاند میکنی تا که مستهی زنده را با هر زیاد شاند میکنی تا که عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا که کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که عزیز من هزر از نور ایمان میکنی تا که کتاب خاطر ما را بره شاند میکنی تا که مستهی زنده را بره شاند میکنی تا که
واقعاً بسیار خاندن خوبه هست دوستان ما امروز در مورد جوانا صحبت میکنیم بیاین ببینیم کلام خدا بسیار در مورد جوانا گفته شده چون خداوند میخواه که جوانای ما را برکت بده بیاین ببینیم که در کلام خداوند در مورد یکی از پیانبراه که او هم جوان بود و او حضرت یوسف هست شاید بعض دوستان ما سریال حضرت یوسف ها دیده باشند ولی بیاین ببینیم که در زندگی از او چی گذاشت و خداوند چی میخواست ازش در کلام خداوند میخوانیم خداوند با یوسف بود و او را در هر کار معفق میساخت او در خانه آقای مصری خود ماند پوتیخار دید که خداوند با یوسف هست و او را در هر کار معفق میسازد از او خوش بود و او را خادم مخصوص خود ما قرار کرد و تمام دارائی خود را به دست او سپرد از آن به بعد خداوند به خاطر یوسف تمام دارائی آن مصری را چه در خانه و چه در صحرا بود برکت داد پوتیخار هر چی داشت به دست یوسف سپرد و دیگر کار بکار های خانه نداشت مگر غذایی که میخود یوسف خوشندام و خوشقیافه بود ما میبینیم که اینجا خداوند حضرت یوسف را بسیار برکت داد گرچی ازی که در بسار جوانی برادراش به حضرت یوسف حسرت بردن و او را به مصری ها فروختن یعنی منحیص یک غلام حضرت یوسف را به مصری ها فروختن اما چون خداوند با حضرت یوسف بود و همچنان چون حضرت یوسف ترس از خدا داشت ترس از خدا داشت او را خداوند چی کد همیشه موفق ساخت و ما در کلام خداوند میخانیم که تا بلاخره تا وقت رسید که حضرت یوسف منحیص صدرعظم مصر شد و جای دوامه در تمام امپراتوری در وقت داشت همی از این برکات به خاطر دو چیز بود اولی که حضرت یوسف به خداوند ایمان داشت و به خداوند ترس داشت از خداوند و دوامی که همیشه در هر کار حضرت یوسف به خداوند توکل داشت و خداوند او را کمک میکرد بله دوستان عزیز چنانچه شما گفتید شاید جان که در کلام خداوند میخانیم که برها خداوند جوانا را استفاده کرده به خاطر رسالت که داشتن اونا را تعین کرده جملی پیغمبر های اکی هم حضرت دعوت است من از کلام خداوند بر شما ای آیات ها را میخانم که چطور خداوند حضرت دعوت را قبول میکنه به پیغمبری و امو رسالت را برش میده که کار خود را انجام بده ولی در این کلام میخانیم در پیامی که در کتاب مقدس است میخانیم که حضرت دعوت خداوند به خاطر از این اتخاب نمیکنه که او بسیار خوش چیره است گرچه او یک جوان بسیار خوش چیره است اما خداوند قلب از او را افکار از او را و فکرش را میبینه به خاطر او را این رسالت بزرگ را برش میده که در کلام خداوند چونی نشته است و من این آیات ها را بر شما میخانم اما خداوند به سمویل فرمود تو نباید کسی را از روی قط و چهرهاش قضاوت کنی چونکه من او را قبول نکردم من از نگاه یک بشر به کسی نمینگرم انسان ظاهر مردم را میبیند اما من افکار و راز دل هر کسی را میدانم و از جا میبینیم که خداوند نمیخواهی که ما شما بسیار چیره زیبا نداریم خداوند ما شما را هیچ انتخاب نکنه بلکه خداوند میخواهی که فکر و دل و قلب ما در اختیار از او باشه در خدمت از او باشه و این امیگو وقت است که خداوند میخواهی ما شما را انتخاب کنه و به کار بندازه پس بیاین ما شما هم امی تضادهای فکری و اجتماعی خود را کنار بگذاریم و ای که همه ما یک سان باشیم و همه با هم برادر باشیم و برابر باشیم بدون در نظر داشته از از کدام قوم قبیله هستیم اگر مثلا ازاره هستیم پشتون هستیم یا تاجک هستیم در نظر خداوند همه ما شما انسان هستیم و یک برابر هستیم و خوب است که ای تضادهای خود را کنار بگذاریم و به خاطر پیشرفت و ترقی کشور خود زحمت بکشیم کار کنیم و از خداوند بخواییم که ما شما را قوت بتا و از بزرگ سالهای خودم بخواییم که تجربه زیاده که دارن تجربه خود را با جوانها در نظر بگیرن و اونا را یاد بتن از تجربه های خود اجازه بتن که اونا هم در جامعه سهم داشته باشن و اشتراک بکنن بله دوستان ببینین در هر دو درسی که از کلام خداوند گرفتیم از دو پیانبر ویسیار مهم در کلام خدا حضرت یوسف چون از خدا ترست داشت و بای ایمان داشت به خداوند خداوند او را برکت داد و حضرت داود هم شاید بخاطر از ای بود که چون خداوند به ظاهر حضرت داود میگن بسیار زیب بوده از لحاظ جسمی یعنی به ظاهر نمیبینه خداوند خداوند به قلب انسان ها میبینه امروز هم که شاید ازارها سال از حضرت داود و حضرت یوسف تیر شده ولی امروز هم این مشکل در بین جوان های ما وجود داره شاید بسیاری جوان های ما هایت فکر کنند به هزارها جوان باشه که اونا هیچ کس به فکر از اونا نباشه یا اونا فکر کنند که شاید ضعیف هستند یا اونا فکر کنند که چهره های بسیار خوشندام نقم از حضرت یوسف ندارند ولی که خداوند به قلب انسان ها میبینه و همه از آنها جوان ها هر تک تک شان خداوند دوست داره و اونا رو انتخاب میکنه بخاطر ازی که به خداوند ایمان داشته باشند و از خداوند ترس داشته باشند ببینین یک پیامبر دیگر که او را میگن که با حکمت ترین پیامبر بوده قبل از ایسای مسیح او هم حضرت سلیمان هست بیاین ببینیم که حضرت سلیمان بر جوان های ما متابق کلام خدا چی پیام داره در اینجا حضرت سلیمان میگه سریع کلام خدا میگه از دل و جان بر خداوند توکل کن و بر اقل خود تکیمه کن در تمام کارهایت خداوند را به خاطر داشته باشد و او راحت را راست میگرداند از اقل و حکمت خود لاف نزن از خداوند بترس و از بدی دوری کن اگر چونین کنی شفای افته نیرو و قوت به دست می آوری خداوند را احترام نما و از دارایی خود و از اولین محصول زمین خود قسمتی را به او تقدیم کن اگر چونین کنی انبارهایت پرز نعمت و خمرهایت پرز شیره انگور خواهد شد ببینید در اینجا اولین درسی که کلام خدا میده بر ماستریق حضرت سلیمانی است که به خداوند توقل کنیم ما و شما هم یک مثال داریم که میگن با توقل زانوی اشتر ببند ما وقتی به خداوند توقل میکنیم ما میتونیم مشکلات بسیار بزرگ در زندگی که داریم بر از او غلبه حاصل کنیم اول میگه بر خداوند توقل کنیم به اقل خود نه چرا اقل انسان ها ما همیشه اشتباهات داریم ما همیشه خوب فکر نمیتونیم کردن ولی خداوند همیشه همه چیزا میکنه اینجا میگه به اقل خود تکیه نکن و در تمام کارهایت خداوند رو به خاطر داشته باش هر این کار رو که حضرت یوسف کرد دگه پیان برا کردن و میگه که از اقل و حکمت خود لاک نزن بعض اوقات ما وقتی جوان بودیم آنم کوش میکنه که لاک بزن از خود از چیزی کسی بیشتر خود رو نشان بدن اینجا کلام خدا میگه لاک نزن از خداوند بترس و از بدی دوری کن میگه اگر چونین کنی یعنی امی کارها رو که ما باید به خداوند توقل کنیم در همه کارهای خود خداوند در نظر داشته باشیم و از اقل و حکمت خود لاک نزنیم میگه اگه این کارها رو ما کنیم خداوند چی میکنه ما رو شفا میده و نیرو و قوت به دستی آوریم یعنی خداوند ما رو نیرو و قوت میده و خداوند هم باید ما احترام کنیم و همچنان اینجا در آخر گفته که یک مقدار از محصول خودها ما باید به دگرها هم کمک کنیم یعنی باید به دگرها کمک کنیم اگر پول داریم اگر نیرو داریم اگر کار داریم یا اگر امکانات داریم به همسایه های خود به فامیل خود و به منطقه خود به شهر خود به آنها هم کمک کنیم بله شاید جان واقعا جوان ها سرمایه هستند در ریچت ما و واقعا اینا امو تمام قوت یک جامعه هم جوان هایش هست که خوشبخطانه جای بسیار شکر هست که خداوند ست ها و آزار ها جوان امروز در کشور ما داده و این جوان ها باعث افتخار هر یک ما هستند در کلام خداوند در جای دگه میخانیم که یکی از پیروهای عیسا مسیح یکی از پیروهای عیسا مسیح که او پولیس رسول نام داره یک جوان را که او بسیار خدمتگار خداوند هست و میخوای خداوند خدمت کنه چطور تشویق میکنه گرچه که او جوان بسیار سنش کم هست و بسیار جوان هست اما پولیس رسول به او میگه که امیشه متوجه باشی که کسی بخاطر جوان بودن تر تقیر نکنه بلکه تو باید امیشه خداوند خدمت کنی در کلام خداوند چنین گفته شده بزرگ سال ها جوان ها را تشویق بکنند و جوان ها هم بزرگ سال ها را احترام بکنند و دوست داشته باشند و از تجربه های از نها یاد بگیرند و امیدوار هستیم که دوسته عزیز از این مطالب شما لذت برده باشید و به دردت شما خورده باشد و جوان های ما هم این پیامه ما را شنیده باشند که اونا باعث افتخار هر یک ما هستند و امیدوار هستیم که اکنون به لطف خود تمام کتاب مقدس را به زبان دری در اختیارم قرار داده است دعا میکنم که این توفیق را به هاو مانگار به چراغ هدایت هموطنان عزیز افغانم تبدیل گردد در ابتدا خدا آسمان ها و زمین را آفرید کتاب پیدائش فصل اول آیت اول دوست عزیز اگر شما خواهان دریافت کتاب مقدس
مقدس به زبان دری هستید، لطفا همراهی ما به تماس شوید. همچنان شما می توانید از طریق ویبساید ما کتاب مقدس را متعلاه کنید. مقدس به زبان دری هستید، لطفا همراهی ما کتاب مقدس را متعلاه کنید. مقدس به زبان دری هستید، لطفا همراهی ما کتاب مقدس را متعلاه کنید. مقدس به زبان دری هستید، لطفا همراهی ما کتاب مقدس را متعلاه کنید. مقدس به زبان دری هستید، لطفا همراهی ما کتاب مقدس را متعلاه کنید. من اتاق شکر میکنم که آن ما را ببینه. چی برسه به اینکه ما را بشناسه؟ شاید خدا آدم پریزگار را دوست داره. مگر نه آدم مثل من. ربطا جان، کشت که تو هم می بودی در اون سی ساله که آن ما را درس می دار. مقصد تیسای مسیح است؟ سفیده جان... خانم مگه می شه که دوباره یک چیزی برم بگویی؟ آهان، خیلی برما کسا کنید. بسیار خوب. بیایید. باید از اول شروع کنیم. امروز را که کتاب مقدس بما تعلیم می ته. در ابتداه خدا زمین و تمام عیوانا، پرندا و جاندارای دریا را آفرید. او، اولین انسان را از خاک خلق کد. و در بینی او روح عیات دمید. نام اولین انسان آدم بود. خدا فرمود خوب نیست که آدم تنا زندگی کنه. بیتر از که یک همدم مناسب بر او بسازم تا به او کمک کنه. پس خدا یکی از قبرگاه های آدم را گرفت و او را شکل داد و از او زن ساخت به نام هوا. نه از سرش تا زن سر او آکم باشه و نه از فاهش تا مرد او را حقیر بشماره. بلکه از بغل او تا کته او برابر باشه و زیر بازوی او پناه بگیره و نزدیک قلب او باشه و محبت شوه. خدای میدبان مرد و زن آفرید تا نشان از صفات او باشن و اما هم کته او زندگی کنن. او به اونا اختیار بخشید تا یک جای سر خلقت فرمان رو آیی کنن. آدم و هوا در حضور خدا در باغ زیبایی که خدا برشان آماده کده بود یعنی باغ ادن زندگی می کدن. خدا در باغ قدم می زد و کته اونا گپ می زد. در باغ نرنجی بود نه ظلمه و نه مرگه. خدا به آدم فرمود می تانی از تمام میوی درختهای باغ بخورید. بجز از درخت شناخت نک و بد اگر از میوی درخت بخورید می مورید. مگر یک روز شیطان هوا رو اسوست کرد. هوا میوه را گرفت و خورد. کمشه به شواره خود آدم داد و او هم خورد. امال شرماور آدم و هوا یعنی نافرمانی اونا نظم و اماهنگی را در باغ ادن برهم زد. یعنی اماهنگی میان خود اونا و نیست رابطه اونا را با خدا. مرد لعنت به زندگی پر زحمت و مشکل شد و زنم لعنت شد به زایمان دردناک و زیر فرمان شوارش. اما خدا همچنان وعده داد که روز نسل زن یعنی نسل که از خودش تنابا وجود میاید سر شیطان بکوه. در کتاب مقدس میخانیم که خداوند یک پلان داره که اماهنگی و حرمت برخلقتش برقرار کنه. خدا بخش از پلان خدا بر حضرت ابراهیم آشکار کرد. حضرت ابراهیم به خدا توکل میکد و از او اطاعت میکد. خداوند وعده داد که ابراهیم برکت بتا و تمام مردم دنیا از طریق او برکت خواد یافتند. خداوند به او وعده داد که نسل او را زیاد بسازد. به مثل دانهای ریگ لب دریا و ستارای آسمان. ابراهیم وعده خدا را باور کد. بس خدا او را به حیث بنده صادق خودشمور و او را دوست خدا نامید. یک روز خدا ابراهیم را آزمایش کد. خدا از ابراهیم خواست که بچیش قربانی کند. ابراهیم می فامید که از طریق امی بچیش از که خدا وعده داده نسل او را زیاد بسازد. و تمام مردم برکت بتا. با این حال او به خدا توکل کرد و از او اطاعت شد. خدا فرمود. ابراهیم آلمن می فامید که از ما اطاعت میکنی. زیرا بچی دوست داشتنیت از ما دریغ نکنه. ابراهیم کچ را در نزدیکی خود دید. پس او کچ را به عوض بچه خود بر خدا قربانی کرد. تحیه کچ به عوض بچه ابراهیم تصویر کوچکی بود. از مقصد عظیم خدا. خدا پلان داشت تا لعنت گناه و مرگ از بین باشد. کتاب مقدس در باره کسی سخن میگه که آمدنیست و آخرین قربانی بر گناه جهان خواد بود. پیغمبر ها این شخص مسیح می گفتند. آمدن او برکات بزرگ برگذار دارد. پیغمبر ها این شخص مسیح می گفتند. آمدن او برکات بزرگ برگذار دارد. زمانی رسیده که خدا مردم خدا نجات بته. سالا پیش استاد به این جهان قدم گذاشت که نامش ایسا بود. آیا او امو بود که قرار بود سر شیطان بکوبه و دنیا تاریک ما نور ببخشه و بجای لعنت ما را برکت بته؟ آیا ممکن بود او امو مسیح موعود باشه؟ آیا می تونست انسان از ترس و ننگ رهایی ببخشه؟ سالا پیش استاد به این جهان قدم گذاشت که نامش ایسا ببخشه و دنیا تاریک ما نور ببخشه و بجای لعنت ما را برکت ببخشه؟
و با مرد بنامه یوسف نام زد بود، نام وه مریم بود. خداون با توست و تو را بسیار برکت داده. نه ترس مریم، خدا و تو لطف نموده. تو حامله شده پسر خواهیزایی، و او را ایسا خواهی نامیده. روح القدس بر تو خواهر آمد، و قدرت خدا بر تو سایه خواهر افکرد. پسر که هم خواهی کرد، بزرگ خواهد بود، و پسر خدای متعال خانده خواهد شد. ایزابید نیز در سن پیری پسر خواهر آمد، و او که نازا خانده می شد، اینک شش ماه ها حامله هست، زیرا هیچ چیز پیش خدا ناممکن نیست. من که نیز خداوند هستم، بگذار چیزی که گفتی واقعی شوه. ایزابید نیز در سن پیری پسر خواهر آمد، و او که نیز خداوند هست، زیرا هیچ چیزی که گفتی واقعی شوه. پس مریم با اجلا به دیدن خیشای خود ایزابید رفت. ایزابید. آه، مریم جان. دل بندم. آه، یقیت داره؟ تو خوشبخترین زن هستی، خوشبخت از طفل که در شکمت هست. چی افتخار نصیبم شده که مادر خداوندم به دیدنم آمده. وقت که سلامت در گوشم رسید، طفل در شکمم شور خورد. قلبم خدا را ستایش میکنه. جانم شادمان هست بخاطر ناجیم خدا که از مکانیز عقیر یاد کده. از امروز به بعد تمام مردم مرا خوشبخت خواد گفتن. مریم سی ماه پیش ایزابید مان. به به، بگذاریم. مگر خدا فرشته ی دخو به یوسف ظاهر ساخت. از این نترس که مریم را به حیث زن خود به خانه خود ببری. چرا طفلی که در رحم اوست از روح القدس هست. او پسری خواهد زایید و تو او را ایسا خواهی نامید. چرا که او مردم خود را از گناهانشان نجات خواهد دارد. پس یوسف مریم را به خانه خود آورد. ایسا در بیت لهم در یک تویله تولد شد. و تعداد زیاد فرشتها تولد او را ایلان کدن. چون زمان سنت مریم را به خانه خود آورد. کدن تفل فرارسیده بود. نام او را ایسا ماندن. به معنی خدا نجات میده. و بعد از او مریم و یوسف تفله به عبادتگاه بزرگ بردن. تا او را به خداون تقدیم کنند. در اونجا مرد به نامش هم آمد و اونا را دید. ای تفل برگذیده خداست. بر سقوط و سرفرازی بسیاره. و علامه خواهد بود از طرف خدا. که مردم بزرگ از او گپ خواهد زدند. و فکرهای پنانیشان پاشکار خواهد شد. و غم اندو مثل یک شمشیر بران قلبت هاد شکارد. اگر شما خواهش به دستوردن این فلم داشته باشین. و یا اگر میخواین مکمل این فلم ببینین. میتونین از طریق ویبساید ما صدای زندگی دات اورجی هست. این فلم ها تماشا کنین و یا اگر میخواستین به دست بیارین. شما میتونین با ما به تماس شاید. باید بگویم که برنامه ما به پایان میرسه. و به دقائق آخر برنامه نازدیک شده میریم. قبل از ای که به پایان برنامه برسیم. امیدوار هستیم همیشه با ما به تماس باشین. و در اخیر برنامه شاید جان برای همه ما شما دعا میکنند. تا برنامه بعدی شما رو به دستای مبارک و مقدس خداوند میسپاریم. شاد و هم افق باشین. بله دوستا یک بار دیگه تشکر از ایمیل هایتان. از میسکال هایتان و پایام های گذاشتین. یکی از دوستای ما پایام گذاشتند که او بسیار خوش است از ای که ما برشما آیت های را از کتاب مقدس روان میکنیم. ما به شکل پایامک آیت های را از کتاب مقدس افته چند باری به دوستای خود روان میکنیم. اگر شما هم آرزوی از ای را دارین که ای پایامک ها را از طرف ما بگیرین. با ما نمبر موبایل تان را بفرستین. یا خودتان یک پایامک روان کنین. یا ایمیل بفرستین. ما برشما کوش میکنیم که روان کنیم. بیاین دوستا همه با هم دستای خود را بالا کرده یک جای دعا کنیم. خداونده سپاس کذار استیم از جوانای ما. تشکر ازی که تو خداونده جوانای ما را قدرت میدی و اونا در هر حصه زندگی آنها کامیاب استان امروز و کار میکنند. زحمت میکشند تلاش میکنند. خداونده به جوانای ما امروز تو حکمت بده. که اونا بیشتر کار کنند. و آینده از کشور استند. خداونده به کلان سالها همتون. خداونده خودرت بده. تجربه خود را به جوان ها بدهند. و همچنان خداونده جوانای ما را قلب آرام بده. قلب باز بده. که به عیسا مصیح ایمان بیارند. و عیسا مصیح را بشناسند. از کلام خداوند یاد بگیرند. خداونده تشکر میکنیم ازی که تو همیشه با جوانای ما استی. و ما زندگی خود را به دست تو میسواریم. تشکر میکنیم به نام عیسای مصیح. آمین. موسیقی خداونده موسیقی خداونده