۲۸ دقیقې
۹ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما شنونده های عزیز و ارجومند سلام خوشحال استم که باز یک بار دیگر از طریق برنامه باشما تور زنده در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم دوست های عزیز برنامه ما زنده هست شما می تانین که در برنامه ما زنگ بزنین همچنان دوست های عزیزی که می خواهید از طریق فیسبوک برنامه ما را ترقیب بکنن آدرس فیسبوک ما هست www.facebook.com سلاش رادیو صدای زندگی دوست های عزیزی که برما زنگ می زنن ازی که برنامه ما مستقیم و زنده هست لطفا گب بزنن و برما مسکال نتن خوب دوست های ارجومند ما باز هم در استدیو جوا جان و سمیر جان با خود داریم دوست های عزیز هر دوی شما به برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین جور و سلامت باشین تشکر و ما هم خوشحال هستم که امروز باز با هم می تانیم با دوست های عزیز ما باشیم خوب جوا جان تبرکه ما شما می دانیم در این روز ها آمد آمد اید قربان هست و مردم مسروف خریداری اید و همچنان در پولی از این مسروف خریدن هیوانات برای قربانی هستند بله بله شاید جان راست می گین ما یادم هر سال از وقت که حرد بودیم که چطور مردم آمدگی می گرفتند بر آمدن اید قربان در وطن ما و تمام مسلمان ها در کشور ما اید قربان تجلیل می کنند و بسیار حاطره جالب به حاطره از این که ما با حساب پدر کلان های ما مسلمان بودند و ما هم در خانواده مسلمان تولد شده بودیم زیاد چیز ها را به یاد داریم حاطره هایی داریم از اید هم در حد وطن هم بعد از او که شاید جان ما و شما به حساب هر کدام جنگ ها که آمد مہاجر شدیم در کشور های محتلف کسایی که رفتیم ما در پاکستان رفتیم و یادم از اون جام که چقدر مردم قربانی می کردند در افغانستان باز یک ذره خوب بود هوا ولی در کشور های امسایه وقت که در بارش گرمی زیاد و قربانی و چیال بود و خصوصا در پاکستان جالب بود بر همه ماشمات چون در او جا رسم قربانی طور بود هر کسی که قربانی را می خرید در افغانستان یک افته پیش یا دو افته پیش برادر های پاکستانی ما می خریدند و او را در کوچه ها می گشتند نمایش می دادند که من اینقدر طور مندی دارم و پورا مندقه پره از گو و گوزفند و باز و من اصلا خودم شطر هایی که دیده ایم بلکه دیده ایم که چی قسم علال کردن شطره بله. بله. وقته که در باری ایده قربان گرمی ذنیم در باری قربانی شای جان گرمی ذنیم امنشا وقته که پرسان کنی از مردم می گن عزرت عبراہیم قربانی کرد پس ما با یاد اون قربانی علنگ قربانی می کنیم ولی اگر پرسان کنی که چرا قربانی کرد چی قسم قربانی کرد این سوال ها را زیاد معلومات ندارند و اتا در باری خود زندگی عزرت عبراهیم معلومات زیاد وطندار های ما ندارند پس شای جان امروز می خواهم که در باری زندگی عزرت عبراهیم یکم گرم بزنیم و می آییم با سر قربانی که چرا خدا از عبراهیم هاست که بچه های خدا اصحاق قربانی کنه در اون بار هم می گیم گرم می زنیم ولی خوب است که یکم در باری در باری زندگی عزرت عبراهیم هم برای شنوده ازیز ما بگوییم از خود کلام مقدس بگوییم بسیار خوب است پس ما و شما وقتی که می بینیم کتاب مقدس من نمی خواهم تمامش بروم از پیدایش شروع کنم از پیدایش اول که چطور خدا زمین آسمان ها را آفرید ولی در می خود کتاب پیدایش ما و شما می بینیم تمامی این چیزها را و می آییم سر مسئله توفان نو و بعد از اوست که در فصل 11 پیدایش ما و شما می بینیم در باری پدر عزرت عبراهیم گفته می شه که نامش تاره بود و فرزنده تاره کی بودن عبرام ناهور و آران بود و خوب است که بی بینیم این را و بعد از اوست در فصل 12 که خداون از عبرام که پسان عزرت عبراهیم می شه اول عبرام می باشه خداون از او دعوت می کنه که وطن اصلی خدا و خیشاوندان خدا و خانه پدری خدا تر کنه و به طرف سرزمین که خدا برش نشان می ته بره پس این را میخوام که بخونیم شاهی جان پیدایش فصل 12 از آیه اول دوسته عزیز اگر شما کتاب مقدس دارین کتابهای تا نواز کنین که یک جای بخونیم اینجا نوشته شده که خداون به عبرام فرمود خداوندان و خانه پدری خود را تر کن و به طرف سرزمین که به تو نشان می دهم برو از تو قوم بزرگ می سازم و به تو برکت می دهم نام تو مشهور و معروف می شود و تو خودت مایه برکت می گردی اینجا خداون به ازرهت ابراهی می گفته می زن. ابراهیم وقتی که مانایش را می گیم بسیار یک بچه های که خیاش نیمست ما او را بابا می گفتیم شاهی جان بابا نامش بود و ازم او فودی کل اگی را بابا بابا بابا ناما در اینجا بهم یکم از ایندر به عنوان هستند اینجا بازم میبینیم که خداوان امروی ازرعت ابراهیم اینجا یک عهد میبنده ابراهیم که ابراهیم علیه سلام هست بعد از این ابراهیم رویای دید و صدای خداوان را شنید که به اون میگوید ابراهیم نه ترس من تو را از خطر افز میکنم و به تو عجر بزرگ میدم ابراهیم جواب داته ای خداوان مطال چی عجر بمن میدهی در حال که من فرزند ندارم تنها وارس من علیه ازر دمشقی هست تو بمن اولاد ندادی و یکی از غلامان من وارس من هوایت شد این در فصل پانزده اوم هست پس اینجا دعای چار پس رو شنید که خداوان دوباره به اون میگوید این غلام تو علیه ازر وارس تو نه هوایت شد به سر تو وارس تو میشود خداوان او را بیرون برد و فرمود به اسمان نگاه کن و ببین که آیا میتوانی ستارگان را بشماری فرزندان تو هم مثل ستارگان بشمار میشود ابراهیم به خداوان ایمان آورد و خداوان این را یعنی امی ایمانشا برای او عدالت شمارد و او را قبول درگاه خود کرد و اگر در رومیان بخانیم فصل 4 آیه 11 و 12 میگه حضرت ابراهیم پدر ایمانداران است و پسان وقتی که میبینیم در کتاب مقدس مسئله خطنه را میبینیم مسئله خطنه بازم وطندارای ما و شما میگن به حسابی در اسلام است خطنه از اسلام آمده در حال که نه خطنه از اسلام نامده در فصل 16 وقتی که میبینیم یک چیزه میشه و بسیار جالب است که ساره میبینه که پیرستم و تفل ندارم به شوور خود که حضرت ابراهیم است میگه میگه برو امراه آجر کنیز من بستر شو که صاحب یک بچه شوی و حضرت ابراهیم این کار را میکنه و حضرت اسمایل تولد میشه ولی آیا وعده خداوان ای بود که از آجر از کنیز برش فرزنده بتکوارس شوه؟ نه خداوان گفته بود که هده امراه ساره یک جایی میشی و تفل به دنیا میاری ولی پیر شده بودند سنشان زیاد بود و برای ساره سخت بود که این مسئله را باور کنند ولی خداوان برشان به حساب یک تفل از آجر میده ولی مشکلاتشان زیاد میشه روی از این میتوانیم یک روز دگه گره بزنیم ولی چی میشه مسئله خطنه را گفتم که خداوان از ابراهیم میخواهی که به حساب تمام مردا خطنه شوند مردایی که به حساب از قومش هست از خودش هست و بعد از اون نواسه و نوادهش تمامش این رو در پیدایش فصل عبداز آیه اول تا عفد میخونیم باز اینجا آیه اول میگه وقت ابراهیم 99 ساله بود خداوان به رو ظاهر شد و فرمود من خدای قادر مطلق هستم از من اطاعت کن و همیشه آنچه را درست است انجام بدی من با تو پیمان میبندم و اولاده بسیاری به تو میدم ابراهیم بر زمین افتاد و سجده کرد خدا فرمود من با تو پیمان میبندم و به تو قول میدم که پدر اقوام زیاد شدی اسم تو بعد از این ابراهیم نیست بلکه ابراهیم هست و مانای ابراهیم چیست؟ میگه زیرا من تو را پدر اقوام بسیار میسازم نامش به حساب گفتم بابا بود یا اینجا حالا که میبینیم میگه تو پدر اقوام بسیار میشی نه تنها بابا میشی بابای تمام بسیاری ملتها میشی پس خدا میگه برکت میدمه من به تو فرزندان بسیار میدم و بعضی از آنها پاتشا میشبند اولاده تو زیاد شده و هر یک از آنها برای خود قوم میگردد و از آیه 7 وقتی که میخونیم باز این وقت را میبینیم آیه 7-8 و آیه 9 خدا به ابراهیم فرمود تو هم باید قول بیدی که هم تو و هم اولاده تو در نسله آینده این پیمان را افز کند تو و فرزندان تو همه باید موافقت کنید که هر مرد در میان شما خط نشود ازالا تو باید هر پسر را در روز 8 تولاد خط نکنید این هم شامل علامان که در حانه تو متولد میشود و این علامانی که از بیگانگان میهاری نیز است این علامت نشان حواد داد که بین من و تو پیمان وجود دارد همه باید خط نشوند و این یک نشانه جسمانی است که نشان میداد پیمان من با شما پیمان جاودانی است پس خط نام یک نشانه است که خداوند به ازرعت ابراهیم میگن تمام تان خط نشوند یک نشانه است که بین ما و بین تو و بین ما و بین فرزنده تو یک عهد است یک قول است پس این قول و این خط نام یک نشانه است و بعد از اون در پیدایش فصل 21 از آیه اول تا 7 میبینیم که چطور بچهش از حاق تولد میشه خداوند امام توره که وعده داده بود ساره را برکت داد وعده خدا با ابراهیم و ساره بود پس خداوند برکت داد و در وقتی که ابراهیم پیر بود ساره آمله شد و پسر برای او به دنیا آورد این پسر در امان وقتی که خدا فرموده بود به دنیا آمد ابراهیم اسم او را اسحاق گذاشت وقتی اسحاق 8 روزه شد ابراهیم طبق فرموده خدا او را خط نکرد وقتی اسحاق متولد شد ابراهیم ست ساله بود ساره گفت خدا برای من حوشی و هنده آورده است و ار کسی که این را بشنود با من خواهد هندید سپس اضافه کرد چی کسی باور میکرد که من روزه طفل ابراهیم را شیر بدم چون من در موقعی پیری و پسره برایش به دنیا آوردم مانای اسحاق مانای نامش هنده است بس اینجا و بعد از اون خداوند به ابراهیم میگه که اسحاق قربانی کنه بچه را که منتظرش بود سالها و این را به این که شای جان اگر شما لطف کنین بخوانین امی قسمت پیدایش فصل 22 از آیه اول تا 19 را دوستو عزیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی میشنوین برنامه ما زنده و مستقیم است شما میتونین که در استادیو و در جیران برنامه بر ما زنگ بزنین خب ما الیست کتاب مقدس پیدایش فصل 22 اوم برتان میخوانم توجه بکنین خدا به ابراهیم عمر میکند اصحاق را قربانی کند مدت بعد خدا ابراهیم را امتحان کرد و با او فرمود ابراهیم ابراهیم جواب داد بله خدا بندا خدا فرمود به سر عزیزت اصحاق را که خیلی دوست میداری بردار و به سر زمین موریا برو آنجا او را بر سر کوه که بطو نشان میده هم برای من قربانی کن روز بعد ابراهیم صبح وقت برخاست مقدار حیزم برای قربانی تحیه نبود و آن را بر سر خر بار کرد اصحاق و دو نفر از نوکران خود را برداشت و به طرف جای که خدا به او فرموده بود برا افتاد روز سوام ابراهیم آن محل را از فاصله دور دید به نوکران خود گفت شما اینجا پیش خر بمانید من و پسرم با آنجا می رویم تا عبادت کنیم بعدا پیش شما بر می گردیم ابراهیم حیزمها را بردوش اصحاق گذاشت و خودش کارد و آتش برای روشن کردن حیزم برداشت برای قربانی سوختنی با هم برا افتادند اصحاق گفت پدر ابراهیم جواب داد بله پسرم اصحاق پرسید می بینم که تو آتش و حیزم داری پس برای قربانی کجاست؟ ابراهیم جواب داد خدا خودشان را آماده می کند هر دوی آنها با هم رفتند وقتی آنها به جای رسیدن که خدا فرموده بود ابراهیم یک قربانگاه درست کرد و حیزمها را روی آن گذاشت پسر خود را بست و او را بر قربانگاه روی حیزمها قرار داد سپس کارد را به دست گرفت تا او را قربانی کند اما فرشته خداوند از آسمان او را صدا کرد و گفت ابراهیم ابراهیم او جواب داد بله خدا بنده فرشته گفت به پسر خود صدا من نرسان و هیچ کار با او نکن من حالا فهمیدم که تو از خدا اطاعت می کنی و با او احترام می گذاری زیرا تو پسر عزیز خود را از او دریغ نکردی ابراهیم به طرف صدا نگاه کرد قچی را دید که شاخهایش به درخت گیر کرده است رفت و آن را گرفت و با عنوان قربانی سختنی به جای پسر خود قربانی کرد ابراهیم آن جارا خداوند آماده می کند نامید و حتی امروز هم مردم می گویند بر سر کوها خداوند آماده می کند فرشته خداوند برای بار دوم از آسمان ابراهیم را صدا کرد و گفت خداوند می گوید من به تو وعده می دهم و به اسم خود قسم می خورم که تو را به فراوانی برکت بدهم زیرا تو این کار را کردی و پسر عزیز خود را از من دریغ نکردی من وعده می دهم که نسل تو را مانند ستارگان آسمان و ریکهای ساحل بحر زیاد کنم اولاده تو بر دشمنان خود پیروز می شوند تمام ملد ها از من خواهند خواست همانطور که نسل تو را برکت داده ام نسل آنها را هم برکت دهم فقط بخاطری این که تو از من اطاعت کردی ابراهیم پیش نوکران خود برگشت و آنها با هم به برشبه رفتند و ابراهیم درانجا اقامت گذید آمین خدا را شکر چی چیز جالب اینجا می بینیم؟ چقدر چیز های جالب می بینیم از منطقه اول گب زدیم خداوان دسته که به حضرت ابراهیم یک وعده میکنه و عد بسته میکنه و ودهش چیست؟ ودهش همیسته که تو ساحب پرزند های زیاد می شید تو پدر قوم ها می شید لیکن خداوان اینجا حضرت ابراهیم را امتیان میکنه و امو کسی که باید این وعده را به عمل برسانه امو شخص خداوان میکنه قربانی کنه یکی این جالب است دومی که خداوان محیا کننده قربانی است قربانی اصلی را حضرت ابراهیم نمیته قربانی اصلی را خود خداوان محیا می سازه و این را ما امتیان ده یک تا چار میخانیم شهریت موسا تصویر کامل از حقایق آسمانی نبود بلکه فقط در باری چیزهای نیکو آینده از پیش خبر می داد بله پس این تصویر قربانی چی چیز را برما نشان می ده بله من فکر میکنم چیز مهمه که اینجا امو سوال 8 است که ابراهیم وقتی که بچهش میگه میگه من تمام چیز همین آتش را میبینم چوب را میبینم قربانگار را میبینم ولی بری قربانی کجاست بله اینجا ابراهیم میگه خدا خودش مایا میکنه خدا خودش مایا و امروز ما شما میبینیم مردم میلیونها عیوانه قربانی میکنند ولی آیا خدا میخواست امیگرپه نه مسئلی قربانی مسئلی بسیار مهم است هم در اینجا میبینیم هم در شریعت میبینیم وقتی که مردم گناه میکدند باید قربانی میکردند بخاطر گناه خود مزد گناه مرگ است ولی اینجا خدا یک چیز بسیار جالبه اماطور که شما حاندید نشان میده که خدا خودش مایا میکنه قربانی را و اماطور که دیبرانیان گفتید اینجا دیبرانیان ده از آیه اول تا چار شما کمش حاندید و اینجا بعد از او میگه میگه مثلا سال به سال مطابق شریعت امان قربانی ها را تقریم میکردند ولی باوجود این عبادت کنندگان نتوانستن با کمال برسند اگر این عبادت کنندگان فقط یک بار از گناهان خود پاک میشدند دیگر خود را گناه کار نمیدانستند و تمام این قربانی ها موقوف میشد اما در عوض این قربانی ها اماساله گناهان آنها را بیادشان میابد زیراحون گوها و بوزا ارگز نمیتواند گناهان را بر طرف نماید بله پس پسان قربانی بخاطر بخشیدن گناه میشه اگر حضرت موسى قانون را به قوم اسرائیل میده میگه قربانی را برای چی کنین قربانی را همه تا فقط برای بیاد آوردن کار را که حضرت ابراهیم کد نمیکدند مثل که دوست های ما در کشور ما حال میکنند بلکه قربانی را خداوند میگه بخاطر بخشیدن گناه کنین بله پس اینجا کتاب ابراهیان برای ما بسیار واضح میگه که اگر قربانی گناه ما را میبخشید یک بره را یک بزه که کسی قربانی کنه بود دیگه تمام گناهش بخشیده میشه در حال که اینگاب نیست هر سال مردم ما قربانی میکنند و حتی بالاتر از بره و بزه مردم ما سال ها است که پسرهای خود را قربانی میکنند در آی دین و مصحب چقدر قربانی دادیم بخاطر که ما قربانی را که خداون ما ایا ساخته قبول نمیکنیم قربانی دهنده خدا است از مرگ با دست هر وقت که ما قربانی اصلی را خدا ما ایا کرده ا restrictions قبول کنیم اون وقت است که ما میتونیم دست صلز نگی کنیم اون وقت است که ما پشت قربانی دادن فرزندهو Ads پشت قربان دادی گسفندهو چده هم همیانی را نامی تونند بخشه پس این صبح قربانیا اصلی است جاوت ناصحه که خداون ما ایا ساخته تصویر مو دهد قربانی اصلی چیسته؟ جاوت جان؟ ایره بازم کتاب مقدس برما بسیار جالب میگن در یوانه فصل اول آیه 29 میگه روز بعد وقت یعیاه ایسا را دید ایسای مصیر را دید که به طرف اون میاید گفت بیبینید این است آن برره ی حدا که گناهان جهان را بر میدارد آمین قربانی هون کفاره میکد گناه را ولی اینجا یعیاه میگن میگه ایسای مصیر است که میاید این اصل امو برای قربانی که باید گناه تمام بشه را بردارد این است و در ایبرانیان فصل 10 از آیه 10 و بعد اینجا هم در بارش میخانیم اینجا هم جالب است که اینجا میگه از ایبرانیان فصل 10 آیه 10 تا 15 من از ایبرانیان فصل 10 میخانم پس وقتی ایسای مصیر اراده خدا را بجا آورد و بدن خود را یک بار ایبران هم برای امیشه به انوان قربانی تقدیم کرد ما از گناهان خود پاک شده ایم ما از چه قسم از طریق قربانی شدن ایسای مصیر پاک شده ایم بله و سابق مکاین قربانی میکد و هر روز باید امیشه بایدی کار میکد امیشه میگه اما مصیر برای امیشه یک قربانی به جهت گناهان تقدیم نمود و بعد از آن در دست راست خدا نشست پس اینجا ما شما میبینیم که او فقط یک نشانه بود خداوند میخواست یک چیز را نشان بده امتحان که حتنا یک نشانه بود امتحان که قربانی هم یک نشانه بود ولی پسان خدا نشان میده که مزد گناه مرگ است و باید قربانی کنین و قربانی را خودش ما ایام میکنه و ما این قربانی را جشن میگریم هر روز جشن میگریم بخاطر که ما از طریق قربانی اصلی بله قربانی ایسای مسیح بخشیده شده ایم بله ایده قربانی برا ما هر روز از بخاطر که خدا محیا کرد و ایسای مسیح جان خدا برا ما فدا کرد بله تشکر دوستو عزیز که به سیدی آمدین واقعا وقتی که ما شما فصل 22 کتاب پیداش میخانیم سایی بود بر آمدن ایسای مسیح و قربانی واقعی او که گناه بشره میپوشانه و ای قربانی واقعی بر روی سلیب صورت گرفت خب دوستو عزیز ما داخل برنامه رسیدیم ناگذیر رسیدیم که برنامه خدا با پخش سروده بپان برسانیم تا برنامه آینده که باز هم دنی سال در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوستو ای گرامی را به خداونده به نیاز میسپاریم بزخمایش شفا بخشید بخونش از گناه آزاد علاج و مرحمه هر در گناه تو ایران را آباد بزخمایش شفا بخشید بخونش از گناه آزاد علاج و مرحمه هر در گناه تو ایران را آباد با آن چشمانه پر نورش ده بستان بلبانه و نگاهش قلب پترس را هزارش ده برش بنمود به هر آهنگ شلاقه که بر پشتش نوازان بود سرود زمزمه میکرد به در بخشا عزیزان را بطن بگرفت همه درده همه زج رو همه زخمه بجان بگرفت همه خواری همه خفت و هر شرمه زباه من بجان بگرفت سلیب و مرگ بر آن را زباه من گناه کردید به پرداخت مزد مرگم را بزخمایش شفا بخشید بخونش از گناه آزاد علاج و مرحمه هر در گناه تو ایران را آباد او غمهای ما را بجان خود گرفت و دردهای ما را بردوش خود حمل کرد ولی ما فکر میکردیم درد و رنج او جزایی است که از جانب خدا بر او نازد شده است او در حقیقت بخاطر گناه و خطای ما زده و زخم شد او جزا دید تا ما سلامتی داشته باشیم و از زخمهای او ما شفا یافتیم ما همه مثل گوصفندان سرگردان گمراه شده و بر راه خود روان بودیم اما خدا بند گناه همه ما را به گردن او نحارد بر او ظلم شد اما با فروتنی تحمل کرد و از زبانش حرف شکایت شدیده نشد مثل برای او را به پشتارگاه بردن او مانند گوصفند که پیش بشیمچین خاموش میستد دهان خود را باز نکرد او دست پیر زندانی و محکوم و مرد شد او را بخاطر گناهان مردم کشتند و وقتی که کشته شد هیچ کسی ایتنایه نکرد زمین لرزید زمان لرزید هوا خورید و خود بیجید به باربرد به مارباران خداوند در زمین خوابید صدای گریه مادر صدای عزه هر عاشق بگرده خنده بر لبها خداوند تو را برخیزان به زخمایش شفا بخشید به خونش از گناها زان علاج و مرحمه هر درد تو نرد و ایران را باید زمین لرزید زمان لرزید هوا خورید و خود بیجید به باربرد به مارباران خداوند در زمین خوابید صدای گریه مادر صدای عزه هر عاشق بگرده خنده بر لبها خداوند تو را برخیزان به زخمایش شفا بخشید به خونش از گناها زان علاج و مرحمه هر درد تو نرد و ایران را باید
۱۶ اګست ۲۰۱۹
۲ اګست ۲۰۱۹
۲۶ جولاى ۲۰۱۹
۱۹ جولاى ۲۰۱۹
۵ جولاى ۲۰۱۹
۱۴ جون ۲۰۱۹
۷ جون ۲۰۱۹
۳۱ مې ۲۰۱۹