۲۹ دقیقې
۱۰ جولاى ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی شنونده های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 میتر به این پخش می گردد. حال شما را دوت می کنیم به شنیدن برنامه این و بعد. با سلام خدمت شما شنونده ی عزیز با امید این که روز های شاد و پربرکت را در فیض ایسای مسیس پری کرده باشید. دوستان ما جاوید هستم و شما صدای ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید. در ضمن از شما تشکر می نمایم که شنونده وفادار و همیشگی برنامه های ما هستید. امچنان خداوند توانا و خالق عالم را شکر گذار هستیم که فرصت دیگر برای ما و همکارای هم انایت فرمودن تا در خدمت شما باشیم. عزیزان شنونده، ای برنامه اصل سلا برنامه های صحت ماست که با شما شنوندگان گرامی پیشکش می نماییم. تاوره که از نام برنامه پیداست ما در مورد صحت و سلامتی صحبت می نماییم. ما و همکارای هم خواهیم گفت که مریضی ها و درتهایی که در این جهان دامنگیر ما انسان هست، منشای آن از کجا است؟ یا به عباره دیگر از کجا باوجود می آید؟ ما هم خواهیم گفت که چیگونه این امراض را وقایه کنیم و چی کنیم که به این مرضی ها کمتر مبتلا شدیم؟ و اگر خدا نخواسته مبتلا شدیم، چطور بتانیم که این مریضی ها را تدابی کنیم؟ دوستای عزیز شما شنونده برنامه صحت ما هستید. برنامه امروز ما در مورد مواد مخدر است. به ای ارتباط همکارای ما یک درامر را بر شما عزیزان تحییق کردن که بعد از شنیدن ایلان به شما تقدیم میکنیم. دوستای عزیز بیاین با هم ایلان بشنیم، بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما قرار داریم. شنونده ای عزیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلیفون 0014503051354 زنگ بزنید شنونده ای رادیو صدای زندگی، بیاین با هم این درامه را بشنید. سیما چشمهایش را باز کد، تمام بدنش درد میکد. داود دیشب قار شده بود و سیما را به خاطر یک مشاجره لطکوب کده بود. داود هیروین می کشید. وقت پودر مصرف میکد، آرام و خاموش بود و زیاد گرب نمی زد. سیما از چشمهای داود می فهمید که او پودر مصرف کده. به خاطر که وقت پودر مصرف میکد، سیایی چشمهایش بسیار خرد می شد. در این وقت، سیما خودش نارام احساس میکد چون داود آرام بود. وقتی به داود مواد نمی رسید، بسیار قار می شد. سیما دیشب از داود خواست که به کلینیک ترک ایتیاد بره. کلینیک ترک ایتیاد می تانست به داود در ترک کردن هیروین کمک کنه. اما داود شروع کد بلط کدن او. امروز چشمهای سیما سیاه و کبود و پندیده بود. بدنش هم اوگار شده بود. حال یک نفر دروازه حولی را تک تک کد. خوهر سیما فورا دروازه را باز کد. برادر سیما و خانومش داخل حولی شدن. سیما خواست که خودش را پود کنه ولی برادرش رویش را دید. خوهر جان تو را چی شده؟ اوگار مالم می شی. کسی تو را لط کده؟ نگو که نمی فهمی. ده سال از که من روسی کردم. هشت سال می شه که داود من را لط و کوب می کنه. تو نمی خواهی که من از ایتیاد داود گرم بذارم. فامیل من نمی خواهم بفهمم که در این خانه چی می گذره. تو می گه من باید چپ کنم؟ از مشکلات خود هیچی نگویم؟ اگه می خواهی واقعا من را کمک کنی داود را به کلینیک ترک ایتیاد ببار. اگه اون ایتیاد را ترک نکنه من به خانه پدر می روم. من دیگر نمی تانم در این خانه زندگی کنم. من از این وضع خسته شدم. داود خانه نبود. رحیم از این وضعیت راضی نبود و خودش را مقصر می دانست. فامیل اونا می دانستن که داود یک مشکل کلان داره. او پادر مصرف میکد. بیشتر اوقات سیما از پدر و برادراش پول طلب میکد. او با اونا نمی گفت که چرا پول ضرورت داره و اونا هم چیزی نمی پرسیدن. برادر سیما رحیم یک آدم خوب بود و حال تصمیم گرفته بود که خوهرش کمک کنه. او با سیما بسیار گب زد. داود به خانه آمد و رحیم با او هم گب زد. داود با اونا جنگ نکد. رحیم داود و سیما را به کلینیک ترک اتیاد برد. تا کلینیک سه ساعت را بود. داود ترسید. او نمی خواست که خانم و اولادایش از دست پده. اشک از چشمایش جاری شد. داود در سال اول عاروسی برای کار کردن به ایران رفته بود. پولی زیاده آیت میکد و به خوهرم پول رو روان میکد. اول رفیقایشو را طریق دادن. بعد چند وقت هیروین شروع کرد. اول میتونست کار کنن. مگرم حال فکرش فقط صرف طرف هیروین است و نمیتونه کار کنن. بیشتر اوقات او به من میگه که برو از پدرت پول غرس کن. تا برای فامیل غذا بخرام کرایه خانه را بطم. گاهیم خودش از من پول میخواهه. بعضی وقتا از جای دیگر پول پیدا میکنه. من نمیفهمم که از کجا پول رو پیدا میکنه و من نمیپرسم از او. چند بار به این کلینیک آوردم. هر بار او بعد از سه چهار روز کلینیک ترک میکنه. به خاطری که نمیخواست مواد ترک کنه. اما دیشت شب برام گفت که میخواه مواد ترک کنه. او گفت که به کمک ضرورت داره. داود وقتی مواد نداشته باشه بدنش تشنه مواد میشه. هیروین رابطه ای ما را خراب کرده. فامیل داود به دیدنش نمی آین. هیروین اعتبار او را خراب کرده. هیچ کس به او کار هم نمیده. به خاطری که همه میفهمن که او یک معتاد است. ما گفتم که به یک شهر دیگه بریم. جایی که کسی نمیفهمه تو معتاد استی. ولی اونا هم خواد فامیدن که او معتاد است. دا هیچ جایی دیگه برش کار پیدان نمیشه. و کسی برش کار نمیده. مواد مخدر چی تریاک باشه چی هیروین. هر مواد مخدره که دیگه باشه. و امروز کشنده داره. و او مراسه های بسیار زیاده برمیاره. مانند سال، سفراق و چیزهای دیگه. همچنان دوستان عزیز. کسی که معتاد به مواد مخدره است و او را پیدان نکنه. دست به هر کار خلاف میزنه. من زیف از جگرخون هستم. من از خانه از زندگی خود میشرمم. ما هر روز فقیرتر میشیم. اولاد ها از بدرشان میترسن. اونا میبینند که او من را لطکوب میکنه. گایی به من میگه که دختر کلان ما دیگه مکتب نره. بره کار کنه. حتی میشه گدائی کنه. من اجازه نمیتونم که او کار کنه. من که ما باید خرج خانه را پیدا کنیم. وقتی ما علوسی کردیم، داود آدم خوبی بود. من میخوایم که او تداوی بشه تا دوباره زندگی کنیم با هم. داود گفت من هم میخوایم تداوی شوم. سیما حق بجانب است. فامیل ما از هر چیزی کدم مهم تر است. داود ای را هم به کارمند صحی گفت که معتادها خاصتا او کسایی که پیچکاری میکنن مریضی های مثل هپاتید، اچایوی و توبرکولوز را میگیرند. اگر من ترک نکنم، خانه، فامیل و صحت خود را از دست میتوم. وقتی یک نفر از ازای فامیل مواد مصرف کنه، کل فامیل از ایتیاد او متأثر میشه. سهت و تعلیم و تربه اطفال آسیب میبینه. شخص معتاد و متباقی ازای فامیل بیشتر اوقات افسرده و درتمن میباشن. خوشونت در خانه زیاد میشه. شما که خانمش استین، آیا افسرده نیستین؟ من بسیار افسرده استم. گاهی وقتا نه نان میخورم، نه خواه میکنم. نه میخواهم هیچ یک از دوستهای خود را ببینم. وقتی به مشکلات زندگی خود فکر میکنم، بسیار ناامید استم. میفهمم که داود هم افسرده است. شنواندهای گرامی، حال توجه شما را به شنیدن یک آهنگ جلب میکنم، بعد از شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. لطفاً ما را فراموش نکنین. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم. موسیقی در خدمت شما عزیزان حاضر میشیم دوستای شنونده آهنگ را شنیدن امید است که از آن لذت برده باشین خوب دوستا بیاین به ادامه درامه گوشت بدیم داود ما ترا در پرگرام تداوی خود بره چهار هفته قبول میکنیم در هفته های بد تو تداوی میشی با میده خدا به این معنا که ما هیروین از بدنت خارج میکنیم ای برد آسان نخواد بود تو درد خواهی داشت، اصال و دلبدی و اسفرا خواهی گرفت اصابت بسیار خراب میشه ما به تو دوا میتیم بعد از هفته اول ما به تو و فامیلت مشوره میتیم که چطور صحتمن بانی و از مواد دوری کنی تو به حمایت فامیلت ضرورت داری من مطمئن هستم که رئیمولا تو را کمک میکنه و تو را تشویق میکنه که هیروین را ترک کنی تو در این کلینیک کسان را خواهی دید که مثل ما سالهای زیاد معتاد بودن اما ترک کردن آنها تو را تشویق میکنن که ترک کنی بخاطر افسردگیت به تو مشوره داده میشه در دو هفته آخر ما به تو مهارتهایی یاد میتیم تو بتانی بره خودت کار پیدا بکنی و بعد ازی که سر خانه و زندگیت بخیر رفتی ما بازم از تو خبر میگیریم تداوی تو سخت هست ولی باید امیدوار باشیم به یاری خدا کمک فامیلت و ازم و اراده تصمیم خودت بره ترک مواد تو تداوی میشی با امید خدا امیدوار باش امید در چهره سیما و داود پیدا شد با کمک و حمایت رحیم و توجه او به فامیل سیما خودش را محفوظ احساس میکد او تنها نبود داود به فامیلش فکر کرد که نمیخواستن او را ببینند ولی حال خدا را شکر کرد که یازنش رحیم میخواست او را در ترک کدن مواد مخدر کمک کنه بره اولین بار تایی 6 سال حالی این فرصت بره داود پیش آمده بود که مواد مخدر را ترک کنه دوست های شنونده رادیو صدای زندگی آل شما را به شنیدن یک ایلان دورت میکنیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر میشیم شنونده های گرامی شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقریب کنید توجه کنید به آدرس فیسبوک ما www.facebook.com رادیو صدای زندگی دوست های عزیز ایلان را شنیدن با ما باشین خوب دوست های عزیز ما از دراما آموختیم که ایتیاد تمام مذاهی های انسانی را از شخص محتاط به اغمام میبره و او را به یک موجود ببند بار مبدل مینماه ممکن این سوال پیدا شده که چرا بخصوص جوان ها و نانوار های خانه اکثران قربانی مواد مخدر می شوند مهمترین آمل که افراد به مصرف و استعمال مواد مخدر ماغشتن می شد سی ده جنگ در افغانستان بود که نه تنها باعث از بینرفتن زیربناه های اقسادی افضایش سطح بیکاری مشکلات روانی و معجورت ها افغان ها بخصوص به کشورهای پاکستان و ایران گردید بلکه بخشای صحی و اجتماعی نیستت تاثیر قرار داده و همچنان استعمال مواد مخدر به منظور تداوی به علت پایین بودن سطح صوت و آگاهی مردم توسیعه نقصه غیرعلمی توسط مالجین سیهی که این هم هم منعی سوامل اززیاد در تداد استفادکندگان مواد مخدر بشمار میره استعمال مواد مخدر نه تنها باعث متضرر ساختن اوزای اقتصادی فرهنگی اجتماعی و سیهی در سطح کشور گردیده بلکه باعث مشکلات امنیتی تخلفات اجتماعی و قانونی مانند دزدی فهشا و حتی قتل میگردند علاوه تن استعمال مواد مخدر باعث ایجاد امراض مختلف مثل تورکلوز امراض روانی و اصبی و خودکشی ها میشه پناه بوردن به مواد مخدر از جمله هیروین گرهگوش های مشکل نیست بلکه به مشکل ما به مراتب میافساید مواد مخدر مشکلگوش ها نیست بلکه ما را به لحظه چند از مشکل ما قافل میسازه مواد مخدر انسان را به طرف نااومدی بیچارگی رهنمون میکنه دوست های عزیز خانواده رول مهم داره که شخص مبتلا به مواد مخدر در ترکردنها کمک کنه بنابراین آلیترین عملیه از که او را محبت کنیم و بدانیم که او دارای شخصیت است نه به اکسل عملهای بد او را از خود دور کنیم خانواده ها به شخص محتاد باید امید بخشه خداوند ما را خلق کنه که ما برای او زندگی کنیم و زندگی ما مایه جلال بر خدا باشه نه ای که مسروف و خواهشات نفسانی خود باشیم ما باید بهان نیرو پناه ببریم و توکل کنیم که قدرت داشته باشه اگر ما به خدا که خالق ماست توکل کنیم و از کلام او پیروی کنیم او ما را در آی نیک دایت میکنه او میدانه که چی برای ما نیک او است دفن به شماره تلیفونه 001 450 305 13 54 زنگ بزنید دوست های عزیز اگه حال اجازه شما باشه دباره شام خداوند که در کتاب مقدس نوشته شده است با شما ایسای مصی قبل ازی که مسلوب شوه شوه قبلش با شاگرداش یک جا نان خوردن بله دوست های عزیز بیاین حال در انجیل شریف بخانیم که در این باره چی نوشته شده غذا هنوز تمام نشده بود که ایسا نان را برداشت و پس از شکرگزاری آن را پاره کرد و به شاگردانش داد و گفت همه شما از این بنوشید زیرا این است خون من که اجرای عهد و پیمان نو را تعیید میکند و برای آمرزش گناهان بسیاری ریخته می شود ایسای مصی وقتی که نان را پاره کرد و به شاگردای خود داد گفت این را بخورید ایسای مصی وقتی که نان را پاره کرد و به شاگردای خود داد گفت این را بخورین که این بدن ماست این آخرین شام ایسای مصی بود که امرای شاگرداش سر درسترخان می شیشتن سبایش او را مسلوب کردن شاگردا نمی فامیدن اما ایسای مصی می فامید که سبا او را مسلوب می کنن منظورش ای بود که سبا ما بخاطر شما کشتمشم و بدن ما بخاطر شما توتا توتا توتا می شد تا شما نجات پیدا کنین ایسای مصی توتا شدن نانا باعث سمبول با اونا نشان داد که بدن او هم بخاطرشان توتا توتا می شد وقتی که پیاله را با اونا می تن که از او بنوشن او هم یک سمبول بود بله پیاله را که به شاگرداش می تن و می گه که او را بنوشن و گفت که او نمونه خونه ماست که بخاطر شما ریخته می شد توتا توتا کنین هر کس این نانا می خوره و از این پیاله می نوشه ای را قبول می کنه که ایسای مصی بخاطر گناهای او کشته شده و خونش ریخته شده او به این ایمان داره که با ایمان آوردن به ایسای مصی او نجات یافته پیش ازی که ایسای مصی بر روی سلیب بخاطر ما جان بته مردم مطابق به شریعت موسا برای پاک شدن گناها نشان قربانی می کدن هر دفعه که گناها می کدن بخاطر او قربانی می کدن اما قربانی ایسای مصی بر روی سلیب بخاطر گناهان ما صرف یک قربانی برای عبد و برای همه انسانها بود به این خاطر این عهد و پیمان نوه است هر کسی که از زمان که ایسای مصی بر روی سلیب قربانی شد تا حال و باتر از ما تا آخر دنیا در دنیا قربانی ایسای مصی را بخاطر کفاره گناهان خود قبول می کنه او از گناه نجات پیدا می کنه حال هم ایماندارا او شام آخره که ایسای مصی امرای شاگردهای خود برگزار کد و نان و شربتها بینشان تقسیم کد برگزار می کنن گرچه از زمان مسلوب شدن ایسای مصی که قرنها تیر شده باز هم مصیانیان کسایی که ایسای مصی را باعث نجات دینده خود قبول دارن او شاما وقتن فا وقتن بسرورت منظم تجلیل می کنن ما ایره شام خداون می گیم بازی ایماندارا او را هشای ربانی هم می گن ما ایمانداران به ایسای مصی او را هیچ وقت فراموش نمی کنیم همیشه در یک وقت معین او را تجلیل می کنیم مثلا ما در کلیسای خانگی ما در وسط هر ماه تاریخ پانزده و شانزده شام خداونده تجلیل می کنیم کلیسای دیگه حتما از خود پروگرام علایده دارن و ای شام در وقت که برنامه ریزی کردن تجلیل می کنن از قرنها تا حال مصیان در تمام دنیا شام خداونده تجلیل کردن و ما هم تجلیل می کنیم با تجلیل کردن شام خداونده ما قربانی ایسای مصی را زنده می کنیم و هم از او تشکر می کنیم که بخاطر ما خون خود ریخت و جان خود را فدا کرد بما لازم است که ای را هم به یاد خود بیاریم با وجود که ما لیاغت محبت ایسای مصی را نداشتیم اما او بما پیش از پیش محبت کرد در وقت شام خداوند به ای اعتراف می کنیم با وجود که ما لیاغت قربانی عظیم تو را نداشتیم اما باز هم تو قربان ما شدی تشکر از ای محبتی بی انتهایت و ایسای مصی خوب دوست های عزیز برنامه امروز را با شنیدن سرو دروغانی به پایان می رسانیم تا تقدیم برنامه دیگر شما را به خدا من مسپارم خدا یارو نگه دارتان نبو آصارم به هر نبو آصارم به هر نه دیگر خارم کند که بمن قند از خدا قند از خدا قند از خدا که بمن قند از خدا قند از خدا قند از خدا موسیقی پس لطف و محبت پس آموج زهان پس ایسائه مرسی پس سیان روح خدا و تو دلم بدصخدا بدصخدا بدصخدا و تو دلم بدصخدا بدصخدا بدصخدا که بمن قند از خدا کند از خدا کند از خدا کند از خدا پس دنیا نروم پس دستور تو هم پس آن راه نجات پس آن نان حیات و تو دلم بدصخدا بدصخدا بدصخدا و تو دلم بدصخدا بدصخدا بدصخدا که بمن قند از خدا کند از خدا کند از خدا که بمن قند از خدا کند از خدا کند از خدا MPD خانو می فتیل افراد اینترین موسیقی پسه لطف و محبت پسه اون موجی زهان پسه ایسای مصیب پسه آن روح خدا و تو دلم بدصخدا شنواندهای عزیز شما می توانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید بادرس فیسبوک ما www.facebook.com اگر شما مهیل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناده های تان را همراه ما مترح کنید می تانین بشمار تلفون ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد ویدیو های دیگر دیگر کنید