مشر ستونزه ده

  ۲۹ دقیقې

  ۲۸ فبروري ۲۰۱۸

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

رادیو صدای زندگی شنونده‌های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می‌شنوید که هر روز صبح روی موجه کتاهای 49 متر بین پخش می‌گردد شنونده‌های گرامی حال شما را دعوت می‌کنم به شنیدن برنامه امروز شنونده‌های عزیز سلام ما پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم به شنویدن برنامه امروز به شما خوش آمدید می‌گویم دوست‌های می‌روان سلام ما جاوید هستم که برای تقدیم کدن یک برنامه نو در حضور شما قرار گرفتیم امیدوار هستم که خوش و سلامت باشین ما در این سرسله برنامه‌ها در باره اصول و روش‌های رهبری گفت می‌زنیم تا بتانه ما را به رهبرهای مسئولیت بذیر، ماهر، صادق و با احساس تبدیل کنم در صحبت گذشته ما در باره این گپ زدیم که چطور می‌تانیم شرایط با وجود آوردن تغییر برای پیشتفت در کارها مساعد بسازیم دقیقت بدون تغییر پیشتفت صورت گرفته نمی تانه و برای هر تغییر شرایط لازم ضروریست که پیش از پیش باید آماده شوه در صحبت امروز می‌خواهیم که یک موضوع مهم دیگر را زیر بحث قرار بتیم که ما را به تبدیل شدن به رهبرهایی که می‌خواهین قلبا رهبری کنن کمک می‌کنن انوان این موضوع رهبری یعنی مشکل کشابودن است اما پیش از اینکه به این صحبت مهم شروع کنیم آل برادر پیام برای ما یکی از اکایات سعدی را از کتاب گلستان اون می‌خواند بیاین با هم بشتویم یکی از وزراء معذول شد و به حلقه درویشان در آمد اثر برکت صحبتشان در او سرایت کرد و جمعیت خاطرش دست داد ملک بار دیگر برو دلخوش کرد و عمل فرمود قبولش نیامد و گفت معذولی به نزد خرطمندان بهتر که مشغولی آنان که به کنج آفیت بنشستند دندان سگ و دهان مردم بستند کاغذ بدریدند و قلم بشکستند و از دست زبان حرفگیران رستند ملک گفت هر آینه ما را خرطمندی کافی باید که تدبیر مملکت را بشاید گفت ای ملک نشان خرطمندی کافی جز آن نیست که به چونین کارها تن ندهد سیاگوش را گفتند ترا ملازمت شیر به چی وجه اختیار افتاد سیاگوش یک عیوان درنده مثل شغال است که پشت پشت شیر را میره پس خورده او را می‌خوره گفت تا از فضوله سیدش می‌خورم و در پناه سولتش زندگانی می‌کنم سولت قدرت و عیبت را میگن گفتند اکنون که با ظل حمایتش در آمدی و به شکر نعمتش اعتراف کردی چرا نزدیک تر نروی تا به حلقه خواستانت در آورد و از بندگان مخلصت شمارد گفت همچنان از بطش او ایمن نیستم بطش عمل کدنم میگن اگر صد سال گب راتش فروزد اگر یک دم درو افتد بسوزد حکما گفتند از طلوان طب پاتشان بر حضر باید بودند که وقت به سلامی برنجند و دیگر وقت به دشنام خلاد دهند طلوان رنگارنگی و بیسباتی را میگن و آوردند که زرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان تو بر سر قدر خیشتن باش و وقار بازی و زرافت به ندیمان بگذار دوست‌های عزیز این اقایت بسیار آموزنده هست وقت که یک شخص به رهبری می‌رسه چقدر اشخاص چاپلوس و چالک بر استفاده جوی به دور او جمع میشه اما رهبرهای اوشیار کوشش می‌کنند که به دور اونا آدم‌های اوشیار و خرطمن و صادق القزده باشند نه اشخاص چاپلوس و استفاده جو شنوندهی عزیز حالای یک ایلان را می‌شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می‌شیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز همراهی کنیم شنوندهی عزیز تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید لطفا به شماره تلیفون 0014503051354 زنگ بزنید دوستای می‌رمان ما گفتیم که در صحبت امروز می‌خواییم دباره ای گب بزنیم که رهبر بودن یعنی مشکل کشا بودن است اگر خوب دقت کنیم کم از کم چار دلیل وجود داره که کارمندها از وضیحتی که دهو قرار دارن راضی نمی başن اولین دلیل است که اونن‌ها نمی فمن که تصمیم دارن چیکارا انجام بذارین دومین دلیل است اونها نمی فمن او کای چطور انجام بذارین دلیل سی عومی عیست که اونها نمی فمن که چرا او کار را انجام مید disrespect دلیل آخری بازدر است که موانع بالاتر از چوکات و صلاحیت و امکانات اونا در مقابلشان قرار داره بخاطر این چار دلیل است که کارمندها نمی تانن استدادهای خود را بکار پردن و سبب همه اونا رحبر است سی دلیل اول که پیشتر گفتیم مربوط میشه با شروع کدن صحیح و درست یک قسم کار مثلا توضیح دادن لاحیه و ضایف مناسبات در محصه توضیح دادن هدفها و آینده محصه و پرگرام‌های آموزیشی اما اگر رحبر دلیل آخری نارضایتی کارمنده را که موجب موانع بالاتر از صلاحیت کارمنده است او را بدرستی رفع کنه تا حد زیاد سی موضوع اول هم حل میشه امروز می‌خوایم در باره موضوع چارمی گب بزنیم موضوع چارمی ای بود که موانع بالاتر از صلاحیت‌ها و امکانات پیش روی کارمنده‌ها وجود دارن و رحبر چطور اونا را حل کنه اگر یک کارمند نفهمه که موانعی که پیش روی کاری او وجود داره او را چطور حل کنه او در استفاده کدن از استعداد و توانایی خود شکست می‌خوره ای کاملا طبعیست که ما به مشکلات روبرو می‌شیم فرق نمیکنه که ما در کجا کار می‌کنیم ویا در کجا قرار داریم مثلا در محل کار ما خانه ما ویا به صورت کل ما در تمام بخشهای زندگی ما مشکلات را تجربه می‌کنیم کسایی که مشکلات قبول ندارن ویا اونا را نادیده می‌گیرن بر مقابله کدن ویا مقاومت کدن در مشکلات خسته میشن و هیچ کار بر خلاسی از مشکلات انجام نمیتن اگر رحبر ای قسم باشه شما باور داشته باشین زود دست ای قسم رحبر را از کار کدن می‌گیرن و مسئولیت رحبری را به کسی دیگر می‌سپارن رحبر باید توانه درکدن و حلکدن مشکلات داشته باشه و هم با کارمانده خود تعلیم بده که اونا هم بتونن مشکلاتشان را حل کنن وقتی که یک مشکل پیش میعه آیا مردم اول با کجا مراجعه می‌کنن تقریبا نوت فیصد مردم اول با خانواده و فامیل خود مراجعه می‌کنن و اشتاط فیصد با دوستهای خود مراجعه می‌کنن بعد از او با خدای قادر مطلق ویا رحبران مذهبی و اشخاص روحانی مراجعه می‌کنن تقریبا در آخر به رئیس ویا امکارانشان مراجعه می‌کنن وقتی که درک می‌کنیم که در هر جای و هر کس می‌تونه به مشکل رو برو شوه پس خوب است ما در مقابل مشکلات نگرش درست داشته باشیم یکی از دوست‌ها قصه قط وقتی می‌خواست از خانه خارج شوه و برای ملاقات مهم بره همسایه ازو خواست که از تیلیفونو اونا استفاده کنه که به دفتر تیلیفون اطلاع بده تا تیلیفونشانه فعال بسازه وقتی که این مشکل حل شد و خواست که با بایسیکل خود عرقت کنه دید که بایسیکل شوه‌ها نداره وقتی که بایسیکل خود رو از هوا پرمیکد متوجه شد که بایسیکل پنچر است او بسرات به طرف ازگاه سرویز رفته بود اما از مردم شنیده بود که بخاطر مظاهرات سرک‌ها بند است و سرویز‌ها نمیتونن منظم بیاین او گفت در او روز احران شده بودم که چی کنم هر کاره که می‌خواستم انجام بتم اطمن در او یک مشکل پیش می‌امد وقتی که زاهرشا پادشایی میکد مردم به مشکلات فقر و بیچارگی رو برو بودن و فکر می‌کدن که اگه حکومت تغییر بخوره مشکلاتشان حل میشه وقتی که داودخان قدرت گرف نتنها مشکلات فقر و بیچارگی مردم حل نشد چند مشکل دیگر مثل بیام نیتی یک دفعه یک فیلسوف خرطمند نداکد تنها مانع اقاب برای بسرط پرواز کدن هواست اما اگر این مانع یان هوا در مقابل پرواز اقاب موجود نباشه اقاب در خلا پرواز کنه فورا به زمین می‌خوره و دیگر نمیتوند پرواز کنه او چیزی که مانع پرواز میشه او دقیق عامل است که پرواز ممکن می‌سازه یا مانع که در مقابل پراهای ماشین کشتی است او هواست اما اگر این مانع نباشه کشتی حرکت کنه نمیتونه این قانون که موانع امکانات و موفقت با وجود می‌اره در زندگی همه ما صدق می‌کنه وقت که زندگی بدون موانع و مشکلات و شکست‌ها باشه دقیق او زندگی به صفر می‌رسه اگر زندگی مشکلات و شکست‌ها و تلاش‌ها را حصف کنیم زندگی خلاکیت خود را از زس میته مشکل جهالت و نادانی است که به تعلیم آمختن حکمت و دانش مفهوم می‌بخشه مشکل صحت مندودن و شفای آفتن از مریضی است که به دوا مانع می‌بخشه مشکل بی امنیتی است که به امنیت و آرامش مانع می‌بخشه و مشکل بی نظمی است که به داشتن حکومت و نظم مانع می‌بخشه مشکل کشت ککنار باید شد که مردم یاد بگیرن چی قسم زفران کشت کنن و یا باغداری مرخداری و زنبورداری را یاد بگیرن هیچ کس تا دنیا وجود نداره که خوش نداشته باشه که زندگیش خالی از مشکلات باشه ما وقتی که دی ای بار فکر می‌کنیم به یاد جوانی خود می‌فتم که چقدر بیغم بودیم اما یک دفع از پیرمردی که تنها بود پرسیدن که سنگین ترین بار زندگی چیست؟ او جواب داد نداشتن باری که با خود حمل کنیم نداشتن جنجال و مشکلات خودش هم یک مشکل کلان است دوست‌های عزیز آلی یک آهنگ را می‌شنویم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر می‌شیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز امرایی کنیم موسیقی دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا موسیقی دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا موسیقی دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا موسیقی کجا زکف میدی هم کجا زکف میدی هم دامن فضلی تو را کجا زکف میدی هم دامن فضلی تو را ما او تو هستیم همش نشمز روحت جدا نشمز روحت جدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما خالق ما خالق ما خالق دوست دارم می‌ریم و سر گلم او می‌شینیم ای خود به خود زمینه را برای نزدیک شدن و دوباره برقرار کردن دوستی و محبت مساعد می‌سازه اما اگر باز هم مشکل حل نشد دفعه دیگه با دو سه نفر پیش او بریم و امروی او در باره حل کردن او مشکل گرد بزنیم ایسای مسیح ما را تعلیم میده که در هر صورت ما لازم است که برای حل مشکل اقدام کنیم نه ای که انتظار طرف مقابل داشته باشیم وقتی که ما برای حل کردن مشکل پیش قدم می‌شیم خدای قادر مطلق با ما کمک می‌کنه و حکمت می‌بخشه تا اون مشکل حل شوه ای از راه بیتر برای حل کردن مشکلات در بین ما دوستای عزیز صحبت امروز که در باره مشکلات بود و رهبر باید حل کردن مشکلات باشه با شنیدن یک سرود روحانی به پایان می‌رسانیم در صحبت آینده این موضوع مهمه ادامه می‌تیم تشکر که تا حال ما را امرویی کردین تا ملاقات آینده پناهیتان با خدا خدا حافظ دوستای عزیز موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی