۳۰ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ PYM JBZ مسیحیان وقتی که زیر شکنجه و ظلم قرار داشتند، چطور از تعالیم ایسای مسیحی پیروی میکدن؟ قصه میکنند که یک پریش مخفی حکومت کمونستی، وقتی که حضب کمونست سرشقار شد، رفقای حضبیش او را به زندان انداختند. یک دفعه او به زندان تبدیل شد که در اونجه به زندانی ها بسیار کم نان میدادند و اکثرا زندانی ها از گشنگی رنگ میکشیدند. یک روز وقتی که او از گشنگی رنگ میبرد، یک زندانی به او چیزی را برخوردن داد. وقتی که او پریش مخفی نان میخورد، او در پالوش ششته بود و به طرف او میدید. پریش مخفی از او آدم ناشناس که چیزی را برخوردن برش داده بود پرسان کد. چند سال زندان سر توفیه سرکدن؟ آدم ناشناس در جوابش گفت بیس سال. باز پریش مخفی از او سوال کد. از چی خاطر؟ او در جوابش گفت یک کشیش زیر تعقیب حکومت بود. من او را در خانه خود آوردم چون بسیار گشنه بود برش نان دادم. پریش مخفی باز از او سوال کد. او کی بود که تو را به خاطر ای کار نیکت بندی کد؟ آدم ناشناس برش گفت او تو بودی. تو دو وقت مامور مخفی حکومت بودی، من را گرفتار کدی و به زندان انداختی. تو من را نشناختی اما من تو را در روز اول که به این زندان آمدی شناختم. من یک مسیحی هستم. ایسای مسیحی بما تعلیم داده که به دی را با خوبی کدن جواب بدیم. میخواستم به تو بفهمانم که نان دادن به یک آدم گشنه کار خوب است. این قصه بسیار جالب بود. کمک کدن به کسی که طور بیس سال از زندگی کدن آزاد محروم ساخته باشه کار آسان نیست. هر کسی این کار را کده نمیتونه. از این خاطر بعضی مردم وقتی که محبت بی آلائش ایماندارا به ایسای مسیح را میبینن تحجب میکنن. حتی بعضی میگن اینا دیوانه هستن که دی این جنجال ها خود را انداختن و به مردم مختاش کمک میکنن. در حقیقت هر کسی که از ایسای مسیح پیروی میکنه او با چشما دل خود دیده که ایسای مسیح بر او چی محبت به انتهای کده. تعلیم ایسای مسیح قانون و مقررات خشک نیست. تعلیم ایسای مسیح زندگی عملی است. هر کسی که از ایسای مسیح پیروی میکنه او در حقیقت عملا کوشش میکنه که مثل ایسای مسیح زندگی کنه. ایسای مسیح به کسایی که در مقابل او دشمنی میکدن محبت میکد. کسایی که به او بد و رت میگفتن اما او برشان دعای خیر میکد. او با پیروای خود هم تعلیم میداد که از ای روش پیروی کنن. کسی که از ایسای مسیح پیروی میکنه او ای طور نیست که در حالت نرمال و هر چیز که درست باشه از ایسای مسیح پیروی میکنه. وقتی که شمال مخالف به حرکت آمد او از پیروی کدن دست میکشه. نه ای طور نیست او مثل او ایمانداری رومانیایی حتی در زندان هم و در شرایط بسیار سخت هم از ایسای مسیح پیروی میکنه. او ایمانداری رومانیایی اگر پیروی ایسای مسیح نمی بود وقتی که او پلیس مخفی را در زندان میدید دگه اگر ایچ کار نمیکد ادعقل به او نفرت خود را نشان میداد. اما او چون پیروی ایسای مسیح بود و ایسای مسیح به او تعلیم داده بود که به دشمن خود محبت کنه او هم به دشمن خود به عوض نفرت کدن محبت کرد. دوستهای محرمان آلی شما را به شنیدن شعری دوت میکنیم که انوانش هست درخت بحار. گفت ایسا که مهربان باشد تا که جاوید در جهان باشد. مرغ گمگشته در بیابان را تا که تنهاست آشیان باشد. میوه آره چون درخت بحار نکه چون شاخه خزان باشد. برگل آشنا و بیگانه هر کجا هست باغبان باشد. مهمان را اگرچی بیکش هست بهتر از خیش میزبان باشد. طالب تشنه نخشکت هیچ آب دریای بیکران باشد. نشوید شمه در شبستان امچو خرشید آسمان باشد. نگوری زد دل زدام شما گر که بی تیر و بی کمان باشد. مهربانن دیگران با هم وای اگر همچو دیگران باشد. همبنیکان و هم بدان عیجان گفت ایساکه مهربان باشد. دوست های مهربان ای شعر بسیار خوبه که شما شنیدین ما از دیوان محبت بر شما انتخاب کده بودیم. در کتاب دیوان محبت اضافت هر از 150 شعر آموزنده و دلشین شایر توانای ایرانی قراشداغی جمعواری شده. اگر شما میخواین که کتاب اشهار دیوان محبت داشته باشین با آدرس ما که صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان هست خط نوشته کنین. ما حاضر هستیم که با شما یک جلد ای کتاب روان کنیم. دوست های عزیز ما در بند اول ای شعر شنیدیم. گفت ایسا که مهربان باشید تا که جاوید در جهان باشید. ایسای مسیده تمام تعالیم خود به مهربانی بسیار تاکید کده. او دماوزه خود که در انجیل مقدس هست میفرماید. به شما میگویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما جفا میرسانند دعا کنید. در جای دیگر ایسای مسیده میفرماید من به شما میگویم با کسی که به تو بدی میکند بدی نکن. ایسای مسیده بارها و به تکرار در تعالیم خود به مهربانی کدن و محبت کدن به دیگرها تاکید میکند. ایسای مسیده مهربانی کدن و محبت کدن به حیث یک علامه برای فرق شدن پیرواش از دیگر مردم میداند. او در یکی از تعالیم خود میفرماید. اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند چه عجل دارید؟ مگر جذگیران و سودخوران همین کار را نمی کنند؟ اگر فقط به دوست خان خود سلام کنید چه کار فوقلادهی کردهید؟ مگر بیدینان همین کار را نمی کنند؟ مهربانی که ایسای مسیده تعلیم میتر برای ما هیچ بحانی را برای مهربانی نکدند برای کسی باقی نمی مانند. پیروی ایسای مسیده باید بدون قید و شرط مهربان باشد. حتی به دشمن خود. شاید در فکر شما شنوینده از ازیز ما ای گب پیدا شده باشد. ای قسم گپای خوبه مثل ایسای مسیده بسیاری مردم سر ممبرا و سر استجه ها می زنند. اما خودشان به اونا چندان حمل نمی کنند. یا می گیم واهزان چون جلوه در مهرب و ممبر می کنند چون به خلوت می روند آنکار دیگر می کنند. آیا ایسای مسیده هم ایطور بود؟ آیا او چیزی را که تعلیم می داد خودش به او عمل می کند؟ ایسای مسیده وقتی یک شل دید که سی و هشت سال در بستر دراز کشیده و انتظار شفای آفتن است به او گفت برخیز بسترت را بردار و برا. او فهران بستر خود گرفته شروع برا رفتن کد. ایسای مسیده مریضه را شفا داد. اتا مرده ها را زندکد. مخصد ایسای مسیده از این موجزات خودنمایی نبود بلکه بخاطر محبت که او به انسان داشت. او که تعلیم می داد که مهربان باشید و خودش نمونه کامل مهربانی بود. اما ایسا یعنی این سمبول مهربانی را رحبران مذهبی گرفتار کدن و به حکومت بر جزا دادن تسلیم کدن. در انجیل مقدس می خوانم در این وقت پیلاتوس عمر کرد ایسا را تازیانه بزنند و اساکر تازی از خار بافته بر سر او گذاشتند و چپن ارغوانی رنگ به او پوشانیدند و پیش او می آمدند و می گفتند درود بر پادشاه یهود و به او سیلی می زدند. دوستهای عزیز رحبران مذهبی به این همقانی نبودند و فریاد می کدند که ایسا را مسلوب کنین. پیلاتوس به رحبران مذهبی گفت شما ببرین او را مسلوب کنین من هیچ گناهی در او نمی بینم. ایسای مسی را بعد از لطکوب و تعوین و تعقیر کدند او را مسلوب کدند. ایسای مسی تعلیم می داد که حتی به دشمنانتان هم مرابانی کنین. وقتی که او را بدون گناه مسلوب کدند بر روح سلیب به کسایی که او را مسلوب کدند دعای خیر نموده فرمود. ای پدر اینان را ببخش زیران نمی دانند چی می کنند. به این ترتیب ایسای مسی حتی در سردار در وقت رنج کشیدن هم بر کسایی که او را مسلوب کدند دعای خیر کد و از پدر آسمانی خواست که اونا را ببخشه. او در هر حالت حتی به کسایی که به او دشمنی کدند هم مرابان بود. بازی وقت کسی که تایی سرحت مرابان باشه ما برش می گیم او بچاره از لاچاری قدر مرابانی و محبت نشان می داد. او زور نداشت که انتقام خود بگیره. مجبور بود که مرابان باشه. اما ایسای مسیه که معلم و استاد ای قسم مرابانی بود او از قدرت کامل برخوردار بود. او که میتونست به پنج نان جاو و دو مایی پنج ازار نفر نان بده و شکمشان سیر کنه او که میتونست کرا را بینا بسازه و شلا را برا روان کنه او نمیتونست که دشمنهای خود را نیست و نابود کنه. او میتونست که این کار را بکنه اما او در حقیقت نشان دهندهی محبت کامل خدا به انسان بود. او میخواست که به انسان ها نشان بده که خدا تا این حد انسان ها را دوست داره و در فکر اونا هست. او میخواست با این محبت به انتها و محبانی غیر عادی خود به ما تعلیم بده که ما انسان ها هم لازم هست امرای یکی دیگه خود این قسم محبان باشیم. ایسای مصیب به کسایی که از او پیروی کنه به او هم این قوت را میته که مثل خودش این قسم محبانی غیر نرمال را داشته باشه. یعنی اتا به دشمنهایشان هم محبان باشه و مثل او ایماندار رومنیایی به کسی که او را بگنا بیس سال به زندان محکم ساخته بود هم محبان باشه. ما و شما ایره میگیم نه آدم باید اوقدر شیرین شیرین باشه که مردم آدمو بخوره نه ایقدر تلخ تلخ که مردم از آدم فرار کنه. اما ایسای مصیب تعلیم میته که لازم هست که در ما هیچ تلخی وجود نداشته باشه. ما باید به همه شیرین باشیم فرق نمی کنه که مردم ما را میخورن. در بند آخری شیر سنیده ام که ام به نکان و هم به بدان حیجان گفت ایسا که محبان باشه. اگر کسی دشنام داد دشنام بتیم. ما با استفاده از ای کسی برخورد خود بغیر از خلق کدن و زیاد کدن دشمنی دیگر هیچ کار کدن نتانستیم. ای قسم رویه و کلتور ما را از هم جدا کده. در بین ما به اتفاقی انداخته. در بین ما به اعتمادی و شک خلق کده. ما سر هر کس بدگمان هستیم. نمی تانیم سر کس اعتماد کنیم. باید چی کنیم؟ آیا هنوز هم به رویه و چیزهای خرابی که از گذشته به ما به میراس رسیده و باعث تفرقه و نفاق در بین ماست باز هم ادامه بتیم؟ آیا چیزهای خرابه امروی چیزهای بسیار خوبی که میراس فرنگی ماست مثل مهماننوازی مثل پنا دادن به شخص مظلوم و سطحا چیزهای خوبی دیگر میراس گفته حفظ کنیم؟ شنوندی عزیز ما و شما در هر چیز به تجدید نظر ضرورت داریم. ما و شما ضرورت داریم که خوب فکر کنیم چیزی که خوب است از او استفاده کنیم. چیزی که ما را به دشمنی کدن و تفرقه تحریک می کنه او را دور پرتیم. آیا ایسای مسیح که تعلیم می ته به همه مهربان باشید کار خراب است؟ نه هیچ کس نمیتونه بگوید که ای کار کار خراب است. پس بیاین بره بیرون بر آمدن از ای کسم مشکلات از تعلیم فوقلاده ایسای مسیح استفاده کنیم. ایسای مسیح نتانا مثل یک معلم برما تعلیم خوب می ته بلکه قوت ایره هم برما می بخشه که ما بتانیم از ای تعلیم در زندگی عملی خود استفاده کنیم. ایسای مسیح میتونه بما یک زندگی نو با یک روح نو ببخشه. ای زندگی نو و ای روح نویره که ایسای مسیح بما می بخشه ای باعث میودادن خوب در زندگی آدی و روزمره ما می شه. ما با ای روح که ایسای مسیح بما می بخشه میتونم مثل او در همه حالات به دیگرها و حتی به دشمنهای خود مهربان باشیم. ما و شما همه افغان ها به ای کسم روح و ای کسم زندگی واقعا ضروره داریم. از خداوند می خواهیم که شما امروز ده ای باره تصمیم بگیرین. خوب دوستای عزیز آل وقت ای رسیده که قسمت دیگی سریال زندگی نو بشنویم. سلام سلیمان بدر. چطور هستی یونس؟ خوب شد که وقتر آمدی امروز. چطور خیلیت خوب هست؟ بله خیلیت هست امروز شام بر عبادت و سرفشام خداوند به خانه سکندر میریم. چطور آله بر عبادت به خانه جمع میشن؟ بله گاهی به خانه و زمانی هم به مبادر جمع میشیم. آله خانه های هر کدام احساسیت خانه خدا را به خود گرفته. در خانه ها همه ازای خانواده هم از خرد بزرگ در عبادت شرکت میکنند. خوب تو خبر داری که پولس بعد از احساس به کجا رفت؟ شنیدم که پولس و همراهاش از احساس بعد استوقف در شارع مختلف به تراوس رسیدن. تراوس هم یک شارع بندری داسیای سخیر هست. پولس و همراهاش در امی شارع با گروه جدیدی از ایمانداران ملاقات کردن. روز یک شمبه بود. پولس و همها همه در خانه ها برگذاری شام خداوند که بعضها او را اشای ربانی هم میگن با شوق و علاقه زیاد آمدگی گرفته بودند. برادرها پولس و همراهاشا به خانه سیروس رحنمای کنند. در اونجا ادهه از برادرها بر عبادت و برگذاری شام خداوند جمع شده بودند. وقت برادرها فهمیدن که پولس هم در این محفل با آنها شرکت میکنند بسیار زیاد خوشحال شدند. خوشحال اونها که با پولس رسول خدا ملاقات کردند. بله وقت مردم خبر حصور پولس را در خانه سیروس شنیدن اده زیاد اونجا آمدند. درها و دیوار خانه پر از برادرها شد. سلیمان اگر به خاطریت باشه پولس در اول سفرهای بشارتی خود به مناطق قاسی ها موضوع خود را از کنیسه های یهودی ها شروع کرد. در کنیسه ها خبر خوش نجات ایسای مسیر را به گوش یهودی ها رسانید. در نتیجه ایده از یهودی ها به ایسای مسیر ایمان آوردند. بله در کنیسه ها تنها یهودی ها برعبادت جمع نمیشند. بلکه غیری یهودی ها هم که به شریعت موسیق ایمان آورده بودن یک جای با یهودی ها در عبادت چرکت میکند. و از این طریق پولس مجزده نجات با غیری یهودی ها هم میرسانید. کنیسه ها محل خوب برای جعربه است و گفتوشونید باشخاصی بود که در جسدجوی رضای الهی بودند. بله پولس در همین کنیسه ها ایده زیادی را متقایت کرد که دوران پیروی از شریعت دیگر بازهور یهسای مسیر که همون مسیر معمود است بسر رسیده. و حال دوران فیض خدا در یهسای مسیر آغاز شده. حال چی یهودی و چی غیری یهود، چی سفید و چی سیاه، چی برده و چی هر، همه میترن با پذیرفتن یهسای مسیر به حیث نجات دهندشان وارد فیض خدا شده. بله با افضاش اتداد ایماندارا به یهسای مسیر یهودی های متحصب خود از عیفه و شکست خورده ایساز کردند. بله راست میکنید. و برای پولس را همراه او مزایمت ایجاد کردند. او را چندین بار متهم و خیانت به دربار روم کردند. و مردم آلیه او به شورش تحکیم کردند. پولس براخره ترجیه داد که برای مردم در خانه خود محوزه کنند. بله، مردم در خانه یک دیگه و یا بعضی از ادارات دولتی برای عبادت جمع میشند. اونا هم مانند ما برای روزای یک شنبه که قیام ایسای مسیح از میان مردگان هست جمع میشند. برای که در نوایی تحت اداره امپوراتیری روم، مردم از نجات های مختلف و از بیروای ادیان مختلف زندگی میکنند. که روزای عبادت اونا با هم سر نمیخورند. و هر کدام برای عبادت از خود روز خاصه دارند. مثلا یهودی ها روزای شنبه را مقدس میشند. و در همین روز برکنیز ها میرند. و امطور بود پرست هم در روزای دیگه یفته. و ازی که ماندارا از قوم ها و عملت های مختلف دوره هم جمع میشند. و برشان بسیار دشوار است که هر کدام یک روزای بدل خواهی خود برای عبادت دهین کنند. سلیمان تا جایی که ما خبر دارم میفهمی، بیروای ایسای مسیح در روشتنم هر روز جمع میشند. این امر در دگه جای چندان اومید نداره برای اینکه ایماندارا هر کدام در سایر روزای افته با کارهای دیگه زندگی مصروف هستند. کسی با چپانی و ایده هم به دیگه قانی و بعضی هم در بازار کاربار میکنند. و از جدت دیگه تا میفهمی که ایده هم از میان غلامان و کنیزان با ایسای مسیح ایمان آوردند. که اینا از بام تا شامده هفت روز افته مصروف کار هستند که هیچ تحتیل ندارند. بله، پولز با مردم های که از اخشار و طبقات مختلف اجتماعی برخواسته بودند مصروف و تعلیم کلام خدا بود. بروش ها و روز دیگه مطرح نبود. ارجایی که چند افر جمع میشودند و اشتیاق شنویدن کلام خدا رو میداشتند پولز برشان از کلام خدا تعلیم میداد. بله، گرچه ما هم در روزهای مختلف جمع میشیم اما روز اول هفته را ترجیه دادیم. بر اینکه در این روز روز قیام ایسای مسیح از میان مرده هاست. و شعار پیروه ایسای مسیح هم امیست که ایسای مسیح زنده هست. این شعار مایه زندگی و امید ماست و این نکته انگیزی ایمان آوردن ما را تشکیل میده. این قایده ساخته و پرداخته کدام کسی نیست. بلکه هر ایماندار ایپینان داره که نجات دیهندی جهان زنده هست. و از این سبب دیگر برادر ها بطور طبیعی هم در این روز در خانه های یک دیگر جمع میشند. دعا عبادت میکنند، سروت میخانند، از کلام خدا میشنوان و با هم نان پاره میکنند. به این صورت گروه های زندی از ایماندار ها ایجاد میشه. اینا با کدام کنیسه یا امارت وبستند نیستند. بلکه مردم هاییستند که بطور طبیعی با هم جمع میشند. خداوند عبادت میکنند و همه کوشش های اونا بخاطر جلال خداست. بله، اونا با هم بطور طبیعی جمع میشند. روزه میگیرند، غذا میخورند. این خیرات نبود که یکی تمام مسارف خودش بکنند. بله، بله. و نه مراسمی بود که در اون مهمانوازی نشانداده میشند. بلکه خانواده های ایماندار غذای معمولی روزانی خوده از خانه هایشان با خود میعوردند. دوره هم جمع میشودند، میشستند و بعد با هم تخصیم میکنند. اینطور نبود که کسی بگوید او چی آورده و او چقدر آورده و از چیزه را پخته کده آورده. اونا غذایی را که آورده بودند با هم میخوردند. چقدر خوب است که اونا هم بر روز یک شمبه که روز اول هفته است دوره هم بر عبادت جمع میشند. و با این وسیله مرگ یسای مسیر را در خاطرها زندگی میکنند و قیام او را اعلام میکنند. میفهمی سلیمان؟ یسای مسیر چی فدا کاری آلی کرد؟ بله. او بخاطر گناه جهان بر روی سلیف قرار گرفت. او خون خود را فدیه گناه های ما کرد تا ما رازکار شدیم. او در آخرین شام زندگی بر روی زمین با شاگرده دوری یک دسترخوان غذا صرف کرد. او نان را برداشت و پس از شکرگذاری او را پارکد و به شاگرده گفت بگیرید و بخورید. این است بدن من. بعد پیال را برداشت و پس از شکرگذاری او را به شاگرده داد و گفت همه شما از این بنوشید. زیرا این از خون من که اجرای عهد و پیمان نور را تایید می کند و برای آمردش گناه های بسیاری ریخت می شود. بله. به این ترتیب پولس نکته مهم از تعلیمات عیسای مسیر را عملن به برادارا تعلیم داد. نزدیک صبح بود. هوا عیسای سروشن می شود. پولس سفر خود را به طرف ارشیلم عجل ازاشد. بله. پولس برادارا را به خدا سپرد و از اونا جدا شد. فردای اوروز او به تراوس شهر در ساحل خلیج رسید. چون قبلا از آمدن پولس ایده از برادارا واقف بودن و او را به خانه یک مرد خداجو رهنمای کردن. نزدیک شام بود. وقتای مردم ایده کرده اطلاعی آفتند که پولس در همسایگی شان آمدند. همه نان و تام خودا گرفته بهشو آمدند. شام بسیار گرم بود. چراقه تیلی فتیل ایدار یکانه روشنیکونی خانه بود. بوی بده چراقه فضای خانه را پرکده بود. بعض مردم هم مستقیم از بالای کارهای روزانی خود آمده بودن. بردها هفت روز هفتره کارشاقه میکده. اونا هر کدام بسیار خستا و مانده بودن. پولس مرد عالم که تابیت رومی داشت. به توجوب ای که کی مخاطب او از پیم صحبت میکد. بعضی از خستاگی روزانه پینکی رفته بودن. همونطور که پولس سخن طول میداد جوانی بنامه افتخوص که پیش کلکین ششته بود. رفته رفته خواهش بود و بلاخره بخه و عمیق فروه رفت. و از منزل سی ایم بزهی رفتید وقتی او را برداشتن دیگه مرده بود. پولس پایین دفع خدا بروی او انداخت و او را تاغوش کده. بعد دیگه را گفت ناراحت نباشین او انو زنده است. پس پولس دوباره بالا رفت و نانه پاره کده و اونا هم شام مقدسه خوردن. او امطور صحبت میکده تا کم کم اوا راشن شد و او وقت پولس و همراهش با مردم خدافیزین هم بودن. یقینا این شب برای بسیاری از اونا فراموش ناشدنی بود. برای یدیه از اونا این اولین و آخرین شبیه بود که با پولس ملاقات کردن. و روز ها این موجزه که پولس در حضور اونا انجام داده بود برای دیگه را یاد آوری میکدن. اونا هر کدام گرستنگان حقیقت و روحانی بودن. برای اونا ایمان مسیحی زندگی جدید و راه نو بود و مجموعا فلسفه حیات نو. و یقینا دعوه شب هر کدام سعی میکد تا بیشتر و بیشتر از پولس بشنوا و تعلیم بگره. بله اموطور بود. خوب آره قصه شب پرخاطره توقف پولس در شهر تراوز شنیدیم. آره میریم به خانه سی روز تا با برادره ما هم به وسیل برگذاری شام خداون مرگ و قیام ایسای مسیر را به یاد بیاریم. شنوینده ازیز ما و شما در این قسمت و قسمتهای دیگه سریال زندگی نو شنیدیم که پیغام ایسای مسیر به طرف آسیا و اوروپا مثل یونان و روم با وسیله شاگرده ایسای مسیر انتشار یافت. در این جای ها تعداد زیاد مردم این مجدر را به حیث مجده نجات خود قبول کدند و به ایسای مسیر به حیث نجات دهنده خود ایمان آوردند. با ایمان آوردن به ایسای مسیر زندگی اونا تغییر پیدا کد. اونا پر از محبت و دلسوزی به دیگرها شدند. اونا دیگر دروخ نمی گفتند و از مردم نفرت نداشتند. این تغییر زندگی ایمانداران به مسیر یک شهادت دیگه از حقانیت ایمان به ایسای مسیر بود که حالوز هم باعث ایمان آوردن زیادتر مردم شد. از خداون آرزو مند هستیم که زمین خشک دلهای ما افغان ها را بر کشت و نموی این مجده فوقلاده که میتوند زندگی ما را تغییر بده آماده بسازه. این مجده دوای زخمای دلهای ما و جامعه ماست. خوب دوستهای مهربان آل شما را به شنیدن یک سرود روحانی دوت بکنیم. موسیقی موسیقی موسیقی دوستهای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم. رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد. اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرست ما در پاکستان. رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی اگر به انترنت دست رسیدارین میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنین. رادیو صدای زندگی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد.