۲۹ دقیقې
۲۶ سيتمبر ۲۰۱۴
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ شنمده های عزیز و دوستان عرجمند برنامه با شما سلام چی حال دارین؟ خدا را شکر گذار استیم که باز هم وقت نشته برنامه شما فرار رسیده و ما باز هم یک بار دیگه از طریق برنامه در خدمت شما شنمده های گرامی قرار داریم آرزو می بریم که همه تان خوش و سرحال آماده شونیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب دوست های گرامی ما باز هم جاو جان در استیدیو امرای خود داریم جاو جان خوش آمدین برنامه با شما تشکر شاید جان زنده باشین حاش باشین خوب جاو جان میشه که برما و دوست های شنمده ای ما که امی لحظه برنامه را میشنون بگوین که دی افتی که سپری شد اتمن دوست های شنمده ای ما از طریق تلفون از طریق ایمیل امرای شما به تماس شدند بله شاید جان و سوالات را هم مطرح کردند بگوین برما کدام سوال زیادتر مایی برکت بر شما بوده که امورا امرای شنمده ای گرامی ما هم در میان بگذاریم شاید جان مثل همیشه باید بگویم که واقعا خدا را شکر به تمام تلفون هایی که به ما و شما میرسند و روز بر روز اگر ما و شما ببینیم تعداد تلفون های ما زیادتر شده میره تعداد کسایی که برما تلفون میکنند تعدادشان زیاد شده میره و خدا را شکر که میتونیم امرای شنمده های عزیز ما از طریق تلفون از طریق سکایپ از طریق ایمیل در ارتباط باشیم و شاید جان از روزه بر دوست های عزیز ما پیام روان کنیم از طریق سمس از طریق پیامک امرای شنمده های ما در ارتباط استیم و روزانه بالاتر از پین سد پیامک امرای شنمده های عزیز ما روان میکنیم که از کتاب مقدس از آیه هایی از کتاب مقدس میگیریم و برای شنمده های عزیز ما روان میکنیم شاید جان خدا را شکر و سوال های بسیار زیاد بود سوال های محتلف بود سوال در باری کتاب مقدس دوست های ما پرسیدن سوالات بود در باری ایمان مسیحی که برای دوست های عزیز ما تشریح دادیم که وقتی که ما میگیم ما پیروی ایسای مسیح استیم عدف ما چی است و کسی که میگه ما به کتاب ایمان دارم عدف از ایمان داشتن چی است در باری ایمان در باری کتاب در باری ایمان خوب سوال ها زیاد بود و خدا را شکر که دوست های ما شنیدن خب تمام کسایی که زنگ میزنند شنونده دائمی نیستند شاید جان با اون حتی فکر می کنم مشکل است برای دوست های ما بعض سوال ها را درست جوابش را پیدا کردند چون اگر ما تواتر برنامه ها را نشنویم اطاٰ اگر ما جواب بدم داشتیم در برنامه باشم یا در برنامه هایی که در طول افتاداریم اگر سوال ها را جواب بدم اگر شنویده های ما متواتر برنامه ها را نشنوند امکان دارد که باز برشان سوال های پیدا شود یا ما جوابی را که باید مگرفتن جواب ها نگیرند چون دروای متواتر نشنیدند از ازشان خواهش میکنم که کوشش کنن که برنامه ها را متواتر بشنوان اگر به طور متواتر برنامه ها را بشنوان شاید جان اعتبار کن که بسیار سوال هایشان از طریق شنیدن برنامه ها جواب پیدا میکنه شاید جان در این افتدا یکی از دوست های بسیار عزیز ما که پیروی ایسای مسیحس تلفون کرده بود و بسیار جگرخون بود بسیار جگرخون بود گفت ما میخوایم که بر مردم ما دعا کنیم همیشه دعا میکنیم مگر هر روز میبینیم که بسیاری خدا ناترسای هستند که انتحاری میکنند و مشکلات ببین در بین جامعه مشکلات سیاسی و گفت ما خسته شدیم از دعا کده گفت بسیاری وقتا میگم من هیچ دعا نکنم بر مردم هم و امروش تانستم که گب بزنیم و من زندگی یونس نبی را برش قصه کدم و گفتم که باید ما از یونس نبی که نبی خداون بود از او یاد بگیریم بسیاری وقتا شاید دل سر چویم شاید نخواییم دعا کنیم ولی اگر کتاب یونس نبی را بخونیم زندگی یونس نبی را در کتاب مقدس بخونیم شاید جانی تشویق ما میکنه که باز هم ار قدر هم که مشکلات زیاد باشه ار قدر هم که سحتی ها زیاد باشه باز هم ما برای وطن ما برای مردم عزیز ما باید باید باید دعا کنیم خوب جاو جان شما گفتید که یکی اشنانده ها زنگ زده بودند که اونا دعا کردند خسته شده بودند و شما قصه داستان یونس نبی را برشان گفتید بله شاید جان میشه که امی را برای شنودهای گرامی ما بگوین کسای که نشنیدن آه چرا نه چرا نه شاید جان ای قصه قصه یونس نبی در کتاب مقدس نوشته هست و مردم بسیاری وقتا در باره یونس نبی گفت میزنند یا به نام مشناسندش ولی قصه زندگیش در کتاب مقدس نوشته هست شاید جان اینجا نوشته شده که یک روز کلام خداوند بر یونس به سر آمیتای نازل شد و به او فرمود به شهر بزرگ نیناوا برو و به آواز بلند بگو که حبر زلم و شرارت مردمان به گوش من رسیده هست خداوند بر یونس نبی میگه بروم و به مردم شهر نیناوا که شهر بسیار کلان بود بگو که حبر زلمتان به گوش من رسیده هست مگر یونس نبی چی میکنه شاید جان در آیه سیوام میخونیم که اما یونس خواست که از عزور خداوند فرار کند پس به یافا رفت و درانجا یک کشتی را دید که آزم ترشیش بود یونس کرایه حدران داد و با سایر مسافرین سوار شد تا به ترشیش برود و از عزور خداوند دور شد شاید جان وقتی که این قصه را میخونیم امی قسمت را وقتی میخونیم حب زلم و ستم و گناه مردم به عوج حد رسیده بود و خداوند وقتی که به نبی حد میگه که برو بری مردم کلام را برسان چی میکنه فرار میکنه و بعد از او که میای در کشتی سوار میشه در دریان میایند شاید جان توفان شروع میشه ما میتونیم تمامشا بخونیم ولی ما میخواییم آسانتر است که قصه کنیم توفان شروع میشه و کسایی که در کشتی بودند تمامشان میترسند توفان بسیار خطرناک است و نزدیک است که به حساب کشتی هرق شده و مردم های مختلف بودد از کشورهای از شهرهای مختلف بودند کلشان ایران میمونند که چی کنند و هر کدامش به رقم حد دعا میکند و بعد از اون میگن میگه بیاین که قره بندازیم که به نام کیم ابراید که چرا ای آلت سرم آمده گناه کی است که ای آلت آمده پس یا قره مندازند و قره به نام یونس نبی ابراید و میایند از یونس نبی پرسان میکنند میگه بیادر تو کی استی چی کدی که ای آلت سرم آمده و یونس نبی برشان حقیقت رو میگه میگه من بنده خدای قادر مطلق خدای آسمان ها استم که تمامی کائنات رو حلق کرده و من از حضور از اون میخواستم که دور برام نافرمانی کنم و ای آلت آمده و خود کوشش میکنند که بوجی های باره در او پرتند که یک ذره کشتی صباک شود که حلق نشود هر کاری که میکنند به درد نمیخواده شمایی جان و داخل امی نبی خداوان میگه یونس نبی میگه باید مر در او پرتید که خشم و عذب خدا کم شود و شما مردم نجات پیدا کنید و امی کاری میکنند شاید جان و یونس نبی رو در او مندازند و نزدیک است که حلق شود اینجا است که یک مایی بسیار کلان میاید و یونس نبی رو قرد میکنند قصه بسیار جالب است شاید جان و کار خدا رو نشان میده که چطور خداوان چی کارهای عظیمه میکنند حالا ما شما بسیاری ها وقتی که نام مایی رو میشنوان مردم های هستند که میترسند مایی رو دست نمیزنند و در دریا ها اگر ببینیم اونجا مثلا ماییای کلان است و نینگ است و از آره رقم چیزهایی است که در دریا ها است ولی اینجا وقتی که میبینیم خدا یک مایی کلان استفاده میکنه که بیایه و نبی خداوان رو قرد کنه و یونس نبی سی روز در شکم مایی میمونه و در اونجا است که دعا میکنه به حضور خدا و دعایش در فصل دوم کتاب یونس نبی آمده و یونس نبی میگه میگه در انگام مسیبت به حضور تو ای خداوان دعا کردم و تو دعای مرا مستجاب فرمودی از احماق دنیا مردگان گریه و زاری کردم و تو آواز گریه مرا شنیدی تو مرا به احماق بر انداختی و سیلابها مرا عرق کرد و انواج پر قدرت تو از سر من گذشت به خود گفتم که از حضور تو رانده شدم و دیگر عبادتگاه مقدس ترا نه هم دید در آب عرق شدم گردابها احاتم کرد و الفها بدور سرم پیچید تا پای کوها فرو رفتم و زمین برای امیشه در بندهای خود نگاهم داشته است اما تو ای خداوان خدای من مرا از گور زنده بیرون آوردی وقت در آل مرگ بودم خداوان را یاد کردم و دعای من به عبادتگاه مقدس به پیشگاه او رسید آنهای که بطهای باطل را می پرستند از پیروی تو برگشتند اما من سرود شکرگزاری را به حضور تو می سرائم و برای تو قربانی و نظرها تقدیم می کنم نجات ما در دست خداواند است سپس مایی به امر خداواند یونس را از دان خود به خشکه بیان دارد خدا را شکر می کنم که خداواند دعای یونس را اتا که در شکم مایی بود شنید و نجات داد بله شاید جان خدا را شکر که می بینیم که خداواند یونس نبی را نجات می دهد و بعد از اون قصه ایدامه پیدا می کند شاید جان و در فصل سیوم می بینیم بار دیگه کلام خداواند بر یونس نازل شد خداواند نجاتش داد و بار دیگه شاید جان کلام خداواند برش نازل شد و برش گفت به شهر بزرگ نیناوا برو و پیام را که به تو می دن به مردم اونجا اعلام کن و یونس این دفعه چی می کنه هر کدام ما که باشه ما هم شاید این کار را کنیم و یونس نبی هم این کار را می کند یونس نبی اطاعت می کند و می ره شهر نیناوا سی روز پیاده می رفتی که کل شهر را به حساب حلاس می کدی در تمام شهر پیاده تیر می شه از بین شهر و به تمام مردم پیام خدا را می رسانه و برشان می گه که گناه شما بسیار زیاد است و شما به ذد خدا گناه کدید و می گه یونس اطاعت کرد بین نیناوا رفت و امتحانی که گفتم می گه شهر نیناوا شهر بزرگی بود که به اندازه سی روز پیاده رفتن مسافه داشت یونس وارد شهر شد و پس از یک روز را پیمایی اعلام کرد که بعد از چل روز شهر نیناوا ویران می شود خداوند گفته بودش چل روز بعد شهر تان ویران می شود بخاطر ازی که شما به ذد خدا گناه کردین و مردم نیناوا چی می کنند شاید جان کلام خدا می گه می گه مردم نیناوا وقتی که ای پیامه شنیدن فهمیدن که شهرشان تبا می شه ویران می شه مردم نیناوا به خدا ایمان آوردن گفتی یونس نبی را شنیدن ایمان آوردن به علامت توبه نمد پوشیدن روزه گرفتن خرد بزرگش نمد دا جان خود کردن توبه کردن دا حاک و حاک سر خود انداختن گفتن که خدای اما را ببهش وقتی که پاتشای نیناوام پیامه یونس نبی را شنید در فصل سیوام آیه شش می گه از تحت خود پایین آمد قبای خود را از تن بیرون کرد و نمد پوشید و بر حاک سر نشست پاتشای نیناوام خودش توبه کرد و بر مردم اول روان کرد بر کل مردم امر کرد که کل تا روزه بگیرین و توبه کنین از گنایتان اتا دان ایوانات تانم بسته کنین یعنی نمونین که نه نان بخورن نه او یعنی انسان و ایوان کل شار روزه گرفتن کلگی توبه کردن و کلگی از گنایتان دشت شدن اینجا کلام محمدا میگه میگه که ارکس از سمیم دل به حضور خدا زاری و دعا کرد و خداوند تمام دعایشان شنید و آیه دعاوند میگه چون خدا عمال آنها رو مشاهده کرد و دید که آنها از کردار زش رو دست کشید و توبه کردن بر آنها تررحام کرده و بلای را که به نابود بر سرشان بیاورت دور کرد پس شکر که خداوند خدایست که بخشاینده و محرابان است مردم در گناه بودند و نبی خدا آمد پیام خدا را رسان برشان و این مردم توبه کردند و بعد از اون یونس بسیار قار شد یونس بجای از دیگه خوشحال شد که برو این مردم توبه کردند رفت قار شد گفت چرا خدایتو گفتی که چهر روز بعد من این شاعر را تبا میکنم و آنها توبه شان را قبول کردی ایچ چیز را تبا نکدی ایچ چیز را از بین نمیبری و جگرحون شد قار شد گله کرد و میره یک جای قرار میگه یونس از شهر بیرون رفت و در قسمت شرقی شهر نشست در آن جا سایبانه برخوند صاحب و زیر سایهش قرار گرفت و منتظر بود که بیبیند در نایناوا چی اتفاقی روح میرد بازم تمام چیزی که ناراحت بود بازم منتظر بود که شهر باید ایک چیز شوهد یک چیز شوهد تبا شوهد شهر از بین بره و اینجا است وقتی که میره در اونجا میشینه در سر تپه منتظر است که شهر بایران شوهد اینجا هداوان یک گیاره یک بوته رو میرویانه و این بوته سرش سایه میکنه و یونس نبی بسیار خوشحال میشه آرام همونجا استراحت میکنه مگر در روز دوام وقتی که افتاق مبرایه اوا بسیار گرم میشه خدا حشک میکنه و یونس نبی بسیار باز گرمیش میکنه و باز قار میشه میگه خدای از این کدام مرگ بتی من در اینجا استم و سیکو که این بوته هم حشک شد و هداوان به یونس نبی میگه آیا ضرور است که به خاطر یک گیار حشمگین شدی و یونس نبی میگه من عقد دارم که تا عد مرگ حشمگین شدم و هداوان میفرمایه این گیار در عرض یک شب روید و روز بعد حشک شد تو برای آن ایچ زحمت نکشیدی و آن را رشد و نمو ندادی اما دلت به آلش میسوزد پس آیا دل من برای شهر بزرگ نینوا نسوزد در آن شهر بیشتر از یکصد و بیست ازار نفر زندگی میکنن که دست چپ و راست خود را نمیشناسن و در علاوه ایوانات زیادی هم در آن جا وجود دارند پس شاهی جان میبینیم که هداوان یونس نبی را یک درست میتن میگه ما برد گفتم که کلامه برسن مگر عدفی نیست که باید تمامشان تبا شود دلت تو به یک بوتیک سرسایه کد پس حشک شد دلت میسوزد آیا دل من به اینقدر مردم نسوزد میگه صد و بیست ازار نفر از اونجا که انوز دست و چپ خوده نمیشناسند و میگه اتا در علاوه ایوانات زیاد هم در اونجا هستند دل هداوان هم به انسان ها و هم اتا به ایوانات میسوزد شاهی جان پس بریم سر اصل مکلب که دوست عزیزم گفت دلم نمیشه دعا کنم و من برش این قصه را گفتم شما و وظیفه دعا کردن است که مردم چی میکنند او وظیفه از او است ولی وظیفه ما نیست کسایی که محبت بیکران خدا را چشیدیم وظیفه ما دعا کردن است اتا اگر اونا تبایی میارند میکشند ارچی اتا ما باید بر از وام دعا کنیم چرا؟ چرا که حاست و اراده خدا ای است که ما بر از وام دعا کنیم و در عین وقت خدا را شکر که از طریق راڈیو از طریق مردم خدا کلام خدا بر مردم برسه و کلام خدا میشه امیره میگه به مردم بگوین که از گنایتان دست بکشین و به ما که خدا قادر مطلق استم میگه به ما ایمان داشته باشین به ما ایمان بیارین محبت بیکران من را ببینین پس شاید جان ما یا ار ایماندار دیگه که هست ار کسی که به عیسای مسیح ایمان داره ما باید متوجه باشیم که ایچ وقت از دعا کدن و از رساندن پیام خدا بر مردم ما خسته نشیم اتا اگر خستام شویم خداوند اگه حالت گرفتار ما میکنه که پس بریم و امو کار را که اون میخوایه حتما پس کنیم ما شما در زندگی یونست دیدیم از اون زور خدا فرار کد در کشتی رفت هرق شد و مایی قرتش کد نموندش خداوند که حتا منجم بماره نجاتش داد پس مایی آورد در خشکند ناخدش که چی کنه که امر خداوند بجایی کنه خداوند امروز برای ما شما یه است میگه برین و کلام من را به تمام مردم برسانید و هر کسی که ایمان میاره کلام خدا میگه در آسمان خوشحالی بپامیشه جشن و سرور بپامیشه هر کسی که به خدا ایمان میاره هر کسی که به مسیح خداوند که روح خداست ایمان میاره هر کسی که کلام خدا را میخوای اطاعت کنه چون ایسای مسیح کلام زنده ای خداست هر کسی که میخوای او را اطاعت کنه در آسمان خوشحالی بپامیشه چرا خداوند نمیخوای که مردم تبا شوه خداوند میخوای که مردم نجات پیدا کنند ولی چقدر خوب میشه که اگر ما کلام را برسانیم و مردم توبه کنند یونس نبی نمیفمید که مردم توبه میکنند یونس نبی فقط پیام خدا را رساند و او خداوند بود که قلب اونا را لمس کد و او مردم خداوند توبه کنند در حاک و حاک سر ششتند نمت پوشیدند توبه کند روزه گرفتند و خداوند محشیدشان و دعای مایی هست که یک روز مردم ما هم از گناه های خود توبه کنند روزه بگیرند از حضور خدا و واقعا روزه ای نیه که فقط ساحتگی باشه روزه ای که قلبی باشه بیاییم به حضور خدا و مردم ما یک روز توبه کنند و بازم خدای ملک ما را به حضور انجام بدیم و دیگهش را به دست خداوند بزپاریم بله شاید جان کلام خدا میگه پیوسته دعا کنید پیوسته دعا کنید ای خاصت اراده خداست و ایسای مسیح خودش برمایی یاد میده که چطور ما دعا کنیم چطور در حضور خدا بیاییم و زنوب بزنیم بگیم ای پدر آسمانی چقدر خوب است که خدا را پدر جان بگوییم خدا از صد پدر جسمانی هم کده میرابانتر است و میخوای کلام خدا ایسای مسیح به ما حاضر میگه که وقتی که در حضور خدا میین بگوین که پدر جان شکرت میکنم و ما و شما چقدر خوب است که به حضور خدای قادر مطلق که میرابانتر است صد پدر جسمانی است بیاییم پدر جان گفته دعا کنیم بر مردم ما بر سیاست مدارای ما بر ایماندارا به کل کشور ما دعا کنیم و کلام خدا را میبینیم که خدای قادر مطلق دلسوزی هم بر مردم داره و حتی بر ایوانات دلسوزی میکنه چی رسه به انسان ها و از شای جان خدا را شکر که ما و شما ای قسمت از کلام خدا را داریم که میتونیم بخونیم و از او یاد بگیریم و باز هم دعای ماییست که ما هرگز از دعا کردن از رساندن از پیام خداوند از رساندن انجیل مقدس که کلام خداوند است ایچ وقت هستن نشیم در هر جایی که هستیم معبت بیکران خدا را بر مردم ما باید برسانیم کاملا درست تشکر جاو جان که با استادیو آمدین شنانده های گرامی از برنامه اینوبت ما ای را مختیم که ما کوشش کنیم که اراده خداوند انجام بدیم چیزی که کلام مقدس از ما میخواید کوش کنیم که اراده خداوند انجام بدیم نه ای که ما چی را میخواییم چی چیز متابقه محل ما نیست بلکه همه چیز را باید به دست خداوند بسپاریم و هرچی کلام از او میگم ما باید از کلام از او اطاعت بکنیم خوب دوستهای گرامی ای بود برنامه اینوبت ما که تقریم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که بازم دمی سات در خدمت شما خواد بدیم تمام شما دوستها را با خداوند بینیاز میسپاریم راه راستی و آیاتم شفی و مالک جانم شبانه عزم گرگه خداوند میسر راه راستی و آیاتم شفی و مالک جانم شبانه عزم گرگه خداوند میسر این خداوند توی من شرح آیات مومنان این خداوند توی من شرح آیات مومنان تو هی تا کم و شاخه ها زی تو یابین فیز و سخا تو هی ساکین در قلب ما خداوند میسر تو هی تا کم و شاخه ها زی تو یابین فیز و سخا تو هی ساکین در قلب ما خداوند میسر این خداوند توی من شرح آیات مومنان این خداوند توی من شرح آیات مومنان ای دامد اسمانی تو سلطان جابدانی هر روز مشتابه دیدارد خداوند میسر ای دامد اسمانی تو سلطان جابدانی هر روز مشتابه دیدارد خداوند میسر این خداوند توی من شرح آیات مومنان تو هی ران زندگاری جهان و روح تو داری خداوند میسر خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را به آدرس زهیل ارسال کنید رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمیل نیز همراه ما بتماز شوید توجه کنید به ایمیل آدرس ما roshan.afghanradio.org و اگر میخواهید که از طریق تلفون همراه ما بتماز شوید و سوالاتتان را مستقیمن همراه ما مطرح کنید لطفاً به شماره تلفونه 001-541-550-721-31 بتماز شوید
۱۰ اکتوبر ۲۰۱۴
۱۹ سيتمبر ۲۰۱۴
۱۲ سيتمبر ۲۰۱۴
۲۹ اګست ۲۰۱۴
۲۲ اګست ۲۰۱۴
۱۵ اګست ۲۰۱۴
۸ اګست ۲۰۱۴
۱ اګست ۲۰۱۴