د کرسمس پروګرام

  ۳۰ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام شنامدگان عزیز برنامه با شما خوشحال استم که باز هم در حضور شما دوستان گرامی قرار داریم دوستان عزیز با اختنام از فرصت میخوایم که برای شما دوستان گرامی ميلاد ایسای مسیر رو برای تان تبریک بگوییم و عرضو میکنم که روزهای پرباره را در آستانه میلاد خداوند ما ایسای مسیر در پیش داشته باشین امودور که ایسای مسیر خودش گفت ما آمدیم تا انسانا زندگی کامل و زندگی را به شکل وافر داشته باشن امیدوار استم که شما هم در حاله که ما میلاد ایسای مسیر را تجلیل میکنیم شما هم زندگی نوه و پرسادت در ایسای مسیر داشته باشین خوب شنامدگان عزیز قبل ازی که امرای جوا جان صحبت بکنیم توجه شما شنامدگان عزیزا بخش از فلم ایسای مسیر که در مورد تورد ایسای مسیر است جلب میکنیم خداوند به تو لطف فرموده است تو حامله خواهی شد و پسری به دنیا می آورید که نام او را ایسا خواهی گذاشت چطور ممکنه است؟ من دختر استم راه القدوس بر تو خواهد آمد به این سبب طفل مقدس به نام پسر خداوند متعال یاد خواهد شد که پاچاییش را پایان نخواهد بود مریم حامله شد خبر رسید که دختر کاکایش یعنی علیزابد و شوهرش زکریا بعد از گذشت سالیان درازدی صاحب طفل می شوند مریم با اجلا با تینمودن راه دشوار خود را نزدین جفت سال خورده رساند از همه زنات تو مبارک استی و طفل تو مبارک است سلامت که شنیدم طفل در رحم من از خوشی شوهر خورد مریم با شور و هیچی دیگر نمی دهد از همه زنات تو مبارک استی و طفل تو مبارک است سلامت که شنیدم طفل در رحم من از خوشی شوهر خورد مریم با شور و هیچی دیگر نمی دهد جانم خدا را می ستاید روحم از نایچی من خدا خوشی میکند از این پس همه مردم من خوشبخت خواهند خواهند مریم به خانه بازگشت وقت زایمانه و فرار اصید در این وقت یک گهلان دولت روم که اسرائیل را اشخال نموده بود برنامه آنها را تغییر داد مردم ناصره بدانید که به عمر قیصر آگاستوس در منطقه جلیل و یهودیه نفوس شماری انجام می شود تمام زکور در محل تولد آباییشان باید سفت نام کنند اعلان سبب شد تا مریم و شوهرش یوسف مدت یک افته سوار بر مرکب جهت سفت نام به بیت الله همسفر نمایند اما وقت بدان جا رسیدند در کاروانسرا اتاق خالی نیافدند چون درد مریم رو به افزایش بود بلاخره مجبورند در طویلت جای گرفته و منتظر تولد کودک شدند در بیرون دی یک تیداد از چوبانان نزدیک گوزفندان جمع شده مصروف چراندن رمح بودند دفتر فرشته خدا برانها ظاهر شد این چیست؟ چی گبه است؟ اوه، این روچنی چیست؟ آسمان پر کده است؟ یک فرشته، این یک فرشته است فرشته با چوبانان وحشت زده صحبت کرد امروز در شهر داود نجات هنده شما تولد شد که مسیح خداوند است بریم بایتلام شهر داود بیاین بریم ببینیم چی گبه است چوبانان دوچار شگفتی و خوشی زیاد شدند مطابق روایات یهود آنها می دانستند که روز مسیح نجات هنده متولد خواهد شد و خود را به خاطر گناهان بشر فدیه خواهد کرد آنها با آجلا خود را به محل تولد کودک رسانیدند چوبان ها به زودی یوسف مریم و عیسا را یافتند کودک در قندقه سخت پیچیده و در آخر خوابیده بود چوبان ها در باره حوادث آن شب قصه کردند و خداون را به خاطر نجات هنده که فرستاده بود حمد گفتند تمام چیزهای را که دیدند و شریدند با بیان فرشته یک سان بود ملاد ایسای مسیح بر شما مبارک باد تشکر شاید جان من به نوبه اید ملاد مسیح را به شما و تمام شنواندهای عزیز ما تبریک میگم و تشکر شاید جان که این قسمت از فلم را برما شنواندین واقعا چقدر مجده خوب و چقدر خداون مرا دوست داره و چقدر محبت خدا را ما میبینیم تشکر شاید جان بازم که برما این سانه از فلم را شنواندین و واقعا اید ملاد ایسای مسیح واقعا اید یعنی به تمام معنا بر همه ما شما هست بله بله خدا را شکر دوست داره از زیز که بازم در این روز خوب امراه شما هستیم و تشکر که شما با ما هستین و امروز کلاما خداونده میخواییم که کم بخوانیم و در باری ملاد مسیح گب بزنیم دوست های از زیز ما بازشان سوال دارند و خصوصا در این وقت که میشنوند هر جایی که کرسمس هست یا اید ملاد مسیح هست چرا تجلیل میکنند و فقط آیای تولد مسیح هست میخواییم که یک کم شاید جان در این بارا گب بزنیم بسیار خوب بله دوست های از زیز و گرامی شاید بسیاری از شمایی که آن صدای ما را میشنوند واقعا مسیح را با تمام وجودتان شناخته باشین و او را پیروی کنین مگر شاید دوست های از زیز دیگه هستند که سوال کنند که چرا مسیح در این دنیا آمد و مسیح کی بود دوست های از زیز و گرامی من میخوایم با یک قصه بسیار حرچ رو کنم که یک دوختری که یک شهر دا اتاق هوا اتاق دسترایت بود و بسیار ترسید ترسید و مادر خود را صدا کند گفت مادر جان مادر جان من میترسم مادر را آمد دا اتاقش گفت چرا دوخترم چی گفت شده چرا میترسی گفت من فکر میکنوم که در علماری کدام بلا است مادر ژا جفت نه بچه این بلا نیست،علماری را واست کند، هیچ چیز نبود گفت مادر جان تاریک است من میترسم فکر میکنوم که کدام بلا است دا اتاقم باز مادر ژا گفت نه بچه ام نترس،هیچ بلای نیست،هیچ چیز نیست خداوند امرایت است تو تنها نیستی دوختره که امطور یک کم آرام شد و بعد است و گفت مادر جان درست است من میفهمم تو برما زیاد قصه کردی که خداوند امرایم است مگر من میخوایم که خداوند در جسم امرایم باشه من یک چیز میخوایم که در جسم امرایم باشه اتا نباشه که فقط بگویی که خداوند با تو است و من او را نبینم و این گفت که دوختره ک زد بسیار واقعا جالب است من یادم است که یک روز دوران جنگ که دورو پیش کابال راکت باران شد طرف سیاستنگ و این طرفا شاید جان راکت باران شد و وقتی که راکت باران شد تیلفون کردن به شفاحانه شفاحانه چارسد بستر و وزیر اکبرخان شفاحانه امو موتر ممورین را روان کردن که زخمی ها را بیارن در شفاحانه و من امو روز در شفاحانه بودم در شفاحانه بودم که یک زن آوردن حالا سعد شاید جان نمیخوایم که چی ها را بگوییم نمیخواییم مگر این حقیقت هست که آوردن مردم ها را از اصلا موتر ها که استاد کردن موتر ممورین اما موتر های ممورین کلان بود از دروازه هون میچکید دروی سرک و مردم اطاع کردن و بردن در قید قبول و اینجا و یک زن ها دیدم که همه تر میدوید از منزل دو به دوش همه تر میدوید منزل سی و چار از اونجا باز به دوش همه تر گریان کرده است سرش لج بود حاک هاک پر پیایش لج بود امتونه چیک میذات امتونه دست ها روی حال زدا میرفت که شویما نجات بدین شویما نجات بدین شوارش تقدیبا این سینه ایش و این شکرمش پارشت بود و ای زن چیک میذت و میگفت ای حدا کجا ستی؟ ای سوالش هست که همیشه دایادم هست میگفت که چشم داری که اینچزارو ببینی او حدا کجا ستی؟ چرا ما رو نمیبینی؟ چشم داری که ببینی؟ ای سوال همیشه به فکر من مانده و سوال دیگه ای که من این این سوالشو نیدم از مادرم میشنیدم پدرم واقعا بسیار سر مادرم ظلم کرده شاید جان و همیشه لط کوبش میکرد همیشه امرایش دوا بود زیاد مادرم لط کوب میشد از طرف پدرم و مادرم وقتی که پدرم لط و کوب میکرد مادرم یک چیزی که امو و احمد بسیار هرد بود میادم یاد میگفت میگفت او حدا کجا ستی؟ او حدا تو نمیبینی ظلمه؟ ای صدای مادرم بود که میگفت ای حدا کجا ستی؟ یک روز دیگه در کابل وقتی که به حساب گروه های مجایدین کابل رو گرفتند چند نفر تفنگدارا یک مرد پی را لط میکردند اون مرد رفتاده بود و یک کندا میزدند کدام چیز را پرسان میکردند حلاصه این چیز است که واقعا در قلب انسان درد میارد میزدند و اون مرد چیخ میزد و میگفت ای حدا کاش که قدرت میداشتی کاش که میدیدی بیچاره گریان میکرد زیر دستپای بود حلاصه من نمیخوایم که زیادی گپارا بگویم مگر ما این مردم را در کتاب ما قدس میبینیم که پرسان میکردند دوا میکردند میگفتند که ای حدا کجا ستی؟ و یکی از اون نمونا ازرعت ایوب است اگر ما شما کلام خداوند را واست کنیم در کتاب ایوب فصل نو فصل نو آیه سی و دو آیه سی و دو اینجا میگه که تو مثل من انسان نیستی ایوب رنج میکشه ایوب در مشکلات است و اینجا دوا میکنه و میگه که ای حدا تو مثل من انسان نیستی که بتانم به تو جواب بتم و با تو به ماکمه برام تو مثل من انسان نیستی و در آیه چار در فصل ده آیه چار اینجا چیز دیگه که میگه باز ایوب شکایت میکنه و میگه آیا تو مثل ما انسان ها قضاوت میکنی؟ باز هم ایوب میخوایه که به خداوند بگوه که تو نمیتونی مثل ما قضاوت کنی بخاطر که تو در جسم انسانی نیستی پس چطور تو من را درک میکنی؟ و اینجا است که دیگه دیگه چیا را ما میبینیم؟ دیگه پیامبر ها را میبینیم ازرات موسا، ازرات آیوب، ارمیا، عبقق و زبرنویست در اونجا زیاد وقتا امروی خداوند بحث میکنه مگر وقته که ما انجیل مقدس میخانیم میبینیم که خداوند خدای آرام و چپ نیست خدای قادر مطلق است خداییست که میتونه کلام بگویه خداییست که میتونه صحبت کنه خدایی نیست که دور باشه که ایچ وقت ما او را احساس نکنیم اگر ما انجیل بخانیم او وقت است که سوال ای که آیا خدایا تو میبینی؟ آیا تو خدایا قدرت داری؟ آیا خداوند تو درد دل مرمی فهمی؟ تمام جوابای ما را میتونیم که در انجیل مقدس پیدا کنیم بازا میگم خدا، خدای قادر مطلق است خدایی نیست که آرام بانه و ایچ سوال جواب نتانه بته خداوند سخن میگه و خداوند نتنه از طریق کلام خود سخن گفت بلکه از هنجری یک انسان که بنامی ایسای مسیح آمد سخن گفت خداوند جسم پوشید و در ایسای مسیح در ای دنیا آمد تا جواب تمامی سوالای ما و شما را بگوید ما و شما اگر انجیل مقدس را باز کنیم اینجا بسیار مقبول نوشته شده دوسته عزیز من میخوایم که اگر کتاب مقدس دارین شما لطفا کتاب مقدس را باز کنین انجیل یوهنا فصل یک من میخوایم که از اینجا یک کم بخانیم انجیل یوهنا فصل یک اینجا نوشته شده از آیه اول میخوانم که از ازل پیش از آن که چیز پدی داید کلمه وجود داشت و نزده خدا بود او همواره زنده بوده و خوده او خداست ارچی هست به وسیله او آفریده شده و چیز نیست که آن را نیافریده باشد زندگی جاوید و عبدی در اوست و این زندگی به تمام مردم نور میبخشد او اما نور است که در تاریکی میدرانشد و تاریکی هرگیز نمیتواند آن را خاموش کند آیه چارده میگه کلمه خدا انسان شد و بر روی این زمین و در بین ما زندگی کرد او لبریز از محبت و بخشش راستی بود ما بزرگی و شکوه او را به چشم خود دیدیم بزرگی و شکوه فرزند بینزیر پدر آسمانی ما خدا و در آیه شانزده میگه لطف بپایان و به همه ما رسید و برکت در پای برکت نصیب ما شد خدا احکام خدا را توسط موسا به مردم داد اما راستی و محبت را به وسیله ایسای مسیح عطا فرمود دوست های ازیز ما میبینیم که در ایده میلاد مسیح خداوند خودش در جسم در این دنیا آمد تا تمام اون جواب سوال های ما را که ما دنبالش بودیم بر ما بگوید او آمد که همراه ما گرب بزنه او آمد که درد و رنج ما را بیبینه با او آمد که ما را نجات بته ما یک قصه بسیار جالبه از یکی از دوستاییم شنیده بودم شاید جان که واقعا بسیار تاثیر خوب در زندگی ما داشت با او قصهش ای بود که گفت گفت یک وقت یک نفر مرچگکا را بسیار دوست داشت و همیشه بهشان اون توتای نان را می آورد و می داند و می خواست که مرچگکا نان بخورند و آرام باشند مگر متاسفانه یک روز امون جا از امون را یک ترکتر آمد تیر می شد و وقتی که ترکتر می خواست از اون جا تیر شده ای آدم بسیار ورختا شد که ای ترکتر تمام مرچگکا را زیر تایر می کند از بین می برد و این نفر دوید زود آمد پشت امو سراحه که مرچگکا امون جا دورو پشتش بود گفت مرچا تیزه کده پتشوین که بلا آمد شما را کل تانه تبا می کند از بین می برد زیر تایر می شند ترکتر بسیار گرنگ است شما را از بین می برد برین پتشوین ارچی که این نفر چیق زد مرچا نمی فمیدن صبح نشه و او امترای ایران ماند که گفت خداونده کاش که من مرچا می شدم که می تانستم بر این مرچا به زبان خودشان بگویم که بلا آمد ترکتر آمد شما را از بین می برد کل تان از بین می رین و کاش که من بتانم به زبان خودشان امرویشان گفت بزنم دوست های عزیز خداوند این کار را کرد ما نمی تانستیم اقل و فهم خداونده و اراده خداونده بفهمیم تایی که خداوند در جسم ظاهر شد تا که ما انسان ها را بگویم که گناه بلا است شما را از بین می برد و می خوره تان گمه تان می کنه مهوه تان می کنه ما شما را دوست دارم ما می خواهیم شما نجات پیدا کنین به ما حاطر در جسم آمد تا ما را که گم شده استیم نجات بته و نجات ابدی را بته دوست های عزیز ایسای مسیح یک شخصیت فقط یک انسان نی بلکه خدای کامل هست ما در انجیل مقدس می بینیم که او ثابت کرد که او خداوند است قدرتش را ما می بینیم او توفان را آرام کرد او مرده ها را زند کرد فقط خدا است که آیات دوباره می ته و ایسای مسیح آیات می ته و آیات دوباره می ته ما شما می بینیم که الیازه را او زنده ساخت و همطور به شاگرده های خود اگر ما در انجیل مقدس ببینیم اونجا میگه که شاگرده خود به فلیپوس میگه که آی فلیپ در این مدت که با شما بودم آیا مرا نشناخته ای؟ کسی که مرا دید پدر را دیده است و در انجیل یوانا فصل دو ایسی میگه که من و پدرم خدا یکی استیم پس ایسای مسیح خداوند است که در جسم انسان آمد او قادر مطلق است و او میتونه که ای کار کنه ما میبینیم که مشکل انسان دوستهای ازیز گناه است و ادیان گناه را میگه اینی چیز گناه است اینی خوب است اینی بد است مگر ایسای مسیح قدرت میده که ما از گناه دوری کنیم و خودش نجات دهنده است ما اگر ببینیم در انجیل مقدس بازم که آمدن ایسای مسیح پیشگویی شده بود و در پیشگویی ها میگه که او امانویل یعنی خدا با ما است و ایسا مانایش نجات دهنده است انسان به نجات ضرورت داره و خداوند در جسم ایسای مسیح آمد تا ما را نجات بده یک قصه دیگر است شاید جان که جالب است من از یکی دوست ها شنیده بودم دیر وقت شاد شاد سابق شنیده درست یادم نیست مگر میخواییم بازم امو مفعومشا بگوییم میگه یک نفر آمد در یک چهار افتاد وقتی که در چهار افتاد یک نفر آمد یک اندو آمد از پولیش ترشد گفت چی میکنی اونجا؟ گفت من در چهار افتاد ایم برا ما کمک کن و گفت چی فرق میکنه مردی روحت پس در یک مرش در یک چیز دیگر می آی باست شاید بر آیی از اونجا دیگر نفر ترشد بودیست آمد از پولیش ترشد این چی قصد؟ گفت مرد کمک کنین کمک کنین و بودایی گفت امونجا بیشی دعا کن تفکر کن در باری حدا شاید حدا نجاتت بتر بعد از اون آتش پرست آمد ترشد گفت مرد نجات بتی بیادر از اونجا تیر میشی مرد نجات بتی اون آتش پرست بهش گفت ها تو باید آتش کنی اونجا آتش پرستش کنی اگر آتش تو را نجات بتر و یک مسلمان از پولیش ترشد او گفت من نمیتونم کمکت کنم اگر کار خوب زیاد کرده باشی شاید حدا نجاتت بتر اگر کار بد کرده باشی دیگر امی امی سزای اعمالت است که تو امونجا باید بموری مگر ایسای مسیح وقتی که از اونجا ترشد ایسای مسیح او که گفت مرا کمک و ایسای مسیح گفت مرا دست تک مرا کمکت کنم دوستان ازیز هر کدام ما شما بحتر نجات از گناه و مرگ عبدی و کمک و نجات ضرورت داریم و ایسای مسیح نجاتدهنده است نام ایسای مسیح مانای نامش نجاتدهنده است ایسا نجاتدهنده امانویل حدا با ما پس چقدر ما شما باید شکر کردیم دوستان ازیز دوستان ازیز که در این وقت بسیار حوب ما میتونیم که آمدن میلاد ایسای مسیح را جشن بگیریم و ایات عبدی را در ایسای مسیح تجلیل کنیم آمدن ترکی ایسای مسیح خودش میگه که ما بر شما آرامش میتونم و واقعا آرامش را که ایسای مسیح میتونه هیچ کسی و هیچ چیز دنیا بر ما نمیتونه و خصوصا ما شما که در شرایط زندگی میکنیم که هر روز ما با مرگ و بم و وسایل انتحاری آمیخته شده و هیچ چیز ما شما را نمیتونه که آرامش بده و امید بده بله و او یکانه کسی که بر ما امید میده و بر ما آرامش میده و او ایسای مسیح است آمید آمیدوارستم که دوستان شنوده ما در این روزهای مبارک ما سالگرد طوله دوره تجلیل میکنیم فقط بخوان از ایسای مسیح دوستان شنوده ما بخوان از ایسای مسیح ممنونم که میں در حتم در قلب هر کدامی شما ساده استم شما صرف قلب تانه برا ما باز بکنین امیدوارستم که شنوده گرامی ما باز تفاده از این برنامه باز تفاده از وقت قلبای تانه Sigma سی باز بکنین تا ورد زندگی تانه شده و زندگی شما را عیوز بکنه و بزندگی شما مهم و عدف بخشند بله بله دوستاتیز ایده میلاد مسیح را تجلیل میکنم دعای ما هم امیز که ایسای مسیح نه تنهایی که در دنیا تولد شد بلکه در قلب های ما تولد شد و زندگی های ما را تبدیل کنه ایسای مسیح قادر مطلق هست دوستاتیز او هداوند هست که در جسم ظاهر شد هدا قادر مطلق هست پس چقدر خوب میشه که اما طور که شما ایده میلاد مسیح را تجلیل میکنین آمدن او را در قلب های تان حیر مقدم بگوین تا که زندگی تان را حداوند تبدیل کنه دوستاتیز ما در خدمت تان هستیم در این روزا اگر سوال میداشت باشین لطفا تلفون کنین شما شماره تلفون ما را دارین اگر ندارین در آخر برنامه ما او را ایلان میکنیم لطفا شماره را بگیرین و ارقدر سوال که دارین برما از ما بپرسین برما تلفون کنین و ما در خدمت تان هستیم چی از طریق ایمیل چی از طریق تلفون چی از طریق چت ما میخوایم که سوالای شما را جواب بگویم عیف که وقت ما کم هست اگر نه ما میتونیم که زیادتر در باره تولد عیسای مسیح گرد بزنیم و به امید خدا در برنامه آینده شاید جان در باره تولد عیسای مسیح ما شما زیادتر گرد میزنیم بله حتما که او چه قسم تولد شد بیشگویی کرده بود که عیسای مسیح تولد میشه از یک باکره که اسمش مریم هست و ما میبینیم تولد عیسای مسیح را موجزاتشا و قدرتشا در برنامه آینده با امید خدا گرد میزنیم و شما دوسته عزیز من خواهش میکنم که سوالای تانه بر ما روان کنین و ما حاشال میشیم که امروی شما بازم صحبت کنیم و اید میلاد مسیح را بازم از سمیم قلب بر ار کدام شما تبریک میگیم تشکر جوا جان که به برنامه ما آمدین و در مورد این آدیسه بسیار مهم و با اهمیت صحبت کردین و بر شنامده های ما معلومات ارا کردین شنامده های گرامی امیدوار هستم که داستانی تولد عیسای مسیح شما قلب تانه زندگی تانه به دست عیسای مسیح بسپارین و از او بخوایین که زندگی تانه احوز بکنه و وارد زندگی تانه شما در خاتمه بازم ایده میلاد و پربار و با سعدت عیسای مسیح را بر شما تبریک و مبارک بات میگیم تا برنامه آینده تمام شما دوست ها را به خداوند ما عیسای مسیح می سپاریم موسیقی آمد مسیحا آمد خوشی ما آمد مسیحا آمد خوشی ما آمد نجات و منجیه دنیا موسیقی آمد مسیحا آمد خوشی ما آمد نجات و منجیه دنیا موسیقی چوبانان بودن در خواب آن شب ظاهر شد یک فهرشته از رب داد مجده تولد عیسا روشنز نورش شد به سهرا آمد مسیحا آمد خوشی ما آمد نجات و منجیه دنیا موسیقی چون بازو گشتن فرشتگانش چوبانان کردن طبق کلامش آمدن بیت و لحم حضورش گفتن سپاس پر زنده خدا را آمد مسیحا آمد خوشی ما آمد نجات و منجیه دنیا شناندگان گرامی شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفت ساب و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه شب با وقت افغانستان روی موج کوتای چلویت متر بند میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان از شبهای پنج شنبه الادو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دوسطا پینجا و یک کیلو هرتز بشنوید خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را با آدرس زائل ارسال کنید رادیو صدای زندگی صندوق پوستی هفت صد و دو جی پی او لاهر پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمل نیز همراه ما بتماس شوید توجه کنید با ایمل آدرس ما و اگر میخواهید که از طریق تلفون همراه ما بتماس شوید و سوالاتتان را مستقیمن همراه ما متره کنید لطفاً با شماره تلفون 001-541-550-7131 بتماس شوید