۳ دقیقې ۵۷ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
نوروز شد و به نفشه از خاک دمید بر روی جمیار چمن نی کشید کس را به سخن نمی گذارد بل بل در باغ مگر خونچه برویش خندید باد نوروز وزید روز پیروز رسید صبح امید دمید مجدان را که در این سال حیات نویافت در یر نور مسیحاش پرستار آمد ای همه خلق جهان و ای همه باد دلان شکری زد و زبان همه گوید و سرایی بنامی سبحان قاید رحمت نو باست و دیدار آمد آزگردید جهان در دشت از جوان گل نوگشت هیان با تصلی دل غم فتح کن روح خود همه دوایی تنی خستایی بیمار آمد در فراق شدید دیدگرگر صفی عاطفم داد نویی که همه روح بزاید در نصیمان پرساید عبری نیسان پرچمان باد گفت هر بار آمد روح عزادی ماست نوبت شادی ماست وقت آبادی ماست آقای بستا پموهای سیا پایم نونو یکی از تین سیم و یک در سینده از غالو ماست روح عزادی ماست نوبت شادی ماست وقت آبادی ماست آقای بستا پموهای سیا پایم نونو یکی از تین سیم و یک در سینده از غالو ماست روح عزادی ماست نوبت شادی ماست وقت آبادی ماست وقت آقای بستا پموهای سیا پایم نونو یکی از تین سیم و یک در سینده از غالو ماست