د مسیح د نورو پیروانو ویش.

  ۲۹ دقیقې

  ۳ مې ۲۰۱۳

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ شنونده های عزیز برنامه با شما سلام خوشحال استم که باز هم با پخش برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم و خدا را شکر میکنم که باز هم ما در استدیو جاو جان و خوهر ما فریبا جان داریم دوست ها عزیز اردوی تان برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان خوش باشه شاید جان زنده باشین شما گفتید که در برنامه بعدی من فریبا جان دعوت میکنم که در برنامه بیانید بله شاید جان ما از خوبی های برکات که دیدیم در برنامه گذشته گب زدیم و خدا را شکر که امتحان گفتیم که روز بروز برادر ها و خوهر های زیاد ما کلام خدا را میخوانند و به عیسای مسیح روی میارند ایمان میارند و ما گفتیم که فریبا جان وقت زیاد امرای خوهر های عزیز ما داشتند در کلیسه و ما گفتیم که حتما فریبا جان هم میخوانید که در باری برکات که خودشان دیدن به چشم های خود برمو شما قصه کنند که شنوند های عزیز ما بشنوند که خداوند در بین خوهر های عزیز ما چی میکنند خوب فریبا جان رشته ای سخنه با شما میگذاریم و شما وقتی که رفتین در سفر حتما خوهر های اماندار ما را دیدین روحی از آنها را چیگونه یافتین و رفتن خدا و محصیریت از این را چیگونه رجعبی میکنین شاهی جان واقعا باعث افتخار برای ما بود که به این سفر برام و واقعا بسیار قصه های جالبه شنیدم بسیار شهادت های جالبه شنیدم که واقعا خداوند چطور از طریق خواب از طریق رویاه از طریق پیام تیلویزون رادیو چطور امراه امواتنای ما صحبت میکنه و چطور خداوند قلب مردم را لمس میکنه که به عیسای مسیح ایمان بیارن من یک چند داستان است اگه اجازه باشه برتون بگویم شاهی جان یکی از خوهرای ما خوهرای ایماندار ما که واقعا ایمان قوی داشت و وقتی که قصه های دور شنیدم باعث تشویق خودم شد ای خوهر ما از طریق برادرش به عیسای مسیح ایمان میاره و برادرش پیام خدا را کلام خدا را از انترنت میگیره و کاپی میکنه بر خوهر خود میاره که خوهرش ارسی کرده و اولادار بود ای خوهر ما کلام خدا را میشنوه و ایمان میاره و دا این این وقت است که میخواه دگام کلام بخوانه و روز بر روز واقعا اشتیاقش شوقش به عیسای مسیح بسیار زیاد میشه در این وقت است که یکی از ایورایش خبر میشه و بسیار خشونت لطو اتا بندیش میکنند دران خانه دروازه را قلف میکنند در یک جای مندازنش و بسیار مشکلات زیاد روبروم میشه ولی خدا را شکر که خداوند کلام خدا میگه دست خدا کوتا نیست خداوند به کمک و یاریش میشه تابه و ای خوهر ما را امرای فامیلش و اولاداش نجات میته وقت که قصی از اورا میشنیدم بسیار تشویق شدم که یعنی میتونیم در سختی و مشکلات هم قوی باشیم و به این نگاه کنیم که خداوند امرای ما است خداوند کمک میکنه خداوند برای کمک ما میاید و ای خوهر ما وقت خودش این قصه را میکرد شاید جان واقعا گیریم میکرد و گیریش نتانا از این بود که چقدر زرز رو جفا دیده بلکه از این که خداوند چطور آمد اورا نجات داد باقعا میگفت میگفت ما خدا را خودم ملاقات کدیم خدا را خودم دیدیم دیدیم که دست خداوند چطور مرا از اونجا گرفت و نجات داد اگر نه میخواستن بکشنش شوورشم چون خانم خود واقعا دوست داشت و میبینه که به ایسای مسیح ایمان آورده یعنی او کدام گناه نکده او برعکس خانم بود که روز بر روز ارقدر که کلام خودها را میخوان امرای شوور خود امرای تفله خود میربانتر میشد گفتارش کردارش و وقت که شوورش محبت زن خود روز بر روز برزیاد میشه اعترامش میبینه شوورشم به ایسای مسیح ایمان آورده یعنی قبل از اینکه شوور ایمان بیاره خانمش ایماندار بوده و زندگی از این سر شوورش تأثیر انداخته برای او هم به ایسای مسیح ایمان بیاره دقیقا شای جان و همه تو میخواستم یک قصی دیگر رو بگویم من خودم برکت گرفته ایم و میخوایم این برکت را برای شما بتوم یکی از فامیلای پشتون ما را ملاقات کردم که واقعا باعث تشویق ما شد خانمش زن هست که خانده و نشتکده نمیتونه و خداوان واقعا اول با اون خانم صحبت میکنه و اون ایمان میره و این خانم تمام قصی خوده و ایمان خوده امروی اولادهای خود و شوور خود میگه این ها از چی طریق ایمان میره؟ از طریق یک دوستشان که کتاب مقدس میته و در مورد ایسای مسیح گپ میزنه فکر کنم یک فلم ایسای مسیح را میبینه باز وقتی که ایمان میره برای اولادهای خود میگه باید که دختر کلانش که یعنی کلانشان هسته بسیار مخالفت میکنه امرویشان جنگ و دعوا میکنه ولی میبینه که مادرش چقدر به میربانی چقدر به خوشی قصی ایسای مسیح را میکنه اموره که دیده امو فلمه که دیده امو گپایی را که از فلم یاد گرفته در مورد داستان ایسای مسیح و استانستان یا کلشان علاقه مند میشه که ببینن که واقعا مادرش چرا این کار را کرده خدا را شکر که واقعا قصای جالب هست و تمام این فامیل که پنج تا اولاد داره و کلشان هم جوان هستن با شوهرش ایمان میرن به ایسای مسیح و از طریق این خانم از طریق این خانم که به حساب بیسواد هست میگیم نه نفشتن و نه خاندنه یاد نداره ولی خداوند از طریق این امو کار میکنه و دیگه مردم را به خود جلب میکنه و این فامیل خدا را شکر که خدا را خدمت میکنه خدا را خدمت میکنه نه تنها که اولی ایمان آردن بلکه خدا را خدمت میکنه شیره سروده بسیار مقبول پشتو نشته میکنه که وقتی میخاندن من واقعا دیگه فقط میخواستم که گیریه کنم که خداوند چقدر خوشی و آرامش میده وقتی که به او ایمان میداشت باشی و وقتی که من علاقه این خانم ها را دیدم و وقتی دیدم که تقریبا شاید جان بگویم که 13 نفر 14 نفر امروز خودم بودیم وقتی که از هر کدامشان قصایشا نشونیدم و دیدم که یا چقدر علاقه دارن من یک چند درسای کتاب مقدسی بود که برای از این خانما دادم و واقعا باید بنا و برکت برای ما بود و باید تشریخ برای از اونا بود که میگفت که ما چقدر خوشحال هستیم که یک افغان خود ما میتونه بما درس بده در مورد خدا در مورد کلامش بما واقعا خوشحال هستم خدا را شکرم دیگه یک چیز را که من دیدم در بین خانما و من میدیدم که فریبا جان هر دفع میامد و به خوشی قصه میکد من فکر میکنم ای بود که فریبا جان شما وقت دعا داشتید تنها خانما امرای دیگه خانما شما تمام تانی یک جای میشدین و یک جای دعا میکدین خدا را پرستش میکدین بله جاها جان ما یک جای جمع میشدیم سرود میخاندیم کلام میخاندیم دعا میکدیم و واقعا وقتی که خوهرهای من میدیدم که چطور با گیریه دعا میکنند چطور با گیریه با سرهای خانم پایین میکدند سرهای خدا و دعا میکدند اشک میرکتند و از خدا تشکری میکدند که خداوند ورا نجات داده و تمام نیازهای خدا تمام ایتیاجات خدا واقعا زندگی آسان نبود برای هر کدام از این فامیلا ولی با اون شادی خدا را پرستش میکدند و دعا میکدند دیگه بسیار خوب بود که کل ما یک جای جمع شدیم نه تنها به فامیلای خواد دعا کدیم بلکه به مردم خود و وطن خود که خداوند واقعا نور خود را بتابانه واقعا قلبای مردم ما را لمس کنه که همه تو که خوشی دیدیم این خوشی را خداوند به مردم ما متاکنه واقعا مایه برکت از بره هم و شما فکر کنین مثلا شما ایماندار نبودین و این خوارم نبودن ایماندار اگر به هم به می شکل که هم جمع شدین و از کلام خدا خواندین و باعث برکت یکی دیگه شدین وقتی که مثلا ایماندار نبودین اگر جمع شدین چی مسائل گفت می زدین شای جان خودت می فهمی امو چیزی که واقعا چیزی که بودیم امی بود دیگه وقتی جمع می شدیم غیبت بود مثلا لاف بود لاف می زده او از شواره خود می گفت که چی کارهایی کرده ای از شواره خود می گفت یا از خانه خود می گفت یا حتی می خواستیم که خود از دگرها بزرگ جلوه بدیم و در اون فخر ناق می کدیم ولی خدا را شکر که امی را من پیشتر هم می خواستم بگویم شما خوب نکتر اینجا یاد آبر شدین که واقعا وقتی جمع شدیم از غیبت ایچ اثر نبود و واقعا ایچ کس نبود که در باری یکی دیگر یا فامیلی یکی دیگر گره بزنند و یک چیز دیگر که من دیدم که چقدر اینا با هم متحد بودند تقریبا ما بگویم مثلا افتاد، اشتاد نفر یک جا ای فامیلا با هم متحد بودند وقتی یکیشان یک مشکل داشت تمام ای فامیلا می رفتند خانه از او یا اگر کوچکشی داشتند هم اگه می رفتند نان پخته می کدند یک جای می خوردند واقعا باعث برکت برمه بود که ببینم که چطور ام بستگیر خداونه آورده و یک خوبی دیگر که بود شاید جان دقیقا خوشحال هستم که می خواهم تیستیز گفته آنو بسیار خانه را شکر واقعا یک خوشی دیگر که بود که تنها از یک قوم نبود از هر ملد، از هر اقوام کشور ما در اونجا من دیدم و باعث برکت بود برمه وقتی که دیدم واقعا که اینو یکی دگر خوهر و برادر می گن و ایک تبیز ندارن که بگوی تو پشتون استی، تاجک استی ازاره یا ازبک استی یا کلشان یک جای بودند نان یکی دگر را می خوردند، به یکی دگر کمک می کند سمیمی بودند حتی در یک چی می دیدم که یا از یکی دگر کلشان پول جمع کردند به مفامیل که ایچیز نداشتند بر از او دادند بسیار خوشحال شدم وقتی این کار را دیدم واقعا با این مطلب که شما گفتید همه ما به خداوند ضرورت داریم خداوند است که زندگی ما را عوض می کند خداوند است که قلب ما را عوض می کند و امی دوست هایی که امی خوهرهایی که شما در جمع شان بودین شاید پیش از این که بیسای مسیح ایمان می آوردن چیز دگیر فکر می کردند زندگی شان چیز دگیر تشکیل می داد و خداوند آنکه در زندگی شان کار کرده زندگی شان عوض شده طرز گفتارشان، طرز دیدشان و نحوه برخوردشان آیا شما احساس نمی کنید که همه ما تمام مردم افغانستان و همه مردم افغانستان چی در داخل افغانستان و چی در خارج از افغانستان آیا ما به خدا ضرورت نداریم به کلم پاکت ضرورت نداریم بیسای مسیح ایمان ناجی ما ضرورت نداریم بله شاید جان، ما همه گی ما گمشدهایی بودیم که خداوند دنبال ما آمد و ما رو پیدا کرد و هر کدام ما به خداوند نیاز داریم و همه تو که کلام خدا را می خانیم در قرن اول وقتی کلیسا ایجاد می شد می بینیم که تمامشان عین کار کردن تمامشان یک جای جمع می شدن، نان می آوردن با هم مشارکت داشتن یکی در غم دگه شریک بود، یکی پشتیبان دگه بود و این رو می بینیم که کم کم در افغانستان در بین وطندارای ما این را کم کم خداوند ناؤرده بخاطر که در این طول سالا می بینیم و همه گی شاید ازی هستیم که چقدر نفاق در بین قومیت و ملیتهای مختلف بود و چقدر تحبیص بود ولی آره می بینیم که خداوند می خواهد دوباره افغانستان ما را متحد بسازه، افغانای ما را متحد بسازه که ما از هر قوم ملت نیستیم، ما یک قوم هستیم و ما قوم خدا هستیم واقعا راستیم خدا را شکر به یک چیز دیگه که برکات زیاد هست، من فکر می کنم به اعتبار که سر یکی دیگه دارد تمامشان یکی دیگه را خوار و بیادر گفته اعترام می کنند و واقعا چیزی که می گن در عمل دیده می شه از قلبشان بیرون می شه و در عمل زندگیشان را می بینید که چقدر به یکی دیگه اعترام دارند و واقعا وقتی که می گن خوارم هستی، واقعا خوار هست وقتی که می گن بیادر، واقعا بیادر هست و زندگیشان واقعا برمون بسیار باعث برکت بود و بر فریبا جان همین واقعا یک برکت کلان هست و دعا می کنیم که زیاد مردم بتانن بیاین و کلیس ها را بیبینند چرا که در برنامه گذشتان ما شما گفتیم که بسیاری مردم ها فکرهای علت دارند در باری کلیس ها، فکر می کنند کلیس ها جای خراب هست مگر خدا را شکر که ما می بینیم که امروز فامیل ها می آیند و می بینند که کلیس ها جاییست که در اونجا پاکی هست در اونجا عزور خدا هست قدوسیت در کلیس ها هست و دعای مایی است که فریبا جان من فکر می کنم شما هم این دعایتان باشه که خداوند زیاد مردم را بیارد در کلیس ها که بیبینند که کلیس ها چیست کلیس ها جمع ایماندار ها است جمع کساییست که خدا را دوست دارند بله دقیقا و واقعا وقتی که می گم وقتی که سمیمیت و دوستی و اعتبار در بین از ایو می بینی شاهی جان واقعا برکت می گری و کلیس ها آمدن یا خاندن کلام خدا آدم ها گناکار نمی سازه بلکه تمام فکرهای بدگفتاره بد چیزه که از قلب ما سرچشما می گیره او است که انسان ها گناکار می سازه و در نظر خداوند پست می سازه بله ای که بیاین بیبینند جستجو کنند کلام خدا را بخانند واقعا بیبینند که کلام خدا چی داره چرا ای کلام خدا سالها از مردم ما مخفی نگاه داشته شده بود چرا ما نمی تانستیم کلام خدا را بخانیم وقتی که می گیم برش ایمان داریم چرا اجازه خاندنش نداشتیم و خدا را شکر که امروز کلام خدا در دسترس مردم هست کلام خدا از طریق انترنت از طریق تلویزون از طریق رادیو پخش می شه تا مردم ما حقیقت را بفهمند و من واقعا خوشحال هستم که به عیسای مسیح ایمان دارم و می گم کاش که کاش که کاش که ستها سال پیش کلام خدا در اختیار مردم می بود تا مملکت ما هرگز خوندیزی و جنگ و بدبختی را نمی دید و یک چیز دیگر فریبا جان اگر یادتان باشت اطلاعا یادتان هست که دیدیم و برما بسیار واقعا جالب بود یک پدر بود که سی طفل داشت و یک دخترکش جوان بود و مادر ندارند و امی دخترک یکی از خانمایی که در کلیسامیایه یکی از خوارایی که در کلیسامیایه او را مادر خود میگه و واقعا امی خوهر عزیز ما که او را مثل دختر خود دوست داره ای قدر او را محبت می کرد که برما واقعا وقتی که می دیدم که چقدر ای را محبت می کند و پدرش می آمد می گفت که خوارجان تشکر که تو محبت مادر را محبت یک امه را تو برا اولادایم نشان می دید اولادایم امه خود را ندیدند اولادای مادر خود را ندیدند مگر تو جای امه را جای مادر را برشان پار کردی و واقعا او را می دیدم که چقدر شکرگذار بود بخاطر عمل که ای خوهر ما بر اولادایشان نشان می داد و ای خوهر ما شکر چار اولاد داره شوورش امرایشان است واقعا می دیدم که ای ارتباط بسیار نزدیک و یک دختره که دگه مریض بود یک تکلیف روانی داره و امی خانما از امی کلیسا امی خوهرهای ما ای قدر او را ناز می تن ای قدر او را محبت می کنن که معمولا در کشور ما شما اگر یک دختر یا یک بچه جوان هر کسی که باشه خرد کلان هر چی باشه اگر دیوانه باشه یا مثلا یک مشکل روانی داشته باشه معمولا ما شما دیدیم که در کوچه ها او را پیش می کنن وشتگاه که سنگ می زنن و دیوانه می گنن شو هزار رقم مشکلات از در کشور ما شما و حتی بسیاری فامیل هایی است که وقتی یه تار اولاد ها را می داشته باشن او را پت می کنن در جامعه نمی مونن که مثلا او تفله که مریضی داره در بیرو بره یا مکتب بره یا امرای مردم باشه می شرمن او را در خانه مثل یک زندانی ورن نگاه می کنن مگر وقتی که خانواده محبت کلیس ها را دیده وقتی که می بینن که واقعا یا محبتشان بالاتر از او چیز است که انسانی باشه محبت کلیس ها محبت است که خدا برشان داده اونا اقدر اعتبار می کنن که دختر خدا که تکلیف داره می مونن که کلیس ها بیاید و دخترکشان را ار کدامی خانواده ها ناز می تن محبت می کنن و ای دخترک همیشه ببینی که می آید در بقیل یک خانم در بقیل دگه خانم میره امرویشان می شیند و واقعا در سرکش در سرشانی خود می مونن لبایشا وقتی که مثلا ما و شما باب دانش پایین می آید پاک می کنن برش و ای دخترک واقعا یک جای عم نیافته جای را یافته که می تانه آرام اونجای خود را ایساس کنه دیگه ای یک برکت کلان بود که من به چشم خود دیدم و ای خوارای عزیز ما که در کلیسا بود واقعا محبت خدا را نشان می دادن بعض وقتا ما می بینیم که در افغانستان در کشور ما همیشه در خانه ما در حیش و قوم ما ای مشکلات زیاد از که خانما همیشه زیر فشار هستن معمولا زیاد خانما زیر فشار هستن ما و شما می بینیم در کشور ما خودسوزی ها را ما و شما می بینیم مشکلات روانی را در بین زنا و خب برصورت ولی در کلیسا ای خانما آل محبت خدا را از شوارای خود می بینند در کلیسا ما دیدم که چطور شوارا خانمای خودا احترام می کردند دوست داشتند نه تانا که دوست داشتند واقعا احترام برشان نشان می دادند امو چیزی که کلام خدا میگه و یک دفعه ما وقتا که کلام خدا را می رسندم امی را گفتم گفتم ما وقتا که ایمان آوردم ما یک چیزی بسیار جالبه در شروع کلام خدا دیدم کلام خدا کل شکمت است شاید جان مگر یک چیزی که اول کتاب مقدس آواز می کنیم و اونجا می بینیم ایست که خدا هوا را از قبرعه چپ انسان آدم جور می کند و جالب است که چرا خدا هوا را از قبرعه چپ آدم جور می کند چرا از سرش جور نکد چرا از پایش جور نکد خداوند نمیخواست که زن سروری کنه و نمیخواست که از پایش جور کنه که مرد زن را پای مال کنه از طرف چپش جور کده که نیزدیک قلبش باشه و او را محبت کنه و ما واقعا در کلیس های که بودیم در اونجا که دیگه خوارا و بیادر های افغان ها دیدیم ما امی محبت خدا را عملا در بینشان دیدم که خانمای خودا دخترهای خودا محبت میکنند برشان اترام میکنند و مردم دور پیش شاید جان ای را میبینند امتود بود خریفت جان؟ مردم دور پیششان ای محبت را در بین کلیس ها و در بین فامیل ها میبینند امتود که شاید جان خبر دارید ما نوروز هم امرای از ما تیر کدیم و روز نوروز کلگی تصمیم گرفت که یک چیز پخته کنند در خانه و هر کس هر چیز که میخواست پخته کنند و ای را گرفتد بریم با پارک یک جایی که یک جای جشن تزلیل کنیم در اونجا تقریبا شاید 70 نفر کل ما یک جایی بودیم و یک جای جای انداخته بودیم کل ما شیشته بودیم هر کس کمک میکند که نان بکشند و چای بیارند و چیزا بسیار فامیل های افغان دگام آمده بودند و جالب بود که از پالوی مخ وقت ترمی شد و روز بر روز تعدادشان زیاد میشه و واقعا باعث تشفیق ما بود که کلا اونا میبینند اونا میبینند که چقدر بامعبت هستند یک جایی میشینند یک جایی نان میخورند مشارکت دارند دوستی دارند اعتبار دارند و متوجه از این گپ هم شده که روز بر روز کلیسای خداوند زیاد میشه و واقعا خوشحال بودم که ای را شنیدم از زبان خودشان وقتی که پسان بچه ها و تمام ما یک جایی شده ایم مرد ها و بچه ها تماما فوتبال و ولیبال بازی میکردیم بسیاری از کسایی که دگه افغان هایی که به حساب مسیح نبودند یا تا بال پیامی حسای مسیح را ناشنیدند و ایمان ناوردند اونا هم آمده هند امروه ما زیاد ساتری کدند و او وقتی بود که بسیاری از امی کسایی که ایماندار هستند نه تنابا گفتار با کردار خود محبت مسیر را بر اونا هم نشان دادند و شکر می کنم که خدا را واقعا شکر می کنم که خدابن در بین مردم ما کار کده می ره و شکر که مردم می بینند که ایماندار های افغان آل رشت می کنند نه تنابا حساب کمیت بلکه کیفیت در ایمان خود رشت می کنند و واقعا خدا را محبت می کنند و محبت خدا را به دیگر هم می رسانند شکر دوست دوست عزیز که به سیدی آمدین و من از شما می خواهم فریبا جان که شما برم مخواهر های که دیدین در او جا و امروشان چند روز را گذاشتاندین براز اونا دعا بکنین و همچنان دعا بکنین که روز بتانه مردم افغانستان و همه زنهای افغانستان و همه برادرهای ما در افغانستان بتانن واقعا در مو جمع که شما بودین و محبت سمیمیت بود به می شکل یک محبت سمیمیت در افغانستان در بین تمام مردم افغانستان برقرار شود بله چرا نیم خداوند قدوس شکرت مگیم خداوند آسمان و زمین خالق تمام دنیا خداوند شکرت مگیم که تو خداوند پیامتا از طریقای مختلف به مردم ما خداوند می رسانی شکرت مگیم خداوند که تمام اگه می تانیم در حضور تو ار وقت که بخواییم بیاییم خداوند برکات بپایانت خداوند و به تک تک از این خوارا و برادرها خواهان استم و می خواییم خداوند که تو قلب مردم ما را لمس کنی تا به تو ایمان بیارن گوشایشان را باس کنی تا کلام تو را وقت که می شنوان لبیک بگوین به خداوند با طرف تو بیاین خداوند را دعا می کنم پادا جان که قلبشان را لمس کنی تا وقت که پیامت را می شنوان خداوند را قبول کنند شکرت مگیم خداوند با محبتت با فیضت که بپایان است در نام پرقدرت یسای مصیب دعا کردم آمین آمین تشکر دوسته عزیز خب شنانده های گرامی ای بود برنامه این حوبت ما که تقریم شما عزیزاشد تا برنامه اینده که بازم در خدمت شما خواد بودیم تمام شما عزیزارا به خداوند بی نیاز می سپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی