د مسیح د بیا رژیم قدرت

  ۳۰ دقیقې

  ۱۰ اکتوبر ۲۰۱۷

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 میتر بند پهش می گردد موسیقی راز خوشبختی موسیقی تقدیم کننده رادیو صدای زندگی موسیقی دسته عزیز سلام خوش استم که خداوند بازم یک موقع دگر اداد تا در خدمت شما عزیزان امروز قرار داشته باشیم و از داشته های این برنامه هم شما و هم ما برکت بگیریم بله شنونده های عزیز من هم برنامه خود سلام تقدیم می کنم امید که تا آخر برنامه با ما باشین ما را همراهی کنین واقعا شکری جان می گن امیدواری یا امید داشتن به اتفاقات خوب و بد بعد از سختی ها و کوچه های بینبست انسان با یک امید می رساند بله تصور کنین دوستای عزیز که شما بتنهایی داخل یک اتاق تاریک می شین هیچ گوشه و کنار داخل اتاق تاریک هست دیدن نمی تانین و حد بزنه چی اشیای در مقابل شما قرار خواد گرفت بله وقتی که یک انسان اول در تاریکی می روی خود می ترسند بله کدام مادسه رو خونده تا بله هیچوقت در تاریکی را رفتن نمی تانیم واقعا یعنی هر شخص که در اتاق تاریک داخل شود بله به هیچ چیز فهمیده نمی تانه که اتاق خرد است کلان است دفتر اگر از گوشه از اتاق صدای بلند شود اتمن ذربان قلب شما بالا می روی می ترسین بله باید جان یک قصه کنم یک دوستم یک روز امراه می قصه کرد گفت زمستان روز بود که خانه ما میمان آمد بله گفت میمان شهو پایید شهو پایید گفت ما داخل خانه بخاری ماندیم فی اک چایبه رو مانده بودیم در سر بخاری که یعنی صبحی از ای استفاده کنیم فی بچاره اتنی شهو بیرون مورد آمده نابلد بوده چرا غروشه نکده که باش کسنا راحت نشد ازید نشد ازید نشد فی در تاریکی که بر آمده فی در این بخاری بند شد گفت کل مسترات است که می اک وقت شهو است شما در چونین یک اتاق ناشناس برتان سخت می باشه یا آسان است؟ پاسخ بسیار ساده است چون که ابتدا از محید و ابزار و وسائل درون ازی خانه شما اصلا ایچ آگاهی ندارین نمی فهمین که در کدام کنج اتاق چی ها قرار داره از اینکه قصه کدید که همون مهمان نابلد بود بچاره زد بخاری چپک مثلا یک چیز از پیشتان پایین بفته شما بترسید فکر کنین اگر بار دگه همراه چراخ یا یک گروپ دیستی داخل اتاق شدین که نور داشته باشد و می فهمین که چی چیزا در کجای اتاق مندگی است دیده می شد بعد درستی کدام می مانین اگر صدای هم از کنج اتاق بلند شده می فهمین که علطه افتادن شاید یک جلد کتاب سر میز باشد در وقت ترسیدین اما در این وقت نمی ترسید یعنی سمت چپ و راست تانه می بینین و می فهمین و تشخیص داده می تانید حال دوست های عزیز این مثال بر ما چی معنار بیان میکنه فیلم در این دنیایی که ما قرار گرفتیم تمام چار اطراف و محیط و محول خود را نشناسیم بر ما اموطاق تاریک است بله صد ارصد نشان می کنه بر ما اموطاق تاریک است اگر اجناسشا محیطشا محولشا قانونشا یک چیز نفهمیم واقعا بر ما دنیا تاریک است در هر گوشه دنیا که ما بریم ببینی سختی ها و مشکلات ها است فیلم ما ببینیم در امریکا چی ایک انواج سینه ها سرازیر شده که میلونها نفر در تقساز آواره شده وضعیت جامعه امروز ما را شما تصویر کنین که مردم ترک وطن میکنن به دگر کشور ها میرن غریب میشن زندگی را در مشکلات و سختی تیر میکنن اگر این شرایط های زندگی را ما در دنیا فیلی به صورت خوب نشنستیم مثل امو اتاق تاریک است که ما بدون نور داخل شدیم شاید در پیش روی ما سنگ قرار بگره شاید مشکلات ها بیاید سختی ها بیاید هر چیز در دنیا تاریک برای ما بازم ناشناست در کوچه های بنبست ما باید از پای نمانیم در دنیا تاریک نفهمیده پای نمانیم اما رمز پیروزی را باید از بخوبی بیاد داشته باشیم که ما را چی امدوار میسازن دستوار ازیز میخواییم که در این قسمت از انجیل لقا فصل 24 آیات اول الانه همه براتان ما و شکره جان با هم بخانیم در روز اول هفته یعنی یک شمبه صوب وقت سر قبر آمدن و حنوطی را که تحیه کرده بودن با خود آوردن آنها دیدن که سنگ از در مغبره بکنار غلطانیده شده و وقت به داخل رفتن از جسد ایسا اثر نبود پریشان و نگران در آنجا استاده بودن که ناگهان دو مرد بالباسهای نورانی در پهلونشان استادن زنان سخت ترسیدن و در حال که سرای خود را بزیر انداخته بودن استادن آن دو مرد گفتن چرا زنده را در میان مردگان می جوید؟ او اینجا نیست بلکه زنده شده است آنچه را در وقت بودن در جلیلیه به شما گفت بیاد بیاورید که چی طور به سر انسان می بایید به دست خطاکاران تسلیم گردد و مسلوب شود و در روز ثیوام زنده شود آن وقت زنان سخنان او را به خاطر آوردن و وقت از سر قبر برگشتن تمام موضوع را به یازده هواری و دیگران گزارش دادند آمین پس ما در اینجا دوست های ازیز می بینیم که واقعا صحبت از برخواستن ایسای مسیه است بله که ایسای مسیه از میان مردگان برخواستن است اما در اینجا مریم مجدلیه که روز یک شمبه اول صبح خوشبو خوشبو اینا را با چند خانمای دیگر گرفتن میان بسر قبر که میگه تا بتانیم تقدیم کنیم بله که یک چیز عجیبتره می بینن و این چیز عجیبتره بعد از یک سروت با شما صحبت خواد کردیم ادالت ما روح تو جذب کرده ما را از کل دنیا اتحاد ما با تو چه زیبا با سلیب و قیامت و شغل بر دلها پدر از سما حازم در هر جا فرزندان تو گشته این فاخونه ایسا اتحاد ما با تو چه زیبا بهر ما گمره هون کردی فرزندت خدا ای شبانه نیکوبا ازم خدا و اندیسا داماده پر جلال سماوی بهر کلیسا ای شبانه نیکوبا ازم خدا و اندیسا داماده پر جلال سماوی بهر کلیسا ای روح خدا حامل قیام حضورت بخشید شادی و مهر به کلیسا اتحاد ما با تو چه زیبا ساکن گشته ای عیب و دوست در غلوب ما ای قوم خدا عروسه ایسا جامعه ادانت بر ما زینت تبقا اتحاد ما با هم چه زیبا یگانه گیه رو باشد سر لوه ما ای شبانه نیکوبا ازم خدا و اندیسا داماده پر جلال سماوی بهر کلیسا ای شبانه نیکوبا ازم خدا و اندیسا داماده پر جلال سماوی بهر کلیسا وقت مریم و مجدالیه با دگه خانما کا آمدن در قبر باز دیدن دو فرشت خداوند در این جمعه حضور پیدا میکنن صحبت برشان باز میکنن که شما چرا زنده را در میان مردگان میپالید او زنده شده است قیام ایسای مصیح چیز دگیه بود ایج دولت و ایج قوه و ایج انسان منی شدن نمیدانند اما چرا ایسای مصیح را کشتند چرا برای سلیب رفت و چرا قربانی گناهای ما شد چرا ایسای مصیح واقعا قیام کرد ای با ما چی معنا و مفهوم میده میفهمین دوستای ازیز اگر ایسای مصیح از مردگان بلند نمیشد همه چیز همه ایمانه ناقص بود چون ایسای مصیح بر مرد پیروز شد میتونیم امروز او را ما به انوان خداوند زنده و نجات هنده خود بشناسیم ایسای مصیح دوستای ازیز بخاطر گناهای ما مرد اما خدا را شکر میکنم که او دوباره زنده شد ای زنده شدنش به این معنی که تا به ما حیات نو بده زندگی نو بده زندگی که سرشار از آرامش درونی ما شود و زندگی عبدی و حیات عبدی دنیا بعدی بله که در حضور خدا میباشیم بر ما عطا کرد بر شما هم عطا میکنه دوستای ازیز بر دنیا عطا کرد اما کسی که به اون ایمان بیره این برخواستن ایسای مصیح بعد از مرد قلب مصیحت است که قلب ما را روشن و این حقیقت بزرگ کتاب مقدس است تمام کتاب مقدس یعنی کلام خدای واحد و حقیقی همگیش روی این حقیقت دور میزنند به همین حقیقت قیام ایسای مصیح میچرخند اگر او از مردگان زنده نمیشد با شکست روبرو میشدیم شاید ما هم آله میرفتیم به شهر فلسطین در اونجا مقبرا و قبر ایسای مصیح را عبادت و پرستش میکنیم و میرفتیم به یک مرده دل میبندیدیم شکر میکنیم خداونده که واقعا خداونده ما ایسای مصیح زنده است زنده است کسایی که امروز پیروای ایسای مصیح استند در تمام دنیا و خدا را شکر که امروز در افغانستان هم است یک روز قیام میکنند شکره جان به یادم است که مرد بسیار مهربان یکی از کشورهای بیرون بود و او آمده بود به افغانستان 45 سال خدمت کرد بین مردم 45 سال یک عمرست عمرست بله قصر خودا زندگی خودا تماما در اون کشور خود رها کرده بود به یادم است که وقت مریض شد اونا را پس به اون کشورش بردن و در اونجا معالجه شد و تداوی شد خانمش میگه میگه دکتر آمد به من گفت که شوهر ششاش بیخی خلاس است و در مرحله آخر است فقط نهایتا یک ماه شاید حیات داشته باشه و بعد از اون دیگه فوت میکنه فوت میکنه تا که میگه خود از این پس به اونش آمده دیگه ما شما باید از این بعد از 45 سال دیگه در کشور خود زندگی کنیم ده در این کشور میمانیم پیش نواسایت و اولادایت یا دیگه پس نمیریم به افغانستان میگه گفت نه من میخوایم به افغانستان بروم و در اونجا فوت کنم و من میخوایم که روز رستا خیز من از میان مردگان از خاک افغانستان بلند شوان قلبش به افغانستان بود به مردم ما بود خدا سالهای سال بر مردم ما دعا میکرد روزا میگرفت و دست به درگای خداوند بلند میکرد بر مردم آرامش میتند محبت میکرد اصحای مسیح قدرت خود را بر مرد در دوران خدمتش هم ثابت کرد کتاب خداست ما میخواییم که او سه شخص وقتی که ثابت میکنه هر سه شخص زنده میکنه سه مردر زنده میکرد یکی همون پدر میباشه بنامی آیروز که بخاطر شفای دختر خود میخوایی پیش اصحای مسیح میگه دخترم سخت مریضه هست اصحای مسیح تو میتونی شفا بدی و من ایمان دارم دخترم شفا بده بیا کتر من برو و اصحای مسیح میگه خود درسته چونکه مریضا و بیمارا میگه زیاد اونجا میباشه امروش دفتر یک نفر دگه میایه میگه متاسف هستم که دخترک شما فوت کرد و بسیار غمگین میشه مگر اصحای مسیح که گفتیش که من میرم بر شفاید دخترت میگه پریشان نباش دختر تو خوابیده او نمورده و وقت میرن که مردم هم اگه دوست اقاربشان گریه دارن و دخترک فوت کرده و تمام اگه دگه یک ماتم و غوغاز خلاصه و اصحای مسیح با سه هوری یا شادردهای خود با پدر و مادرش داخل اتاق میشن اتاقا میبندن اصحای مسیح با یک کلمه میگه ای دختر برخیست با یک کلمه بلند میشه و مورده زنده میشه و میگه ای را باید از غصه بدید با پدر و مادرش تسلیم میشه در دگه قسمت میبینیم که اصحای مسیح در یک محل دگه میباشه و مادر را میبینه که زن بیوزن یکانه پسر خوده یک پسر داشت یک پسر داشت کوره از دست داده و او را میبرد صرف قبرستان دلش به حال از امی بیوزن سخت میسوزه و میرد دست خوده اصحای مسیح با سر طابوت میمانه بچه از ای بیوزن پس زنده میشه واقعا اصحای مسیح موجزات زیاد را انجام داد چقدر جالب است که یک دم این طابوت باز شد و جالب است مردم همگی با چونین موجزات خدا را شکرانگی میگن پسر موجزات زیاد مردم ایمان آورده با اصحای مسیح بله دست های از واقعا اگر ما موجزات اصحای مسیح را بخواییم در زندگی های ما هم موجزات را میکنه که اصلا فکر شکردن نمیتونیم بله بس دست های ازیز ما و بچونین یک نجات دهنده امروز نیاز داریم واقعا ما هم اگر در ایمان نباشیم ما در امو اتاق تاریک دنیا قرار داریم بدون لائت و بدون نور بله مورده سی اومه میبینیم که الیازر است برادر مریم و مرتا که چهار روز شده فوت کرده و در قبر و وقتی اصحای مسیح میایه مریم و مرتا میگه ای کاش که تو چهار روز پیش میامدی که برادر ما سخت مریض بود و تو رو شفا میدادی و شاید نمیمورد اصحای مسیح میگه چرا پریشان استین ایرا ایمان دارین که او زنده میشن مریم میگه بله ما ایمان داریم که او در روز قیامت زنده میشن میگه ای مریم ایمان داشته باش که همینالا موجزه را خواهد دیدی میرن با اون جمع که برماتم و تسلید در خانه مریم و مرتا آمدن همه گیشان صحبت های اصحای مسیح را شده است پشت اصحای مسیح میدون و میگه کجا است قبر قبر را میگه سنگشو اوسو کنین سنگشو اوسو میکنه میگه ای استاد ایصای مسیح چهار روز شاید بوی گرفته باشه شاید پوسیده باشه شاید خوب نباشه ایصای مسیح دعا میکنه بر جلال پدر آسمانی خود شکرانگی میگه میگه تا مردم بفامن که تو من را فرست دادی و به من ایمان بیارن که من کی هستم در قبر را باز میکنن میگه علی آزر بیا بیرون و کفن پش یکدام بیرون میشه چهار روز پش فوت کرده بود چهار روز بعد زنده شد چهار روز بعد زنده میسازش اما وقت که زنده میشه به حکم ایصای مسیح حکم میکنه مرده ها زنده میشه واقعا امیدوار هستیم شما هم امروز هم که راجعه به قیام ایصای مسیح شنیدیم که او قبرش خالی هست قبرش جسد نداره و امروز در آسمان هست در امو تخت پادشایی خود از شما هم به ایمان بیارین بله تا شامل حیات زندگی شوند ای حیات بگیرین دریا دنیا جدگذر هست میره ما مثل یک مهمان در دنیا زندگی میکنیم واقعا اما خوشا به حال کسایی که زندگی عبدی رو دریافت میکنند از طریق ایصای مسیح از طریق ایصای مسیح به ایصای مسیح ایمان میارند کاملا او رو میپذیرند بله و بعدش امو قیام خود ایصای مسیح از مردگان بزرگترین پیروزی برمرگ هست بله اگر ما میخواییم از این مرگ عبدی خلاص شویم به ایصای مسیح ایمان بیاریم تمام کسایی که به ایصای مسیح زنده ایمان آوردند قسم که ایصای مسیح زنده شد اونا هم در روز مبادا یا روز قیامت زنده میشند زنده میشند و برای عبد در حضور خدا میباشید و این بدنهای فانی ما خلاصا از بین میره اما بتانیم روح ما زنده باشه و دیگر رای هم نیست و اون خداوند ایصای مسیح بود که برای زمین آمد تنها ایصای مسیح بود که مرگ شکل داد بله ایچ کس مرگ شکل دادا نه تانید بجوز ایصای مسیح واقعا بله بازم چناندهای عزیز ناگذیری هستیم ساعت نشان میده که وقت برنامه ما به پایان رسیده امیدوار هستیم که داشته های برنامه ما شما هم برکت گرفته باشین با نشر یک سرود زیبا تا هفته بعد شما را به خداوند یکتا می سپاریم خداحافظ و ناصر شما خداحافظ دوستای عزیز شنونده ای عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودین اگر شما مئل دارید که از طریق تیلیفون همراه ما به تماس شدید و سوالات و پیشنادهایتون را همراه ما در میان بگذارید لطفاً به شماره تیلیفون 001-450-305-1354 زنگ بزنید زیرا نظریات شما برای ما بسیار عرضش مند است مصیبت صالیف جان بداد برای تو برای من قبول کرد درد سخت را برای تو برای من مصیبت صالیف جان بداد برای تو برای من قبول کرد درد سخت را برای تو برای من موسیقی دریای خونه صالیف ریخ مزی خود را افتدانمود دریای خونه صالیف ریخ مزی خود را افتدانمود شفات کرد پیش خدا ایسا خود را پیدا کرد مصیبت صالیف جان بداد برای تو برای من قبول کرد درد سخت را برای تو برای من موسیقی کشتاشد او بران صالیف بنداشد پادازان صالیف کشتاشد او بران صالیف بنداشد پادازان صالیف مارانه جاتا تورانه جاتا واکیله هامای بشان مصیبت صالیف جان بداد برای تو برای من قبول کرد درد سخت را برای تو برای من موسیقی زندگی برای من خواد کوالو دیناو دامو داد روحیناو داد آرامی داد روحیناو دامو داد آرامی داد روحیناو دامو داد آرامی داد روحیناو دامو داد آرامی داد