د متى انجیل ۲

  ۵ دقیقې ۶ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

انجیل مطا مطا فصل دوم عیسا در ایام زمامداری هیرودیش پادشا در بیتلهم یهودیه تولد یافت. پس از تولد او ستاره شناسان از مشتق زمین به ارشلیم آمده پرسیدند. پادشای نوزاد یهودیان کجا است؟ ما تولود ستاره او را دیده و برای پرستش او آمده ایم. وقت هیرودیش پادشا این را شنید بسیار پریشان شد و تمام مردم ارشلیم نیز به تشویش افتادند. او جلسه با شرکت سران کاهنان و ملایان قوم یهود تشکیل داد و در باره محل تولد مسیح وعده شده از ایشان پرسید. آنها جواب دادند. در بطلهم یهودیه زیرا در کتاب پیغمبر چونین آمده است. ای بطلهم در سرزمین یهودیه تو به هیچ وجه از دیگر فرمان روایان یهودا کمتر نیستی زیرا از تو پشوای ظهور خواهد کرد که قوم من اسرائیل را رحبری خواهد نمود. آنگاه هیرودیس از ستاره شناسان خواست به طور خصوصی با او ملاقات کنند و به این ترتیب از وقت دقیق ظهور ستاره آگاه شد و بعد از آن آنها را به بیت لحم فرستاده گفت بروید و با دقیقت به دنبال آن کودک بگردید و همین که او را یافتید بمن خبر دهید تا من هم بیایم و او را پرستش نمایم آنان بنابا فرمان پادشا هرکت کردن و ستارهی که طلوش را دیده بودن پیشا پیش آنان میرفت تا در بالای مکان که کودک دران بود توقف کرد وقت ستاره را دیدن بی نهایت خوشحال شدند پس به آن خانه داخل شدند و کودک را با مادرش مریم دیده و بروی در اختاده او را پرستش کردند آنگاه صندوقهای خود را باز کردند و حدایه شامل طلا و خوشبوی و مشک به او تقدیم نمودند چون در آلم خواب با آنان گفته شد که به نزد هیرودیس باز نگردند از راه دیگر به وطن خود برگردند پس از رفتن آنان فرشته خداوان در خواب با یوسف ظاهر شده گفت برخیز کودک و مادرش را بگیر و به مصر پرار کن و تا وقتی که به تو میگوین در آنجا بمان زیرا هیرودیس میخواهد کودک را پیدا کند و به قتل برساند پس یوسف برخواست و مادر و طفل را گرفته در همان شب آزم مصر شد و تا وقتی مرگ هیرودیس در آنجا بمان و به این وسیله سخنه که خداوان به زبان پیغمبر فرموده بود تمام شد که وقتی هیرودیس متوجه شد که ستارشناسان او را فریب دادند بسیار غزب ناک شد و فرمان قتل آم پسران دو ساله و کم تر را در بیت لحم و تمام اطراف آن مطابق تاریخی که از ستارشناسان جویاشده بود صادر کرد به این ترتیب کلماتی که به وسیله ارمیا پیغمبر بیان شده بود به حقیقت پیغست صدای در رامه بگوش رسید صدای گریه و معتم بزرگ راهیل ورای فرزندان خود گریه میکرد و تسلی نمی پذیرفت زهرانان از بین رفتند پس از مرگ هیرودیس فرشتی خداوان در مصر در عالم خواب به یوسف صاحر شده به او گفت برخیست و کودک و مادرش را بگیر و به سرزمین ایسرایل روانه شفت سیرا آن کسانی که قصد جان کودک را داشتند مرده اند پس او برخواسته کودک و مادرش را گرفت و به سرزمین ایسرایل برگشت وری وقتی شنید که آرکلاوس به جای پدر خود هیرودیس در یهودیه به فرمان روایی رسیده است ترسید که به آنجا برود و چون در خواب به او وحی رسید به سرزمین جلیل رفت و در آنجا در شهر به نام ناصره ساکن شد بعد این طریق پیشگویی پیغمبران تمام شد که گفته بودند او ناصری خانده خواهد شد