د لارښود قانون

  ۲۹ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

موسیقی شنوندی یزیس سلام من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم دوستای می روان من جاوید هستم و من هم به شما سلام و احترام خودت تقدیم می کنم از خدا می خواهم که شما ازا همه جور و تیار باشین این برنامه های قانون های انکار ناپذیری رحبری است که به شما عزیزها تقدیم می کنیم ما در برنامه گذشته در باره قانون پیششفت تجریبی گفتیم ما گفتیم این طبعی نیست که شخص در یک شهر رحبر شوه اگر یک شخص در یک شهر رحبر هم شوه وقت زیاد زروره داره تا به رحبر واقعی که او داشتن نفوز در بین زیر دستهای خود است برسه رحبرهایی که در یک شهر و یا دفتن رحبر می شن اگر به این قانه باشن که از اصول رحبری آگاهی ندارن این آگاهی برشان یک قدم خوب بر رشت کردن به طرف رحبر شدن حقیقی است اما متاسفانه اقصد رحبرهایی که در یک شهر رحبر می شن اونا می گن من ضرورت باید گرفتن ندارم من خودم هر چی را می فهمم ما گفتیم که رحبر شدن سرمایه گذاری کردن است رحبری که اروز به رحبری خوب شدن در خود تغییرات می ره او آیستا آیستا به رحبر خوب و با تجربه تبدیل می شه ما در باره چهار مرحله رشت رحبری هم گفتیم ما گفتیم که مرحله اول ایست که ما از ناگاهی خود در باره اهمیت هنر رحبری بی خبر استیم در این مرحله رحبر از ناگاهی خود تباریه رموز رحبری آگاهی نداره و هر چی دلش می خواهه انجام می ته نتیجه این می شه که او سقوط می کنه مرحله دوام آگاهی آفتن از ناگاهی ماست بعضی اوقات واقعی شده که ما به مقام رحبری دستیم اما وقتی که بطرف خود دقت کدیم دیدیم که ایچ کس از ما پیروی نمی کنه ویا ایچ کس پیروی ما نیست در این وقت است که ما متوجه می شیم که به یاد گرفتن رموز رحبری نیاز داریم مرحله سیومی است که ما ایرا در تجربه بر خود معلوم کدیم که اگر در کار رحبری رشت کنم حتما نتیجه می ته و سمر او را می چشم وقتی که ما این سی مرحله را به پایان رساندیم به مرحله چارم می رسیم در این مرحله ما از تجربه و دانش لازم بر رحبری برخوردار استیم در این مرحله ما کارهای رحبری را به اساس آنچه می دانیم به حرکت میاریم در این مرحله ما برای تصمیم گرفتن به انجام فعالیت های کاری اوقدر بفکر کنن ضرورت نداریم و تمام کارهای خود را به اساس دانش به تجربه خود به شکل اوتومات با زود زود پیش می بریم دوست های می روان در صحبت امروز یک قانون دیگه اینکارناپذیری رحبری را زیر بز قرار می تیم این قانون ادایت هست اما پیش از این که در باره این قانون گره بزنیم شما را به شنویدن یک ایلان دعوت میکیم شنویدگان عزیز اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات نظرات و پیشنهادات داشته باشید می توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید سفر سفر یک پنج سد و چلو یک پنج سد و پنجا هفت هزار و یک سد و سی و یک شنویدگان عزیز اجازه بتین که صحبت امروزی را که در باره قانون ادایت هست با این گفته عالمانه شروع کنیم هر کس می تانه جلودار کشتی باشه اما بر تعینی مسیر حرکت کشتی رحبر لازم هست بر روشن شدن به درک بهتر قانون حدایت بیاین از تجربه دو گروه که برای رسیدن به یک حدف حرکت کنن استفاده کنیم دو گروه در سال 1911 برای اولین بار می خواستن که به قطب شمال برسن و یا قطب شمال را کشت کنن اگرچه هر دو گروه می خواستن به یک حدف برسن اما مسیر حرکتشان مختلف بود یکی از این گروه ها را یک کاشف از ناروی رحبری میکد که آمونتسند نام داشت جالب است که آمونتسند در اول می خواست که قطب جنوب را کشف کنه اما وقتی که اطلاع پیدا کرد کسی دیگه او را کشف کرده تصمیم گرف که قطب شمال را کشف کنه آمونتسند پیش ازی که باطی می خواست به طرف قطب شمال حرکت کنه تمام کارهای سفر را حتی به بسیار جزیات پلانگزاری کرد او دباره مردمی که در قطب شمال زندگی میکدن و از وسائلی که بر سفر استفاده میکدن خوب متعلق کرد او تصمیم گرف که تا حدی ممکن تمام وسائل ضروری خود را توسط سورتمه ها که توسط سکها بروی برف و یخ کشف میشه انتقال بده او در جمعه اعضای تیم خود سکیبازهای بسیار ماهر و کسایی که مربی های لایق سکهای شکاری بودن انتخاب کرد او پلان کرد که هر روز از 20 تا 30 کلومتر زیادتر سفر نکنه تا نه سکها زیاد مانده شود و نه اعضای تیمش و هم وقت کافی بر استراحت داشته باشند پیشبینه های دقیق و با جزیات آموندسن تحجب آور بود او در جوریان سفر در جاهای مناسف زخایر را بر استفاده کردند بازگشت با علامه گزاری کدنی دقیق که اونا را یافته بتانن ایجاد کرد او اعضای تیم خود را با بهترین وسائل ضروری مجهست ساخته بود ای پلان گزاری دقیق آموندسن نتیجه داد بدون یک مشکل که او هم دندان دردی یکی از اعضای تیم بود که باید دندان او کشیده می شد دیگه تا جوریان سفر به کدام مشکل خاص رو برو نشدند اما رهبر گروه دیگه قانون هدایت در رهبری را زیر پای کرد رهبر ای گروه سکات نام داشت و یکی از صاحب منصبان اردوی انگلیس بود سکات برعقص آموندسن از اسپهای خرد و سورتمه های که ماشین داشتن استفاده کرد مشکل اونا وقت شروع شد که در روز پنجم سفر ماشین های تمام سورتمه ها خراب شد و اسپهای خرد هم در خونه که زیاد خوب راه رفتن نمی تانستن وقتی که به مشکل به کوهای قدب شمال رسیدن تمام حیوانات خود را کشتن و سورتمه ها را که هر کدام صد کلو بار داشت باید خودشان کشم می کند بر علاوه سکات به وسایل ضروری مثل کالا و بوت اعضای تیم خود هم چندان توجه نکده بود در طول سفر پایای اعضای تیمش پندید و هر صبح وقت زیاد اونا را زایه میکد تا پایای خود داخلی بوت کنند اونا اینک های مناسب هم نداشتن و اعضای تیم به برفکوری روبرو شدند علاوه بر همه ای چیز اونا غذای کافی هم نداشتن زخایر که بر بازگشت چاخته بودن اونا هم دقیق علامه گزاری نشده بود و در وقت بازگشت اونا را یافته نمی تانستن بلاخره در ماه جنوری 1912 وقتی که بعد از ده هفته سفر کدن خسته و مانده به قطب شمال رسیدن دیدن که بحرق ناروی دوجه در احتزاز است بر علاوه نامی آمونتسند هم یافتن که بر اونا نوشته بود تیم رقیب اونا برحبری آمونتسند یک ماه پیشتر از اونا قطب شمال رسیده بودند در اثر استفاده نکدن از قانون هدایت تیم سکات پیش از رسیدن به پایگاه اصلی متاسفانه همه در راه طلف شدند قصه یقینی دو تیم که رحبری یک تیم با درک مسئولیت خود و پیروی کدن از قانون هدایت طوانست که تیم خود سلامت به مقصد برسانه اما رحبر تیمی دیگر که مسئولیت رحبری خود را درک نکده بود و از قانون هدایت درست استفاده نکده بود نتانا ای که کامیابی را نصیب تیم خود کده نتانست بلکه باعث علاقت خود و حضای تیمش هم شد دوست های عزیز حال یک آهنگ میشنیم بعد سنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر میشیم موسیقی موسیقی دنیا دیچلونر حقیقت لیده تا چه راستی کرده ده پرز دلیده موسیقی موسیقی موسیقی حقیقت لیده تا چه راستی کرده ده پرز دلیده دنیا دیچلونر حقیقت لیده تا چه راستی کرده ده پرز دلیده موسیقی موسیقی دنیا دیچلونر حقیقت لیده تا چه راستی کرده ده پرز دلیده موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مردمان رهبر پیلوت و یا کپیتان ورزده کشتی خوب می فهمه که زنده ماندن و طلف شدن اشخاص و مسافرین به رهبری کدن درست اونا بسته است یکان وقت ما در خبر ها شنیدیم که چند طیاره جد دوا با هم تصادم کردن علتش ایست که طیاره های جد جنگی معمولا در گروه های چار طیاره ای پرواز می کند یکی از پیلوتهای چار طیاره رهبر اونا می باشد و مسیر اعراکت اونا را تأین میکنند سه جده دیگه به طرف رهبر خود می بینن و به پشت او ارکت می کنند ار عراکت که رهبر اونا انجام می کند، ام اون رهبر هم این عرکت کرد اگر رهبر اونا به طرف بالا بريد، به طرف بالا می دیند و اگر به طرف پایین روی تبقیه دیند، ام او Pike Vault به طرف پایین می درند اگر رهبر اونا به کوه بخورد، اونا هم به کوه می خورد اونا پیش از پرواز بین خود می شنند، یک سلسله پلان گذاری می کند تا ماموریتشان به بیترین شکل و مافقانه انجام شود رهبران و یا هدایت کرندگان ورزیده به اساس تجارب گذشته خود عمل می کنند و از تجارب گذشته خود یاد می گرند مافقت های شما به شما می گه که به استلاح شما چقدر خید زده می تانید و استعداد شما چقدر توانایی را داره شکست های شما به شما یاد می ته که چی اشتباهی را مرتقب شدین که شکست خوردین اگر شما از شکست ها و اشتباهات خود عبرت نگیرین، حتما او را تکرار خواد کدهین به این خاطر از که رهبر و یا کپتان کشتی با تجربه افراد به کشتی خود با سلامت می تانه به مقصد برسانه به ایس رهبر و یا ادایت کننده لازم است که به گپای دیگرها گوش بگیرین تمام چیزهایی که یاد گرفتین، تمام تجربه هایی که زخیره کردین اینها و چیزهایی را که حال باید یاد بگیرین به شما نمی گه به این خاطر است که ادایت کننده برجسته برای محفقیت معمولیت خود از منابع مختلف اطلاعات جمع وری می کنه اون نظر هزای تیم خود را برخود معلوم می کنه تا بفهمه که دست پایین محصه چی گفت هست تا از اونا با خبر باشه با رهبران بیرون از محصه خود وقت خود را صرف می کنه تا از اونا درست بگیره یک رهبری وزیده پیش از قبول کدنی مسئولیت رهبری او امکانات که می تانه عواقب نخوشاین به وجود بیاره اونا را هم خوب می سنجه او خود و مسئولیت هایی که به دوشش مانده شده و عواقب او را به استلاح خوب طول و ترازو می کنه و بعد از او به کار خود اقدام می کنه یک رهبر بر ای که بتانه دگرها را خوب رهبری کنه باید دید مضبط داشته باشه شما باید ای اعتماده به نفس داشته باشن که می تانین زیر دستای خودا ویا تیم خودا درست رهبری کنین اگر شما به خود اعتماد نداشته باشین ده عمل هم شما نمی تانین که تیمتان رهبری کنین بر حالا باید حقائق واقعی بینانه ارزیابی کنین و او را ببینین شما نباید موانه که سر راه تان وجود داره اونا را کم اهمیت بتین و یا از دیدن اونا انکار کنین اگر شما به چشمای خوب باز حرکت نکنین شما نمی تانین پیش روی تان خوب ببینین یک دانشمن می گه رهبران واقعی بین ای قدر واقعگیره هستند که چیزهای غیر واقعی و تخایلی را کوچک می شمورند اونا می فهمند که خودفریبی باعث به قیمت از دزدادن بسیریت اونا می شه اگرچه بزی آوخاد مشکل است که بین خوشبینی و واقعی بینی یک تعادله باوجود آورد اما بر یک رهبر و هدایت کننده ما از سر لازم است که تعادله برقرار بسازه باعث یک رهبر هدایت کننده مسیر عرکتانا خوب بسنجین و نقاط برجسته او را در جمله های کوتا یاداشت کنین مثلا کار های ضروری را از پیش تهین کنین اولویت هایتانا یاداشت کنین افراد کلیدی را با خبر بسازین دست بکار شوین انتظار مشکلات هم داشته باشین همیشه مافقت ها را در نظر تان مجسم بسازین تر کار هایی که انجام میدین هر روز برسی کنین با ذکر مطالبی که پیش عرض کدیم به این نتیجه می رسیم که رهبری و خصوصا هدایت کدن کار با مسئولیت سنگین و هم کار آسان نیست با این خاطر است که همه رهبر نیستن باز اون جمله اولی را در باره قانون هدایت استقرار میکنیم ارکس میتونه جلودار کشتی باشه اما برای تهین مسیر حرکت کشتی رهبر لازم است حال شما را به شنیدن یک یعنان دعوت میکنیم باز شنیدن یعنان دوباره در خدمت شما حاضر میشه گرانو آوریدون کو تاسو که زمون دیخ پروانو پحک لپختنه نظریه او یا ولاندیزونه لری کوالای شی پدی تیلیفون نمبر لمون سر ارگی که ونی سی سفر سفر یو پنجه چلور یو پنجه پنجه سفر و یو دری یو شنویندهی عزیز در انجیل مقدس میخانیم پس ایسا بار دیگر با انها گفت بیاقین بدانید که من برای گوزفندان در هستم اما کسانی که پیش از من آمدند دست و رخزند بودند و گوزفندان به صدای اونا گوشت ندادند من در هستم ارکی به وسیله من وارد شود نجات میابد و با داخل و خارج میرود اولوفه پیدا میکند دست میاید تا بدزدد بکشد و نابود سازد من آمدم تا آدمیان زندگی یابند و آن را به طور کامل داشته باشند من چوبان نیکو هستم چوبان نیکو جان خود را برای گوزفندان فدا میسازد اما مزدوری که چوبان نیست و گوزفندان به او تعلق ندارد وقتی بیبیند که گرگ میاید گوزفندان را میگذارد و فرار میکند آنگا گرگ به گله حمله میکند و گوزفندان را پراگنده میسازد او میگریزد چون مزدور است و به فکر گوزفندان نیست من چوبان نیکو هستم من گوزفندان خود را میشناسم و آنها مرا میشناست اما اون طور که پدر مرا میشناست من هم پدر را میشناسم و جان خود را در رای گوزفندان فدا میسازم ایسای مسید چوبان نیکو بودن خود را در عمل پیده کرد او بخاطر ما و شما جان خود را به روی سلیب فدا کرد تا ما نجات پیدا کنیم ما محبت ایسای مسید را که با ما داشت در روی سلیب دیدیم ایسای مسید به حیث رهبر ما جان خود را که نظرت به هر چیز برای یک شخص عزیز است برای ما فدا کرد او رنگ و زحمت را قبول کرد تا ما بتانیم آرامش پیدا کنیم از خداوند میخوایم که شما اشترافندی عزیز هم بتانید به این طور یک رهبری که جان خود را به خاطر شما هم فدا کرده اختدا کنین به این آرزو صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی به پایان میرسانیم تا ملاقات دیگر پناهیتان به خدا خداحافظ خداحافظ خداحافظ بیا از دل و جان ایسا پرسته که نام اوبما نند نباتست ایسا خوبت یاره حرفش نکه داره روحش مدد کاره ایسا خوبت یاره حرفش نکه داره روحش مدد کاره دل من از این همه دنیا پردن وجودم عشقی سارا سریدم زسیما و دلم خوشی و ویداست که امید برای من رسیدم زسیما و دلم خوشی و ویداست که امید برای من رسیدم ایسا خوبت یاره حرفش نکه داره روحش مدد کاره ایسا خوبت یاره حرفش نکه داره روحش مدد کاره ایسا خوبت یاره حرفش نکه داره روحش مدد کاره شهروندهی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر به انترنت دسترسی دارین میتونین به این آدرست بما ایمیل نوشته کنین روشند ar-radio.org اسپیل روشند r-o-s-h-a-n شهروندهگانی عزیز شما میتوانید برنامه شبانه ای ما را ساعت هفتونیمه شب به وقتی افغانستان روی موج کوتام 25 متر بین برابر به 11755 کلو هرتز بشنوید فیلن خدا حافظ شما