۳۰ دقیقې
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی شنوندی عزیز سلام خوش هستیم که برای تقدیم کدن برنامه دیگی از سلسل برنامههای هنرهای رحبری در خدمت شما قرار داریم دوستهای میروان من هم به شما عزا سلام و اعترام خودت تقدیم میکنم امیدوار هستم که خوش و سلامت باشین ما این سلسل برنامهها را به این آروزو تهیه کدیم که اینا وسیلی برای رشد شخصیت تان شوه تا که بتانین اول خود خوب رحبری کنین و بعد زو دیگرها را رحبری کده بتانین ما بر توضیح بیتر مطالب از تصویرها و قصها استفاده میکنیم تا که این مطالب مهم به یاد شما باقی بمانه و از اونا استفاده درست کده بتانین تصویر و مثال که امروز میخواهیم با استفاده ازو روی یک جهت دیگه خونر رحبری کدن گب بزنیم او نانوهای گرست نه است شما تصویر کنین که یک دکان نانوهایی در کوچی شما باز شده شما به این دکان سر میزنین به نانهای گرمی که از تندور بیرون میکنن میبینین و بوی او شما را به استلات دیوانه میسازه شما تصمیم میگیرین که دیگه همیشه از این نانوهایی نان بخورین بله این نانوها در کار خود بسیار مایر است از وقتی که او در اینجا دکان نانوهایی باز کده همه مردم محلا از او نان میخورن سرش ایقدر ویره بار است که اتا مردم برگرفتن نان برش قطار استاده میشن این نانوها کارگر کم داره اکثر کارها را خودش انجام میته او گای لب تندور میشنه و نان میکشه گای زغاله را پیش میکنه او به مشتریان نان میته و پیسیشان را میگیره خلاص او فقط مسروفی دویدن از ایس او به او سوست وقتی که شما چند افته برگرفتن نان به این نانوهایی برین متوجه میشن که نانوها نظبت به روزهای اول بسیار زردوزار شده او روز بر روز لاغر شده میره بر شما سوال پیدا میشد که این نانوها در روز اول که دکان خود را باز کرد تندرست و صحتمند بود اما آلی چرا ایتو زردوزار شده بر حل شدن این سوال شما پیش روی دکان او میشنین تا که بر خود علت لاغری او را معلوم کنین وقتی که یک دو ساعت شما اونجا میشنین متوجه میشن که نانوها همیشه مسروف پخت کدن نان بر دگره هست بخاطره که او نمی خواهد کار خودها توقف بتا و او وقت نداره که خودش نان بخوره با وجود که دور و بر نانوها پر از نان هست اما او از گشنگی رنگ میبره شنوینده ازیز شما به این تصویر خوب متوجه شدین؟ تعداد زیاد رهبران مثل این نانوها هستن اونا در باره خود غافل میشن که خود غذا بخورن در نتیجه اونا نمی تانن که بسورت درست به دیگرها خدمت کنن ای تو رهبرا با وجود که نان کافی در اختیارشان هست اما خودشان از لحاظ فکری و معنوی گشنه هستن اونا صرف دوسیهها و عریزهها رو میخوانند ویا چیزی را به بیانی دادن به دیگرها تحیه میکنند که در این چیزها هیچ چیز به رشد شخصیت خودشان وجود ندارد ای تو رهبرا همیشه از این مجلس به اون مجلس و از این کانفرانس به اون کانفرانس میرند و به مردم گپ میزنند اما در باره خود توجه نمی کنند و از نان خوردن خود و سیر کدن خود غافل میمانند ای قسم رهبرا چون از داخل خاری هستن اکثرن به فریبکاری و دغلبازی روی میرند اونا صرف در گفت قهرمان هستن اما در عمل چیزی از دستشان پوده نمی باشه اونا به استلاح به چارمکزهای پوچک جیبای مردم رو پر میکنند باوجود که امکانات زیاده برای رشدشان در اختیارشان هست اما مثل نانوهای گرسنه اونا در بین نانها شیشته اما خودشان گرسنه هستن ای تو رهبرا باوجود که به غذا بسیار نزدیک هستن اما از او غذا استفاده نمی کنند ما در صحبت کذشته در باره کوی یخ گفتیم کوی یخ بمایید داد که رهبرا پیش ازی که دیگرها رو رهبری کنند باید اول خود رهبری کنند نانوهای گرسنه بمایید داد که رهبرا پیش ازی که دیگرها غذا بتند باید خودشان غذا بخورند دوستای عزیز با شما یک مثال فرضی بتیم مثلا در یکی از شرکتهای شخصی آقای باغبان وقتی که به ایس معاون شروع بکار کد آدم فحال و پرکار بود اما بعد از مدت دفتن رویه ای او امرای امکارای او و مراجعین تغییر کد امکاراش وقتی که به ای تغییر رویه ای او میدیدن ایران میشدند که او چرا ایطور شد او از رابطه داشتن با دیگرها احساس خوشی نمیکد از شرکت کدن در جلسات فرار میکد او پیش که به کارهای اجتماعی مصروف بود اما او او را هم ترکد او حتی در خانه هم بدخلقی و اوقاتلخی میکد وقتی کانمش در مقابل ای رویه ای او و بیاوچلا شدن ای او به او اطراس کد بلاخره آقای باغبان در اول در مقابلش چپ شد اما پسانتر خودش اطراف کد که احساس میکنه آدم درویه و دغلباس شده ازی که در هر جای کوشش میکد که خود را به ایسی اگه آدم بسیار صادق و خوب جلوه بده ازی رویه ساختگی خود بسیار خسته شده ار قدر خانمش که به او زیادتر صحبت کد او زیادتر به اقت متوجه شد آقای باغبان خودش اصلن چالاک و دغلباس نبود اما فشار زیاد کار او را از توجه کدن به خودش دور ساخته بود او در تقویه کدن خودش غافل شده بود ازی خاطر او کوشش میکد که به طور ساختگی و به زور به مردم بقبلانه که او انوز هم رشت میکنه و از لحاظ فکری آدم ورزیده هست ازی خاطر او کاملا سکوت کده بود قوت و انرژی در فکر و ذهنش باقی نمانده بود آقای باغبان مثل او نانوا گرست نبود او ایقدر مسروف نان دادن به دگرها بود که از خواد غافل شده بود اما از طرف دیگه در ای شرکت مرمن زرگونه هم به عیسی مدیری معمولین کار میکد زرگونه جان هم به اندازه آقای باغبان زیاد کار و مسئولیت داره زرگونه جان بر علاوه چون خانم اولادار و خاندار است مسئولیتهای شخصی هم زیاد داره اما با وجود او هم زرگونه جان بر علاوه کارهای روزمره رسمی به تربیه کارمندان جدید شمول هم کمک میکنه او در جلسات هم نتنها به صورت منظم بلکه فعال شرکت میکنه با وجود کارهای زیاد هیچ وقت روی او خراب نشده او برخورد خراب نمیکنه بلکه برعکس خوشخوی و خوشبرخورد است و از کار خود لذت میبره علت اصلیه ای که زرگونه جان تانسته که با وجود ای قدر کارها باز هم با خوشی و قوت به کار خود ادامه بته ایست که او از غذا دادن به خود غافل نمانده او خود غذا داده یعنی از لحاظ ذهنی و فکری همیشه در تلاش تقویه کدن خود است او یک مقدار وقت خوده برای تربیه و تقویی خود اختصاص میده او از کتابها و نشرات و چیزهای دیگر برای رشد خود استفاده میکنه شنوینده ی عزیز زرگونه جان وقت که درس میخوان یکی از اصادایش برای او یک قصه کده بود که ایچ وقت از یادش نمیره او این قصه را برای تمام کسایی که نو بکار شروع میکنند هم میگه این قصه تیز کدن تبر است قصه از این قرار است که دو نفر چوب شکن در جنگل مسروفی قطع کدن درختها بودند اونا بین خود مسابقه کدند که کی در یک روز میتوند تیداد زیادتر درختها را قطع کنند روز دیگر که اونا شروع به مسابقه قطع کدن درختها کدند چوب شکن اولی از سر صبح کمر خود را بسته کد و شروع به قطع کدن درختها کد او تا چاش تانست که 16 درخت را قطع کند اما چوب شکن دومی که دو ساعت وقت خود را برای تیز کدن تبر مسروف کده بود تا چاش تانست که صرف 4 درخت را قطع کند وقتی که او مسروف تیز کدن تبر خود بود رفیقش سرش خنده میکند او فکر میکند که بدون جنجال میتونه رفیق خودا که وقت زیاد خودا در تیز کدن تبر مسروف کده میبره اما وقتی که اونا بعد از چاش شروع به کار کدن وزه تغییر کد بعد از پیشین چوب شکن اولی نمیتونست که مثل صبح او قدر تیز تر درختها را قطع کنه اما سرعت رفیقش در قطع کدن درختها زیاد شده میرفت از لحاظ قوت و طوان هر دو چوب شکن تقریبا مساوی بودند چی چیز باعث شده بود که چوب شکن اولی در کارش سس شده و چوب شکن دومی تیزتر شده سرعت کار او به قدرت به طوان او هیچ ارتباط نداشت بلکه به تیزی تبر ارتباط داشت که نسبت به رفیق خود میتونست در وقت کم درختها زیاد تر قطع کنه چوب شکن دومی تا شام تانست که نسبت به چوب شکن اولی درختها زیاد تر قطع کنه و هم کم مانده شده و به این ترتیب او در مسابقه برنده شد قصه جالبه هست در اول مسلف کدن وقت سر تیز کدن تبر یک کار نادرست و تنبلی مالم میشه مثل که ما میگیم دروگر که دلش بکار نشد داس خدا به کلوخ تیز میکنه اما وقتی که به نتیجی کار دقت میکنیم متوجه میشیم کسی که وقت خدا بر تیز کدن تبر خود مسلف کده بود در اصل او تانست از وقت سرف جویی کنه او تبر خود را خوب تیز کد در یک وقت کم میتونست که درخت را قطع کنه قطع کدن به تبر کاند هم وقت و هم انرژی را زایه میکنه تیز کدن تبر هم باعث سرف جویی وقت و هم باعث زیاد شدن محصول کار میشه این قصه که در ذهن زرگونه جان حق شده بود او میتونست که خود را به حیث یک کار فرمایی سالم حفظ کنه دوستهای مهربان ما به شما در باره نانوای گرسنه گپ زدیم ما از تصویر نانوای گرسنه چی را میتونیم یاد بگیریم اگر به این مثال کم سطحی فکر کنیم به نظر خودخواهانه خواهد آمد بخاطره که ما زیادتر به خود توجه میکنیم اما اگر یک رهبر میخواهی که به دیگرها صادقانه خدمت کنه و باعث رشد اونا شوه لازم از که اول خود رشد و انکشاف بده یک ذرب المثل قدیمیست که میگه اگر تبر کند است و چوبشکن آن را تیز نکند انرژی و قوت زیادتر او را زایه میکند همین طور حکمت هم برای کامیابی مفید است قصه چوبشکن هم حتما از این ذرب المثل بسیار خوب ریشه گرفته اکثر مردم با وجودی که به امیت تیز کدن تبر خود خوب میفهمند اما متاسفانه او را در زندگی خود عملی نمیکنند چرا مردم فکر میکنند که تیز کدن تبر زایه کدن وقت است یک ذرب المثل دیگر را سلیمان نبی گفته که بوز کسایی که برای نان دادن به خود توجه نمیکنند خوب سر میخورد این ذرب المثل به این شکل است آنها مرا محافظ تاکستانها مقرر کردند در حاله که من از تاکستان خود محافظه کردن نتوانستم این ذرب المثل را که سلیمان نبی بیان کده معنی بسیار امیت داره در حاله که ما نمیتونیم که به خود برسیم و خود را تقویه کده رشت بتیم در این صورت چطور میتونیم که وسیله رشت دیگرها شویم در صورت که ما نمیتونیم خود را خوب رهبری کنیم چطور میتونیم دیگرها را رهبری کنیم یک رهبر و یا کافرمایی که وقت مناسبه برای رشت شخصی خود مصرف نمیکنه او نمیتونه دیگرها را درست رهبری کنه رهبری کدن صرف امر کدن و حکومت کدن نیست رهبری کدن اکمت کار داره و با اکمت انسان میتونه دیگرها را رهبری کنه اندوختن اکمت وقت کار داره باید بر او وقت خود را اختصاص بتیم ما قصی تیز کدن تبر چوب شکنه به شما گفتیم لحظه ای دیگه بارا فکر کنین و از خود سوال کنین که تیز یعنی چی؟ آیا تیز ماندن به انجام دادن کارهای ما سهولت پیش میکنه؟ آیا شما چه قسمت به خود غذا میتین و خودت تقویه میکنین؟ آیا شما یک وقت خاصه برای مطالعه کتاب، روزناما و مجلات و یا شمیدن رادیو، سیدیها و کسیتهای معلوماتی و یا چیزهای مشابه اختصاص میتین؟ آیا کدام وقت برای خلوت کدن با خود اختصاص میتین؟ منظور از خلوت کدن با خود آرام نگاه کدن مغز است. برای خلوت کدن با خود از کار دست بکشین. تمام تشویشها و فکرها را یک طرف بانین و به مغزتان کاملا استراحت بدین که آرام باشه. آیا شما برای داشتن رابطه با دوستها و خیشها و یا تفریه وقت علایده میکنین؟ آیا صرف در کار مصروف استین؟ از کار خانه میعین و سباج باستره کار میرین. به این ترتیب شما مثل ماشین میچخین بدون ای که به خود استراحت بدین. آیا برای تربیه و تقویی بدنی تان برای سپورت کدن وقت جدا میکنین؟ آیا برای پلان کدن زندگی آهنده تان و فکر کدن در باره ای که چی چیزهاد زندگی شما علاویت داره که باید اونا را انجام بدین وقت جدا میکنین؟ شنوینده ازیز شما با ترکدن ای قسم سوالات میتونین خودا امتحان کنین ویا از خود امتحان بگیرین. جایی که در زندگی تا نواقص داره اونا را اصلا کنین و پر کنین و جاهایی که کم زییف است اونا را تقویه کنین و جاهایی که خوب است او را ادامه بدین. یک نقطی مهم دگه ایست که به نقاط زییف خود متوجیه باشین. هر انسان از خود نقاط زییف و نقاط قوی داره. کسی بسیار بردبار و متین است کسی زود رنگ و کم حوثله است. ضروری است که ما نقاط زییف و قوی خود در کنیم و در جریان زندگی اعمالی به اونا توجه داشته باشیم. بیاین آله در ای باره ای گره بزنیم که چطور میتونیم که شخصیت خود رشد بتیم. منظور ما از رشدادن یعنی قسمتهایی که در کار زندگی معیوب است اونا را اصلا کنیم و جهتهای مضبط در کار زندگی خود رشد بتیم و به ای ترتیب شخصیت ما رشد میکنه. منظور ما از رشد شخصیت ما هرگز خود بدساختن و به خود کیش شخصیت دادن نیست. منظور ما از رشد شخصیت تقویه جهتهای مضبط و کم کردن جهتهای منفید زندگی ماست. مثلا ما در زندگی خود بسیار بادسپلین استیم. هر چیزی ما خوب منظم است. اگرچه منظم بودن و بادسپلین بودن بسیار خوب است اما ما در زندگی خود از او یک بط ساختیم و او را وسیله آزار اعضای فامیل و همکاران خود ساختیم. اگر ما به ای جهت منفی او توجه کنیم و او را اصلا کنیم شخصیت ما رشد میکنه. بر رزدادن شخصیت خود مثل که ما بر هر کار وقت و زمان معین میکنیم ای هم یک کار مهم در زندگی ماست. ضروری است که بر او هم یک وقت معین بساسیم. در جنتری یک روز مثلا آخر هفته یا وسط ما و یا آخر ما را نشانی کنیم که ای روز بر رشد شخصیت ما اختصاص داره. وقتی که ای طور یک روز مشخص کدین بعد از او یک پلان یک ساله بر او تنظیم کنین. وقتی که پلان یک ساله را تنظیم کدین این مراحله در او تطبیق کنین. اولتر از همه. او زمینه هاورا که میخوایین در اونها رشت کنين اونها را انتخاب کنین. مثلا میخوایین در رهبری کردند Eve که درست خانواده تو رشت کنین. یا مثلا میخوایین از مذنایی مانوی رشت کنین یا میخوایین که زندگی اقتصادی تو رشت بخونین. یا کار فرمایی يک معسستین میخواهیین در رهبری رشت کنین یا مسئول اداره یک مکتب هستین میخواهین در اداره کدن درست مکتب رشت کنین یا شما را مردم به حیث وکیل گذر ویا نمائندی سنفی خود تیین کده میخواهین در گبزدن امرای مردم ویا مشور دادن و کمک کدن به اونا رشت کنین این چیزها را که یاد کدیم اینها مثال بودن شما میتانین هر چیز را که میخواهین در او رشت کنین او را پیش خود مشخص بسازین بعد از او دیگه بارا فکر کنین که برای رشت دادن شخصیت تان در او زمینه با چیچیز ضرورت هست مثلا به کتاب، به کورس، به مشوری اشخاص کاردان و با تجربه ویا چیز دیگه اونا را مشخص بسازین وقتی که وسائل رشت مثل کتاب یا کورس ویا چیز دیگه را که مشخص ساختین بعد از او برای استفاده کدن ویا تعلیم گرفتن از او یک تقسیموقات منظم بسازین روز و ساعت او را در جنتری تان مشخص کنین همیشه یک کتابچه امروان خود داشته باشین وقتی که چیز را یاد گرفتین در او یادداش کنین و یا کدام فکر نو و پلان نو در ذهن تان آمد او را هم فورا در او یادداش کنین وقتن فوقتن به ای کتابچه تان سر بزنین و او را مرور کنین کتابچه یادداشها را یاد کدین یکی از دوستهای من معلم بود او معلم با تجربه و لایق هم بود او عادت داشت که همیشه یک کتابچه او قلم پیشش میبود هر چیز جالب که کدام وقت در ذهنش میآمد یا از کسی میشنید یا در جای میخواند و یا میدید او را فورا در او یادداش میکد او میگفت که در وقت درس دادن از ای یادداشتها بسیار استفاده میکند وقتی که به یک فکر و نظر جالب و عموزنده سر خوردین و میخواستین که از او در زندگی تان استفاده کنین او را در روی یک قواز مقاوا نوشته کنین و در جای عویزان کنین و بانین که وقتاً فا وقتاً چشم تان به او بخوره به ای ترتیب او نظر و یا مفکوره در ذهن تان باقی میمانه مثلاً من نمی خواهم که اصابانی شمم یا سبر تلخه هست ولی بهر شرین دارد به ای ترتیب چیزی را که یاد گرفتین او را با خانم، همکار واید دوست تان قصه کنین چیزی را که یاد گرفتین و درکدین که بر رشد شخصیت تان مفید واقع شده او را اعدامه بتین و تمرین کنین که با عادت شما تطبیل شوه دوستهای مهربان ما در باره نانبای گرسنه گفتیدیم و گفتیم که اکثر رحبران امروزی مثل نانبای گرسنه هستند نانوا مثل که با مردم نان تیعه میکنه و میته به فکر ناندادن به خود هم باشه اما آقای باغبان ایقدر به کار خود را مسروف ساخته بود که ناندادن به خود را فراموش کرده بود از این خاطر او هم از کار خود لذت نبی برد و هم در کار و زندگی خانوادهی ناکام مانده بود اگر وقت به تقویکدن ذهنی فکری و اتا مثلکی خود مصرف کنیم هم میتونیم که به وقت کم کار زیادتر انجام بتیم و هم میتونیم به راهاتی کار خود را پیش ببریم رهبری و کار فرمایی چیزی عرصی نیست که از پدر به ما میراز رسیده باشه اگر اطور هم باشه به این شکل ادامه نخواهد کد و هر کس که کار فرما و رهبر لایق بود و یا تبر خود را خوب تیز کد او میتونه کار فرمایی و رهبری کنه نه هر کس محفظت شما در زندگی فامیلی در بین مردم جامعه و محل کار و هر جای دگه آرزوی ماست محفظت شما در زندگی فامیلی در بین مردم جامعه و محل کار و هر جای دگه آرزوی ماست محفظت شما در زندگی فامیلی در بین مردم جامعه و محل کار و هر جای دگه آرزوی ماست محفظت شما در زندگی فامیلی در بین مردم جامعه و محل کار و هر جای دگه آرزوی ماست منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید منو صاحبان سازه نبویاد دشت شدند آسید