د خدای قضاوت، د انسان او ښځی سزا

  ۳۰ دقیقې

  ۱۱ اګست ۲۰۱۱

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاب کن خداونده آرزویم است که همه شما دوستا جور و صحتمن بوده و آماده شنیدن برنامه اینوبت تان باشین آرزویم است که گرداوردهای برنامه حاضر طرف توجه و دلچسپی تان قرار بگیره به آرزوی بهروزی و شادکامی شما دوستا می پردازیم به نشر برنامه اینوبت خیش گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و این گناه مرک را به همراه آورد در نتیجه چون همه گناه کردن مرک همراه دربار گرفت دوستای گرامی جمیله خانم جوان است که چند ماه از عروسیش سپری میشه از وقت جمیله به خانه شوار آمده تمام مسئولیتها به دوش او گذاشته شده او باید به تمام اعضای خانواده شوارش فتح برسه امروز که او مثل همیشه قبل از طلوع افتاب از بسترش بلند شده از شدت کار زیاد مانده شده او در چریان کالا شویی با خود زار زار گریه میکنه زیرا کسی نیست که با او کمک کنه او در حال که کالا میشویی گریه کنن با خود میگه او خدا چقدر بخت و سیاه روزستم امروز باست ممنون برستم این کالایی که مثل خرمان کلوت است آنها بشویم او خدا خیلی پشت و سیاه روزستم امروز باست ممنون برستم این کالایی که مثل خرمان کلوت است آنها بشویم او خدا خیلی ما هم انسان استم کاش که تنها کالا میبود کل پوشای دوشک و بالش شیطان ایلیا بستن سندلی این جاکتای دبلو نمیگی از سر صبح که ششتن میرم میچ خلاس نمیشه دستان شارید منده و زلستم شام شده کسی نیست که من رو کمک کنه داقلاً که تنها کالا میبود داقلاً کسی نیست که من رو کمک کنه داقلاً که تنها کمک کنه داقلاً کسی نیست که من رو کمک کنه داقلاً که تنها کمک کنه شانه هم از کل و شوی زیاد درد گرفته در این خانه و آدمی هیچ رحم دل و روز نداره خدا جان کل کارها رو برای من ماندن نهای خوشی هم چرا خبره است چرا همیشه سر من چپ میزنه چرا خورم خورم میکنه چرا من رایقه میزنه از طولی بعد من فتیان من را میزنه حتی که تی سلی در روی میزنه من این قسم زنگی هستان نفرات دارم مگر من دست زرم زیاد به این زنگی همونی عادت کدیم من فکر میکنم که شاید کل شوی زنگی همونی عادت در این کار را کنه رو خدا اگر من بروز سرزیم که کالا میشویم وقتی فتی سر کار خود رفت خوشبی من رو ند کرد من روی در گرفتیم قرار استاد بود سرم خنده میکرد آیا در این خانه کسی نیست که من را کمک کنه کسی پشتی نکنه من در این خانه تنهای تنها استم از این زندگی کدام مرگ خوب است آره من از این میترسم که وقتی شوارم خانه بیایم از این گفت خبر شد و اون طرفداری مادر خودم میکنه تا این که طرفداری مرگ کنه وان من را لط میکنه از این زندگی شرماور کدام مرگ خوب است موسیقی شنانده ازیز شام تاریک شده بود و ستاره دا اسمان خودنمایی میکردن که جمیله اشکاشا پاک کد و آخرین کاره را اوکش کد بعد از کالا شویی جمیله دستای خودش ششد و میخواست که سر خودش شانه کنه که دفتن به یاد مادر و برادر کلان خود افتاد او باز به فکر فرو رفت و کد خود چرد میزد و میگفت موسیقی اوه که چقدر میخوای مادرم را ببینم مگه من نمیتانم که را ببینم من باید اینجا باشم یادم هست که احمد عروسی کد من واخر دختر بودم عروس شه خانه ما آوردن که کد ماده یک عولی زندگی کند اولا احمد کده زنش چقدر محرابان بود کل چیز به خوشی تیر میشد مگه پس آنها کل چیز زخیر کد اونا سر پیسه دوا میکدن مادرم که از این گب خبر شد سر زن احمد خال مخال کد او چیز بود که این نان من امروز او را تجربه میکنم خوش رو سر عروس چیخ میزن و شوور که همیشه باید چون باشن هایا تمام خوشوان سر عروسهای خود را میکردن؟ خوب دوستای گرامی ما شما بسیار قصه و داستانها در باره برخورد خوشو و ننو کته عروسایشان شنیدیم البته این قصه را از دوستای خود از امسایای خود و از عقارب خود شنیدیم عروس که پای به خانه شوور خود مگذاره با یک امید در او خانه داخل میشه اعزای او خانواده مناصبات که در او خانواده و کنفرما میباشه تمامش بر تازه عروس نو میباشه در بعضی از مناطق کشور ما عروس نمیتانه به سادگی به خانه پدر خود بره چندین سال در بار میگیره تا او بتانه به دیدن والدین خود محفق شوه بنارن خانواده های محترم که پسرشان را عروسی میکنن و عروس او را به خانه میرن کوشش کنن که کته عروسشان مثل دختر خود برخورد نماین یک مثال از که میگه وقتی بر بچهی زن گرفتی دیگه به آتشگیر ضرورت نداری شنوندهای گرامی ما باید که ذهن خدا در مورد عروسی که به خانه ما قدم گذاشته ایوز کنیم او هم انسان است او هم مادر و پدر داره بچه هایی که عروسی میکنن باید متوجه همسر خود باشن در بعض خانواده ها رواشت تور است که اگر گناه عروس هم نباشه پسر خانواده بیمورد از فامیل خود پشتی بانی میکنه آیا کانون اینچونین خانواده به اساس دوستی و محبت بنایفته؟ طبیع است که نی عروس های بیچاره که تازه در چونین محیط داخل میشه با گزشت زمان با چونین روزگار ناشایست آدی میشه و به او آدت میکنه اونا بمرور زمان اوشیار میشن و یاد میگیرن که چی قسم از خشم خوشوی خود دوری کنن مگرم اونا دائم در ترس زندگی میکنن ترس از خوشو و ترس از شوهر بامرور زمان عروس نیز صاحب بچه و دختر میشه او به اولاداش که رشت میکنن و بزرگ میشن افتخار میکنه زیرا آل او صاحب دختر و بچه جوان است با گزشت زمان بلاخره بچه او عروسی میکنه و عروس خوده به خانه میره و آل ای عروس که حال خوشو شده چی میکنه؟ آل ای عروس خوشو شده او فراموش کده که سالهای قبل خوشوش چقدر برخورد زشت کده او میکد و او را زجر میداد او آل میبینه که ای عروس بچهش از او گرفته آل او سریعی عروس جوان خالمخال میکنه و ای داستان که بدبختی را همراه داره پایان نداره و مثل خط دائروی پایان پذیر نیست دوسته عزیز یک عروس در شروع زندگی خود به خاطر بدرفتاریای خوشوی خود عشق میریزه و ناله میکنه مگرم امی عروس چندیم سال بعد خودش خوشو میشه و آل نوبت او از که مثل گشدم هم سر بچه خود را نیش بزنه امو کاره که سر خود او شده بود امو کاره را سر عروس خود عملی میکنه و بدبختانه ای کار پایان نداره و مثل یک دائره به دور خود چرخ خورده میره و ای از بعد بدتر شده میره چیز را که سر ما تجربه شده سر دگرها او را عملی کنیم آیا خواست و اراده خودها امی است؟ ما فریاد و نالهای زنهای زیاده را که کدی اونا بدرفتاری شده بود شنیدیم و همچنان ما در مورد داستان خدا که در کتاب مقدس ذکر است گب زدیم آیا خداوند فریاد اونا را شنیده؟ آیا از اونا مراقبت کده؟ بیاین به قصه دگیه از کتاب خدا گوش بتیم خداوند فریاد بعد از این که آدم و هوا در باغ ادن گناه کدن شما چی فکر می کنین؟ دابری خداوند چی باید می بود؟ کی حق به جانه بود؟ خداوند یا آدم؟ خداوند به آدم حشدار داده بود که اگه او از خداوند نفرمانی کنه و از میوی درخت شناخت نیکوبت بخوره واقعی رو خواد داد هنگام که مار هوا را وسوسه کد آدم همرای او بود و در خوردن میوی ممنوعه همرای او شریک شد واقع طور رو خواد داد که مار برشون گفته بود چشماشون وا شد از برهنگی خود آگاه شدن و از خداوند هم شرمیدن و جرت مقابل شدن با خدا را هم نداشتن همچنان از آفریدگار خود خداوند ترسیدن ای بود نتیجه گناه نهایت خراب اونا ترس و شرم خداوند نخست مار مورد داوری قرار داد و بره او گفت حالا تو از همه ی حیوانات وحشی مرعونتر خواهی بود و بر روی شکمت خواهی خزید و تا هنگام که حیات استی خاک خواهی خورد و من دشمنی را بین نسل تو و نسل زن برقرار می کنم سپس خداوند فرمود ولی یک روز بسر زن سرت را خواهد کبید و تو پاشنه ی ویرا نش خواهی زد بعد خداوند خطاب بزن فرمود درد زایمان تو را زیاد خواهم ساخت و تو را مشتاق شوهرت خواهم ساخت و او بالایت حاکمیت خواهد داشت خداوند با آدم فرمود چون گفته زنت را پذیرفتی و از میوه آن درخت خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری زمین زیر لعنت قرار خواهد گرفت و تو در تمام ایام عمرت بارنج و زحمت از آن کذب ماش خواهی کرد از زمین خار و خاشاک برایت خواهد روید و گیهان سهرارا خواهی خورد تا آخر عمر به عرق پیشانیت نان خواهی خورد و سرانجام به همان خاک باز خواهی گشت که از آن گرفته شدی زیرا تو از خاک سرشته شدی و به خاک هم برخواهی گشت خدافند از پوست حیوان برای آدم هوا لباس تیعکد و با دست خود لباسای اونا را پوشاند تا برهنگیشان پنهان شود بعد خدافند فرمود حال که آدم شبیه ما شده است و خوب و بد را میشناست نباید گذاشت از میوهی درخت حیات نیست بخورد و تا به عبد زنده بماند پس خدافند او را از باغ ادن بیرون راند تا برود و در زمین که از خاک آن سرشته شده بود کار کند بعد از که اونا را از باغ ادن دور کد خدافند فرشت ها را در اطراف درخت حیات قرار داد تا با شمشیر های آدشین که بر طرف میچرخه از او محافظت کنند ترس و شرم بله شنانده ای گران قدر ترس و شرم چیزای هستند که امروز همه ما و شما که تو رو بروستیم ترس و شرم که نتیجه گناه هست وقت آدم و هوا گناه کدند اونا از این عمل خود خجل شدند و همچنان از خدافند ترسیدند و حال انسان ها از یکی دیگه خود میشرمند گناه ما را آلوده به ترس و شرم میسازند دوست های میرون در شروع برنامه خود از جمیله شنیدیم که سر تا پای او را ترس فرا گرفته بود ترس که در نتیجه گناه داخل این جهان شد و این گناه تمام جهان فرا گرفته گناه به وسیل یک انسان در جهان وارد شد و این گناه مرگ بهم را آورد در نتیجه چون که همه گناه کدند مرگ همه را دبر گرفت و این گناه از گزشته به ما و از ما به نسل آینده ادامه پیدا میکنه و در این اساس گناه به شکل دایروی ادامه خود داشت شنانده بشبه ها آیا امکان از یه است که این دایره توقف کنه؟ یا آیا ما باید در ترس از یکی دیگه خود زندگی کنیم ترس که از شرم و آزردگی شروع شد؟ در داستانه که ما در این برنامه استیما کدیم شنیدیم که روز فرزند از نسل زن به دنیا خواهد آمد این طفل زاده شده از نسل زن سر ما را خواد کوبید این به این معنی است که این پسر زن شیطان شکست میده و اون به این دایره دورانی گناه که دایره دورانی شرم و ترس است پایان خواد داد این نسل زن کی است؟ امروز ما به شما میتونیم بگوییم که این طفل ایسا ابن مریم بود که تولد شد تا جلوه دورانی گناه را بگیره او یک روز باز خواهد آمد تا انسان از قید ترس و شرم آزاد کنه بله شنوندی گرامی این ایسا مسیح است که انسان از گناه نجات میته و زندگی خدا پسندانه را نصیب انسان میسازه خوب دوست های میربان این بود برنامه این حوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه آینده خدا حافظ همه تان با ما باشین شنونده های عزیز در این بخش از نشارات خش شما را دعوت میکنیم به شنیدن پارچه شعری زیر نام دست بخشش موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را تقدیم نمایه قلبم را تسلیمت کنم جانم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را هران چه که تو خواهی انجام ده ارادت در من تسلیمت کنم وجودم را تسلیمت کنم وجودم را تسلیمت کنم وجودم را آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان آدرست ما در خبرس ساند اوف لایف پوست باکس 57000 لماسول سایبرس آدرست ما در خبرس ساند اوف لایف پوست باکستان آدرست ما در خبرس ساند اوف لایف آدرست ما در خبرس آدرست ما در خبرس آدرست ما در خبرس ساند اوف لایف