۲۹ دقیقې
۲۱ اکتوبر ۲۰۱۷
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
راڈیو صدای زندگی شنوندههای عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روه موج کوتای 31 متر بند پهش میگردد سلام هموطن دقدیم کننده صدای زندگی با سلام آگنده از صفا و سمیمیت شما شنونده بیش بهاره با برنامه دیگه سلام هموطن خوش آمدید میگیم امیدوارم روزهای خوش و پرباره را در پیش داشته باشین به امی امیدواری در اینچه برنامه این نوبت سلام هموطن میگوشاییم شنوندههای گرامی تاور که همه میدانیم زنها نیمه پیکر از جامعه را در هر اجتماع تشکیل میده زنها در پالوی مردم نقش بس ارزنده را در جامعه بازی میکنند بیدون زن کانون خانواده سرد و تاریک خواد بود ویا اصلا خانوادی وجود نخواد داشت شنوندههای عزیز از آوانی که نفیر جنگ در سرزمین سلپرور ما به صدا در آمد و دستای بیگانه به سرزمین ما دراست شد زنها و دخترهای میهن ما آرامش و جایگاه ارزنده خیشه از دست دادن و به اشکال مختلف طرف عذیت و آزار قرار گرفتن چند حد جنگ و درگیری زندگی حد اقل سه نسل امیقن متأثر ساخته ای جنگهای خانومان سوز سبب شده تا مردم افغان مشقت و بدبختیهای زیاده را متحمل شوند از او جمعه استرس یا فشار روانی، بیجا شدن، صدمات روانی از دست دادن اعضای خانواده و عزیزان، نقص وقوق بشر و فقر کشمکشها و درگیریهای طولانی توام با ناامنی و فقر به طور چشمگیر ساختار اجتماعی افغانستان و مردم او را تحت تحصیل قرار داده یکی از پیامدهای بزرگ ولی منفی جنگ مداوم وزیعت بد روانی افغانست نرخ مشکلات مرتبط با سهت روانی در افغانستان بالاست به اساس به هزه از آمار و ایسایهها بین 60 تا 80 فیصد مردم افغان از انوای مختلف مشکلات روانی رنج میبرن از او جمله اختلالات افسردگی، استراب و صدمی روانی مختلط چون اختلالات روانی میتانه سبب ناتوانی گردن مشکلات روانی جدی و دوامدار تأثیر مستقیم به روی ساختار و کارکرد یک فامیل داره و خطر خشونت خانوادگی، سوی استفاده از مواد مخدر و ایتیاد افزایش میته طبق گزارشها میزان خودسوزی بخصوص دمیان زنای جوان افغان بعد از جنگها و اضافه تر از دو ده هایی اخیر بشکل قابل تواجوی رو به افزایش بود است شرمده عزیز، خودسوزی یا آتش زدن خود به صورت قصدی یک روش نادر و بشده درتناک از بنبوردن خود است خودسوزی غالبا در کشورهای پاکستان، هند، سریلانکا، تاجکستان، ایران و متاسفانه دیگه واخر در سرزمین ما شما افغانستان نیست دیده شده زیادترین مورد خودسوزی در ایران اتفاق افتاده جای که خودسوزی یکی از روشهای عمده خودکشی است به صورت عموم در کشورهای اسلامی بیشترین قربانیان زنا تشکیل میته که نمیتانن راه بیرون رفت از تنگنای فلاکت و بدبختی را پیدا بکنن تنگنایی که در او اساسی ترین وقوق انسانیشان نقص میگرده مورد ظلم و ستم قرار میگرن و سیستم قانونی وجود نداره تا حمایتشان کنه امروز بسیاری از زنای افغان نیست به این شکل خاموشانه و آرام از دنیا رخت سفر میبندن دوست من میزان واقعات خدسوزی در افغانستان در پانزه سال اخیر به طور چشمگیر افزایشی افته اولین واقعات در عواسط دهی نود ملادی به مشاهده رسید او زمان مسادف بود با جنگای داخلی میان تنظیمای جهادی که بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی سابق بر علای یکدگه میجنگیدن افغانستان به دست به استلاح مجاهدی نفتاده بود در دوران جنگ داخلی یعنی جنگای تنظیمی زنای افغان به قربانیهای اصلی جنگ و به نهوه به سلاح جنگ میان جنگسالاران مبدل شده بودن تنظیمای مختلف سیاسی و گروههای نجادی بر انتقام گیری به زنان اقوام دیگر تجاوز میکدن آنده زنان افغانی که مورد تجاوز و حملات بیرحمانه قرار گرفته بودن با زخمای امیق روانی زندگی میکدن و از شرم این که از فامیل خود نیزرانده شوند این مشکله چندین برابر میساخت در نتیجه بسیاری از این زنا دست به خودسوزی زدن تا به زندگی خود خاتمه بتن و بر علای جنگسالاران و نفوز سیاسیشان در کشور ایتراس کنن شهر حیرات مرکز ولایت حیرات در غرب افغانستان و هم سرحت با ایران جایست که تا امی اواخر گفتم شد اولین واقعات خودسوزی در سال 1994 میلادی در اون به سب رسیده ولی بعض ارقام دیگر نشاندهنده ای از که حال واقعات خودسوزی در ولایت قندهار نزبت به حیرات زیادتر شده اگرچه ای پدیده ای غمنگیست در وسط رسانههای مختلف به صورت وسیع پوشش داده شده ولی تا به حال تحقیق منظم و قایدمند برای شناخت ای پدیده در افغانستان برای انداخته نشده عوامل چون شرم، بدنامی و تابوهای فرهنگی مرتبط با مفهوم خودکشی در فرهنگ سخت مردسالار ما منعی از سبت دقیق و درست واقعات خودسوزی شده با وجود فقدان ارقام مشخص، شاخصهای ابتدائی بهانگری ای است که خودکشی در بین زنای جوان افغان معمول است طبق گزارش کومیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، روشهای خودکشی در میان زنا ایبارتند از خوردن تابلیت خواباور، خوردن مرگ موش، هشرکش یا تیل و استفاده از مقدار زیاد طریق یا مواد مخدر دیگر در حقیقت، تازترین اطلاعات مربوط به خودسوزی در میان زنان افغان نشاندهنده ای است که افغانستان احتمالاً تنها کشور در دنیا است که در او سطح خودکشی در میان زنا با مراتب بالاتر از مرداس در دیگر نقاط دنیا، مردا بیشتر از زنا دست به خودکشی میزنند مهمترین علال خودسوزی در بین زنان افغان ایبارتند است، پیامتهای روانی اجتماعی، آسل از جنگ و کشمکشهای درازمودد، ازدواجهای اجباری و قبل از سن قانونی، چند همسری، تویان گرفتند و بدل دادند به علت پیامتهای مخرب جنگ دوامدار در افغانستان، از اون میان نابودی ساختار اجتماعی، فقدان امنیت جانی، سطح بالای بیسوادی و فقر شدید، مجبور ساختن دختر برای قبول یک ازدواج ناخواسته به یک عمر معمول در میان خانمادهای افغان تبدیل شده به عبارت دیگه، چون والدین از امنیت جانی دخترهای خود در حراس هستند، در نتیجه تماهیل دارند تا دخترهای نوجوان خودا مجبور به ازدواج قبل از وقت بکنند تا دخترهایشان تومه خوان جنایتکارا نگردند از سوی دیگه، فقر مفرد و شدید بیسیاری از والدین مجبور میکند تا دخترهایشان مجبور به ازدواج قبل از وقت نمایند اگرچه در افغانستان قانون وجود دارد که در تخالف به همچون ازدواجهای هست، ول فقدان یا زف در تطبیق قانون سبب شده تا همچون موارد محکوم و پیگیری نشده و والدین اصاب دیهی نکنند از منظر تاریخی و به علت نرخ بالای بیسوادی، بیسیاری از فامیلا از پیامتهای ناگوار و درازمدت ازدواجهای قبل از وقت آگاهی ندارند از او جمله اثرات منفی او بروی صحت آتفی، جسمی و جنسی ای دخترهای نوجوان از سوی دگه، قیداد زیاد از مردای جوان افغان در جریان جنگ جان خود ازدست دادند در نتیجه بیسیاری از زنهای افغان از نگاه اقتصادی زیادتر آسیب پذیر شدند چون به منابی دسترسی ندارند. تیدادی از زنهای بیوه لازم دیدند تا بر بقاو ادامی زندگی دخترهای خود در بدل پول معاوضه کنند. شنوندههای هرجومند همانطور که بیان کدیم، یکی از علال مهم خودسوزی زنان افغان تمائل بر حل مشکل از طریق یک روش خشوندبار است. جنگ طولانی مدت و معافیت کسایی که با ای خشوند با زنان رفتار میکنند جامعه را تشویق به ای کار کده تا بر حل مشکلات خود از روشهای خشن استفاده کنند. جامعه افغان نیست مانند کشورهای دیگهی که درگیریهای سیاسی را بسورت فعال تجربه میکنند در برابر خشوند تحمل کسب بده و او را میپذیره. لیکن ای به نوبه خود پیش رفته هر سه اقوق زنان را به چالش کشیده و حرکت که زنان بتانند آینده بدون خشونیت جنسیتی زندگی کنند را کند ساخته و در نتیجه به اتیداد حادثات خودسوزی افزوده شده. بر علاوه پذیرش خشونت علیه زنان مورد دیگیه که در فرهنگ افغانی بسیار ریشدار است سلسله مراتب جنسیتی مردسالارانه است. ای روش مردسالارانه با خشونیت علیه زنان موافق و همواهنگ است و او را وسیلی لازم بر حل منازه دانسته و تسلط، چیرگی و فرمان روایی بر زن مناسب میدانه. وقت زنان افغان بطور دائم به هاشیه رانده شدند به احتمال زیاد احساس نتوانی و زف میکند. اونا قادر نیستند از حقوق اساسی خود بهرمند شدند. مثلا، حق رفت آمد آزادانه، حق دسترسی به امکانات مساوی درصی صحت، تعلیم و تربیه و اقتصاد. قابل ذکر است که نداشتن حق گردش و رفت آمد تأثیر مستقیم و امیق روی صحت روانی و جسمی فرد میگذاره و ای بنوبه خود آسیب پذیری او را به خشونیت فامیلی بیشتر میسازه. همی از که تحبیز در هر لایه از اجتماع حس افسردگی، بپناهی، بچارگی و درماندگی را در فرد ایجاد میکند. ترکیب از تحبیز گسترده علی زنا که توسط قدرتهای محلی و حکومت مرکزی تحمیل میشود، تطبیق ناقص قانون بر حفاظت زنا و در مجموع عدم حساسیت و جهل و ناآگاهی اعضای فامیل در حمایت و پشتبانی از زنا هر روز به زنان ای پیامه میته که هیچ راه بیرون رفت از ای ورته فلاکت و بدبختی وجود نداره. در نتیجه، خودسوزی به یک روش جذاب خودکشی بدل میشه تا به زندگی فرد و بیادالتی هایی که با او درگیر است، به دردناکترین ولی قدرتمندترین شکل خاتمه بته. به نظر میرسه که تعداد کافی اوامل وجود دارد تا به بسیاری از زنای افغان انگیزه بده تا خود آتش بزنند. پرسش که اعتمالاً مطرمی شهی است که بادزدن به همچون روش دردناک و خشن، ای زنا میخواهند به چی دست بیابند؟ آیا هدف نهایی ای از که بیمیرند؟ اگر چونین است، پس چرا یک روش آسان تره که درد کمتر سبب شوه انتخاب نمی کنند؟ بر پاسخ به ای سوالات، لازم است تا مانای روانشیناسی و انمادین خودسوزی را مد نظر داشته باشیم. در قدم اول، سوزاندن نشانه و علامه از قربانی کدن است. یکی میتانه انگیزه خوبه بر اویده از زنای افغان باشه که خدا به آتش میزنند. اونا خدا قربانی میکنند تایی که نسل بعدی در شرایط بیتر زندگی کنند. بیتر امایت شوند و به منابع بیشتر دسترسی داشته باشند. کسایی که دست به خودسوزی میزنند، در تلاشند تا جهانیان متوجه ساخته و از گرفتاری خود آگاهشان بسازند. در این صورت، این کارشان فریادست بر کمک از دنیایی که اونا را محدود ساخته به دنیای بیرون. شنوندهای گرامی چون خودسوزی یک روش بسیار خشن است، احتمالاً باور بئی است که آتش زدن سبب میشد تا اونای که در موضع قدرت قرار دارند اقیده و رفتار خود را در برابر زنا تغییر بتند. به باری دیگر، زنای افغان که در میان جامعه، قعم و خانواده قرار دارند که به اونا ظلم روا داشته میشند، ممکن است به این نتیجه برسند که اگر دست به خودسوزی بزنند، میتانند احساس گناه و شرم در نزدیکانشان ایجاد کنند و اونا نیز در نتیجه روش خود را تغییر داده و کار کنند تا مسیبت و بدبختی زنا به پایان برسند. اگرچی در قانون مدنی افغانستان، زنان با شوارانشان مساوی شمرده میشند ولی مردان افغان بعد از ازدواج به عنوان سرپرست فامیل باقی مانده و از زنا انتظار دارند که از اونا اطاعت و فرمان برداری کنند. دوستان مهربان، با توجه با وضعیت وخیم بسیاری از زنای افغان، مسئله که مترمشه ای است که چی میتوان انجام داد؟ بر بیهبودی زنان که روزانه رنج میبرند و حقوقشان به شکل فاجعبار نقص میشد، باید قوانین داخلی تطبیق و مقرارات حقوق بشر بهمللی در نظر گرفته شود. مخصوصا دولت افغانستان لازم است تا خشونت علای زنا را مستقیمن محکوم نموده و مافیت از کسای که ازدواجای قبل از وقت ترویج و حمایه میکنند، رد کند. واقعیت تلقی از که خشونت در بین جامعه افغان تسبیت شده، بنابراین براوش ضرورت است که در سطح اجتماعی وارد عمل شده و ای تغییرات آورده شود. همچون روش یک پارچه در مناطق روستائی از احمد بسیار بالای برخوردار است، چون 60 تا 80 فیصد از ازدواجا اجباری بوده و ازدواج قبل از وقت یک عمر معمولی است که هر روز اتفاق مفته. در همچون زمینه بر آلمان دین هم مهم است تا پیام مدارا و علفت ترویج داده و احمد توافق و تفاهم در ازدواج روشن بسازند. شنوندههای گرامی، برکاهش رنج و درد تعداد زیاد از زنهای افغان باید یک سلسله ابتکارات که خشونت علیه زن محکوم میکنه روی دست گرفت شوند. به باره دیگه، به یک روش یک پارچن یاز است. روش که دستو مختلف تطبیق شوه. از او جمله در سیستم عدلی، صحی و آموزشی، همچون روش جامعه را از مزرات درازمدت خشونت جنسیتی و نوع مقابله و جلوگیری از او آگاه میسازه. ای بلاخظ در مناطق روستایی از اهمیت امده برخوردار است. جایی که شعرهای محلی فعالانه میتنن، رهبرهای محلی و ملاها را تشویق کنن تا ابتکارات بر علیه خشونت جنسیتی روی دست بگیرن. اگر همچوراوش یک پارچه در محکوم و جلوگیری کردن از خشونت علیه زنان روی دست گرفتن نشد، وعده دولت افغانستان بر رشد برابری در حدحرف باقی خواهد ماند و اونایی که از معافیت کامل بهره میبرند، خشونت علیه زنان را همچنان ادامه داده و توجه خواهند کرد. اصول دیگر، ای که خشونت علیه زنان را محکوم کرده و مردم در باره خشونت جنسیتی آگاهی بتیم به هیچ وجه کافی نیست. بسیار مهم است تا ای روش در سیستم آموزیشی ابتدایی و اصانوی و پلان درسی کشور نیز ادغام شوه. ای بسیار مهم است تا فرهنگ سلح و ادم خشونت از همان ابتدا ترویج گردیده و بخش از تجربه تعلیمی هر طفل افغان باشه. ای تجربه سبب میشد تا طفل شوههای حل منازعه سلحا میز و غیر خشن را آمخته و توجه با بنیادی ترین اقوق انسانا، بویجه اقوق زنان، بعدن برش به عنوان یک ارزش به حساب بیاید. به عنوان بخش از ای برنامه آموزیشی و قایوی، معلمین و آموزگاران طور آموزش داده شوهند تا بتانند سوی استفاده فامیلی، خشونت خانوادگی و ازدواج اطفال در میان شاگردار را شناخته و تشخیص بتند. همچون برنامه آموزیشی باید توسط سیستم عدلی کشور حمایت شده، قانون مربوط به او توشی گردیده و اونای که در خشونتهای فامیلی و انوای دگه خشونت علای زنا دخیلن به صورت قانونی تحت تقیب و بازجوی قرار بگیرن. مورد دیگه که میتونه از خودسوزی جلوگیری کرده و تغییرات درازمودت در میان زنا را پشتی بانی کنه ایجاد یک سیستم حمایت اجتماعی است تا اجتماع قادر با پاسگوی مناسب و فرامکدن خدمات سیهی معصر باشه. باز هم تطبیق این مورد در مناطق روستهایی بسیار حیاتی است چون دسرسی به خدمات سیهی در اونجا محدود یا غیر ممکن است. متاسفانه این مشکل وضعیت روانی بسیاری از زنای افسرده را که از خشونت فامیلی رنج میبرن یا افسردگیشان تداوی نشده و خیمتر میسازه. همچون وضعیت میتونه منجربه مشکلات امیقتر دیگه در بیشتری این زنا شود. از اون میان احساس ناامیدی و بیپناهی. نهایتا اونا شاید چاره دیگه بر نجات از این وضعیت نبینن با جز ای که خدا با آتش بکشن و از این درد داقت فرسا رهائی بیابن. جامعه بین المللی باید حمایت خود را از زنای افغان ادامه داده و در این حال که حساسیتهای فرهنگی را در نظر بگیرن از او دفع بکنن. ادعای زعیفه چون به علت ماهیت سنتی فرهنگ افغان وضعیت زنای افغان تغییر نخواد کد فقط باانیست تا شخص از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنه. این فرهنگ سنتی افغان نیست که خشونت را ترویج میده بلکه خشونت آسل مستقیم چندین دحیه جنگ و اشغالگری در افغانستان است تا حد که این کشور را به محل مبدل ساخته که در اون کار برد خشونت بر حال منازعات و کشمکشها عمر پذیرفت شده و قابل قبول است. شنوندهای گرامی خدا که خالق و آفریدگار ماست زن خلق کده او زن آفرید تا همدم مناسب و منسه مرد باشه زن به چی مفهومه میتونست یک همدم مناسب باشه اولی که انسان برای داشتن فرزندان در آینده نیاز به همدم داشت دومی که انسان نیاز به یک همصحبت و همراه داشت بنابرای او نیاز به شخص داشت که به شباهت خودش باشه تقریبا مثل خودش باشه سیومی که انسان نیاز به شخص داشت تا او را کامل کنه نقص او را برطرف کنه پرکننده به اصطلاح قبرغه گمشده او باشه چرا خدا یک دنده یا قبرغه از انسان را انتخاب کد تا زن بیافری نه؟ گویه اموطور که اشاره شد خدا یکی از قبرغههای انسان را انتخاب کد تا نماده باشه بری که زن با مرد مساوی و برابر است که زن برای حفاظت در زیر بازوی او قرار داره و برای محبت کدن نزدیک به قلب او باشه آدم فورا تشخیص داد که نه تنها زن شوی او میباشه بلکه همزاد او نیز است او و زن از نظر فکری و معنوی با هم سهیم و دارای یک هویت بودن او ازی که براستی به او همدم مناسب و کامل داده شده به وشت آمد شنوندههای گرامی حتی ما در انجیل شریف میبینیم که ایسای مسی بر زنا وقت داشت به گپای اونا گوش میداد دردای اونا را مداوامی کد و گناهای اونا را میبخشید اتا ایسای مسی بعد از قیامش بر اولین بار بر زنا ظاهر شد پس با الهام از کلام خدا و با الهام از برخورد ایسای مسی بازنان ما باید از زنا و دخترهای جامعه و خانواده خود حمایت و پشتبانی کنیم به درد اونا توجه کنیم به خواستهایشان گوش بتیم امطره که ایسای مسی به اونا گوش میداد خوب شنوندههای ارچومند ای بود برنامه ای نوبت ما که تقنیم شما عزیزا شد تا برنامه اینده تمام شما عزیزارا به خدایی که زن و مرد یک سان دوست داره میسپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده محترم تشکر که از ویب سایت ما دیدن کردین اگر میخواهید که سوالات و پیشنادهای خود امرای ما در میان بگذارین شما میتانین به شماره تیلفون 001-450-305-1354 زنگ بزنین و نظریاتها خود امرای ما در میان بگذارین نظریات شما دوستهای عزیز برما بسیار عرضش مند است
۲۸ اکتوبر ۲۰۱۷
۱۴ اکتوبر ۲۰۱۷
۲۶ جولاى ۲۰۱۴
۲۴ مې ۲۰۱۴
۲۶ اپريل ۲۰۱۴
۱۲ اپريل ۲۰۱۴
۳۱ مې ۲۰۱۴
۲۲ فبروري ۲۰۱۴