۲۹ دقیقې
۵ مې ۲۰۱۷
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
رادیو صدای زندگی شننده ازیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد. با شما از صدای زندگی می شنوید با شما شرمده های ازیز و ارجومند برنامه با شما سلام چی حال دارین؟ امیدوار استیم که تمام شما حزیزا در هر جایی که استین خوش و سرحال و آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب دوست ارجومند ما باست هم جوا جان در استوديو امرای خود داریم جوا جان خوش آمدین برنامه با شما تشکرم شاید جان زنده باشین خوب جوا جان باز هم برما و دوست های شنویده ای ما که امیدوار از صدای ما و شما را از رادیو صدای زندگی می شنوند بگوین که دفته ای که سپری شد دوست های شنویده ای ما هتمن از طریق تلیفون از طریق اسکایپ از طریق فیسبوک ویا ایمیل امرایتان بتماش شدند حتما زمان که اینا ببرنامه گوش می دهند سوالات برشان مطرح می شود میشه همون سوال که زیادتر برخودت مایه برکت بوده امور همرای ما و دوست های شنویده ای ما دمیان بگذارین شاید جان چرا نی خدا را شکر که دوست های زیاده تلفون کردند و سوال های بسیار زیاده را پرسیدند خوشبختانه از طریق ایمیل هم همرای ما زیاد دوست ها بتماش بودند و از طریق فیسبوک همه تر بتماش هستیم همرای دوست های عزیز و جالب بود شاید جان که نه تنها دوست ها سوال های زیاده را پرسیدند بلکه خودم هم یک سفر بسیار کتای را داشتم که تانستم امرای وطندار های عزیز ما یک دیدن داشتا باشم از نزدیک و در یک گروپ بسیار خوب بود تقریباً بیس نفر جمع شده بودیم و چند نفر بودند که در باری ایسای مسیم حسن معلومات بتند یکی از او کسا یک مولوی صاحب بود و یکی از او کسایی که اونجا بودند به حساب دستیار مولوی صاحب بود و معلومات بسیار خوب داشتند و وقتی که اونجا ششتیم و اول وا نمیفمیدن که به حساب ما کار ما چی است و چی میکنیم ولی خوب بود که یک جای بودیم و بعد از او شروع کردن در باری دین و در باری کتاب گبزنند و یک چیزی که بسیار جالب بود همین دستیار مولوی صاحب در باری ایسای مسیم گبزند و گفت جالب بود این رو میخواییم که شنفنده ازیز ما بشنوان گفت چرا حدا به ایسای مسیم موجزه داد و این رو میخواست که تشریح کنه و جواب شی بود که در او وقت شاید تب و تبابت به اوج خود رسیده بود اصلا دکتران میتونستن هر مریضی که داری او را شفا بتند جورت کنند پس بنان خدا بری ایسای مسیم موجزه زندکردن مرده را داد و ایسای مسیم مرده را زنده میکد که دکتران آجز برنند موجزه مانعش خودش چیست؟ مانعش وقتی کسی دیگه ای کار را نتانه و آجز بانه از او کار موجزه هست نبی ها یا پیانبر ها موجزات میکردن و دیگه مردم او کار را نمیتونستن کنند از او کار آجز بودن نمیتونستن کنند با محاطر چون آجز بودن مردم که او کار را کنند به اصابه کار که پیانبر میکد موجزه نامیده میشه ای دوست ما میگفت دستیار مولوی سب که خدا چی کد؟ ایسای مسیر موجزه زندکردن مردم را داد به حاطر ازی که تمام تبیبایی که بودند بسیار با عوج رسیده بود تبابت تبیبای هر چیزم میتونستن شفا بتند و چند چیز دگام گفت در باره مثلا چطور خدا عزرت آدم هست کرد نمیدونم گفت که ملک روان کرد در زمین و گفت که برین از زمین بر ما حاک بیارین که ما آدم بسازم پس جبرایی روان کرد و اسرافی روان کرد و آخر ازرایی روان کرد که بیارن حاک از زمین در بیش تا که خدا آدم درست کند و از زمین به حساب قسم داد فرشتره گفت تو را به ذات خدابند قسم میتوم که از ما نبر حاک که آدم بسازه چون ما میفهمم که آدم در آهر گناه میکنه و نمیخوایم که ما تبابت در دوزه باشم شاید جان قصهای جالب است که مردم جور میکنند من نمیفم یه قصه را از کجا گرفتند و میگه فرشتره رفت و مذارت میخوایم از ناف زمین حاک آورد نمیفمم و چیزای دگه زیاد گفتند ببینم این موضوعات را که شما گفتین امی لحظه که ما امی لحظه شنیدیم برای من دو سوال پیدا شد امتحان را که برادر برای شما توضیح کردند اولی که مثلا میگه که خدابند او را روان کرد و ببینید که زمین چقدر میفهمه که آینده را پیجبینی میکنه یک کلان شرک است که در اینجا ما میبینیم زمین را ما در جای خدا قرار میتیم خدا است که از همه چیز آگاثت میفهمه گزشته آینده و همه چیز را در ایک زمان میبینه و دوم دیگه زمین میفهمه که اتا قدر فهمیده است که پس چطور پس ملائکه را وادار با ادم اتاعت از امر خداون میکنه وقتی کسی را وادار میسازد که از خدا دوری بکنه و امر از دور اتاعت نکنه پس شیطان است جرم است گناه است ما فکر نمیکنیم که چیز باشه که متابقه کلام خداون و متابقه اراده خداون باشه شاید جان امی را مام شنیده ام و خدا را شکر که خانم مام امراهیم بود و ما این چیزها را شنیده ام و جالب بود و مجبور شده ام که جواب درسته بر دستیار مولوی صاحب بگویم و برش گفتم گفتم استاد شما گفتین که خدا موجزه را بر ایسای مسی داد موجزه زندکردن مرده را تا مردم را حاجز کنه بخاطر از اینکه تب و تبابت بسیار روشت کرده بود و هیچ مریضی نبود که طبیبان نمیتونستن شفا بدن گفتم میشه که از کتاب مقدس این مسئله را بیبینیم و انجیل لقا فصل 8 از آیه 40 تا 44 را باشن خاندم میخویم امی را بخوانم که انگامی که ایسا بطرف دیگر بحیر را بازگشت مردم با گرمی از او استقبال کردند زیرا همه در انتظار او بودند در این وقت مرده که اسمش یایوریس بود و سرپرستی کنیسیا را باوده داشت نزده ایسا آمد خود را پیش پاهای ایسا انداخت و از او تقاضا کرد که به خانهش برود زیرا دختر یگانش که تقریبا دوازده ساله بود در آسانه مرگ قرار داشت وقت ایسا در را بود مردم از هر طرف با او فشار می آوردند پس اینجا می بینیم مسئله دختر دوازده ساله را یایوریس را می بینیم که می آید و می خواهد که دخترش شفا پیدا کنند چون در آسانه مرگ بود و آیه برمون میگه که از هر طرف مردم با او فشار می آوردند آیه چلسه میگه میگه در میان مردم زن دیده می شد دوازده ساله مبتلا به خون ریزی بود و با این که تمام دارایی خود را به طبیبان داده بود هیچ کس نتوانسته بود او را درمان نماید این زن از پشت سر آمد و لباس ایسا را لمس کرد و فورا خون ریزی و بند آمد شای جان اگر ما شما می آیم و یک قصه را جور می کنیم به حاطر ایسای مسی که خلاف کتاب مقدس است این دروه است چرا؟ چرا که ما اینجا می بینیم که اگر طبیبا و داکترا در عده می بودن که تمام مریضی ها را شفا می دادن پس این زن دوازده سال تمام دارایی خود را مصرف کده بود و شفا نیفته بود و ایسای مسی نتانا که مرده را زنده می کنه بلکه چی می کنه؟ این زن هم شفا می ته این زن شفا پیدا می کنه طبیب در قدرت که انسان ها فکر می کنند نبود و امروز هم نیست با وجه زی که طبیب در عصر ما و شما چقدر پیش رفت کرده ولی با آنم مکمل نیست و اینان شما فکر بکنید که در اون زمان به چی سطح بوده؟ دقیقا دوازدار سال پیش ولی می آین مردم درس اشتباه بازی ها میتن این درس اشتباه است به حاطر ازی که بیا که ما خدا را جلال بتیم و دروح می گیم و قصهایی از خود جور می کنیم و بعض قصهایی می گیم که مردم را خوش شان بیایید این خلاف خواست خدا است اگر ما می خواییم مردم را درس بتیم به حاطر خدا باید طبق کلام خدا باشه و در مرقص فصل دو آیه یک تا دوازدار اینجا هم بسیار جالب قصه است شاید جان می گه بعد چند روز ایسا به کپر نها هم برگشت و به همه حبر رسید که او در منزل است ادعی زیاده درانجا جمع شدند به طوری که حتی در پیش دروازه خانه هم جای نبود و ایسا پیام خود را برای مردم بیان می کرد ادعی مرد شل را که به وسیله چار نفر آورده می شد نزدو آوردند اما به علت زیادی جمعیت نتوانستن او را پیش ایسا بیاورند پس صقف اتاق را که ایسا درانجا بود برداشتند و وقت آنجا را باز کردند مرد شل را در آلی که روی توشک ها بیده بود پاین گذاشتند از بالا از چطور پاین می کنند از بام در پیش پای ایسا چطواز می کنند پاینش می کنند پیش پای ایسا ایسا وقت ایمانشان را دید به مرد شل گفت ای فرزند گناهان تو آمرزیده شد اینجا نمیگه که شفای افتی بازم شل می بینیم دستیار مولوی صاحب می گفت تبابت در جایی بود که ایچ مریضی نبود که دکتران نمی تونستند شفا بتند ولی اینجا ما شما دیدیم که زن دوازده سال خونریضی داشت و در این قصه ما شما می بینیم که یک نفر شل پیش ایسای مسی میارند و ایسای مسی او را چی میگه میگه گناهانت آمرزیده شد باز دکتران نتونستند بودن این شل شفا بتند تب در جایی نبود که بتانه تمام مرض ها را شفا بته پس اینجا ایسای مسی میگه گناهانت آمرزیده شد و شاید آل شنوینده از ازیز ما بازی هایشان بگوین که چی گناهانت آمرزیده شد به ادامه جواب این مسئله را می بینیم دعای شش میگه چند نفر از علمای دین که آنجا نشسته بودند پیشهاد فکر کردند چرا این شخص چونین میگوید این کفر هست ایسا فورا فهمید آنها چی افکار در دل خود دارند پس به آنها فرمود چرا چونین افکار در دل خود را می دهید آیا به این شل گفتن گناهانت آمرزیده شد آسان تر است یا گفتن برخی ستوشک خود را بردار و براه برو اما برای این که بدانید به سر انسان در روی زمین حق آمرزیدن گناهان را دارد به آن شل فرمود به آن شل فرمود به تو می گویم برخیست توشک خود را بردار و بخونه برو او برخاست و فورا توشک خود را برداشت و در برابر چشم همه خارج شد همه بسیار تحجب کردند و خدا را همکنان می گفتند ما تا به حال چونین چیز ندیده ایم پس می بینیم که ایسای مسیح شل شفا می دهند و قصه هیدی زیاده از ابراسارا ایسای مسیح شفا می دهد کسایی که پیس بودند کسایی که در بین مردوم جای نداشتند ابراس بودند ایسای مسیح شفا می دهد مردم همه ده نفر ابراسی كنید کسایی که جزامی بودند می آیند و می خواهند که ایسای مسیح شفا بتشان و ایسای مسیح تمامشان شفا می دهد دوستہ عزیز اگر ما چیزی را که می خواهیم بخاطر خدا و مردم بگوییم تبقی کلام خدا باشد اگر تبقی کلام خدا نباشد در اصل ما دروگوی می باشیم پس اینجا می بینیم که این مسئله علت است و اماطور می تانیم که در پیدایش بریم و بیبینیم که چطور خدا عزیز آدم آفرید نفرشته را پشت خاک روان کد نکس دگیر را روان کد خود خداون می گیر خاکا و آدم ها می سازن واضح میگه اونجا یه تا نمیگه که رفت و فرشته و نمی فهم از نافر زمین خاک آورد زمین فرشته را قسم داد این قصه هایی است که مردم می سازن و این قصه ها اگر تبقی کلام خدا نباشد دوسته عزیز اگر ملا استیم اگر مولوی استیم اگر آدم ساده استیم یا مبلغ استیم هر کسی که استیم اگر تبقی کلام خدا ما گب نمی زنیم مردم را به گمرایی می کشنیم پس اینجا واضح می بینیم که ایسای مسی نتانا زن ها که خون ریزی داد شفا میته کسی را که شل بود شفا میته کور مادرزاد شفا میته در کلام خدا می بینیم مرده را زنده می کنه و این کارهایی است که تمامشا ایسای مسی می کنه شای جان ایسای مسی نامده بود که فقط شفا میته فقط یک موجزهی کنه مرده را زنده کنه که خلاص مردم بفامن که این یک پیامبر است ایسای مسی آمد در این دنیا بخاطر ازی که فیض و رحمت خدا را به انسان گم شده نشان بته شای جان او آمد که فیض و رحمت خدا را به انسان گم شده و گناکار نشان بته ما شما کل ما گناکار استیم شریعت بر ما حضرت موسا و شریعت بر ما نشان داد که ما نمیتونیم به خدا برسیم پس ما فیض و رحمت خدا را در ایسای مسی میبینیم که ایسا بر ما نشان میته او آمد که ما را تعلیم بته که چطور یک زندگی پاک داشته باشیم ایسای مسی آمد که دست سلیب بخاطر نجات بشر قربانی شده و خون ایسای مسی کفاری گناه های ما شده شای جان چیزه که مردم نمیخواین در باریش گب بزنند بخاطر سلیب هست سلیب چی هست؟ مردم میگه در باری سلیب گب نزند که گناه کار میشی در حال که در سلیب ایسای مسی که ما آخوش باز خدا را میبینیم در سلیب ایسای مسی که ما میبینیم که خدا چقدر بشر دوست داره آخوشش برای تمام بشریت واز هست در سلیب ایسای مسی که خون ایسای مسی ریحتانده میشه ایسای مسی فقط به ای حتم نامده بود که دیگرها عجز باشن و ایک کار بلندتر از اونا کنه ایسای مسی آمد که خون از او کفاره گناه بشه شوه تا انسان بتانه بخشیده شوه و بتانه در وضور خدا را پیدا کنه ای هدف اصلی است ای هدف اصلی آمدن ایسای مسی شایجان و شما در دوم تیمتاووز فصل چار یکی از کاملی برانی را متقاید و توبیح و تشویق کن و با سبر و اوصله با سبر و اوصله تمام تعلیم بده زیرا زمان ها آدامد که آدمیان به تعلیم درست گوش نخواهند داد بلکه از خواهشهای خودشان پیروی میکنند و برای خود معلیمین بیشتر جمعهاند کرد تا نصیت را که خود دوست دارند از زبان آنها بشنواند آنها از شنیدن حقیقت خودداری میکنند و به افسانه ها توجوه میکنند اما تو در تمام شرایط اوشیار بوده و برای تعمل رنج آماده باش در انتشار انجیل کوشش کن و وظیفه خود را به عنوان خادم خدا انجام بده شاید جان چیزی که در کلام خدا میخانیم من امروز وقتی که چیزها را شنیدم این قسمت از کلام خدا راستان امرای ما گفت میزند راستان امرای خانمم که پیروی ایسای مسیز گفت میزند و امروز من دعا میکنم که این قسمت از کلام خدا امرای شما شنواندهای عزیزم گفت بزند چرا که اما طور که کلام خدا میگه میگه که در آخر کساییم میایند که چیزی را که خودشان دوست دارند درست بتند و مردمیم که اونا را معلم خود میسازند که همانه چیزی را که خودشان میسنند از اونا بیشتر دارند و میایند افسانه ها میگند میایند قصه ها میگند یکی از کسایی که منجو ششته بود شاه جان امرای ما و پسان امرای ما گفت مولوی صاحب گفت میایند اگهان قصه ها را میکند که کل ما را در گریان میشند قصه هایی میکند که مردم ها گریان دادن یک چیز هست مردم ها میدونند که امروز در فلم ها میبینند که مردم چی قسم رول بازی میکنند چی قسم قصه میگفت قصه گواهی بسیار خوبه دارند ولی کلام خدا را وقتی که میگیم پشا خدا گردن ما بسته است که اگر ما حقیقت نگویم ما نمیتونیم در حضور خدا سر خود را بلند کنیم چون دروع گفتیم کلام خدا را از دل خود اگر افسانه جور میکنیم این حالت است پس اگر شما دستیار مولوی صاحب باشین دوست مولوی صاحب باشین یا خودتان مولوی صاحب باشین متوجه باشین دوسته از ایز که کلام خدا را درست بگوین امتحان که اینجا میگه ما پای روایی صاحب هستیم وزیفه خود میدانیم امتحان که کلام خدا میگه که ما انجیله به طور درست چیزه که کلام خدا است به مردم بگوییم قصه های مفت برشان جور کنیم افسانه ها جور کنیم کلام خدا را باید درست بگوییم و کولستیان فصل چارایی پنج و شش اینجا برما میگه در مناسبات خود با مردم عیرمسی رفتار آقلانه داشته باشید مردم های احترام کنین به مردم هر کسی که هست آقلانه امروشون گرم بزنین نرین که برشان قصه های درون بگوین از فرصت هایی که اکنون در دسترست شما ادکسر استفاده را بکنید این برای پیروای عیرمسی میگه که امیشه از فرصت استفاده درست را بکنین و گفتار شما پیوسته جالب و با نمک باشد و یاد بگیرید که چگونه به هر کس جواب مناسب بدهید پس دوسته عزیز امیالا که شما برنامه ما را مشنوین شاید کسی از شما سوال کنه در باری عیرمسی شاید از شما بخواهین که در باری زندگی عیرمسی کارهای عیرمسی تعلیمات عیرمسی بپرسن دوست های عزیز امیشه لطفا برنامه را درست بشنوین و جواب درست به مردم بگوین انجیل را درست به مردم بگوین کلام حدا را درست بگوین و اگر سوال داشتین ما در خدمت شما عزیز ها استیم زنگ بزنین و هر سوال که دارین ما خوشحال میشیم امروز شما گرد بزنیم و کلام حدا را درست و با امانتداری برشما عزیز ها برسانیم فقط شما لطف کنین زنگ بزنین شاید جان برای من بسیار جالب بود این مسئله خواستم که این را امروز شنونده عزیزمان در جریان بگذارم برای دوست های ما بگویم که چی تجربه جالب ما داشتیم و شاید اونام بعض تجربه داشته باشند که میتواند که میدونند تیلفون کنند امروز در میان بگذارند تشکر جوان جان که به استیدیو آمدین واقعا موضوع تا که شما مطرک کردین بسیار جالب بود ضرور نیست که ما بخاطر ازی که پیام خدا را برای مردم برسانیم مردم در جریان بنشانیم باید کلام توره برسانیم که اول احقاقت کلام خداوند در اون باشد و دوهن دیگه مردم با اطاعت کلام خدا دعوت بکنیم که چطور بتانند از کلام خدا در زندگی خود استفاده بکنند چطور بتانند مطابق کلام خداوند زندگی بکنند تا واقعا از امو زندگی که دارند از امو زندگی روحانی خود لذت ببرند و اگر ما کلام خدا چیز را کم میکنم یا اضافه میکنیم یا دروغ میگویم در حقیقت ما گناه میکنیم ما کلام خداوند در حقیقت ما کامو زیاد میکنیم احانت میکنیم در اصل به خدا و اگر ما این کار را میکنیم در حقیقت ما خداوند با تمام از اون بزرگی و دانائی و جلالش ما خدا را دستکم میگیریم بله فکر میکنیم که ما خدا را خوشنود میسازیم که برای مردم میگیم و قصای از خود جور میکنیم و مردم در گریان میشنیم ولی عدف این نیست که مردم در گریان بشنیم مردم جایی هستند که اعتبار کن شاید جان من گریان کردیم وقتی که حانده ایم ولی چیز مهم ایست که عدف ما این باشد که حقیقت را برسانیم قصای مفت از خود جور نکنیم و شکر که وقتی ما شما دوم تیموتووز فصل چار آیه یک تا پنجه میحانیم میبینیم که چی حکمی را اینجا خداوند برما میده از طریق حادم همونطور که برای تیموتووز خداوند از طریق پولس رسول کلام امیر میگه برما میگه تشکر جوا جان خوب دوست های عزیز ای بود برنامه ای نوبت ما که تخدیم شما عزیز ها شد خدا نگهدار شما از کوی خود مسیحا هرگز نراند کسرا خداوند برما میده از طریق حادم هرگز نراند کسرا خداوند برما میده از طریق حادم بردوش منند واکر آی دوست بیا و بینگر خداوند برما میده از طریق حادم خداوند برما میده از طریق حادم هرگز بمنه بنده الزام کفرو الهاد روه خدا است مسیحا مشرک نیم خدا را شنونده های گرامی شما میتوانید برنامه های رادیو صدا زندگی را از طریق فیسبوک هم بشنوید توجه کنید با آدرس فیسبوک ما فیسبوک دات کام سلش رادیو صدا زندگی خوب شنونده های گرامی اگر شما مایل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادهایتان را همراه ما مطرح کنید شما میتوانید به شماره تلفون سفر سفر یک نه سد و دو پنج سد و نود و سه ده سی و دو زنگ بزنید ما خوشحال میشویم که به سوالات شما پاسخ بگوییم
۲۸ اپريل ۲۰۱۷
۷ اپريل ۲۰۱۷
۳۱ مارچ ۲۰۱۷
۲۴ مارچ ۲۰۱۷
۱۷ مارچ ۲۰۱۷
۱۰ مارچ ۲۰۱۷
۳ مارچ ۲۰۱۷
۲۴ فبروري ۲۰۱۷