۳ دقیقه ۲۹ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
مکاشفه فصل ششم دران هنگام که برره اولین موه از آن 7 مور را شکست من میدیدم و میشونیدم که یکی از آن هیوانات با صدای معنند رعب میگوید و ناغان عصب سفید را دیدم که سواران کمان بردست داشت و تاج به او داده شد و او پیروزمندانه برای پیروزی برامد وقت برره دومین موه را باز کرد شونیدم که هیوان دوم گفت و عصب دیگری که سرخ رنگ بود بیدون آمد و به سواران قدرت داده شد تا سلح را از روی زمین بردارد تا انسانها یک دیگر را بکشن و همچینین به او شمشیر بزرگ داده شد وقت برره سیومین موه را باز کرد شونیدم که هیوان سی هم گفت آنگا نگاه کردم و عصب سیای را دیدم که سوارش ترازوی به دست داشت و صدای از میان آن هیوانات به گوشم رسید که میگفت قیمت یک چارک گندوم و یا سی چارک جاو مزد یک روزکار خواهد بود و روغن زیتون و شراب زرن مرسان زمان که او چارومین موه را باز کرد صدای هیوان چارم را شنیدم که میگفت وقت با آنجا نگاه کردم هست رنگ پریده را دیدم که نام سوارش مرک بود و دنیا مردگان به دنبالش میآمد به او قدرتی داده شد تا یک چارم زمین را با شمشیر و گرسنگی و امراز محلک و هیوانات وحشی از بین ببرد وقت پنجمین موه را باز کرد در زیر قربانگاه ارواه کسان را دیدم که بخاطر کلام خدا و اعتراف ایمان خود شهید شده بودن آنها با صدای بلند فریاد زدن ای خداوند قدوس و راستین تا بقیه برساکنان زمین داوری نمیکنین و انتقام خون ما را از آنها نمیگیری به هر یک از آنها چپن صفید دادن و با آنها گفته شد که هندک دیگر بیارامن تا تعداد هم قطاران و برادرانشان که میباید مثل آنان کشته شوون مامل گردن آنگا وقت بره ششمین مورا باز کرد دیدم که زلزله شدیدی رختار آفتاب مثل زغال سیاگشت ماه کاملا مثل خون ساخت شد و ستارگان آسمان مانند انجیرهایی که از تنبات به زمین میریزن فرو ریختن آسمان مانند تومار در هم پیچیده ناپدید شد و همه کوها و جزیرها از جای خود حرکت کردن و پاچاهان و فرمان روایان زمین سرلشکران و تمانگران زورمندان و همه انسانها چه برده و چه آزاد خود را در غارها و در میان سخراهای کوها پنهان صاخدن و بکو و سخراها میگفتن بروی ما بیفتید و ما را از چهره تخت میشید و از خشم و غزم پر اپ نهاند کنید زیرا روز بزرگ خشم آنها رسیده هست که میتواند آن روز را تعمل کند