محفل عروسی قسمت سوم

  ۲۹ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ شنونده‌ی عزیز سلام من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم که یک برنامه‌ی نوه به شما تقدیم کنم دوست‌های مهربان من جاوید هستم من هم به شما سلام خود را تقدیم می‌کنم این آرزوی قلبی من هست که شما شنونده‌ی عزیز صحت و سلامت باشید دوست‌های مهربان اگر شما برنامه‌ی گذشته‌ی ما را شنیدین حتماً می‌فهمین که ما در باری چی گفتیدیم شما دوست‌های که برنامه‌ی گذشته‌ی نشنیدین به شما ارز کنم که در باری محفل عروسی گفتیدیم ایسای مسیح برای اینکه مردم بفهمند که مسیحی اختیک کی است او تعلیم خود را در این بارا با آوردن مثال جشن عروسی توزیه کرد در این جشن عروسی با وجودی که همه‌ی میمان‌ها با پوشدن لباس خاص عروسی شرکت کرده بودند کسی که لباس خاص عروسی را نپوشیده بود در بین مردم از دور معلوم می‌شد از این خاطر پادشاک این جشن را به خاطر عروسی به چشت ترتیب داده بود وقتی که او را به لباس عادی دید تحجب کرد و برش گفت چرا لباس عروسی را نپوشیدی؟ ما در صحبت گذشته در باری کسی که لباس عروسی را نپوشیده بود گفتیم و گفتیم که پوشدن لباس نمونه پیروی کدن حقیقی از ایسای مسیح است کسی که لباس عروسی را نپوشیده او در قد پیروی ایسای مسیح نیست در صحبت امروز روی کسایی که افتخار شرکت در جشن عروسی بچه پادشا ویا شهرزادر را پیدا کرده بودند و ملبس با لباس خاص در جشن شرکت کرده بودند گفت می‌زنیم ما پیش از ای که به صحبت خود دهی بارا شروع کنیم دباره جشن عروسی از انجیل مقدس می‌خانیم شما لطفاً خوب گوش بگیرین ایسای مسیح باس هم برای مردم مسئله آورده گفت پادشایی آسمان مانند پادشای است که برای عروسی پسر خود جشن ترتیبی داد او نوکران خود را فرستاد تا به دعوت شدگان بگویند که در جشن آزر شوند اما آنها نخواستند بیاین پادشای بار دیگر ادعی را فرستاده با آنها فرمود که به دعوت شدگان بگویند به جشن عروسی بیاید چون می‌مانی است که ترتیب دادم آماده است گوها و گو ساله‌ها را سر برگیده و امتیز را آماده کردم اما دعوت شدگان به دعوت او اعتناع نکردند و مجغول کار خود شدند یکی به مزرع خود رفت و دیگر به کسپ کار خود پرداخت در حال که دیگران نوکران پادشا را گرفته زدند و آنها را کشتند وقت پادشایی را شوند غذبناک شد و ساکر خود را فرستاد و آنها قاتلان را کشتند و شهرشان را آتش زدند آنگاه پادشا به نوکران خود گفت جشن عروسی آماده است اما دعوت شدگان لعقتی آن را نداشتند پس به کوچه ها و سرک ها بروید و ارکی را یافتید به عروسی دعوت کنید آنها رفته ارکی را پیدا کردند چی نک و چی بد با خود آوردند و به این ترتیب تالار از مهمانان پر شد انگام که شاه وارد شد تا مهمانان را ببیند مرد را دید که لباس عروسی بطن نداشت پادشا از او پرسید ای دست چه طور بدون لباس عروسی به اینجا آماده ای؟ او خاموش مند پس پادشا به ملازمان خود گفت دست و پای او را ببندید و او را بیرون در تاریکی بیندازید جایی که گریه و دندان بر دردان ساییدن است زیرا دعوت شدگان بسیار اند اما برگذیدگان کم هستند شنونده ازیز حال یک اعلانه می شنویم بعد شنویدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم شنوندگان ازیز اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات نظرات و پیشنهادات داشته باشید می توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید سفر سفر یک پنج سد و چلو یک پنج سد و پنجا هفت هزار و یک سد و سی و یک دوست های مهربان شما مثال رکی ایسای مسیح از پاتشایی آسمانی داده هست پیشتر شنیدین انگام که شاه وارد شد تا میمانان را بیبیند مرد را دید که لباس عروسی بطن نداشت در این جشن عروسی شانه بغیر از یک نفر همه کالهای خاص پوشیده بودند که پاتشا برای اونا طیعه کده بود کسایی که لباسی را که پاتشا بخاطر جشن برایشان طیعه کده بود پوشیده بودند اونا از طرف پاتشا اجازه یافته بودند در سارونه که بر برگزاری جشن زینت داده شده بود داخل شوند وقتی که به این میمانان که لباس خاص پوشیده و اجازه داخل شدن به جشن یافته بودند دقیق میکنیم به سی موضوع برمیخوریم اول اونا همه با لباس خاص که پاتشا برایشان طیعه کده بود ملبس بودند دوام اونا حق یافته بودند که همصوبت بچه پاتشا ویا شازاده شووند سوام اونا تانستن غذاهای لذیذی جشن نوشجان کنند حال سر هر کدام این سی موضوع جداگانه غهار میکنیم اول در باره این گفت میزنیم که میمانا لباس خاص جشن عروسی را پوشیده بودند میمانایی که لباس خاص جشن را پوشیده بودند سمبول او مسیهای حقیقیست که به عمال نیک اعتماد اعتقا و افتخار نمیکنند اونا گناهکار بودن خود را احساس کردند و به این خاطر ایسای مسی را بعث نجادنده خود قبول کردند در انجل مقدس کلام خدا میخانیم حتی یک نفر نیست که عادل باشد کسی نیست که بفهمد یا جویای خدا باشد همه ای آدمیان از خدا رو گردانیدند همه ای از راه راست دور شدند حتی یک نفر نیک اوکار نیست گلویشان مثل قبر رو باز است زبانشان را برای فریب دادن بکار میبرند و از لبهایشان سخنان محلق معنند زهر مار جاری است دهانشان پر از دشنام های زننده و بد است پاهایشان برای خون رویزی تندره است به هرچه ها که میروند و ایرانی و بدبختی بجا میگذارند راه سلح و سلامتی را نشناختند خدا ترسی به نظر ایشان نمیرسد کسایی که لباس خاص پوشیده و اجازه یافتند که در جشن آروسی بچه پاتشا شریک شوند اونا ای آلت خوده که پیشتر کلام خدا او را تشتیه کرد در کده، بر نجات از این آلت به عیسا مسیح ایمان آوردند هایا ما همه پیش از ایمان آوردن به عیسا مسیح در این آلت گرفتار نبودیم؟ اگر بعد از ایمان آوردن به عیسا مسیح انوز هم در این آلت که پیشتر کلام خدا تشریکت گرفتار استیم دقیقت ما خود بازی میدیم که پیروی عیسا مسیح استیم در آاله که نیستیم کسی که از حالت زندگی کدن در گناه نجات یافته و با پوشیدن لباس خاص که پادشا برشان تحییق کده افتخار شرکت در معفل عروسی شاهانه رو یافته به گفتی اشیای نبی میگه من در خداوند خوشی بسیار میکنم و جان من در خداوند وجب مینماید خیلی را او من را با جامعه نجات و ردای ادارت پوشانیده است دوستهای مهربان ردا چپند و یا بالا پوشیست که در سر همه کالا پوشیده میشه و تمام بدن آدم در او پوشیده میشه اشیای نبی ای دامداده میگه چنان که داماد با تاج و گل و عروس با جواهرات خود را زیبا میکنند مثال میمونی و یا جشن عروسی را که ایسای مسیح بیان کده در او اول میمونا لباس خاص پوشیدن بعد از او داخل محفل شدند کلیسای مسیح هم از ابتدا به این شکل شروع شده و انکشاف کده در کتاب امار رسولان انجیل مقدس در باره کلیسای اولیه گپ میزنه میگه در اثر اجایب و موجزات بسیار که توسط رسولان به عمل میامد خوف خدا بر همه افتاده بود تمام ایمانداران با هم عمدس و در مال عمدگر شریک بودند مال و درایی خود را مفروختند و به نظرت ایتیاج هر کس بین خود تقسیم میکردند آنها هر روز در عبادتگاه دوره هم جمع میشدند در خانه های خود نان را پاره میکردند و با دلخوشی و سمیمیت با هم غذا میخوردند خدا را حامط میکردند و مورد اعتراح هم هي مردم بودند و خداوان هر روز کسان را که نجات میافتند به جمع ایشان میافتند دوستای مهربان خداوان هر روز کسان را که نجات میافتند به جمع ایشان میافتند یا به شکل صادتر بگوییم خداوان همه کسان را که به ایسای مسیح ایمان آورده نجات میافتند به جمع کلیسا علاوه میکرد کسایی که نجات نیافت بود او را خدا اجازه نمیداد که در جمع کلیسا شامل شود اشیای نبی که پیشتر گفتش را نقل کدیم این نجات را جامعه نجات یاد میکنه ایچ کس نمیتونه بدون پوشدن جامعه نجات داخل کلیسا شود کسی که جامعه نجات را که ایمان آوردن به ایسای مسیح نپوشده باشه ادای مسیح بودن او خدا بازی دادن است و بس پس شنویندهی عزیز تا وقتی که ما حالت گناه آلود خدا که پیشتر کلام خدا خوب تشریف کرد درخ نکنیم ما برای نجات یافتن هم ضرورت احساس نمی کنیم در حاله که اگر به درور دل خود و کارهایی که میکنیم دقیق کنیم هر کس به نجات یافتن که در ایسای مسیح هست ضرورت داره بیاین غرور اعتماد کردن به کارهای نیک خدا بشکنانیم و به ایسای مسیح اعتماد کنیم به اون دعا کنیم دعای ما صرف زبانی نباشه بلکه از دل ما برای و بگویم ای خداوند من اعتراف میکنم وقتی که به قدوسیت تو دقیق میکنم کارهای نیک ما اوقدر نیک نیستن که بتانن گناهان من را بشوین صرف تو میتونی که با خون پاک ایسای مسیح گناهان من را بشوی و نجات بدی آمین شنونده ازیز آلی یک سرود روحانی را میشنویم بعد شنویدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما آزر میشین موسیقی هی جان من خداوند را متبرک بخون جمیه جمیه احسانهای او را فراموش نکن موسیقی کمیا مرزد گناهان تو را هرچی بود مرز ها مرز هایت را شفا بخشد و عیار بخون موسیقی که حیات تو را از حابی فدیان میدهن تاج رحمت را پتش بسرات است شان موسیقی دوستهای مهربان کسایی که لباس خاص پوشیده بودن و به اونا حق داده شده بود که در جشن عروسی شاهانه شرکت کنن به اونا اجازی همصحبت شدن داماد و یا شهزاده هم داده شده بود اونا حق یافته بودن که امراه داماد دوست شده امراهش رابطه و شناسایی نزدیک پیدا کنن در انجیل مقدس میخانیم وقتی که ایسای مسیح الیازر را از مرگ زنده کرد بعد از یک مدت به جایی که او زندگی میکرد رفت این قسمت ها از انجیل مقدس میخانیم شش روز پیش از اید فسا ایسا به بیت انیا محل زندگی الیازر یعنی امان کسی که او را پس از مردن زنده کرده بود آمد آنها درانجا برای او دعوت ترتیب کردند مردها خدمت میکرد و الیازر با میمانان پلوی ایسا سرد سرخان نشست در این قسمت که من از کلام خدا خاندم اید فسا ذکر شده بود فسا یکی از ایدهای یهودها بود ایسای مسی ایلازر از مرد نجات داده بود هر کسی که از گناه نجات نیافته باشه او به جرم گناه از طرف خدا محکوم به مرد است کسی که به ایسای مسی ایمان میره در حقیقت ایسای مسی او را از مرد نجات میده اطر نیست وقتی که یک شخص به ایسای مسی ایمان آورد صرف از مرد نجات پیدا میکنه بلکه او رفاقت و دوستی ایسای مسی را هم آسلم میکنه آینان مثل ای که ایسای مسی ایلازر از مرد زنده کد و به ایلازر یق داده شده بود که در پالوی ایسای مسی سر یک دسرخان بشینه سر یک دسرخان ششتن به معنی دوستی بسیار نزدیک است خداون نه تنها توسط ایسای مسی زمینه نجات ما را آماده کده بلکه با نجات یافتن زمینه دوستی و رفاقت نزدیک ما را امرای ایسای مسی هم آماده کده در رساله اول به قرانتیان پولس رسول نوشته میکنه خدا شما را دعوت کرده است که در زندگی پسر او خداوند ما ایسای مسی شریک و سهیم شوید و او همیشه به قول خود وفادار است تا وقت که یک شخص مناسبات بسیار نزدیک امرای ما نداشته باشه ما به او حق نمیتیم که در زندگی ما شریک شوه اما خدا این امکانه برای ما مساعد ساخته که اتا با ایمان آوردن به ایسای مسی میتونم در زندگی او سهیم و شریک شهیم این چقدر افتخار بسیار کلان و چقدر رفاقت بسیار نزدیک است یک دفعه در یک میمانی همه ششته گرم قصه و خنده بودیم که یکی از خیشها که همه او را میشناختن که آدم خوب نیست داخل خانه شد با دیدن او همه چپ شدند کسی که ما را میمان کده بود ای آدم دعوت هم نکده بود او تصادفی آمده بود صاحب میمانی متوجه شد که همه میمان ها از دیدن او خوش نشدند آهسته خیست چیزی در گوش او نفر گفت و او را از خانه بیرون کشید این قصه را من بخاطر یاد آوری کدم که آدم نجات نیافته و ناپاک هم نمیتونه که در میمانی که خدا برای ما محیف ساخته داخل شوه در انجیل مقدس میخانیم خدا نور است و ایچ ظلمت در او نیست پس اگر بگویم که با او شراکت داریم و در رحه نال در ظلمت زندگی می کنیم معلوم می شود که گفتار ما دروغ و کردار ما نادرست است اما اگر در نور بسر می بریم اما تا او را که خدا در نور است در آن صورت با یک دیگر شراکت داریم و خون یسا پسر او ما را از همه گناهان ما پاک می سازد اگر بگویم که بی گناه هستیم خود را فریب می دیم و از اقت دوریم اما اگر به گناهان خود اقرار نماییم می توانیم با او اعتماد کنیم زیرا او به حق حمل می کند او گناهان ما را می آمرزد و ما را از همه خطاهای ما پاک می سازد اگر بگویم که هرگز مرتکب گناهی نشده ایم خدا را دروغوی شمرده ایم و از کلام او کاملا بی خبر هستیم ای فرموده ای کلام خدا بسیار مهم است که می فرماید پس اگر بگویم با او شراکت داریم و در این حال در ظلمت سندگی می کنیم معلوم می شود که گفتار ما دروغ و کردار ما نادرست است وقتی که صدرعظم به منطقه ما می آیه ما خوب هم خبر داریم که او می آیه و می خواهیم که با او دست بتیم و او را ملاقات کنیم آیا با کالای کار پیش او می ریم و با دستای چطل با او دست می تیم نه ما این کار را نمی کنیم بسر وز خود خوب می رسیم و دست روی خود خوب می شویم اگر این کار را نکنیم بادیگاردهای صدرعظم ما را اجازه نخواد داد که با صدرعظم دست بتیم و امرویش ملاقات کنیم آیا وقتی که دستا و تمام بدن ما در گناه آلوده باشد ما می تونیم با ملاقات ایسای مصیب رو بریم و با او نزدیک شده رفاقت و دوستی داشته باشیم نه هرگز امکان ندارد کتاب مکاشفه انجیل مقدس وقتی که در باره کسایی که اجازه یافتند که در حضور خدا و در مقابل تخت سلطنت او استاده شدند اونا را معرفی کده میگه این ها کسانی هستند که رداهای خود را شسته و در خون بره سفید کردند شنونده ازیز وقتی که شما لباس شادی بخش نجات با کفارای خون ایسای مصیب بتن میکنین شما امراه ایسای مصیب رفاقت و دوستی بسیار نزدیک آسل میکنین دعا میکنیم که خدا من همه ای ما و شما را با ای لباس سفید که در خون بره یعنی ایسای مصیب شسته شده سفید شده ملابس بسازه دوستی ازیز حالی یک ایلان میشنیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشه گرانو اوریدون کو تاسو که زمون دیخ پروانو به حق لا پختنه نظریه او یا ولاندیزونه لرهی کوالایشه پدیه تیلفون نمبر لمون سر عدیه که ونیسه سفر سفر یو پنجه چلور یو پنجه پنجه سفر و یو دری یو شنوینده می روان وقتی که میمانان در جشن عروسی شازاده داخل شدن از غزاهای تحیه شدن نوشجان کدن ایسای مصیب یک دفع فرمود من نان زندگی هستم هر که نزد من بیاید هرگز گرسنه نخواهد شد کسایی که در جشن عروسی شرکت کده از غزاهای مزدار اونو نوشجان کدن سمبول مصیبان حقیقیست که از نان زندگی ایسای مصیب نوشجان کدن اونا نان زندگی را نوشجان کده زندگی عبدی را حاصل کدن در این میمانی صرف یک قسم غزا نبود بلکه غزای مختلف تیاه شده بود میماندار که خداوند هست در وقت دعوت کدن مردم به میمانی گافت چون میمانی که ترتیب داده هم آماده هست گوها و گوزهالاهای خود را سر بریده و همه چیز را آماده کرده هم با ایمان آوردن به ایسای مصیبان تنها نجات یافته زندگی عبدی را حاصل نمی کنیم بلکه ما یک زندگی به صورت کامل را حاصل می کنیم ایره خود ایسای مصیبان به ما وعده داده او می فرماید من آمدم تا آدمیان زندگی یابن و آن را به طور کامل داشته باشند در زندگی کامل آسودگی در ایسای مصیبان هم است بر علاوه این زندگی کامل بسیار لذت بخش است یک زبورنویست نوشته می کنه بچشید و ببینید که خداون نیکوست خوشها به حال کسی که به او پناه می برد پترس رسول هم می گه زیرا شما در تجربه خود محر و محبت خدا را چشیده اید کسی که به ایسای مصیبان ایمان عقی داره چون او مذه محر و محبت وفاداری و مهربانی او را چشیده از این خاطر بر او ایسای مصیب بسیار عزیز است وقتی که یک شخص این مذه را می چشه چیزهای دنیایی دیگر به او بمذه می شه وقتی که خداون توسط ایسای مصیبان زندگی روحانی را می بخشه ایسای مصیبان زندگی روحانی ما را پروارش می کنه اما در ایمان خود رشد کده بخشت شویم و سمر بیریم جاوی جان شما مهموری گفتین وقتی که من خرد بدم یکان را پدرم دعا کده می گفت شکر امسال خوب مهموری است در اون وقت من نمی فهمیدم که منظور او از مهموری چیست اما حال می فهم که مهموری یعنی هر چیز فراوان است و هر کس هر چی بخوای فراوان یافت می شند با ایمان آوردن به ایسای مصیبان هم یک انسان ای قسم زندگی مهموره که در او از لحاظ روحانی هیچ چیز کم بود نمی باشه حاصل می کنه ایسای مصیبان به روح ما آسودگی کامل نصیب می کنه او زندگی نوی روحانی ما را محافظت کده پروارش می ته تا قوی شوه که بتانیم از مهموری کامل در او بهرمند شوهیم وقتی که یک شخصی قسم زندگی مهموره در ایسای مصیبان حاصل می کنه مثل سلیمان نبی لذت چیزای دنیایی برش بمعنی می شه سلیمان نبی پادشای بزرگ بود او هرچیز مثل اسکر و لشکر خزانه های پر استلاح و جواهر باخها و زمینها نوکرها و چاکرها به دست آورد او گروه های موسیقی داشت که برش موسیقی می نوختن پادشاها به او احترام میکدن و به او از جاهای دور تاعیف روان میکدن خلاصه او از هیچ چیز کم نداشت اگر از لحاظ دنیایی حساب پریم او باید آرامترین مرد دنیا می بود اما او خودش میگه پایان سب شما میتونین این قسمت از کتاب جامعه حضرت سلیمان نبی بخوانین؟ بچه شم، اینم میخوانم کارهای بزرگی انجام دادم برای خود خانه ها آباد کردم تاکستان ها و باغهای گل و میوه بنا نموده و در آنها هر نوع درختهای میوه دار غرس نمودم برای آبیاری آنها مخصن های آب ساختم غلام و کنیز زیاد خریدم خوانندگان برای سرگرمی من می سرائیدن هر چیزی که میخواستم به دسترس من بود و برای خوشی خود از هیچ گونه لذت دنیا دریغ نکردم اما وقتی که به کارهایی که کردم و زحماتی کشیدم فکر می کردم فهمیدم که همگی آنها مثل دویدن به دنبال بعد بیهوده بود و فایدهی نداشت شنونده عزیز بچشید و بیمینید که خداوند واقعا نیکوست و زندگی کدند در حضور او بسیار شیرینست خداوند همه ایما و شما را از این قسم زندگی بهرمند بسازه آمین خوب دوستای مهربان صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی به پایان می رسانیم تا ملاقات دیگر پناهتان به خدا موسیقی بچشید و بیمینید که خداوند واقعا نیکوست خوش به حال کسی که تنابر دباؤ بچشید و بیمینید که خداوند واقعا نیکوست خوش به حال کسی که تنابر دباؤ بچشید و بیمینید که خداوند واقعا نیکوست خوش به حال کسی که تنابر دباؤ بچشید و بیمینید که خداوند واقعا نیکوست خوش به حال کسی که تنابر دباؤ خوش به حال کسی که تنابر دباؤ روشن ات افغان دیدیو نقطه اوارگ سرمنده‌ی عزیز شما می‌توانید برنامه‌ی دیگر مارا ساعت هفتونیمه شب به وقت افغانستان برابر به هشت شب به وقت پاکستان روی بستو پنج متر بیند بشنوید تا ملاقات دیگر خداوند یارو مددگار شما باشد