مادر فرخنده خواهان عدالت است.

  ۱ ساعت

  ۸ مه ۲۰۱۵

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ PYM JBZ برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه زنده و ویژه راز زندگی بخاطر روز مادر خوش آمدید. سلام های ما را بپذیریم. امیدوار هستم که همه تان جور و صحتمند باشید. سلام های ما را بپذیریم. امیدوار هستم که همه تان جور و صحتمند باشید. سلام های ما را بپذیریم. امیدوار هستم که همه تان جور و صحتمند باشید. سلام های ما را بپذیریم. امیدوار هستم که همه تان جور و صحتمند باشید. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هم غم داره ولی به هر صورت براش تبریک می کنم که او هم مادر رنجیده است مانند هزارا مادر دیگر. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هزارا مادر دیگر. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هزارا مادر دیگر. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هزارا مادر دیگر. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هزارا مادر دیگر. به خصوص تبریک می کنم روز مادر فرخونده که واقعا گرچه امروز هزارا مادر دیگر. بله دسته خداوند هم عدالت می خواهد چون خدا خدای عادل است. خدا خدای راستی است. خدا خدای حقیقت است. همچنان خدا خدای محبت همه است. خداوند همه را دوست دارد. بیاین دسته بریم با هم یک مضمور رو ببینیم که در مورد عدالت خدا است و باز دوباره برمی گردیم. به خداوند توکل می دارم. چرا به من می گوید مثل پرنده بکوها فرار کن؟ زیرا شریران کمان را به دست گرفته و تیر را آماده کردند تا در تاریکی آن را به دل راستکاران بزنند. وقتی که پایه های نظم فرو ری زد، مرد درستکار چی می تواند بکنند؟ خداوند در عبادتگاه مقدس خدا است و تخت پادشاهی او در آسمان. چشمان او می نگرد و نگاه های او بنی آدم را می آزماید. خداوند شخص عادل را مورد آزمایش قرار می دهد و اما از شریر و ظلم پرور نفرت دارد. بر شریران باران آتش و گوگرد را می فرستد و باتهای زهرالو قصه آنها می شود. زیرا خداوند آدل است و عدالت را دوست می دارد و راستکاران روی او را می بینند. خداوند از مرگ فرخونده خوش نشد و خداوند از مرگی کسایی که امروز به اعدام محکوم شدند خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نشد و خداوند از مرگی کسایی که امروز به اعدام محکوم شدند خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نشد و خداوند از مرگی کسایی که امروز به اعدام محکوم شدند خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نشد و خداوند از مرگی کسایی که امروز به اعدام محکوم شدند خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نشد و خداوند از مرگی کسایی که امروز به اعدام محکوم شدند خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نمی شد. خداوند از مرگ فرخونده خوش نمی شد.
ایسای مسی پیش گویی میکد و می گفت که دوست می آید که بکشد و نابود سازد ولی ایسای مسی برما چی امید وری می ده؟ امیدی از ایره می ده که می گوید من آمده هم تا به آدم میان زندگی ببخشم چرا او خود از او مهربان بود و مهربان هست و می خواهی بر ما شما زندگی ببخشه نه ای که ما شما نابود شاییم و از بین بریم و هر روز و هر روز هر روز این مرک دوام داشته باشه بله دوستهای ازیز ببینید وقتی ایسای مسی میگه دوست می آید و می دوزد و نابود می کند یعنی مقصد در اینجوری هست که شیطان شیطان از انسانها استفاده می کند تا خود انسانها دیگه انسانها رو نابود کنند شیطان همیشه می آید دوستی می کند از بین می برد ببینید دوستها کار در امی جای ارگ بگوییم کار شیطان در ختم نشد تنها دفع کشتن فرخونده فرخونده کشتن شد اما آل چندین نفر دیگه خانواده های دیگه ای چار نفره که محکوم به ایدام شدند شانزده نفره که حبس شانزده سال شدند یا اجده نفر اینا همیشه زندگی ها از بین میرد زندگی خانواده شان از بین میرد یعنی این کار شیطان است اما ایسای مسی چی می خواهد؟ ایسای مسی میگه میگه ما آمدیم تا به مردم زندگی ببخشم زندگی به این معناست که ام در ای دنیا زندگی آرام و سل زندگی باسفه ها با امیت patiently و همچنان زندگی ابدی هرکسی که به ایسای مسی در ای دنیا ایمان میارد ما آرامش قلبی پیدا میکنیم ما سلح قلبی پیدا میکنیم و ما محبت قلبی پیدا میکنیم کی باعث از ای میشه که دیگه ما دوست داشته بشیم و به کسی زرار نرسانیم و در امی دنیا ما همچنان صاحب چی میشیم زندگی ابدی یا زندگی جاویدان میشیم وقتی ایسای مسی میگه میگه من در امی دنیا برای از انا زندگی میتم و زندگی را به شکل مکمل میتم زندگی مکمل یعنی به این معناست که ما نه تنها ایسای مسی در ای دنیا ما را آرامش قلبی و روحی میتا و محبت خود را با ما میتا بلکه همچنان وقتی ما میمریم دوباره زنده میشیم یعنی زندگی جاوید زندگی کامل با ما میتا و ای بسیار مهم است امروز پیام ایسای مسی هم به همه خوهرا و برادرها و همچنان به مادرها ای است که ایسای مسی میخوای شما را آرامش بده میخوای شما را زندگی بده میخوای شما را همچنان حیثیت و حوییت بده هیچ ترقی خانومها و مردها نیست تنها در ایسای مسی است تنها ایسای مسی است بیرا بری خانوما را و مرد ها میتا و حیثیت و حوییت بر خانوما میتا منحیث یک دختر منحیث یک خوهر منحیث یک مادر حیثیت برابر برا مردها را میتا دستاع از اینو دستاع ازیز بیاین با هم بریم و یک آهنگ سرود بشنیم توجه کنین که لینهای تیلفون ما باز است و شما میتانین با ما از طریق تیلفون تماس بگیرین بیاین بریم و این سرود را بشنویم داره این دهه آرامش بیرنسم و میخنکم از دست و آسانش پیدا شدو پیدا داره این دهه آرامش بیرنسم و میخنکم از دست و آسانش پیدا شدو پیدا داره این دهه آرامش بیرنسم و میخنکم از دست و آسانش من هیچو نشم یکجا دیگر به خلقم را من هیچو نشم یکجا دیگر به خلقم را گوی من و دل هستیم در بند خدا سازش گوی من و دل هستیم در بند خدا سازش پیدا شدو پیدا داره این دهه آرامش بیرنسم و میخنکم از دست و آسانش پیدا شدو پیدا داره این دهه آرامش بیرنسم و میخنکم از دست و آسانش دیگر به خلقم را من هیچو نشم یکجا در بند خدا سازش گوی من و دل هستیم در بند خدا سازش پیدا شدو پیدا داره این دهه آرامش بابر نکنه دینبه بابر نکنه دینبه میبانه دله نسکی بابر نکنه دینبه حق نیستش اگر گوید سرچونو چه آزمایش حق نیستش اگر گوید سرچونو چه آزمایش درسته هستیم درسته هستیم شما هم میتونین و دو برادر بزرگ شده یک چیزی که با یاد ما هست شاید مادر ما از وقتی که اولین تفل خود را به دنیا آورده بود که خوهر بزرگ ما هست تا وقتی که ما همه هفت اولاد به سر رسیدیم شاید حدود چل سال بوده باشه چل سال یعنی هر روز هر شب پرستاری میکرد واقعا این کار ساده نیست کار مشکل هست و مادر ما هم مادر آدی بود کدام مادر فاقلاده هم نبود مادر آدی رقم همه مادر های افغان که هستن آدی بود و بفکر ما و بفکر پدرم و بفکر مادر کلانم و پدر کلانم بود یعنی این کار آدی بود و جالب هم از این که وقتی ما یک کار را میکنیم خسته میشیم و یا بعد از یک کار را مدت زیاد میکنیم خسته میشیم و بعد از چند وقت بعد او کار دل ما را میزنه اما مادر ها یک کار را همیشه میکنن و با خوشی انجام میدن مثلا مریم جان همیشه کار میکنه در خانه یا ای که مثلا بر اولادها غذا تیار میکنه یا ای که در جریان روز یا ای که کالاها مثلا در ششتن هیچ در پاکاری ولی همیشه ای را بر سالها اجرام میکنه ولی همیشه با خوشی اجرام میکنه مثلا ما اگه یک کار را در خانه کنم یک زرفه را بشویم یک دفعه بشویم دگه دفعه بشویم دگه دفعه یک ذره قهر میکنم میگم خواهی چی حال است من هر روز زرفه را میشم اما مریم جان و دگه مادر ها وقتی که یک کار همیشه میکنه ولی اون را همیشه با خوشی میکنن که این هم طاقل آدگی مادر ها است و واقعا این چیز است که ما باید از این قدردانی کنیم پدر ها برادر ها
شوهران و شوهر باید از ای کار خانوم خود یا مادر خود یا خواهر خود قدردانی کنیم و ای کارشان قابل قدر است بله واقعا کار مادرها قابل قدر است بردباری و مهربانی شان و محبت که دارن نسبت به خانواده خود نسبت به آلاده خود همیشه قابل قدر است من خودم هم یک زن هستم، مادر هستم و من واقعا دوست دارم که ختمت بکنم بردگره دوست دارم که میمان نوازی کنم، مردم بیاین و بردگره ختمت بکنم، الوت من میفهم در بین ما خانوم ها در بین خانوم بخصوص افغان ها یه گره بسیار مروج است ولی بز وقتا دوسته عزیز باید متوجه باشیم که مادرها را از اندازه عادی زیاد خسته هم نسازیم که بگویم کل کار بر مادر بانا و مادر کاملا خسته و فرصوده شده خب در بین قصه های زیاده در کشور ما در جریان سی سال جنگ اتفاقات هفتده قصه های واقعی هست که مردم ما واقعا شکنجه کشتن، رنج کشتن خانوم ها که از او جمله یک خانوم های هست که من قصه از او را برتان میکنم ولی فکر میکنم در این لحظه یک زنگ تلیفون داریم که شاید جان اگر تلیفون را شما جواب بتین بعد از او من قصه خودم میکنم خب دوسته بیاین بریم این زنگ را جواب بتیم خیلی خط هستیم خب نمیتونم چرا شاید نتونستیم رابطه بگیریم بله دوستهای بله خب فکر میکنم قطع شد تلیفون دوستهای عزیز نکته بسیار خوب را شما گفتین مریم جان که بعض اوقات ما فکر میکنیم که مادرها هیچ خسته نمیشن واقعا ما مثلا خودم اگر در خانه خسته شم میرم یک جای استرات میکنم یا این که میکنم ولی مادرها همیشه کار میکنند مثلا در این چند هفته گذاشته دختر ما دیانا یک ذره مریض بود مریم جان باوجود از این که روز کار میکرد و در خانه ولی باوجود از این شو از اون پرستاری میکرد یعنی واقعا این چیزی هست که یک آدگی داره در زندگی از آنها شما میخواستین قصه ای را کنید بله شاید جان قصه یک خانم که نام از او بی بی شیرین هست و از ولایت کاپیسا هست از کوهستان هست این خانم دوستان عزیز فقط 46 سال عمر داره که در زمان که شوروی در کشور ما بود از ساکر شوروی بود در او وقت این خانم چهار طفل داشت و اگر شما او را ببینین فکر میکنید که افتاد ساله شاید باشه به خاطر رنج های زندگی، غم های زندگی و چهار فرزند داشت و بیچاره خودش هم خانم بیوه بود که اطفال خود را کلان کرد ولی متاسف کنه در جریان این جنگ هایی که اتفاق افتاد و جنگ ساکر شوروی بود و مشکلات زیاده که در کشور ما آمد فرزندهای خود را از دست داد و این خانم واقعا بطنهایی غم زندگی را پیش برد و این نمائنگی میکنه از رنج تمام زن های افغانستان یه قصه هست ولی زن های زیاده در کشور ما همینطور رنج و عذاب کشیدن خب دوستان فکر میکنم، تلفون داریم سلام دوست عزیز شما سرخت هستین ولی بفرمان شما سرخت هستین علیه السلام برادر شاید خوبی عزیزم برادر شاید خوبی خلوانه دارم خوهر مریم خوب است خدا را شک من نرگست هستم میخوام شهادت زندگی میره یک ذره شهادت زندگی میبدم خدا را شک به مسیح که من خدا وقت داد که مثلا من صحبت کنم من پدر مادرم از جبر سراج هستند پدر مادرم از جبر سراج هستند اما خودم کابل زندگی میکردم بخاطر از این که شهبر من در جنگ افغانستان کشته شد خیلی صختی را زیاد کشیدم خیلی مثلا خانوادی ببه و بد بودن خانوادی شه null thermocatic بدی کرده انها شما خیلی سختی مزده زیادی کشیدم واقعا حالا من آمدن ایران وقت ایران آمدن خلاص خانای مردم کار میکردم بخاطر 1982 سختی صبح میرفتم تا ساعت دوازه یک جا کار میکردم ساعت دوازم در ساعت 8 شب دیگه جا مثلا بخاطر بچه هاییم که بچه هاییم را بزرگ کنم بخاطر از این که خانوادی همسر میخواستن بچه ها را حتما بگیرن قصد کشتن را من داشتم خیلی دنبال هم بودن خلاصا در خانوادی مذهبی بزرگ شدم خانوادی که خودت میدونی که ما سونی هستیم خیلی مذهبی متصفه بستم خانوادی من خیلی قرانخان بودن نماز کنن روزگیر حک میرفتن اما آدمای خیلی پرخواشگر بودن آدمایی بودن که خیلی مثلا راستی نبود من هم تو از اون خانواده بزرگ شده بودم خلاصا من بخاطر از این سختی هایی که تو زندگی می بودش و مشکلات هایی که تو زندگی می بودش خیلی مثلا چیز میکردم خیلی دروغ در زندگی می بودش خیلی دروغ مثلا خیلی احساس سرشکستگی میکردم از حرفایی که میشیندم خیلی بساین برم توہین میکردم خیلی حرفایی بد برم میزدن اینا خیلی عذیب شده بودم یعنی قدر عذیب شده بودم که اصلا نمیدانستم چه کار کنم اصلا دست به خود سوشی زدم خلاصا خیلی مثلا رفتر رفتر زندگی همینجور روز بروز ارچه بچه همم که بزرگ میشد بازم زندگیم در مشکلات و پرو رفته میرفت خلاصا این که دیگه مثلا سردردی خیلی زیاد گرفتم خیلی سردردی شدید شدید گرفتم که اصلا ارچه دوایی میخوردم سرم اصلا هیچ خوب نمیشه در هر کاری میکردم دنبال در زیارت ها میرفتم نمیدانم پیش ملاها میرفتم که تحویز میگرفتم که بذار سرم خوب شد بهتر ها بهتر میشدم اینقدر که مثلا دیگه نمیدانستم چه کار کنم خلاصا خیلی چی شدم هفت سرده و پریشان شدم دیگه نمیدانستم گفتم خدا دیگه من زندگی و درد من نمیخورد چون که دیگه الان زندگی من اینطوری از خدا سوال میکردم میرفتم چرا من چرا به خاطر چی همسرم اینجوری شد چرا زندگی من اینجوری شد چرا مثلا در سختی باشم چرا در مشکلات باشم چرا خدایی وجود نداره خدا اگر خدا میبود چرا من اینجوری میشدم نه اصلا خدایی وجود نداره همینجوری انسانا میان و دنیا همینجوری هم از دنیا میرن هلکی همه شهلکی خرافت هفتی همه جروغ هفتن خلاصا خیلی زندگی برم بعض وقتا خدا خدا پاش میدادم میرفتم تو کجاستی کوری خدا مگر کجاستی نیستی چرا من رو نمیبینی چرا من رو نمیبینی چرا سختی های من رو نمیبینی چرا مریزیا های من رو نمیبینی من که دیوانه شدم یکی نمیدانم چیکار کنم هت Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward Ward
از دخترم که بخش ميضادم صرم داغون بود مثلد درت می کرد چشمایین درت می کند. نگاه کردم که دربید ، صرم میارد. گفتم ، دختر ما گفتم مامان من شفای پایدا کده من شفای پایدا کده ، آره من شفای پایدا کده خلاصا من خلب ما به مسیح دادم زندگی من شفای پایدا کده از آن ترثگری آمدم بیرون به من خداون ایسا مسیح به من آرامش جاد ، آسائش جاد. اون درد و اون مشکلات و اون سختی هایی که مثلا دوربرم بود اونا رو خداون برداشت ، ایسا مسیح برداشت. اون کسانی که به من بگی کرده بوده نتا اونا رو بخشیدم ، با اونا مثلا محبت کردم. نتا اونا تو خانه می آمدن به من می بیدند دعا که برما خداون ایسا مسیح زنده است. من به اون کسانی که مثلا مثل من درت می کشم مثل من در سختی هستم. می دانم در مشکلات زیاد هستند. بودند. عرفای خیلی زیادش می داند. قلبتان رو سخت نکنید. بیایی نزده مسیح. اون طرحی که به من گفتید گرام باران زحمت کشان بیایی که نزده من بیایی به نزده مسیح. به شما خواربرادرهای افغانی می گم. به ایرانی. به هر کسی که صدای من رو می شنود. قلبتان رو سخت نکنید. به مسیح ایمان بیارید. واقعیت مسیح شفاده انده است. مسیح هست و من رو شفاده داد. همونطوری که من مثلا بعض وقت ها زمزمه می کنم و خودم می گم گرچه پیره خسته و ناتوان شدم. صدای مسیح شینیدم و جوان شدم. من از تو جوان شدم. واقعیت قلب من رو مسیح جوان کرد. زندگیم در مسیح در پیروزی مسیح رد می شد. در مسیح زندگی می کنم. آره بیایی به مسیح. نزده مسیح بیایی. من دعا می کنم اون کسانی که افغانی ها اون کسانی که گم شدن اون کسانی که در درد سختی هستند. خدا رو شکر. حالا در مسیح زندگی می کنم خدا رو شکر با شما کوهر برادر هایی که آنان به مسیح مثلا استادهی می کنی. بر مسیح مثلا استادهی می کنی. صدایتان رو به مردم می رسانی بله خدای ما زنده است. خدای ما می توانه کسانی که در سختی مشکلات هستند. آنها رو هم نجات بودند. افتخار می کنم که افغانیستم خدا رو شکر با شما به زندگی من در مسیح تدبیر شد. حقاً این قصه هر افغانست، هر زن افغانست. این دردهایی که شما کشیدین، رنجهایی که کشیدین. ما هم این روز مادر بر شما هم مبارک بات میگیم. واقعاً در فیض و برکات ایسای مسیر بر زندگی شما و بر خانوادیتان میخواییم. بله، بله. همچنان با شما، همچنان با شما. خدا برکت تا میره. زنده باشید. امیدوار هستم که... فیض خداوند ایستای مسیر با شما باشه. اینجا یک آیه رو امروز مثلاً چیز کردم که باید بخوانم. مزامیر آیه پنجا پنج. اینجا مثلاً آیه پنجا پنج مزامیر. میگه خداوند به دعایم گوش پرادی. خدایا، خدایا. فریادم، فریاد التماس منا. خدایا به دعایم گوش پرادی. باید نور و نمک باشید. واقعاً دوست ها ببینند. این شهادت یا گواهی از این خواهر ما کاملاً مطابق کلام خدا بود. مطابق گفته های ایستای مسیر بود. ایستای مسیر چی گفت؟ ما خاندیم که انجیل یو هنافست ده آیه ده گفت. دوست می آید که دوزدی کند از بین ببرد. ولی من آمدم تا زندگی بدهم و اون را به شکل مکمله آن. ببینید دوست یا شیطان در زندگی از این خواهر ما. خواهر ما نمائندگی میکنه از هزار ها. مادر و خواهر دیگه افغان. که دوست آمد شیطان آمد. اول شوهرش برد بعد از اون. این مشکلاتی که در زندگی دید. شاید این یک شمه یا بسیار کوچک قصه کرد. ولی دوست های زندگی واقعی از این کار چی نیست. هر روز با این مشکلات زندگی کردن. بر سالها زندگی کردن. این انسان را پوسیده می سازد. این انسان را از درون خالی می کند. اما ایسای مسیح چی می کند؟ وقتی که خواهر ما با ایسای مسیح ایمان آورد. چی کرد؟ از درون پس دوباره قلب نو برای خواهر ما داد. که ببخشه دشمنهای خود را. و همچنان شفا داد خواهر ما را. که این متابقه کلام خداوند و ایسای مسیح است. تشکر میکنیم از خواهر ما. واقعا افتخار میکنیم با خواهر ما. خواهر ما و دیگر مادرهای افغان. که اونا شاید نتانند زنگ بزنند. شاید اونا امی را در دل خود. بر سالها در دل خود نگاه داشته باشند. ولی پیام ایسای مسیح یک پیام است. امو پیام را که داد که ایسای مسیح میگه. میگه من در دم قلب شما استاده هستم. دروازه قلب شما را میزنم. اگر باز کنین. امروز خواهش ما از شما خواهرها و مادرها ای است. که قلب تانه بر ایسای مسیح باز کنید. چرا اینجا ایسای مسیح در متا خواهر ما یاد کردند. متا فصل 11 آیه 28 میگم. ای تمامی زحمت کشان. یعنی در ایقات میگه ای تمام مادران. ای تمامی خواهران و گران بران. نزد من بیاید و من به شما. به شما مادران. به شما خواهران. ایسای مسیح میگه. آرامی خواهم دار. یوغه من را بر خود گیرید و از من تعالی میابید. ایسای مسیح میگه. چرا؟ زیرا من نرم دل و فروتن هستم. و جانهای شما آرامی خواهد دیافت. ایسای مسیح آرامی میده. ولی آرامیش این تنها مسئله آرامیش در زندگی نیست که وقت ما به ایسای مسیح ایمان میاریم ما یک خانه خوب خواهد داشتیم. یا ما یک زندگی هیچ مشکل نیست. این مقصد آرامی نیست که در جوریان ازی که ما مشکلات در زندگی خود داریم ایسای مسیح مارا چی میده؟ آرامش میده. آرامش قلبی میده. زیرا یوغه من خفیف و بار من صبوک است. بار صبوک ایسای مسیح تنها بار ایمان است. ایسای مسیح از ما میخواهی که به ایسای مسیح ایمان داشته باشیم و به دست ایسای مسیح زندگی خود را بسپاریم. خب دست های ازیز بیاین بریم یک شعر بسیار خوب را با هم یک جایی میبینیم میشنیم. دوباره بر میگردیم. جامعه دیگران نمیپوشم. جامعه دیگران نمیپوشم. دلخوشم با لباس ساده خیش. جامعه جمگه چه جلوه ها دارد. مزدی من بود زباده خیش. میگذارم به هر کجا پا را. میرسف دست من به داده خیش. نکنم شکوز آسمان و زمین. نکنم شکوز آسمان و زمین. برگرفتم اگر نهاده خیش. می نمایم به چشم تنگ فلکت. روز و چفت چهره گشاده خیش. رنگ بیگانه را نمیگیرم. رنگ بیگانه را نمیگیرم. چون منم در زمان از زاده خیش. شما بینینده برنامه زنده و ویژه را زندگی بخاطر روز مادر استین. دوست های عزیز واقعا این شهادت و گواهی خواهر ما بسیار جالب و همچنان امیق و واقعیت بود. مهم ترین چیزی هست که خداوند ما را در واقعیت زندگی ما در حقیقت های تلخ زندگی ما میخوای ما را کمک کنه و نجات بته. چند سال قبل فرهاد دریا یک پیش دارد.
انسرت داشت در مزار بر خانمها که بیش از تقریبا هزارها خانم در اونجا بر اولین بار در کانسرت فرهاد دریا اشتراک کردن. جالب از فرهاد دریا یک در اونجا به اسطلاح مسیحی ها یا به اسطلاح کشی ها یک دلیل یک موعزه کرد. فرهاد دریا مسیحی نیست. اما فرهاد دریا ارزش های واقعا مسیحی را داره. ارزش های مسیحی را داره. خودش مسیحی نیست. اما این ارزش ها را داره. در اینجا چی میگه؟ فرهاد دریا میگه خانمها در طول جنگ های 35 سال اخیر هیچ وقت دست به سلاح نبرده و جنگ و چور و چپاول نکردن و ارهنگام که دیگران ظلم کردن آنها در جواب به خود زرر رساندن. یعنی اینجا واقعا در جوریان کار هایی که در افغانستان شده جنایاتی که شده خرابی هایی که شده هیچ وقت خانمها دست به سلاح نبردن. واقعا ما هم با فرهاد دریا معافق هستیم و چیزی که خانمها کردن چی کردن؟ حتی به خود زرر رساندن. وقتی که یک خانم بسیار زیاد فشار سرش میاد در خانواده چی میکنه؟ به خود زرر میرسند. خود را میسوزند. بسیاری خانمها خود را ساختند. یا حتی از خود تیر شدند تا شوهرشان یا اولادهایشان زنده بمانند. یعنی خانمها یا مادرهای افغان بیشترین زج را نسبت به همه در کشور ما دیدند. خوب بگرد در مورد خرابی ها و زج و شکنجه گرم بزنیم شاید ساتها دوام بکنه. بیاین چیزهای مصبت را هم ببینیم دوست داریم. در ده سال آخیر در کشور ما زنها هم پیشرفتهای قابل ملاحظه کردند. و اونا در مقامات دولتی کار میکنند. در جاهای بلند کار میکنند. معلم هستند. دخترهای زیاد متعلم هستند. که اونا هم آینده افغانستان در کشور ما به مادرها تبدیل میشند. و اولادهای خوب را بابار میارند. که چیزهای خوبه هست. اگر در مورد چیزهای منفی فکر کنیم. واقعا زن ها زیاد شکنجه دیدند. زجر کشیدند. عذاب کشیدند. اما چیزهای مصبت ها اگر ببینیم. اونا در ساحه کار و فعالیت های اجتماعی هم سام داشتند. کارهای مهم را کردند. چند روز قبل من یک ویدیو را دیدم. که چند شاگرد از کشور ما رفتند. به یکی از کشور های افریقایی و در او جایزهای کلان گرفتند. بخاطر چی؟ بیالوژی و بخش ساینس. آنقدر شاگرد ها و دختر ها بودند. این همشان دختر های بسیار لایق بودند. و که واقعا باعث افتخار هستند. وقتی که دختر های ما امتاز شاگرد های ما امتاز در بخش سپورت. در بخش تعلیم و تربیه و درس. این ها سام میگیرند. این دختر ها بالاخره به مادر ها تبدیل میشد. اگر ما شما دختر های خود از کدکی احترام داشته باشیم. محبت داشته باشیم. دوست داشته باشیم. درست کلانشان کنیم. اتماعات به نقص برای شان یاد بدیم. و مرد ها هم در این قسمت کوشش کنند. پدر ها. برادر ها. شواره ها. که دختر ها شکل کلان شوند. که واقعا در آینده کشور ما سهم فعال داشته باشند. که به امید خداوند. برد بختی هایی که در زندگی ما هست. در کشور ما هست. ما شما نجات پیدا کنیم. بله. شما نقطه بسیار خوب را صحبت کردید. یک اصطلاح داریم. اکثران در وقت روز مادر میباشد. در همه تنهای ما اکثران در فیسبوک یک چیز را نشن میکنند که میگن بهشت زیر پای مادران هست. بهشت زیر پای مادران هست. این را همیشه در فیسبوک و درگره جای نشن میکنند. دوستا هی گفته شاید گفته خوب. ولی متابق کلام خدا نیست این گفت. در کلام خدا این گفته نشده. در کلام خدا ایسای مسیح در انجیل چی کرد؟ مادران حیثیت برابر با مردها را داد. ولی هیچ وقت در وقت خداوند آدم و هوا را خلق کرد. بهشت زیر پای هیچ کدامشان نیست. بهشت جایست که خدا است و فرشت ها است و انسان هایی که نجات یافتند. درست دوستای عزیز؟ ولی این هم به این منانه نیست که ما باید به مادر خود احترام نکنیم یا به خوهر خود نکنیم. نه خوهر مادر خودا یا خانوم خودا امی قدر باید احترام کنیم که خود ما احترام میخواییم یا ای که برادر خودا یا پدر خودا احترام میکنیم. ای مهمتر است نسبت به ای که ما گپ را بزنیم که مطابق کلام خدا نباشه و نتانیم. و خواهیش ما از کسایی که مادر دارن یا کسایی که خانوم دارن و یا کسایی که خوهر دارن ای است که شما آنها را احترام کنید. احترام برابر کنید. احترام کردن به چی منانست؟ احترام کردن و بسیار وقت تنها به این منانست که ما دست یک کسی را ببوسیم. این کار خوب از دست بوسدن مادرها. دست بوسدن تنها احترام نیست. احترام به این منانست که ما آنها را گپشان را گوش کنیم. گپشان را گوش کنیم. مادرها بسیار زیاد تجربه های خوب دارن. و واقعا از حکمت برخوردارستن. گپ ارزو آنها را گوش کنیم. و وقت تصامیم در زندگی خود می گیریم. ما در خانواده خود وقت ما تصامیم می گیریم. ما تصامیم یک طرفا نمی گیریم. بلکه چی می کنیم؟ مشوره می کنیم با یک دیگر. شما هم وقت تصامیم می گیریم در خانواده هایتان. با خانومتان، با خوهرتان و با مادرتان مشوره کنید. و نظر از آنها را گوش بدید. گوش دادن تنها شنیدن نیست دوستان. گوش دادن به این مناه است که ارزش قایل می شیم. و در نظر می گیریم وقت تصامیمی که در زندگی می گیریم. خب دوستان بیاین بریم یک آهنگ سرود بسیار خوبی را با هم ببینیم. بشنویم دوباره برمی گردیم. موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان شما بیننده برنامه زنده و ویژه را زندگی به خاطر روز مادر استین. موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان موسیقی در خانواده هایتان
در زندگی می داشتا باشند که شوهر از آنها آنها را دوست داره، برادرشان دوست داره و پدرشان آنها را دوست داره. دوست عزیز اگر کلام خداوند را ببینیم، در اینجا میبینیم که از زمانهای بسیار قدیم، از زمان عزت آدم و بی بی هوا و اتا زمان یسای مسی، زنهای مختلف در کلام خداوند نامشان برداشته. اولین زن بی بی هوا هست و به ترتیب از زنهای دیگه هست که در تاریخ آمدند و در زمان یسای مسی، زنها واقعا برشون کسی احترام قائل نبود، حتی می گفتند ترجیح می کنند که یک ایوان داشته باشند، مثلا یک گو در خانه خود داشته باشند تایی که یک زن باشند خودشان و این از نظر مردهای از زمانه بود که یسای مسی به زنهای مختلف احترام قائل شد، به زنهایی که بسیار مریض بودند، بیمار بودند، شفا داد و همیشه دلش باال از اونا می سخت و می خواست که اونا زندگی بهتر داشته باشند. در یک قسمت از کلام خداوند می خوانیم که یک خانمه بوده در عهد عتیق، نام از ای زن هنه هست یا به زبان خود ما و شما هنه بوده نام از ای زن و ای زن طفل نداشته و شوورش دو خانم داشته و خانم دیگه همیشه باردار می شده و صاحب اولاد می شده ولی ای زن صاحب طفل نمی شده و ای بسیار رنگ می برده از ای گب و ای به خداوند بسیار ایمان داشته و عقیده داشته و من ای را از روی کلام خداوند بر شما می خوانم که چقدر گریه میکنه و چقدر زاری میکنه تایی که واقعا خداوند به او رحم میکنه و او چقدر به خداوند واقع دار است. من ای قصر برتان می خوانم. یک شب زمانی که در شیعبه بودن هنه بعد از صرف خضا برخواست و بیرون رفت. ایلای که هند در پیش دروازه عبادتگاه خدا نشسته بود. هنه در حال که با صوز دل بدرگاه خدا دعا میکرد زار زار می گریست و در همان حال نظر گرفت و گفت ای خداوند قادر مطلق برمنه غمزده رحم نماد. دعایم را بپذیر و پسره بمن ایتا فرما و قول می دهم که او را وقف تکنم و تا که زنده باشد موی سر او تراشیده نشاد. البته در او زمان وقتی که نظر می کردن و از خداوند چیز درخواست می کردن موی پسرهای خدا دیگه سرش نمی تراشیدن. بله دستان واقعا خداوند دعای از ای را جواب داد و خانه از ای مادر پیانبر سمویه دست که خانه از ای بچه شد و ای را واقعا وقف خانه خدا کرد. به این مناسد که وقتی مادرها گریه می کنند از خداوند می شنوند. خداوند چی می کنند؟ خداوند اول گریه های از انها را می شنوند و با خواست های از انها مطابق پلان خود خداوند جواب می دهد. هیچ وقت دعای مادرها به جواب نمی مانند. شاید بعض اوقات خداوند بگوید انتظار بکش. مثلا هنه هم سالها انتظار کشید تا صاحب پسر شد. و یا شاید بعض اوقات خداوند جوابش دفعتن بدم. مثلا خوهر ما که امروز گواهی خودا یا شهادت خودا داد. شما دیدین که سالها زجر کشیده بود ولی خداوند در یک لحظه وقت به ایسای مسیح ایمان آورد چی شد؟ شفای آفد. یعنی جواب امو دعاهای خود را دفعتن گرفت. بعض اوقات انتظار باید بکشیم بر جواب دعاهای خود. بعض اوقات خداوند پلان های بهتره داره بر زندگی ما. و شاید ما فکر کنیم که چرا این دعای ما را خداوند جواب نداد. ولی متابق کلام خدا که شما خاندین اتمینان داشته باشین که وقت مادرهای ما به خداوند التجا میکنند، به خداوند گریر زاری میکنند، دعا میکنند، خداوند دعای از انها را میشنود و متابق محبت خود، متابق راستی خود در وقت ما این دعا جواب میده. خوب دوستا بیاین بریم یک سرو دعا هنگ دیگه هم بشنویم دوباره برمیگردیم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم. سر با پایاته هم بسیشه هنگ دوییم.
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}