شعر زبور ۱۱

  ۲ دقیقه ۳۵ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

من توکل می نمایم بر خدا زین توکل من نمی گردم جدا پس چرا گویید با جانم ای عزیز مثل مرغ آلا بکوی خود گریز برکشیدند این شریران خود کمان تیر را بر ذهن هادند ناگهان راست دلها را حدف بگرفتند راست دلها را حدف بگرفتند راه را از هر طرف بگرفتند منحدم گردد همه ارکانشان عدل می ریزد همه بنیانشان چون خدا در حیکل قدس است حال کرسیش در آسمان است بی زوال مرد عادل را کند او امتحان دیدگانش نازر است بر مردمان از شریر و همچونین از ظلم دوست آن که نفرت دارد از او جان وست آتش و کبرت بارد بر شریر دام ها در راه خود دارد شریر قسمت ایشان شود باد سموم هم بنوشند از شراب زشت و شوم پس ببینند راستان روی خدا پس ببینند راستان روی خدا میزنند خود خیمه در کوی خدا