۱ ساعت
۲۲ آوریل ۲۰۱۶
رونویسی توسط هوش مصنوعی
برنامه راز زندگی خوش آمدید در این برنامه شما می توانید حدف زندگی را جسد و جو کنید حدف زندگی یک راز بسیار مهم در زندگی ماست شعایب و مریم مجریان برنامه همیشه آرزو دارن نظر و پرسش شما را در مورد حدف و چالش های زندگی بشنوان و مطابق کتاب مقدس پاسخ بدهن برنامه خداوند رحیم و مهربان برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید سلام های من را بپذیرین امیدوار هستم که همه تان جور سحت مند و سرحال باشید هم بتنان عزیز دوستان گرامی من هم به نوبی خود سلام های سمیمانه بشما تقضی میکنم دعا ارزوی من همی است که شما در هر کجای دنیا که هستین با خانواده تان جور و سحت و سرحال باشید امروز ما همه خبر داریم که پرچم ها یا بیرک های کشوری ما افغانستان بخاطر یاد بود و احترام از شهده و زخمی های که روز سی شمبه در حمله انتحاری و نازخمی و شهید شدن نیمه برفراشته هست در افغانستان و همچنان در سفارت های افغانستان در تمام دنیا و این حمله انتحاری که در پل محمد خان کابل انجام شد 64 کشت داشت و 347 زخمی واقعا این حادثه بسیار بده بود بر همه و دعای ما این است که خداوند زخمی ها را جور کنه و شفا بده و فرهاد دریا در این مورد در فیسبوک خود نوشته فرهاد دریا می نویسه می گه که کابل را باز هم زخم باران کردند این بار افتخاراتشان به بیشتر از ست کشت و زخمی معصوم می رسد نمی دارم حوصله افغانستان چه زمانه به پایان خواهد رسید دوست، دشمن آشنا و بیگانه همه به طریق او را می کشند با نفرت فرهاد دریا حتی اونرمند های ما هم می خواهند انزجار خود را، نفرت خود را در این مورد بیان کنند از طریق رسانه ها و ملک ستیز هم پجوهشگر و استاد روابط بین الملل در صفحه فیسبوک خود نوشته حادثه امروز در کابل از دید حقوق بین الملل فاجعه بشری نامیده می شود فاجعه بشری به حادثه اطلاق می شود که در اثر آن خون گروه از انسانها بی گناه به گونه وحشیانه توسط دولت ها یا گروه های حراس افغان ریخته می شود واقعا ما وقت که می بینیم به این سطح انفجار را به این سطح خوب اینجا نمبر ها است که مثلا 64 نفر کشته یا 347 نفر زخمی ولی خداوند متوجه هر نفر از ناس، هر نفر بر ازنا پیش خداوند قدر داره این کسایی که کشته شده زندگی از انا پیش خداوند قدر داشته و امچان کسایی که زخمی شدن خداوند هر یکی از انا را می شناسه این تفله بوده که ما شما در یوتیوب شاید دیده باشید تفله بوده که پشت نان می رفته، پدرشون را پشت نان روان کرده در پل محمود خان یا جوانی بوده که به طرف مکتب درس خاندن می رفته و مادرش امروز در سر قبر ازو یا در شفاخانه هستند می گردند این واقعا یک فاجئه بزرگ است برای همه مردم ما شاید جان ما هم می خواهم از طریق این برنامه تصالیت خوده برای تمام وطن های عزیزی خود تقدیم کنم به او کسایی که عزیزای خود ازستدند و تقریبا هر روز یه عادس جنگ دارد در کشور ما متاسفانه و عزیزایی که امروز در بستر بیماری هستند و زخمی شدند واقعا جای درد و تأثر هست و انزجار بسیار حمیقی در قلب همه ماشموا ایجاد می شود وقتی که می بینیم که کشور ما در این حالت در این شراعت قرار دارد و خداوند صبر و عوصله به شما بتا دوسته عزیز و خداوند به شما محبت خود را نشان بتا تا آرامش خداوند را احساس بکنید بله دوسته عزیز باز هم تصالیت ما را بپذیرین خداوند زخمی ها را شفا بتا و واقعا وقتی ما می بینیم که هموطن های ما میرند و خون میتند بسطها نفر بخاطر زخمائی و این واقعا ما را امیدوار می سازد که افغانستان آینده بهتری خواب داشت خب دوست ها بیاین بریم یک شعر با هم کلپ را ببینیم و بشنویم دوبارا برمی گردیم باستان ها زمین میداند از تو داستان ها بجز درگاه تو راه ندارم غلامم غیر تو شاه ندارم چنانچه بنگرد بر تو کنیزه تو را من بنگرم زیرا عزیزی بود چشمان من سوی خداوند خدایی که ندارد هیچ مانند از او خواهیم کرم برما نماید در از لطف خود برما گشاید خداوندا کرم فرما تو برما کرامت را ببینی تا تو درما که پرگشتم چه بسیار از احانت که تا دریافتم از تو کهانت چه استحزا نمایند مستریهان زما خواهند بگیرند روح و ریهان رواد چشمان من سوی یهوه بود چون باغ فیزش پرز میوه یهوه باغ فیزش بی زوال است یهوه باغ فیزش بی زوال است تمام میوه هایش بی مثال است بینندگان عزیز این برنامه به صورت زنده در آل پخش است شما میتوانید بما زنگ بزنید سوالات پیشنادات و نظریات خود را بما درمیان بگذارید بله دستای عزیز ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم بما تلفون بزنین ایمیل یا پیام بفرستین دستای عزیز گفتیم در مورد همله انتحاری که شد یک شاعر بسایت شعر خوبه گفته میگه هر شب ستاره بزمین میکشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است این شعر دلنشین پر از آرزو خاک رمز شگرف بر دل اندهگین ماست واقعا وقت ما میبینیم کشور خود دل ما اندهگین میشه دل ما غمگین میشه ولی این امی راز زندگی است که هیچ کس امروز در افغانستان هم نمیفهمه که آینده چی خواهد شد امروز مردم کابل بخصوص مردم کابل گروگان بین دو سنگ آرز استند یا گروگان فساد دولتمند ها و همچنان آدم کشی دشمن ها استند که واقعا بسیار حالت مشکل است بر مردم کابل یعنی دولتمند ها اینقدر در فساد غرق استند که نمیتونند امنیت بسیار ساده که در چند کلومتری ارگ از اون را بگیرند پل محمد خان سال ها ما از اونجا گذاشتیم و فقط یک دو کلومتر از ارگ فاصله دارند امنیت از این را گرفتن نمیتونند و دشمن های افغانستان هم میخواین زندگی را از بینده برند زندگی را یعنی حتی حق زندگی کردن را برانستان ها نمیتند و میخواین اون را از بینده برند که واقعا مردم کابل امروز گروهگان همین دو گروه هستند و رهبرهای ما متاسفان بعد از اینکه آدسه انجام شد اینا با درشی و نکتایی رفتن به دیدن زخمی ها و اکس سلفی گرفتن با زخمی ها سابق رهبرها با لباس ساده یا با لباس نظامی میرفتند و دلچویی میکردند، میشیشتند، بغل کشی میکردند یا کنام کمک مالی و پولی با زخمی ها میکردند ولی امروز رهبرهای ما میرند و با درشی و نکتایی و اکس سلفی با زخمی میگرند واقعا جای تعصف است که چرا نمیتونند دولتمندهای ما رهبرهای ما یاد بگرند و واقعا قلب مردم را دردست بگرند ای بسیار مهم است یعنی ای که
امروز مردم افغانستان، مردم کابل بخصوص از یک طرف از فساد دولتی رنج میبره از رنج میبرن و از طرف دیگر هم از آدمکشی های دشمن های افغانستان واقعا که یه روی مسائل بسیار خوبه گفت زدن شاید جان که مردم ما امروز در شرایط و وضعیت بد قرار دارن که دل آدم واقعا مشکنه بر هر کدامشان بر هر انسان که چقدر آرزو داره و امید داره و به یه حالت بد قرار میگیره ولی خوب است که دیگه لحظه بیاین به کتاب مقدس روجو کنیم دسته ازیز و ببینیم که آیا چیز هایی که پیش از ما وجود داشته پیغمبر هایی که بودن آیا اونا کدام چیز دیگه بارا فکر میکردن و خوشبخطانه وقتی که کتاب مقدس رو ما باز میکنم حتما در همه عمور زندگی ما دیگه بارا صحبت شده و یکی از مزمورهای را که حضرت داود نشته کرده و ای سالها قبل بوده بنامه دعای دادخوایی هست که در او زمان هم بیادالتی بوده در جامعه در او زمان هم قتل بوده، آدم کشی بوده، انسانهای شریر بوده ولی حضرت داود هیچوقت همه تو نشیشته و تفکر نکرده بلکه او از خداون خواسته و درخواست کرده و دعا کرده در حضور خداون و من ای آیت ها را دستایزیز بر شما میخونم و شایف جان من فکر میکنم شما هم ای را باز تشریح خواد کرده من از ای قسمت بر شما میخونم دستایزیز شخص شریر در غرور خواد میگوید بازخواست نخواد کرد همه ای فکرهای او این هست که خدای نیست راهای او همیشه مستقم هست دواریهای تو مافق تصویر و دور از او هست همه دشمنان خود را به نظر حقارت مینگرد و او در دل خود میگوید ارگست لغزش نمیخورم و هیچ نوع بدی به من نمیرسد دهان او از لعنت و فریب و ظلم پرست و از زبان او گناه و شرارت میبارد در دکده ها کمین میکند و مردم بیگناه را میکشد و چشمانش در جستجوه میسکینان هست و در جای مخفی مثل شیر در بیشه خود کمین میکند به جهت گرفتن مسکین کمین میکند و فقیر را به دام خود کشیده گرفتار میسازد اشخاص بیچاره کوبیده و درمانده گردیده و مسکینان در اثر شکنجه زراوران از بین میروند در دل خود میگوید خدا فراموش کرده است روی خود را پوشانیده و ارگست نمیبیند ای خداوند برخیست ای خدا دست خود را برفراز و مسکینان را فراموش میکند چرا شخص شریر به خدا توحین میکند و میگوید خدا بازخواست نمیکند خداوند تو غم و مسیبت مردم را میبینید تا به دست خود مکافات برسانی مسکین سرنوشت خود را به تو تسلیم کرده است مددگار یتیمان تو هستی بازوی گناهکار را بشکن و از شخص شریر بخاطر شرارتش بازخواست کن تا آن دیگر یافت نشود ببینین دوستان در اینجا کلام خدا چطور امی حالت امروز مردم ما را تشریح میکند به سادگی و مهمترین چیز در اینجا ای است که وقت ما از شرارت و آدمکشی گفت میزنیم مقصد در ای است که همیشه برزد خدا است شرارت و آدمکشی همیشه برزد خدا است همیشه برزد خدا است برزد کلام خدا است برزد کتاب مقدس است خدا ترفدار خانواده کسایی که شهید شدند مردند کشته شدند ترفدار از اونا است و خداوند خودش انتقام گیر است خداوند انتقام زعیف ها را خداوند انتقام کسایی را که مسکین هستند و بی گناه کشته شدند خودش میگیره یعنی باز هم میگیم دوستهای عزیز که آدمکشی شرارت و از بین بردن مسکین ها غریب ها زعیف ها هیچ وقت از طرف خدا نیست بلکه خدا ترفدار زعیف ها و مسکین ها است خدا ترفدار زعیف ها و مسکین ها است ببینید شاید هدف از این انتهاری ها ای بوده باشه که بیشتر به ست ها نفر از بین برند ولی حتی با وجود که این کار شرارت را کردن انتهاری ها ولی خداوند انوز هم انسان های زیاده را نجات داد و اونا کشته نشدند حتی ببینید شاید هدف دشمن ها ای بوده که ست ها نفر از بین برند ولی خداوند انوز هم نگاه کرد انوز هم نگاه کرد خداوند محافظ ما است خداوند هر روز مردم افغانستان را نگاه می کنند و ما هم به نوبه خود چی می کنیم زندگی خود را مردم افغانستان هم زندگی خود را به دستهای خداوند می سپاریم و از خداوند خواهش می کنیم که چی ما باشه خداوند خودش محافظ مردم افغانستان باشه محافظ مسکینا باشه محافظ زعیفا باشه محافظ خانوم های باشه که از دست دادن نزدیکای خود را ای کار خداوند است و خداوند محافظ ما است خب دوست ها بیاین بریم یک سروت را با هم ببینیم بشنیم دوباره برمی گردیم نهتا ما نجات یابیم با سروت و با هم ستایشش کنیم آنچی او به خواهد با ایمان کنیم دوست وای مسیراما جلاده ایم تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما دنج رو اصاب را بر تن خود کشید دنجهای ما را بر دوش خود کشید باز خرید کرده باخون پاک خود نجات داده ما را با سلیب خود تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما مرامش و صفا در یسای مسیر محبت و وفا در یسای مسیر آزاد شده ایم در یسای مسیر به روز گشته ایم در یسای مسیر تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما تو خدایم خدایم خدایم تو یسای مسیر خداونده ما بینندگان عزیز شما می توانید از طریق راهای ارتباطی ورنامه با ما و تماس شوید بلد دستای عزیز شما همیشه می توانید با ما و تماس شوید و ما خوشمیشم از شما بشنوید در استقبال درست های خود از زندگی یسای مسیر درست های خود از زندگی یسای مسیر امروز هم دوام می تیم و امروز در مورد یکی از شاگرت های دگه یسای مسیر که پتروس نام داره شوید این کلپی ویدیوهایی را خود دیده می کنیم این کلپی ویدیوهایی را خود دیده می کنیم
مهم دریگه است که وقت ما درس های از زندگی یسای مصیم من دادم ایfat با �مه استاذای دیگه و حم پ یانبر های دیگه دارد بخاطر از ای که یسای مصیم نشان داد در زندگی خود امو درس های يک داده بود خودش در زندگی خود عملی کرد در زندگی خود عملی کرد یسای مصیم یعنی ای که تنها گفت نبود تنها گفت نبود بلکه در زندگی خود عملی کرد اگر می گفت محبت کنید خودش محبت می کرد اگر می گفت ببخشید یسای مصیم خودش می بخشید و اگر شاگرد خود را می گفت بیا به طرف ما بیا او را درس می داد درس محبت و بخشایش را می داد خوب دوستان بیاین بریم این کلیف ویدیو های را ببینیم دوباره برمی گردیم وقت ما انجیل ها می خوانیم متوجه می شیم که شمون پدرس شخص بود که از دیگر شاگرد های ایسا فرق داشته پدرس و برادرش اندریاس در دریای جلیل کار باره مایگیری را می کردن و یک پیشی فاملی بود یکی از روزا پدرس و برادرش اندریاس در شهر کپرناهوم لب دریا مصروفه مایگیری بودن این زمانی بود که ایسای ناصری را می شناختند ایسا گپ برشان زد که توقع شنیدن او را نداشتند ایسا بفرست مرا پیروی کن من تو را مایگیری آدم ها می سازم قسمت اول گپ او را فامیدن چون واضح بود مرا پیروی کن و حیران مادن که هدف ایسا از این گپ چیست مربوط به کدام فرقی مذهبی مثل فریسیا هم نبود ولی پدرس همراه ایسا وقت گزارانده بود هر کار ایسا را می دید و به گپای او گوش می کرد حتی او را نمی فامید و هشته هایسته خدا او را تغییر داد ایسا بر مردم موزه می کرد مریض ها را شفا می داد و در بین مردم هم شعورت و عیزت پیدا کرد او دوازده نفر را شاگرد خود انتخاب کرد یکی شام پدرس بود بعدا اونا یکی از روزها شهر خیشیان جلیله ترک کردن و به منطقی آرام تره به سمت شمال حرکت کردن ایسا می خواست دور از جمعیت مردم و مصروفت های روزگاه با اونا صحبت نماید ایسا پرسید مردم مراکی می دانند پدرس جواب داد بعضی ها تره یحیی تمیدهنده می گن بعضی ها تره الیاس پیانبر می دانند بعضی ها تره عرمی های نبی می دانند که دوباره زنده شده ایسا به هدف اونا توجه نکد و برشان گفت ولی شما مراکی می دانید شمون پدرس باز گفت تو مسیح استی فرزند خدای زنده ایسا در پاسخ پدرس گفت شمون پسری اونا خوش ها به حال تو چون تو این را از انسان نیاموختی بلکه پدر آسمانی من آن را به تو آشکار سخته است ایسا و شاگرده دوباره به شهر جلیل رفتند ولی ایسا برشان از قبل گفته بود که پسر انسان باید شکنجه شد و کشته خواد شد ولی در روز صبح دوباره زنده می گردند چند وقت بعد به ورشیلیم آمدند زمان ایده فسر فرا رسید پدرس و ایوهانا به شهر رفتند و یک میمونخانه را آماده ساختند تا در او نان ایده فسر را همراه ایسا و دیگر شاگرده بخورند همه چیزا آماده ساخته بودند ولی قسم معلوم می شد که ایسا چیز را فراموش کده باشد در چونین مراسم و مهمانی های بزرگ معمول بود که یک نفر باید خدمتگار باشد و پاهای مهماندار را بشوید این کار بود که کسی آزر نمی شد انجام بده شاگرده سری موضوع که کی باید در قسمت بالا بشیند مصروف گفتگو بودند کار خدمتگار را انجام بده پاهای شاگرده را شست البته ایسا قبلا این موضوع را پلان کده بود که انجام بده پدرست حیران مانده بود گفت نه سر برم هیچ امکان نداره که تو پای مرا بشوید ایسا برش گفت اگر نگذاری که پای تا بشویم رابطه ما و تو خلاص خواد شد پدرست گفت به شرط که دست و سر من نیست بشوید ایسا اون را خدمت کد و پایش شد در اون شهر ایسا از پدرست یعقوب و یوحانا خواست تا همرایش به باغ زیتون برد ایسا دعا کد پدرست به خواب رفت ایسا تنها به دعا کردن ادامه داد داخل پیش پدرست آمد و او را از خواب بیدار کرد شمون شمون آیا خواب هستی؟ وقت آن فرار رسیده هست ببین که به پسر انسان خیانت میکنند در یک لحظه پدرست خواب برد لحظه بد گروه با چراهای دستی و اریکین آمدن مثل یک خواب وشکنات برد همه چیز بسیار سریع اتفاق افتاد ایسا دعا کد پدرست شمشیرش را کشید ولی بدرگان افتاد در واقع ایسا برش گفت که جل را بز کنید و بعد ایسا را گرفتند و همه چیز تمام شد روز بعد رومی ها ایسا را مسلوک کدند دو شخص که مسئولین مذهبی بودند او را دفن کدند پدرست در این زمان فرار کده بود شاگرد همه از ترس گریخت بودند صبح روز بعد یعنی روز یک شمبه بعضی از زنها این خبر را رساندن که قبر خالی هست و اجسد ایسا وجود ندارند پدرست و یوهنها دویده دویده به طرف افتاد رفتند پدرست و یوهنها دویده دویده به طرف افتاد رفتند و زنها راست می گفتند که قبر خالی بود صرف کفن ایسا داوجه بود همه چیز بسیار عجیب معلوم شد پدرست و یوهنها رفتند که به دیگرهای خبر را برساند این اتفاق خارج از اقل شان بود و دفتن ایسا برشان مایان شد و گفت سلام بر شما آیا این صرف یک روح بود؟ نه خیلی خود ایسا نمایان شد کاملا زندگی ایسا قادرت مرگه از بین بود فهمیدن این موضوع بر پدرست مشکل بود ولی این یک واقعیت بود که روخ داده بود همان دور که پدر مرا فرستاده است من شما را می فرستم فیلن پدرست ماهیگیر آدم ها شده بود پدرست متباقی عمرشا سرف دعوت مردم و پادشاهی خدا کند تغییر پدرست از یک ماهیگیر به یک رسول خدا و بشارت دهنده در طول یک روز و یا یک سال صورت نگرد ماهیگیر بود و تجارت ماهیگیری داشت با برادر خود و همچنان دوست های خوند ماهیگیری در او زمان بسیار کار مشکل بود بخاطر از این که آل وار رقمه که آل ماهیگیری ها جی پی اس دارن و همچنان می تانن آب و هوا را پیش بیدی کنن او وقت هایی گپا نبود ماهیگیری در شب انجام می شد و ماهیگیری ها باید اینا بسیار شجاع می بودن و همچنان از لحاظ جسمی باید بسیار قوی می بودن که مثلا اگر توفان های در یا می شد یا شمال ها می شد اینا باید می تانستن که هم خود را نجات بتن و هم کشتی خود را یعنی اینا بسیار ماهیگیری ها کسایی بودن که آدم های بی ترس بودن نه ترس نداشتن شجاع بودن و پتروس هم یکی از اینا بود و پتروس یک عادتی که داشتی ای بود که آدم احساساتی بود بسیار همیشه اما هر چیزی که به دلش می آمد امرو را می گفت شاید ثوات نداشت اما در مراسم مذہبی اشتراک می کرد و از کلام خدا خبر داشت خب بعدامی صحبت شما که در کلام خدا هان می خوانیم شاید جان امی آیت هارا و می بینیم که ایسای مسی ایسای مسی چطور به پتروس میگه که تور تبا کجای دریا بنداز و چطور مایی بگی گرچی شما هم گفتید که پتروس آدم خیلی احساساتی بود و زود همون چیزی که به دلش می گشت می گفت ولی در اینجا می خوانیم دوست های عزیز می بینیم که چطور پتروس یاد می گیره که به ایسای مسی اعتماد کنه و گرچی خودش یک مایی گیره بسیار ماییر بوده و تجارت مایی داشته و می تنسته که کار خود بخوبی پیش ببره ولی یاد می گیره که چطور بخداوند اعتماد کنه و من ای آیت ها را بر شما می خوانم دوست های عزیز یک روز ایسا در کنار بحیره جنسارت استاده بود و مردم به طرف او اجوم آورده بودند تا کلام خود را تا کلام خود را از زبان او بشنوند ایسا ملاحظه کرد که دو کشتی درانجا لنگر انداختند و مایگیران پیاده شده بودند تا طورهای خود را بشویند ایسا به یکی از کشتی هایی که متعلق به شمان بود سوار شد و از او تقاضا کرد که کمی از ساحل دور شود و در حاله که در کشتی نشسته بود به تعلیم مردم پرداخت در پایان صحبت به شمان گفت به قسمت های امیق آب بران و طورهایتان را برای ساید به آب بیندازید شمان جواب داد ای استاد ما تمام شب زحمت کشیدیم و اصلا
این چیزه نگرفتیم، اما حالا که تو می فرمایی من تورها را می اندازم. آنها چونین کردند و آنقدر مایی ساید کردند که نزدیک بود تورهایشان پاره شود. پس به امکاران خود که در کشتی دیگر بودند اشاره کردند که بر کمک آنها بیایند ایشان آمدند و اردو کشتی را از ماهی پار کردند به طوره که نزدیک بود غرق شود. وقتش همون پتروس متوجه شد که چه واقع شده است به ایسا زانو زد و ارز کرد ای خداون از پیش من برو چون من خطاکارم. او و همه امکارانش از سایدی که شده بود متحیر بودند. امکاران او یعقوب و یوهناب سران زبدی نیست همون حال را داشتند. ایسا به شمعون فرمود نترس از این پس مردم را ساید خواهی کرد. و محض این که کشتی ها را به خشکی آوردند همه چیز را رها کردند و به دنبال او رفتند. ما خاندیم دوست های عزیز که ایسای مسی در یک کشتی درس می داد. یعنی در کشتی ششته بود و مردم در ساحل در خشکه استاد بودند و از ایسای مسی می آموختند. دمی لحظه ایسای مسی برای پترس میگه میگه که کشتی را ببرین به طرف آبهای امیق. و پترس میگه میگه که ما شاو ارچی که تلاش کردیم ماهی نگرفتیم. ولی ایسای مسی میگه خوب برین خوب ای که میبرن جالهای خود را مندازن بیش از حد مایی میگرن. و وقتی که ای موجزه را پترس میبینه ای بزرگی ایسای مسی را میبینه چی میشه خودش خرد میشه. خودش خرد میشه گفتیم که ماهی گیری ها بسیار آدم های قیوی بودند ولی وقتی موجزه ایسای مسی را میبینه خودش خرد میشه و احساس گناه میکنه. و با ایسای مسی چی میگه میگه ما یک گناهکار استم چطور یک استاد یک پیانبر بزرگی اینجا خطاب میکنه خداوند یعنی صاحبش چطور میگه ای بما نزدیک شوه. ولی ایسای مسی به پترس چی میگه ایسای مسی میگه ببینین دوستان میگه نترس نترس. یعنی ای که اولین پیام ایسای مسی به هر کدام ماهی هست که به مردم افغانستان که در این شرایط قرارانی هست که نترس نترسین. چرا؟ میگه از این پس به پترس میگه مردم را ساید خواهی کرد. یعنی ای که به چی معنی است؟ به این معنی است که از ای ببعد بعد از ای که پیروی ایسای مسی میشه چی میشه؟ به مردم در مورد ایسای مسی میگه و مردم را نجات میده. مردم را نجات میده و ای کار هم پترس کرد. پترس چی کار کرد؟ تمام بزنس خود را را رهان کرد و به دنبال ایسای مسی رفت و از ایسای مسی اطاعت کرد. خوب دوستا بیاین بریم آره یک سرود را با هم ببینیم بفکر میکنم یک کلپ ویدیوی را با هم ببینیم بشنید و دوباره برمیگردیم. نگیرم دست را از دامن گل، نگردم خار اگرچی نزد خارم، نشیند در کنارم یار باقی اگر از یار فانی بر کنارم. غزال از چشم من کئی میگریزد که میداند نمن اهل شکارم. نمیخواهم ناز دشمن ناز دوست بگیرد تا ودوشی خیش بارم. اگرچی ساده هم همچون کبوتر، ولی در خوشیاری همچون مارم. برای همچون یوسف بر سر ماه، بچه هم افغانتگر روزگارم. نگردم هیچ تسلیم حوادث، نچون که همکه کوه برقرارم. دوست خیرمند شود هر دانه در دل، اگر با دست عشق آن را بکارم. درست خود در مورد زندگی ایسای مسیح، ایسای مسیح انسان ها را تغییر میداد. ایسای مسیح کارش چی بود؟ تغییر انسان ها بود. هم به شکل جمعی که میگفت توبه کنین و از راه های غلطتان برگردین و به خدا نزدیک شوید. همچنان به شکل انفرادی به هر کسی که ملاقات میکد، یا شفا میداد نفر را، یا کمکش میکد، یا نان میداد، یا این که زندگی از او را تغییر میداد. و اینجا ما دیدیم در کلپ ویدیوی و گفتیم که پتروس هم که یک ماهیگیر بود، گرش آدم بسیار قوی بود، شجاع بود و احساساتی بود ولی وقت که موجزه ایسای مسیح را گفت که ایسای مسیح را گفت تو از ما خداوند و از ما دور شو بخاطر از این که خدا گناهکار احساس کد. ایتون احساس کده دیگه شایستگی نزدیکی به ایسای مسیح را ندارد. شایستگی نزدیکی به ایسای مسیح را ندارد. اما ایسای مسیح را چی گفت؟ گفت نه ترس. ایسای مسیح از قلب پتروس میفانید که با وجود زی که پتروس قوی است از لحاظ جسمی، از لحاظ شجاع است، احساساتی است ولی در قلب خود ترس دارد، از خدا ترس دارد و نمیخواست که به ایسای مسیح خود پتروس نمیخواست. هم ایسای مسیح چی میگفتش؟ گفتش نه ترس. از این بعد تو انسان ها را شکار خواد کردی. یعنی در مورد ایسای مسیح به انسان ها خواد گفتی. این را به پتروس ایسای مسیح گفت که تو این کار را خواد کردی. واقعا زمان شد که ایسای مسیح پتروس را تربیه کرد. یعنی تغییر داد. پتروس با ایسای مسیح بود. و پتروس از جمله اولین شاگرده بود وقتی ایسای مسیح از شاگرده خود سوال کرد. که مردم مرا کی میدانند؟ ایسای مسیح از شاگرده خود سوال کرد. گفت که مردم مرا کی میدانند؟ این در انجیل به گزارش لقا فصل 16م نویشته است. وقتی ایسای مسیح سوال کرد که آنگا ایسا گفت. ایشم اون پسر یونا؟ که ایشم اون نام اولی پتروس هست. خوشا به حال تو. چون تو این را از انسان نیام اختی. در اینجا وقتی ایسای مسیح از پتروس سوال میکنه که مردم مرا چی میگن؟ پتروس چی میگه؟ ایسا پرسید. شما مرا کی میداند؟ چون اون پتروس جواب داد. تو مسیح پسر خدا زنده هستی. یعنی پتروس اولین شاگرده ایسای مسیح بود که واقعا اعتراف کرد. که ایسای مسیح پسر خدا زنده هست. و ایسای مسیح در جوابش میگه. یعنی اولین رئیس کلیسا هم یا اثقاف کلیسا هم پتروس بود. و اینجا یعنی ای망 به ایسای مسیح. اولین شاگرده ایسای مسیح بود که عتراف کرد. و همچنین وق отд ما میبینیم وقتده ایصای مسیح در سلیب کشته میشن. پتروس در اونجا میباشد. بعد از وقت ایصای مسیح دوباره زنده میشه. پتروس ای را قبول نمیکنه. خودش میره به قبر. ما در کلیف ویدیوی هم دیدیم که خودش پتروس به قبر میره. و میبینه که قبر خالی هست. و ایصای مسیح دوباره زنده شده. و همچنین در روز پانیکا است. یا وقت که روح خدا بر ایمانداران میره. پتروس اولین کسی میباشد که در مورد ایصای مسیح موعزه میکنه. و خبر خوش ایصای مسیح را میرسانه. خوب. چیزهای را گفتید در مورد شاگرد ایصای مسیح. که پتروس یا شمهون هم خطابش میکنند در کتاب مقدس. و پتروس لقبه بود که ایصای مسیح بر از اومده. و گفتیم مرد قوی و شجاعی بود. که چطور ایمان آورد به ایصای مسیح. ولی باید ببینم که دوست دیگه از این سوام یک انسان بود. انسانه بود که پراز اشتباه و مثل هر انسانه دیگه. مثل هر یکی ما شما که زمانه به یک چیز متقد میشیم. باز هم ایمان خود از دست میدیم. پتروس هم یکی از اموه انسانها بود. با وجود که موجزات ایصای مسیح را دید. چیزهای بسیار خوب و عالی شدید. در وقت که ایصای مسیح را به سلیب میکشدند. وه سه بار ایصای مسیح را انکار کرد. ولی ایصای مسیح پیش از که به سلیب برای پتروس گفته بود. که پیش از که خروز بانگ بزنه. سه بار تو مرا انکار خواهی کرد. و واقعا این کار را کرد. اما وقت که دوباره زنده شدن ایصای مسیح را دید. و متوجه از این شد که چی اشتباه کرد. توبه کرد و تا آخرین لحظه زندگی خود به ایصای مسیح ایمان داشت. و اتا در راه رساندن پیام ایصای مسیح جان خود از دستان. بله دوستانیز ببینید که پتروس را وقت انکار کرد. ایصای مسیح را سه بار انکار کرد. و در اون لحظه ایصای مسیح به طرف پتروس دید. پس طرف پتروس دید. و این واقعا دیدن ایصای مسیح به طرف پتروس. پتروس چی کرد؟ شرمنده ساخت. و پتروس رفت زارز برد.
گریه کرد و توبه کرد و بعد از این ما گفتیم که در روزی که ایماندارا از روح خدا پر شدند پتروس اولین کسی بود که برخواست و در برابر هزارها نفر در مورد خبر خوش ایسای مسیح موقع زکرد و در اونجا بسیاری ایمان آوردند و در امونجا غسل تحمید گرفتند بنام ایسای مسیح یعنی پتروس از آدمی که احساساتی شجاع اما در درون قلبش آدم ترسو ایسای مسیح با یک آدم تبدیل کرد که آدمی که زندگی خود را بدگاه بده و انسانهای دگر را بخاطر پاتشای خدا سید کند و خبر خوش ایسای مسیح را به دگر را برساند حتی پتروس را هم مطابق تاریخ ایست که ایره هم بدار کشیدند و میخواستند منند ایسای مسیح پتروس را در صلیب بزنند اما پتروس گفت که من شایستگی از ایره ندارم پس پتروس را چی کردند؟ سر به بالا سرش پایین کردند و پایش بالا کردند و سرچفه پتروس را در صلیب زدند به خاطر که پتروس گفت من شایستگی از ایره ندارم که منند ایسای مسیح را در صلیب کشیده شدم چرا در طول تاریخ تنها یک نفر منحیص نجات دهنده و ایسای مسیح است که در صلیب کشیده شده یعنی ای هم فداکاری پتروس بود و ایسای مسیح چی کرد؟ زندگی پتروس را تغییر داد و امروز هم زندگی ما شما را ایسای مسیح میتونه تغییر مده بیاین دوستان بریم یک سرود را با هم ببینیم بشنیم و دوباره برمی گردیم و خشم تو خبر دارد و میخواهد ترا از خوشی، محبت، اعتماد، امید، مهربانی و آرامش پرسازد آیا واقعا او را میشناسی؟ خب دوست های عزیز شما سوال کنین یا سوال پیشتان بیاید که خب ای درسه که امروز ما از زندگی ایسای مسیح و بخصوص در مورد چطور زندگی پتروس را تغییر داد ای چی رابطه با زندگی روزمری ما افغان ها دارد؟ خب بیاین چند لحظه در این مورد صحبت کنیم شاید شما هم فکر کنین که شما شایستگی از ایران ندارین یا ما شایستگی از ایران نداریم که به ایسای مسیح نزدیک شویم یا ایسای مسیح به ما نزدیک شویم شاید انسانهای قوی باشیم از لحاظ روحی جسمی شاید اتا مذهبی باشیم شاید احساساتی باشیم اما در درون خود چون میفهمیم گناهکار هستیم یک ترس وجود داره و یک خوف داریم ترس داریم از این ترس داریم ازی که ما شاید شایستگی از ایران نداشته باشیم که ایسای مسیح با این بزرگی کسی که مرده ها را زنده میکرد کسی که فلج را شفا میداد کسی که کور را بینام میکرد این چطور به ما نزدیک شویم و ما چطور به این نزدیک شویم شاید این حالت را بعضی از همه تنهای ما داشته باشن اما پیام ایسای مسیح هیچ وقت را تغییر نمیکنه پیام ایسای مسیح و پلان یا خواست ایسای مسیح تغییر نمیکنه خواست از او هم امروز بر ما مانند دو هزار سال پیش اموه است چیست که ایسای مسیح میگه نترس ایسای مسیح میگه نترس ما همه ما در قلب خود یک ترس داریم یک چیزی که بخاطر گناگون به انواع مختلف ترس وجود داره یا ترس از کار داریم یا ترس از زندگی داریم ترس از انتحاری داریم، ترس از اولادان خود داریم ترس از دولت داریم ولی ایسای مسیح ما را در زندگی ما چی میگه؟ میگه نترس و ای بزرگ ترین پیام ایسای المسیح سمجھان ایسای مسیح میگه که ما میتونیم به ایسای مسیح نزدیک شویم ما میتونیم به ایسای مسیح نزدیک شویم نه بخاطر از از اینکه ما شایستگیه را داریم همه آدم قوی هستیم، همه آدم مانند پتروس احساساتی هستیم بلکه بخاطر خود رحم ایسای مسیح است که او بما رحم کرد و میخواهی که ما به ایسای مسیح نزدیک شویم و به ایسای مسیح ایمان بریم واقعا که امروز دسته ازیز در شراعتی که ما زندگی میکنیم در کشور ما متاسفانه با همه بدیه هایی که وجود داره و رنج هایی که وجود داره دست دوام داره و انوز هم با همه سختی هایش زندگی پیش میره و چنانچه شما گفتین واقعا در کشور خود ما و شما ترس های گناگون هست که خیلی حتی شاد وحشت باشه هست ترس هم کرده وحشت هست اگر انتحاری نبود لغزش زمین هست اگر لغزش زمین نبود زلزله هست اگر اون نبود یک حالت دگه اتفاق میفته واقعا که ما شما انسان ها همه ما ترس داریم بدون شک همه ما میترسیم از چیزهایی که اتفاق میفته در زندگی ما از ازدادن عزیزهای ما ولی حصای مسیح همه ماشمار تشکیل میکنه دوسته عزیز بچه به این که به طرف از او بریم و به بسیار محبت و به بسیار آرامش میگه که هی تمامی زحمتکشان و گرانباران یعنی همه ماشما که زحمتکش هستیم و گرانبار هستیم و قلبهای ما سنگین هست و فکرهای ما خیلی تشویش داریم و ناراحتی داریم ماشمارا تشکیل میکنه بچه میگه ای تمامی زحمتکشان و ای تمامی گرانباران چی کنین کجا برین؟ میگه به طرف ما بیاین به طرف ما بیاین چرا؟ بخاطر از ای که میگم یوغ ما سباکه هست یوغ ایسای مسیح چی هست؟ تعلیماتش هست محبتش هست فداکاریش هست که بخاطر هر یک ماشما جان خود را فدا کرد و دوباره زنده شد و همه انسان ها را بخشید اتا کسایی را که بسلیب زدنش کشتنش استخان پایشش شکستندن به دستایش میخزدند باز هم چی کرد؟ به طرف هر یکشن نگاه کرد و از خدوان چی خواست؟ گفت خدایا اینا را ببخش پدر اینا را ببخش چون نمیفامن چی میکنن در کشور ما و شما هم امروز یک تداد زیاد انسان ها اتا نمیفامن که چرا دیگر ها را میکشند شاید فکر میکنند که بخاطر از ای میتونند بیش خداوند محبوب باشند که هم نوی خود را بکشند انسان های دیگر را بکشند ولی عیسای مسیح پیامش برای همه انسان ها چیه از دوست های عزیز؟ میگه ترس نداشته باشید به طرف ما بیاین یوغ ما سنگین نیست یوغ ما سبک هست امروز در دنیا یوغ های بسیار سنگین را ما و شما هر روز هر کدام به شانه های خود حمل میکنید ولی عیسای مسیح ما و شما را با محبت خود تعلیم میده و میخواهید که به طرف از او بریم و امو بار غم و اندوه و مشکلات و گناه های خود را پیش از او ببریم و بازگو کنید و مثل که پتروس شمون پتروس گفت که از ما دور شو ای خداوند که ما لایق از ای نیستم به طرف تو ببینم و ما گناهکار هستم به پیشگاه ایسای مسیح بریم و بگویم که ای خداوند به من رحم کو و من را کمک کو و در قلب من بیا و بار این سنگین گناه های من ترس های من وحشت من و این زندگی بسیار نبسامانه که ما شما داریم در افغانستان این را در پای سلیب ایسای مسیح بکزاریم و اون قادر از بگیر این مشکلات ما را حل بسازم ولی دوستان ببینید این شاگرد ایسای مسیح با باید مردن بینیم که آدم کش بود یا زناکار بود یا دوست بود اینه از دیگه گناه کرتر نبود بلکه چی بود که او وقت موجزه ایسای مسیح بزرگی ایسای مسیح را دید خودش هم خرد شد خرد شد و ما هم امروز وقت ایسای مسیح باید بزرگیش میبینیم چه قدر به ما محبت دارد به خاطر ما زندگی خود را داد پیدا میخواست کنید ایسای مسیح مرکزی آخری ایسای میخواست مرکزی آخری شما شما شما شما شما شما شما بهشون بهشون بهشون بهشون بهشون بهشون
و با هم ببینیم بشنید و دوباره برمی گردیم خرایصان چی باید ادارم اگر تمامی جا هم را ببرم اموژانی بود را بلوزم همگیز نکونه دو برو بازیم هم همسا دنبال زندگی مستیقم با قردان بندن به من به گوشم قردادو رنجه ای جنگ برکت بومی جلوش که در رویجه باز کن دادا در میشه وقت بکن عبردن نیز خوبه لیمو خوایی سان همسا دنبال زندگی مستیقم با قردان بندن به من به گوشم همگیز نکیده مو هر جونی بود را قردادو رنجه ای جنگ باز کن دادا در میشه وقت بکن عبردن نیز خوبه لیمو خوایی سان همسا دنبال زندگی مستیقم با قردان بندن به من به گوشم همسا دنبال زندگی مستیقم با قردان بندن به من به گوشم قردادو رنجه ای جنگ باز کن دادا در میشه وقت بکن عبردن نیز خوبه لیمو خوایی سان همسا دنبال زندگی مستیقم باز کن دادا در میشه وقت بکن قردادو رنجه ای جنگ باز کن دادا در میشه وقت بکن عبردن نیز خوبه لیمو خوایی سان همسا دنبال زندگی مستیقم باز کن دادا در میشه وقت بکن قردادو رنجه ای جنگ باز کن دادا در میشه وقت بکن عبردن نیز خوبه لیمو خوایی سان همسا دنبال زندگی مستیقم باز کن دادا در میشه وقت بکن امیدوارستم که خداهان در سرزمین ما شما سل و آرامش برقرار کند امیدوارستم که شما بهترین و خوبترین استفاده را از این برنامه کرده باشید در اخیر شاید بر همه مو دعا میکنند تا برنامه بعدی شاد و هم افق باشید خوب دوستا فکر میکنم چند لحظه داریم پیش از این که دعا کنیم باز هم بر شما در مورد درس امروز که خاندیم که چی تطابق داره چی متابقت داره با زندگی امروز ما امروز در افغانستان وقت ما میبینیم همالات را میبینیم انتهاری ها را میبینیم فساد را میبینیم بیکاری را میبینیم خشونت علیه خانوما را میبینیم واقعا ترس در بدن ما ایجاد میشه ترس ایجاد میشه در قلب ما در فکر ما اما ایسای مسیح چی میگه میگه نه ترسیم مخاطر چی ? به خاطر از یکی او میگه ما با شما هستم ایسای مسیح میگه ما با شما هستم در دردتان در رنجتان در خوشیهایتان و این پیامه ایسای مسیح است یه که ایسای مسیح در درد رنج و خوشیهای ما با ما است و هیچ وقت ما را رهاع نمیکنم و هیچ وقت هم از محبت ایسای مسیح محبت ایسای مسیح همیشه یک رقم است به هر حمام چی طفل چی جوان چی مرد چی زن چی پیر به همه یک اندازه است و محبت از او بکران است میخواهی که ما چی کنیم میخواهی که ایسای مسیح میخواهی که ما به او ایمان بیاریم و مانند شاگردش پترست چی شاییم به دنبال ایسای مسیح بریم به دنبال تعلیماتش بریم کتاب مقدس را اقرار ب приینیم اینجیل ایسای مسیح را کھانیم از محبتش بهیشتر خبرشنیم بیشتر و بهیشتر ببینید دستات وقت ما کتاب مقدس فرقش با دگر کتاب ها امی است محبت ایسای مسیح فرقش با دگر کتاب ها امی است چی هوست که هر قدر سه ماسیح هائی הדارداردارداردارد به ایسای مسیح نزدیک میشند ما چی باشیم؟ محبت داشته باشیم ما بخشش داشته باشیم ما فیض داشته باشیم ما دگر را خدمت کنیم به این خواهش می کنیم که به ایسای مسیح و کتاب مخد نزدیک شوید بخوانید این را چرا؟ به خاطر از اینکه این زندگی ما را تغییر می دهد و هر قدر ما به کلام ایسای مسیح نزدیک میشیم اونموتر چی میشیم؟ محبت ما بیشتر شده میره اونموتر مهربان تر میشیم بخشش ما بیشتر میشیم این قدرت ایسای مسیح هست اگر truly محبت بیشتر نمیشه ایسای مسیح در قلب ما وجود ندارد ایسای مسیح وقت در قلب ما وجود دارد که ببینه که ما چطور بیشتر محبت میکنیم ما چطور بیشتر مهربان هستیم و ما چطور بیشتر خدمت میکنیم خوب دوستان بیاین با هم یک جای دستای خود را بالا کرده دعا کنیم خداونده سفاسگذار هستیم ازی که ایسای مسیح هر یکی ما را میگه که در امی مشکلات ما در همی درد و رنجی که مردم ما دارد ایسای مسیح پیام شیست بما که میگه نترسید چون ایسای مسیح با ما هست ایسای مسیح مرد در صلیبا دوباره زنده شد و امروز زنده شد خداونده ما دعا میکنم که ایسای مسیح به ای زخمی ها قدرت بتا اونا را شفا بتا خداونده با دست راست خود خداونده ما دعا میکنم که مردم ما را از شیطان و شرارت نگاه کنه و حفاظت کنه به نام ایسای مسیح آمید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}
۲۹ آوریل ۲۰۱۶
۱۵ آوریل ۲۰۱۶
۱ آوریل ۲۰۱۶
۲۵ مارس ۲۰۱۶
۱۸ مارس ۲۰۱۶
۲۶ فِورِیه ۲۰۱۶
۱۹ فِورِیه ۲۰۱۶
۱۲ فِورِیه ۲۰۱۶