۳۰ دقیقه
۱۴ دِسامبر ۲۰۱۸
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان به قربل سر افراین بیشتری به هفتن کیومون انلیت کنید دسته عسیس، بیانده گرامی صلام ارست می کنید خدا را شکر می کنید به وجود شما شکر دیدimos به خاطر امروز به این لحظات که خداان برما داده تا باشه که ما بازم در خدمت شما عزیزا باشیم و آنچه که از تجارب زندگی خود ما هست و همچنان از چیزهایی که ما مثلا با هم دیگه می خواییم که صحبت کنیم، گرد آوردیم و همچنان خصوصا بتانیم از کلام خدا کلام زندگی خدا با شما گپ بزنیم امروز و تشکر که شما مار در خانهای خود دارین و همچنان خدا را شکر میکنیم به خاطر برادر یوسف که باسم زحمت کشیدن و در اینجا آمدن مهمان ماستن میتونین که با دوستای ما سلام رکی کنین دوستای عزیز سلام عرض میکنیم خدا را سپاس خداوند امروز چقدر زیبا آفریده که ما با شما هستیم و ما گفتنیهای داریم از خداوند هم گفتیم و میخوایم که این برکت با هم یک جا شدید بسازیم و زندگی خود لذت ببریم و در زندگی خود ما منفقت ها و کامیابی داشته باشیم بله بله واقعا خداوند میخوایی که ما پیروز باشیم خداوند میخوایی که ما خانواده های ما اجتماع ما مردم ما خوش و آرام زندگی کنند خداوند از این قاطر ما و شما را در این دنیا آورده هست بخاطر از این که ما در حضور از اون خوش و شادمان باشیم خوصا در خانواده های خود و امروز یک موضوع خانواده گی که میخواییم سرش گره بزنیم یه است که چطور ما بتانیم که خانواده های ما پار از صفا و سمیت و جای باشه که در اونجا احساس راحت کنیم احساس آسائش کنیم در این مورد میخواییم گره بزنیم پیش از این که ما و شما بیاییم در اینجا گفتیم امرای خانوم هم صحبت کدم که در افغانستان بعضی کسای هستن خصوصا خدای آرجان شوهر ها پدر ها که بعد از کار نمیخواین خانه برند خود ما شخصا تجربه کردیم در زندگی خود که وقتی که ما همانوز مجرد بدم من نمیخواستم بعد از کار برم خانه میخواستم برم به صلاحت دوستهای خود میشینم شب نشینی داشته باشیم یا سینما بریم یا اینان و در قصه خانواده نبودم اما آل که ازدواش کردیم آل ما نمیتونم اون قصه باشم همونطور نیست برادر میصوف؟ ما مسئولیت داریم در مقابل خانم خود اولادهای خود که باید برگشت کنیم تعداد اشخاص هستند که وقتی که ازدواش میکنند امو خسلت ها و عادت هایی که در سابق داشت که با رفیقهای خود چکر میزدند میرفتند به سینما و به راستوران و به میله و به پارکا و اینجا با دوستهای خود میرفتند وقتی که آرسی میکنند و زندگی مشترک میسازند انوز هم به خانه و زندگی خود توجه ندارند درمور فکری هستند که با امو رفیقهای خود باز در امو باغ ها و در امو سینما و در امو جه ها برند چکر بزنند و خانم خود را تنها رهان میکنند در خانه و شبها نوقت به خانه میاید خصوصا اگر تعداد تفلای شما باشد یعنی زیاد باشد مثلا تفلا را با خانم رهان کدند و خب شاید بعضی دلائل وجود داشته باشد که بعضی شوهر ها یا پدر ها بگویم این ها وقتی که پرسانشان کنید که چرا نمیخواند که به خانه برگشت کنند بعضشان میگه که خب چیکویم در خانه جار و جنجال زیاده هست یعنی از که مثلا میگه که خانم رفته میرد زیادتر خانی پدر مادر خود هست دلائل را میارند مثلا که نمیخواند برند به خانه بر صورتش این دلائل وجود داره یک نفر دیگر میگه من تنها استم تنهای تنها کسی نیست باید ساربان است که میگه خرشید من کجای سرد است خانه من میگه خانه من سرد است من چیکنم که برم ولی برصورتش برادر یوسف شمام تجارب دارین در این قسمت یعنی پشت روی چشم ما میبینیم که بسیاری عشقاش هستند وقتی که ازدواج میکنند قبل از ازدواج قسمت که بودند ایچ تغییرات در زندگیشان نمی آید بخاطر که اگر پرساندش کنید که چرا تو علاقه ندارید که به خانت برید وقتا یا با فامیلت در خانه زندگی کنید و خوشی و ساتری را در مبینه خانت ما حیاب سازید میگه ما یک خانم پدر مادرم به زور تعمیلی برای ما یک خانم ها گرفتند و ما هیچ دلچسپی ندارم برم امروز زندگی بکنم یا امو دوست دارم که تا امو رفیقا و دوستای خود در بیرون باشم و امروز وقت خود خوش میگذرانم یعنی بعد از وظیفه میره با دوستا و رفیقای خود و هیچ تجدید نظر نمیکنه و زندگی خود یک تغییرات نمیاره خب از امی خاطر دوستای عزیز شما اگر در ایک شرایط قرار دارین ایره باور داشته باشین که راه بهتر و آلیتر شوجود داره و خدا هم میخواهی که شما و خانواده های ما خوش و آرام باشه بر صورتش بیاین که آلی یک ویدیو را تماسا کنیم اینه باز رفتتی شد و شام تنهایی و خستک رو ما شروع شد مقصد چیست؟ من هیچ دلم نمیخواهی که خانه بروم بیادر و تو خب دلم ما هم نمیشه اما دلم تو چرا نمیشه؟ خانمو کار میکنه او بر ما هیچ وقت نداره من دیگه در خانه تنها چی کنم؟ او هیچ خانه نیست جالب است بیادر، تو به خاطر خانه نمیری که خانمت خانه نیست من به خاطر خانه نمیرم که خانم خانه هست هدف چیست؟ من ایش نفهمیدم ما بین خود هیچ جور نمی آییم خانه چی؟ فقط میدان جنگ واریست هر دو لشکر در طلاعش ازی هستن که یکی دیگه خود را شکست بتن مختار؟ دیگه شاید آقا آمده باشه زندگی برو یک نانمان بشت طیار کو که نال باز این جنگ دوا شروع میشه امین؟ امین چه قصه دارید بیادر؟ هیچی نیست ساید اگه کلام گفت بمان بگویید ساید در اصل هر دوی ما از خانه رفتن ترس داریم کی میخوای خانه بره؟ چی؟ شما هم؟ شما خود دکتورها داریم؟ ساید ما شما هم خود او بیادر کی میخوای که هر از گفت های تلخه خانمه بشنوه؟ خود را در یک لفت شامل کردیم از اینجا راسن اونجا باز دوست ها را دیده نان شبه خورده نوقت به خانه میرم خواب و چوب خواب میشم شما امروز هم تانا وقت اینجا میباشین؟ رخصتی کرده کجا بریم بیادر؟ شما که نمیرین ما باید خانه برم خانه که بری چی میکنی؟ در خانه کلگی منتظرم هستن ما هم کل روز انتظار دارم که برم خانه چی؟ ساید در خانه خانمه میگه کمی رخصتی شد راسن خانه بیا اولاد هم چشمشان در دروازه هست خوب دوست ازیز ویدیو را خب ما شما تماشا کردیم برادر یوسف ما شما دیدیم که هر کدام از یک دلیل داره ولی جالبی هست که کسی که با اسطلاح پیاده دفتر گفته میشه بله همون بسیار خوش هست میگن میان من باید خانه برم بله بله خانه منتظر هست یعنی ما شما دیدیم که در این ویدیو دیدیم که راضی نیستن به خانه خود بردیم بله بله چرا؟ بخاطر ازی که همیشه در گوش هاشان تنین انداز هست ازی که بزرگ هاشان برشان گفته که بر خانم هایتان وقت نتین آه اونا رو اجازه نتین که بالای تان نفوز کنه بله اونا رو اجازه نتین که در زندگی تان تشابص بکنه بله بله یعنی تمام این قدرت و صلاحیت و همه چیز بر خود نگاه کنین بله در غیر از او خانم هایتان بالای شان هایتان سوار میشه مرد ها میترسند شواره ها میترسند که مثلا اگه با خانم خود وقت بتند دیگه به اسطلاح اراده و تصمیم و مرسالاری خود از است میدهیم بله در حال که دوست های زیز خداهای میخواه که نیم ما و شما باید که همکار یکی دیگه خود باشیم بله بله روز میفهم که ما از کی چی یاد میگرفتیم بله کس نبود که بر ما بگوید کس نبود که ما رو رهنمایی نمیکد که ما امرای خانم خود مثل یک دوست مثل یک رفیق سندگی بکنیم و خوشی ها رو در ما بین خانه یا فامیل خود بیاریم بله من یک فامیل دیگه رو میشناسم در یک قریه بود در یک دیاد وقتی که رفتم دیدم که زن و شوهر اردوشان گل خطاو میکدن و خانه شان چون خانه های قدیمی است خانه های دیادی بود گلی بود دیگه بله ایواز رنگ خطاو گل میمولیدن پاک ستره زمینشا آشپس خانهشا امو دیگدانو تندورو هرچی که داشتن ایره گل مولی میکدن که میرفتین خوش آدم میامد که در مایندو خانه بیشینه حتی ایک پلت گوگرد اگر منداختین بد مالم میشد ایقدر پاک ستره جور میکدن اما در یک فضای بسیار با محبت و سمیمیت با هم زندگی میکدن یعنی زندگی خوب و راحت در خانواده تنها مربوط از این نمیشه که ما باید خانه بسیار اصلی داشته باشیم و اتاقای زیاد داشته باشه که راحت احساس کنیم بلکه امیدتور که میگن زندگی خوب در سادگی هست چطور میکنی؟ خوبی زندگی در سادگیش هست درست هست خدا را شکر کسایی که دارن مثلا خانواده های هستن که خانه بسیار خوبش دارن و اتاقای زیاد دارن همه چیز راحت است اما امیدتور که در این ویدیو دیدیم پول و سروت و داشتن خانه بسیار اصلی و مثلا لوازم بسیار زیاد کمک نمیکنه که ما بتانیم در خانه آرام باشیم و خوش باشیم خانومای هستن که برای شوبر خود تهنه میتن خصوصا مادر خانم برای دامات خود تهنه میتن محمود یا فلانی ببینید که سطح زندگیشان چقدر بالاست اونا پیسه دارن چقدر زندگی جور میکنند تو چرا پیسه نداری؟ چرا پیدا نمیکنی؟ او میگه از من این این مثلک من است این این مثلک من است اینمه قدرم آش داره من از این بیشتر پیدا کرد نمیتنم ما باید این پول کم خود زندگی خود را جور بکنیم بتانیم با خوشی زندگی بکنیم اما آرامشش را بر هم می زدند و او از خانه دل سرد می شد و شبه ها به خانه خود نمی آمد یعنی خانمایی هست که یوازی که مثلا کوش کنند در آنچه که دارن مثلا پولو که دارن در آماده که دارن قناعت کنند و خانه خود را بسازند یعنی زیادتر مربوط خوشی و آرامش یا خانواده مربوط مراویده ی زن و شوارست چی قسم مراویده دارن با اطفال خود و تمام از روز ما بخاطر ازی که لوازم زیاد در خانه خود داشته باشیم ما چی می کنیم؟ ما زحمت می کشیم کار می کنیم جنگ و دعا داریم این چیزها را بخاطر ازی که باش ما خانه بسیار خوبش داشته باشیم در حاله که مهمی هست مراویده ماست خب بیاین که قسمت دوم امی ویدیو را ما شما ببینیم خب بیادر من خب رفتم من هم می خویم که آزمه کلب شما شام صاحب خوب هست چرا نه؟ بیا که بریم تشکر صاحب همین صاحب شما چی پروگرام دارین؟ گلزار تو و خانم اولادهای در خانه خوش می باشین؟ چطور خوش نمی باشیم؟ مشکلات ها در خانه ما هم هست مگر می شینم علش می کنیم این گفت کلان هست گرشی تو تعلیم کم داری ردویت هم پایین هست و ماشت هم کم هست اما در خانه امرای زن اولادهای تو خوش هستی؟ این چوکی و پیسه نمی تانه محیط خانه را خوشگوار بسازه هم فکری زن و شوهر هر چیز را سعی می کنه بیادر دلم می شه که امروز خانه ت بروم و خودم ببینم چرا نه صاحب؟ خانم هم با آمدن میمان خوش می شه بیاین امرای من بریم موتر را در این گوش ها استاد کنین چند قدم پیادرویست تو برای خوشساختن خانمت میوه چیز میخری؟ صاحب باز زن و اولاد توجه کردن و امرویشون بودن ورخخش می ثازن یگان یگان وقت میوه خریدم هم کار بد نیست جمیل دروازه را واس کن بچه این پدر جانت آماده سلام آلیکم سلام آلیکم شما آمدین؟ پس هم گفت میزنیم امروی مامر صاحب آمده آمر صاحب بیاین بفرمایین سلام آلیکم امروز در پیاله چایم چوبک چای بود من به خاله گفتم که امروز اتماعا خانه ما میمان میاید بیاین صاحب من دال پخته کده ایم پدر جمیل جان بسیار خوش داره بیاین شما نوشه جان کنین دیگ پاحتم می کنه زنم که جوره نداره نه نه نمیشه گلزار من باید خانه بروم کتسان اولادای من نان بخورم تشکر گلزار تشکر رقیه خواب دوست rhetorik خوب دوستهای زیز ما و شما دیده اور عزیزم که دیگه یک گلزار که یک پیاده ژ دفتر هست انبطور که برش میبینیم همانطور بود دیگرها هم می گه که، تو ماشا père Gard mai هم سی؟ نداری ماست . سیا من تای راد می کنین سیا من أو لزندги ولی بازه هم تو خوش هستی اوا میده که هما نرم جان میگه که گلزار می بینیم نه ای که سروت و چیز و دیگه ای که توفه را در مورد توفه گفت بزنند که مثلا توفه میبری یعنی چیزی میخری که میگه بعضی وقت ها خوب هست که یعنی بطانه آدم توفه هم خوب هستم از انگور میخری یک چیزی میخری من بسیار خوش هستم این رسم رواج که من خودم خوش داشتم وقتی که باز دفتر خلاس می شدم باز یک چیزی میخریدیم و یک میوه و خانه میرفتیم واقعا جای خوشی هست من یاد دارم که یک وقت یک امسایی مو از من گلکت گفت که به روزها در خانه می باشی و امسایی توی توجه نداری یک وقت دل ما میخوای امسایی هستیم با هم بیشینیم صحبت بکنیم یک دیگر درب کنیم بشناسیم گفت که اگر غرور خوب نیست آدم نباید قدر غرور داشته باشه اگر تو بگویی که منم ما بگوییم منم نه تویی نه منم اگر تو بگویی که تویی و ما بگوییم که نه تویی هم تویی هم منم سر مکرد واقعا یعنی دیگر بردباری و چیز بسیار خوب هست بین زن شوهر دوست های سیز زن شوهر هر قدر بردبار باشن گزشت کنن و هم نظر و هم فکر باشن هم نظر بودن هم ساده نیست نظریات فرق داره ولی گزشت داشته باشن اگر او بگویی زن بگویی که منم شوهر بگویی که منم بس هر دویش نیست دیگر اونو هست که به اتفاقی بینشان به وجود میکنه اگر یکی به دیگر حرمت قایل شوند او بگویی تویی و اوم بگویی که تویی هر دویی از اینا بر یکی دیگر خود حرمت قایل شوند در وقتی یک محبت زندگی شان ایجاد میشه و علاقه پیدا میکنند که با هم یک جای زندگی بکنند یک جای برند تا یک شوهر میخیزم میره با رفیقای خود به سینما میره میتونه دست خانم خودا گرفته به سینما بره و او عادتای قبلی خودا ترک میکند در صورت که بین هر دوی شان یک محبت ایجاد شود اما ما مردم ما به یک رهنما ضرورت دارد ضرورت داریم هر کدام ما به رهنما ضرورت داریم و ما چی کسی رو میتونیم پیدا بکنیم که ما رو رهنمایی بکنه تا ما از این مشکلات خودا بیرون کنیم و بتانیم که یک زندگی خوب در ما بین خانواده خود تشکیل بکنیم یعنی امی که وقتی در مورد بردباری صحبت میکنیم در مورد محبت صحبت میکنیم در مورد از ای که مثلا چطور بتانیم که هم نظر و هم فکر باشیم و پیشتر گفتیم که هم نظر بودن هم ساده نیست یعنی هدف شما ای است که ما به یک کسی ضرورت داریم که ما بتانیم به او اتقا کنیم و امروز که ما مثلا امی برنامه ها رو آماده میکنیم تمام روشم متابقه هدایات کلام خدا آماده میکنیم چرا که محبت هم در اینجا هست بخشش هم در اینجا هست بردباری هم در اینجا هست و گذشت و واقعا زندگی پر از خوشی و شادمانی که خدا برما محیا کده امتحان که در اول گفتیم تماما در اینجا رهنما هست یعنی هیچ کسی نمیتونه که از خدا کده از کلام خدا کده بهتر برما رهنمایی بکنه بهتر برما رهنمایی کده ما دوگام کجرو شدیم دوگام زشت شدیم دوگام بتفاوت شدیم اما وقتی که ما از خدا و از کلام خدا پیروی کدیم و از او آموختیم تا چیخصم زندگی خانواده را تشکیل بدیم وقت است که ما در زندگی خود هم لذت بردیم و هم زندگی خانواده خود را به شکل منظم ترتیب و تنظیم کدیم و تونستیم که مفقیت حاصل بکنیم و یک محبت در ما بین خانی خود ایجاد بکنیم بله بله یعنی دوست دیزید ما شاید شما به این فکر شدیم که خب امی موضوعات اخلاقی و محبت و بخشش و همه را بسیار چنال های دگیه تلیوزیون هم هست و بسیار کسای دگیه هم هست رحبر های دگیه هم هست مثلا که این امی چزار را تعلیم میتن کسی که عمل کنه او را در قسمت عمل کننش ما انسان ها واقعا زیف هستیم ولی وقت که خدا در زندگی ما میای او بر ما این قدرت ها میتنه این قوت ها میتنه که ما بتنیم امو چیز را که میخواییم یاد میگیریم بسیار کردار و گفتار و اخلاق و مراویده اجتماعی با خانم خود با شوار خود با دوست های خود با طفل های خود در قسمت اجتماعی خود داشته باشیم این را تماما شای خدا بر ما قدرت میتنه خب ما چی وقت میتنیم که قدرت خدا را با دست بیاریم درست؟ خدایی که اگر ما خدا را نشناسیم باید بشناسیم خدا را درست هستیم؟ ما وقت میتنیم که در زندگی خواد مفقت حاصل بکنیم که ما کاملا از کلام خدا و از خدا پیروی بکنیم بله بله بسیار عالی برای ما داره و ما را کمک کرده تا ما در زندگی خواد بسیار بشکل درست شما یک محبت ایجاد کنیم در خانه خواد یک زندگی خوب داشته باشیم و با آرامش زندگی کرده بتانیم بله بله این را کلام خدا برای ما یاد میتنه بشکرده که ما از مردم نه از کلام خدا بیاموزیم دوست های دیزید ما میخواییم که یک قسمت بسیار ارتباط دارد به این که ما اول شخصا به خود ببینیم که ما خودم و شخصا چی اک روحی داریم چی قسم یک آدم هستیم در اینجا میگه اول یوحنان در کتاب انجیل ما میخواییم که میگه این است پیام این است پیام که ما از او شنیدیم یعنی ما این پیام از خدا شنیدیم خدایی که در جسم آمد و مثل ما انسان شد مثل ما انسان شد انسان ها گشت و پوست و خون گرفت تا باشه که با زبان شیوای مادری خودما به هر زبان که هست اگر انگلیسی هست اگر فارسی هست اگر پشتو هست اگر دریست با زبان انسانی با ما صحبت کنه تا باشه که ما بہتر خاص اراده خدا را در کنیم این است پیام که ما از او شنیدیم و به شما اعلام میکنیم خدا نور است و هیچ ظلمت در اون نیست یعنی خدایی که ما پیروی میکنیم خدا نور است باید که ما در نور خدا زندگی کنیم ما منحیث زن و شوهر منحیث پدر و مادر منحیث فامیل خانواده اجتماع در نور خدا باید زندگی کنیم دو گر خدود دازد کن روحم با لمس خار روشن خان افقار ما را با نور خار پرنامه قلب ما را از نکوید سیراب نما از نهر آبی حیان از نهر آبی حیان از نهر آبی حیان از نهر آبی حیان جلال جلال بر تو پدر به هیر روی خودوز جلال این خدا من به هیر روی پاکم جلال بر تو پدر به هیر روی خودوز جلال بر تو پدر حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه روح القدوس تزکن روحم بخود ترات روح القدوس زندگی امرو تبدیل نما روح القدوس جاریکن مهری منجی امرو روح القدوس تکتیز کن با کلامران جلال برتو پدر در ریرو القدوس جلال عیه قدمان در ریروی بکان جلال برتو پدر در ریرو قدوس جلال برتو جلال برتو پدر حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه حالیلوه