۲۹ دقیقه
۱۶ مارس ۲۰۱۳
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ شنمده های بهشبه های خوده بار دیگه و با برنامه دیگه سلام تقدیم می داریم. آرزو می بریم احترامات نیک دستندرکارهای برنامه از هر گل برگره پذیرا شوید. امیدواریم سلام های باسفای ما که اینکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه بر لحظه های شما. آرزوی ماست لحظات را که به برنامه تان اختصاص دادین انباشته از برکات سماوی باشه. خب آقای شاهد بیاین که باز هم روزنی برنامه اینوبت از هر گل برگره بکشاییم و ببینیم که داشته های برنامه چیست. بله چرا نی؟ خب شنمده های ارچومند و بادیانت برنامه اینوبت از هر گل برگره با این مطالب آزین بخشیده ایم. تخلیص از نکندش شعیر نان روزانه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خیر از قمندان صاحب ای آدم یک بیقلی کد یک بد کد خدا زدهش که با آدم مثل تو گپ بدل می کند و ما و شما سالا نان و نمک یک دیگر خوردیم مرد شریک و زنده شریک بودیم و استیم ای روزا به ایچ کس نمانده و نمی مانده یکان وقت گپ بزرگارم گوش که خوب از که تو مجاید استی و ما نیستیم گفتن که نیک همسایه باشی بد همسایه نی عبدل اصبانی تر شد و گفت خو یک روز نشان خواد دادم که ما مرد استم یا نی عبدل دیوانستم یا نی کاکانبی و عبدل با هم همسایه بودند دیوار خانه عبدل با دیوار باغ کاکانبی مشتحک بود و راه رفت آمد او در باغ از کوچی بود که به خانه عبدل ختم می شد اما از زمان که عبدل مجاید چدو تفنگ بشانه کرد و چند بار با پای پیاده و سوار بر قاطر به پاکستان رفت آمد کرد خیش و قوم و دوست و دشمند همسایه و بیگانه را فرق کرده نمی توانست عبدل از سالها پیش به آیشه دختر کاکانبی چشم دختر و هوا خواهش بود زمان که پدرش به خواستگاری رفت از جانب کاکانبی جواب تنده شنیده بود به ای چار عیب شرعی و آخه پدر و مادر کی دختر می تند آوان که تفنگم بشانه انداخت و می خواست آیشه را بازور بزنی بگیرد باز هم کاکانبی گفته بود امو عبدل چار عیب شرعی است آله هم کدام تغیید نکده تفنگم که گرفته و نام خود مجاید مانده باز هم اصلا نشده من دختر خود به همطور یک آدم بتون؟ به یک آدم کنش و رازن؟ به یک خدا ناترس؟ این قضایات بود که عبدل بهانه می پالید تا انتقام از آن سخنان نشدار کاکانبی را بگیرد نزا راه رفت و آمده ورا در باغ دیوار کرد یک شهر تاریک بود در آسمان تنها ستارگان بودند که چشمک می زدند سکوت وحشتناک در قریه سایه افکنده بود و گاه این سکوت را او اوه سگها و وزوز حشرات می شکستند کاکانبی هنوز چایش را ننوشیده بود که دروازه حولی به صدا در آمد کاکانبی به علت مریضی که داشت نمی توانست مثل سابق از جایش به آسانی برخیزد به دخترش گفت ببین دخترم به دروازه کیست؟ وقتی که آیشه از خانبر آمد در دل کاکا و از فسرهای آفد استراب و تشویش به سهرای دلشخانه کرد در دل با خود فکر کرد چی کار بده شد که دختر را بیرون روان کردم؟ در این تاریکی شب در این سالهای خوف و ترس و ناامنی چرا آیشه را بیرون روان کردم؟ آخ خدای من از این دوزا و بیمانا ترس به کار است بخصوص که عبدل به دخترمه چشم دختر در حاله که کمر خود را با دست محکم گرفته بود از خانه بر آمد و صدا کرد او دختر به دروازه کیست؟ از آن سوی در صدای دلخراشی به گوشش رسیف که می گفت ها از برای خدا به دادم برسیم عبدل آمده عبدل و صدا خاموش شد شب سیاه و تاریک به چشمان کاکانبی تاریک ترگشت حالت تهاوه و زعف برایش دست داد تبرچه را که در دالان خانه دراز افتاده بود برداشت و خود را به جانب صدا رسانید عبدل با دو نفر که پوزهای خود را با لونگی های سیاه پیچانیده بودند پیش چشمانش ظاهر شدند آنها دهان آیشرا با چادر سرش بسته و با بالای عصب سوار می کردند کاکانبی با صدای بلند چیخ زد او خدا نترسا او از کلام خدا بخبرا های وحشیا از خدا بترسین از قوم شرم کنین شما ننگ و ناموست ندارین سپس تبرچهش را محکم با کمر درخت توتی زد که روبرویش قد برفراشت بود عبدل ماشه توفنگش را کش کرد و یک شاجور مرمی را به سینه کاکانبی خالی نمود و با این عمل اقداهای دلش نیز از پاداشه که به نبی داده بود خالی شدند صدای پای از پا دل کوچه پس کوچه های قریه را پارمی کرد دا آن که از محل فرار کردند مردم قریه قال و مقال و سر و صداها را که شب شنیده بودند فردا در قریه جم شدند پس از بجا آوردن مراسم کاکانبی را به قبرستان دفن کردند عبدال دیگر به قریه بر نگشت و آوازش یک روز به گوش ها رسید که آیشه را به پاکستان برده هست عرض و داد خواهی های مادر آیشه که هم شوهر را از دست داده بود و هم دختر را به جایی نرسید اما پاداش عمل برخی افراد پیش از آن که به جهان آینده موکول شود در همین دنیا روشند گرفته می شود هناز سال نگذشته بود که عبدال به جرم انتقال چرس و هیروین در ایران بدار آویخته شد و اما صدای آیشه مانند هزاران زن و دختر دیگر که با چونین سرنوشت گرفتار آمده بودند در پس صدها در روکو به خاموشی سپرده شده بود موسیقی تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا ای نجاتی افتگان دستش ننید ای آزاد شدگان شادی کنید مجده انجیل را با قوات بر همه ی دنیا اعلان کنید تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا نزد ایسا این زخمت کشان با همه زف و غم گرام باران آرامش می بخشند با روح هست آزادی و شفا با فیضش تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا پرشبیم از روح تسالی پرشبیم از روح سلحاشتی پرشبیم از روح قوتش پرشبیم از شراب روحشت تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا ای همه مومنین مجه هست شوید به آتش روح قدس پر شوید عطایای روح را برداشته برای جلال ایسا به کار برید تویی قلب کلیسا تویی روح کلیسا کلیسا مال ایساز ایسا مال کلیسا سرود بسیار زیبا و دلنوازی بود امیدوارم که دوستای شنوده ما هم از شنودن ای سرود برکت گرفته باشن واقعا سرود بسیار جالبه بود عطماد دوستای ما از ای سرود خوششان آمده و لذت بردن بله خوب دوستای نهایت مهربان حالی بین که دی ای بخشی از برنامه با پارچه شیر از شایر توانا وابی بدیل قراتش داقی گوشت بدیم که عنوانش از درخت پربار درخت پربار مسیحا گفت همه بدار باشید طبیب مردم بیمار باشید مسیحا گفت میان دشمن و دوست مبادا موجب آزار باشید مسیحا گفت که دارم خانه در دل دل ویرانه را میمار باشید مسیحا گفت به باغ زندگانی درخت تازه و پربار باشید مسیحا گفت که جنگ از نزد ما ننگ زنام و نامش بزار باشید مسیحا گفت به هر دشت و بیابان زپا افتادگان را یار باشید مسیحا گفت سفارش میکنم من دل بشکسته را دلدار باشید مسیحا گفت اگر نفرین شنیدید شما مجغول استغفار باشید مسیحا گفت بگوید با همه راست اگرچه برفراز دار باشید مسیحا گفت که ساده چون کبوتر ولی حشیار هم چون مار باشید جهان را اگر بگیرد خواب غفلت مسیحا گفت شما بیدار باشید خوب شنامده های نهایت عزیز و عرجمند شما برنامه از هر گلبرگ را میشنید اگر شما میخوایید که همراه ما بتماش شدید شما میتونین از طریق شماره تیلفون 001-541-550-721-31 ارتباط بگیرین خوب دوست های گرامی آل بخش غذای روزان فرار اسیده بله مروری جان وقت غذای روحانی شنانده های میربان اگر با یادتان باشه ما در برنامه افتی گذاشته در مورد نیک شمورده شدند که یکی از نتائج نجات هست گبزدیم و معلومات چند در مورد نیک شمورده شدند به وسیل خون قربانی و در باره اصول نیک شمورده شدند اراکدیم در برنامه این حوبت ما بازم صحبت خود در مورد نیک شمورده شدند ادامه میتیم بله تاور که خاطر نشان کردیم در برنامه گذاشته در مورد نیک شمورده شدند از طریق خون قربانی گبزدیم در این برنامه میخواییم که نیک شمورده شدند از راه ایمان و نیک شمورده شدند تا وسط ایساره به برسی بگیریم ما دائم در برنامه خود به این حقیقت اشاره کردیم که کسی با اعمال خود نمیتونه نجات بیابه اگر به رساله رومیان مراجعه کنیم میبینیم که چونین ذکر شده هیچ انسان در نظر خدا با انجام احکام شریعت نیک شمورده نمیشود کار شریعت این است که انسان گنارا بشناسد و دعایی بیستاشت امیفصل چونین میخانیم ما به یقین میدانیم که به وسیله ایمان بیدون اجرای شریعت میتوانیم کاملا نیک محصوب شویم چون ایسا از طریق قربانی شدن جرمه منصفانی گناه ما را پرداخته ایمان به خون ریخته شده ای او باعث گردید که ما کاملا نیک شمورده شبیم پس خدا به اصاس دلیل معاجه گناه ما را آمرزیده و عدالت او به جای شده باید در نظر داشته باشیم که عدالت نیست مثل محبت و رحمت جاسو صفات خداست ایسا از طریق مرگ خود جرمه را که توسط شریعت این شده بود پرداخت نمود تا خدا گناکارایی را که ایمان میارن بیامرزه بیدون ای که به عدالت او لطمه وارد شده در رساله رومیان فصل 4 آیه 25 میخانیم که ایسای مسی بخاطر گناه ما تسلیم مرگ گردید و زنده شد تا ما در پیشگاه خدا کاملا نیک محصوب شبیم سپس به ادامه در فصل 5 رساله رومیان در آیت اول چون این ذکر شده بنابراین چون از راه ایمان در حضور خدا نیک شمورده شده ایم از صلح با خدا که به وسیله خداوند ما ایسای مسی برقرار گردید بهرمند هستیم و در آیت نوی امی فصل بازم میخانیم که ما که با ریختن خون او کاملا نیک شمورده شده ایم چقدر بیشتر به وسیله خود او از غذاب خدا خواهیم رست بله نیک شمورده شدن مثل سایر نتایج نجات بخاطر مرگ دفن زنده شدن دوباره و جلال یافتن ایسا به ایماندارا عطا میشه آیت نوی امی فصل پنجامه که شما خاندین میبینیم که نیک شمورده ما بخاطر خون ریختشده ایسا و نتیجتن مرگ ایسا هست امچنان در فصل چارم رومیان در آیت بیست پنج که خانده شد میبینیم که نیک شمورده شدن ما بخاطر مرگ و زنده شدن دوباری ایسا هست به این ترتیب واقعی تاریخی مرگ و رستاخیز سرور ما ایسای مسیح پایه و اساس نیک شمورده شدن و سایر نتایج نجات ما هست بله در ایسای مسیح نجات ما کاملا محفوظ هست ایسا چونین فرموده به یقین بدانید هرکی سخنان مرا بشنود و به فرسنده من ایمان آورد حیات جاویدانی دارد و هرگز محکوم نخواهد شد بلکه از مرگ گذشته و به حیات رسیده هست کسایی که به ایسای مسیح ایمان ندارن از داوری آینده وحشت دارن اما وزیعت ما ایماندارا به مسیح کاملا با کسایی که هنوز ایمان ندارن کاملا فرق میکنه خدا کسایی رو که به مسیح ایمان ندارن داوری میکنه اما اماطور که ایسا فرمود ما ایماندارا به او هرگز محکوم نخواهیم شد البته ما ایماندارا به مسیح به وسیله او داوری خواهیم شد اما ای داوری صرفا به خاطر دریافت پاداش خواهد بود در ای داوری ایماندارا گه موتی به اساس اعمال خوبه که در زندگی مسیحی خود انجام دادن از مسیح پاداشای خواهد یافتند اما ایچ ایماندار در ای داوری کلمات از قبیل مجرم محکوم و دریاچی آتش ها از مسیح نخواهد چونیدن چرا؟ چون ما قبلا تبره شدیم و از محکومیت و مجازات راهی یافتیم وقتی ایسای مسیح به روی سلیب خونو خود ریخت و مرد نعمت نکش و مردش شدنه بر ما انسان های گناهکار فرام کد ما شما که به مسیح ایمان آوردیم در اون لحظه که از رای ایمان او را دریافت کدیم نکش مردش شدیم و هرگز علاق نخواهیم شد بله شنانده با دیانت که در جسد جوی حقیقت استین اگر تا بااله به ایسای مسیح ایمان ناوردین شما باید داینده بخاطر گناه های که مرتکب شدین به خدا جواب خواد دادین آیا بیتر نیست امی آل به کسی که جریمه گناه هایتان پرداخته ایمان بیارین؟ وقته از رای ایمان ایسا را در قلب و زندگی خود دریافت میکنین دادگاه آسمانی شما را تبرعه میکنه و نکش و مرده میشین خدا از طریق ایسای مسیح نجاته بر جهانیان یعنی بر همه و بر ما افغان ها هم که جزی جهان استیم فراهم نموده بله بیاد داشته باشین که در ایسا قدرت است برکت و حیات است آمین پس بیاین در قلب تانه بروی ایسا بکشاین و زو دعوت کنین تا حاکم و سرور زندگی روزمره شما باشه تا شما نیست در ایسای مسیح نکش و مرده شو بین بله شنواندهای مهربان با امیدی که از رای ایمان ایسای مسیح را منحیث ناجیه تن بپذیرین برنامه ای نوبت خدا بپایان میبریم تا برنامه آینده که بازم ده امی سال در خدمت شما خواهیم بود تمام شما عزیزها را به سرور آلمیان ایسای مسیح میسپاریم
۶ آوریل ۲۰۱۳
۹ مارس ۲۰۱۳
۲ مارس ۲۰۱۳
۲۳ فِورِیه ۲۰۱۳
۱۶ فِورِیه ۲۰۱۳
۹ فِورِیه ۲۰۱۳
۲ فِورِیه ۲۰۱۳
۲۶ ژانوِیه ۲۰۱۳