انجیل لوقا ۱۷

  ۵ دقیقه ۵۵ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

لقا فصل هفتهم ایمان ما را زیاد کن از ریشه در بیا و در دریا کاشت شو و از شما اطاعت می‌کرد فرض کنید یکی از شما غلامه دارد که قلبه می‌کند یا از گوصفندان پاسداری می‌کند وقتی از مزرعه برگردد آیا او به آن غلام خواهد گفت فوراً بیا و بنشین آیا به عوض آن نخواهد گفت نانه مرا حاضر کن تمرت را ببند و تا من می‌خورم و می‌نوشم خدمت کن بعد می‌توانی غذای خودت را بخوری و آیا او از آن غلام بخاطر آن که عوامرش را اجرا کرده هست ممنون خواهد بود؟ در مورد شما هم همین طور است هرگاه تمام عوامره را که به شما داده شده بجا آورید بگوید ما غلامان بیش نیستیم ممنون خواهد گفت ایسا در سفر خود به سوی ارشلیم از سرحد بین سامرا و جلیل می‌گذشت انگامه که می‌خواست به دهکده وارد شود با ده نفر جزامی روبرو شد آنان دور استادن و فریاد کردن ایسا ایسا با ما رحم کن وقت ایسا آنان را دید فرمود برو اید و خود را به کاهنان نشان بده اید و همچنان که می‌رفتن پاک گشتند یکی از ایشان وقت دید شفای افته است در حاله که خدا را با صدای بلند همپ می‌گفت بازگشت و خود را پیش پاهای ایسا انداخت و از او سپاسگزاری کرد این شخص یک سامری بود ایسا در این خصوص فرمود مگر هر ده نفر پاک نشدند پسان نو نفر دیگر کجا هستند آیا غیر از این بیگانه کسی نبود که برگردد و خدا را هم گوید با آن مرد فرمود برخیز و برو ایمانت را شفا داده است پیروان فرقه فریسی از او سوال کردن که برقراری پاتشاهی خدا کهی خواهد شد ایسا در جواب فرمود برقراری پاتشاهی خدا توره نمی شود که بتوان آن را مشاهده کرد و کسی نخواهد گفت که آن در این جا یا در آن جا است چون در حقیقت پاتشاهی خدا در میان خود شما است به شاگردان فرمود زمانی خواهد آمد که شما آرزوی دیدن یکی از روزهای پسر انسان را خواهد داشت اما آن را نخواهد دید به شما خواهند گفت که به این جا یا آن جا نگاه کنید شما بدنبال آنان نروید زیرا پسر انسان در روز خود مانند برق که از این سر آسمان تا آن سر آسمان می‌درخشد خواهد بود اما لازم است که او اول رنجهای بسیار را بکشد و از طرف مردم این روزگار رد شود زمان پسر انسان مانند روزگار نو خواهد بود مردم تا روز که نو وارد کشتی شد و سیل آمده همرا نابود کرد می‌خوردند و می‌نوشیدند زن می‌گرفتند و شوهر می‌کردند همچونین مانند زمان لود خواهد بود که مردم می‌خوردند و می‌نوشیدند و به خرید و فروش و کشتکار و خانصازی مجغول بودند اما در روز که لود از صدون بیرون آمد آتش و سنگ گوگرد از آسمان بارید و همرا از بین بارد روز که پسر انسان ظهور کند مانند آن روزگار خواهد بود در آن روز مرد که در پشت بام هست و داراییش در خانه می‌باشد نباید برای بردن آنها پاین بیاید همچونین کسی که در مزرعه هست نباید برگردد زن لود را باید داشته باشید هر که برای نجات جان خود بکوشد آنرا از دست می‌دهد و هر که جان خود را فدا کند آنرا نجات خواهد داد بدانید که در آن شب از دو نفر که در یک بستر هستند یکی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند از دو زن که باهم دستاس می‌کند یکی را می‌برند و دیگری را می‌گذارند از دو مرد که در مزرعه می‌باشند یکی برداشته می‌شود و دیگری در جای خود می‌ماند وقت آنها این را شنیدند پرسیدند کجا؟ ای خداواد او فرمود هر جا لاشه باشد لاش خورها جمع می‌شود