اثرات حسادت برحسب علایم (اثرات رفتاری) قسمت دوم

  ۲۹ دقیقه

  ۲ مه ۲۰۱۱

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ دوست های میره بان، من جاوید هستم و من هم به شما سلام و احترام خود را تقدیم می کنم. از خدا من می خواهیم که شما ایزا همه جور و تیار باشید. ما در صحبت کذاشتر در باری اثرات حسادت در افتار ما گب زدیم. ما گفتیم وقتی که به مرضی حسادت مبتلا می باشیم، خواهی نخواهی اثرات او در افتار ما معلوم می شه. اگرچه آدم حسود کوشش می کنه که اثرات حسادتی که در دل و ذهن وجود دارد در بیرون ظاهر نشه، اما بازم مثل که ما و شما می گیم چیزی که در دیگ باشه، در چمچمه برای اثرات حسادت به انواع مختلف در افتار انسان ظاهر می شه. مثلا ما با کسی که حسادت داریم کوشش می کنیم که رابطه خود را با او سرد بسازیم و یا با او خود قار بگیریم، اتا دالت پیش رفته با او قطع علاقه می کنیم. بر علاوی که اثرات حسادت در اخلاق و روابط ما با دیگرها به اشکال مختلف رنگ و چیری خود نشان می ته، حسادت اثرات ذهنی هم دارد. وقتی که ما با کسی حسادت می کنیم، ای احساس منفی حسادت که در ما وجود دارد یک قویی را از خود خارج می کند و با کسی که حسادت می کنیم برخورد می کند. وقتی که ای قویی که از حسادت خارج می شد وقتی که با دیگرها برخورد کرد، دیگرها هم در مقابل تاثیر ای قویی بی تفاوت باقی نمی مانند و به انواع مختلف در مقابلش از خود اکسل عمل نشان می تند. مثل که ما می گیم هر عمل اکسل عمل دارد، حسادت ما هم اکسل عمل دیگرها را در مقابل ما تحریک می کند. اونا هم با ما روابط خود سرد می سازند، اونا هم با ما پیشانی ترچی می کند و در صورت شدید بودن اونا هم در مقابل ما اکسل عمل خشن و حتی شدید نشان می تند. امروز می خواهم روی یک جهت دیگی حسادت گب بزنیم. قسمت که حسادت رفتار و ذهن ما را تغییر می تند و علایم او در اخلاق و روابط اجتماعی ما انکاس پیدا می کند، آیا حسادت به روح و رابطی ما با خداوند هم تاثیر دارد؟ پیش ازی که صحبت احساسی را در این بار شروع کنیم، شما را با شنیدن یک ایلان دعوت می کنیم، بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر می شیم. شنوندگان عزیز، اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات، نظرات و پیشنهادات داشته باشید، می توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید. سفر سفر یک، پنج سد و چلو یک، پنج سد و پنجا، هفت هزار و یک سد و سی و یک دوستهای مهربان، احساس حسادت دفتر در درون انسان یک نوا سرکشی و تقیان با وجود میارد که این تقیان به سلامتی روح انسان صدمه می رساند. اگر در مقابل این انرژی و یا قوت منفی، انرژی و یا قوت مصبت مقابل نکنه، اثرات و باعث شدت حسادت دمام می شود. حسادت هم مثل یک مرض هست. وقتی که یک مرض داخل وجود انسان شد، اگر فورا از او جلو گیری نشود، خرابی های زیادتر با وجود مرد که پسانا تداوی کدن او مشکل می باشد. ادامه مرض در وجود ما زفای جسمی دیگر ما را شدت می بخشد، بلکه حتی قسمت های سالم وجود ما را ناسالم می سازد. حسادت هم ناتوانی های روحی که در ما وجود دارد، اونا را شدت می بخشد و اونا را زیادتر خراب می کند. در صورت شدتیفتن حسادت، حتی خوبی های روحی ما را هم تخریب کند و اونا را از مصبت و خوب با منفی و خراب تغییر مایت می دهد. مثلا اگر ما و شما از درون در مقابل حسادت استادگی و مبارزه نکنیم، به احتمال زیاد بر علاوه حسادت بدکویی و ناسپاسی هم در ما رشت کده زیاد می شد. در این صورت ما براحتی تصمیم به بدکویی و یا تجاوز به حقوق دیگرها می گیریم. وقتی که این مریضی حسادت در ما جلو گیری نشده خوب پیش رفت کد، سرمایه روحی ما به مرور زمان تیره و تار می شد. این مثل ایست که به صورت دمامدار تیزاب شدید روی بدن ما بریزه و همه اینساج و ساختمانهای بدن ما را تخریب کند. حسادت مانی از شناخت خود ما و دیگران می شد. یک دانشمند می گه حسادت همه چیز را می بیند مگر خود از سود را. به این ترتیب او گفته مشروع صدق پیدا می کند یعنی پرکار را در چشم دیگران می بینی اما چوب بزرگی که در چشم خودت است او را نمی بینی. و یا به اصطلاح ما و شما کور خود بینای مردم می شد. امتور که فضائل ویا چیزهای خوب روحانی که ما داریم هر کدام مثل شم درون ما را روشن نگاه می کنند و به صورت کل روح ما را غرق در نور می سازد. حسادت هم هر زعف و احساسات منفی و نقطه های تاریک زیاده درون ما باوجود می ارد. این نقاط تاریک منی تیر شدن نور می شد و در نتیجه منی شناختن خود ما و دیگران می شد. یعنی کور خود بینای مردم می شد. این صفت منفی در ناغایی خود ما از موقعیت یککی که ما در او استیم و نافامیدن زرجات واقعی ما ریشه دارد از اونا آب می خورد. وقتی که حسادت در ما شدت پیدا می کنه باعث زیاد شدن نقاط سیاه منفی در درون ما می شد. با زیاد شدن نقاط سیاه منفی ناغایی و نافامی ما را از حالت واقعی زیادتر می سازد. وقتی که دیگه قسم حالت قرار گرفتیم این حالت ما را به طرف منفی نگری به دیگران یعنی نادرست قضاوت کدن نیت و عروض دیگران و نادیده گرفتن خوک اونا هدایت می کنه. حتی این حالت چشمای ما را به دیدن خود ما بسته می کنه. ما اکثران با حسادت کدن خود خود بازی می کنیم. مثلا کسی کم ما را نارام می سوزه فورا با بدگوگی کدن او شروع می کنیم و او را در هر چیز گناکار قلم دات می کنیم. با وجود که ما این کار را می کنیم اما خود ما هم خبر نداریم که ما این کار را بخاطر حسادتی که با او شخص داریم می کنیم. دوست های عزیز حال شما را به شنیدن یک آهنگ دوت می کنیم. بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مهربان حال شما را به شنیدن یک اعلان دوت می کنیم. بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. لطفاً با صدای زندگی رادیو خودتان باشین. موسیقی شنوینده عزیز سدامی دیگهی که اصادت به روی ما وارد می کنه اویست که ما را از لحاظ معنوی ناشکر می سازه. وقتی که ما به رحمت الهی یقینه داشته باشیم اصادت ما را به طرف ناشکری کردن از رحمتهای خدا وادار می سازه. منظور از ناشکری از رحمتهای خدا است که در مقابل نعمتهایی که خدا در اختیار ما قرار داده حق ناشناس و ناسپاس می شیم. ما بخاطر که حسود استیم فکر می کنیم نسبت به شخصی که با او اصادت می کنیم از حق زیاد باید برخوردار باشیم. دقیقا ما با اصادت به خدا می گیم. چرا این چیزا به من ندادی؟ ویا به شکل دیگه ما به خدا می گیم. ما هم لیاقت داشتن اون چیزا دارم. وقتی که این اسم انفی در ما قوت پیدا می کنه ما به خدا می گیم. من تنها کسی هستم که لیاقت داشتن اون را دارم نه کسای دیگه. بلاخره وقتی که این احساس منفی حسادت در ما شدید باشه ما به خدا می گیم. من لیاقت و شایستی زیادتر نسبت به دیگرها داشتم. دوستهای عزیز وقتی که ما تصور کنیم نسبت به دیگرها مستقق تر استیم این احساس در رون ما احساس بیادانتی را به وجود میره و به وجود آمدن احساس بیادانتی امکان داره که در دل ما در مقابل خدا کینه را به وجود بیره. در این صورت ما این اصل که خدا عادل و خیرخواهی هم است چیزی در که به ما داده و یا می ته اضافتر از حق ما است متاسفانه ما این اصل را قبول نمی کنیم. خرابی در این است وقتی که ما به این احساس اجازه رشت بدیم حق ناصباسی خداوند اگر به شکل بسیار خرط هم در ما به وجود آمده باشه در این است آیستر رشت کده به طقیان و قیام در مقابل خداوند منجر خواهد شد. یک مثال بتیم در قرن عبده میلادی یک اونرمند معروف و موسیقی به نام سالیری در دربار پادشای اوتریج جوزف دوم خدمت میکد که از محبویت زیادتر دربار برخوردار بود. او در دربار پادشای با جوان نابغه موسیقی به نام موزارت آشنا می شه و به خاطر بپروایی ای جوان سالیری در مقابل او بدبین می شه که ای پسان ای بدبینی او به سادت در مقابل استعداد خارقلاده ای جوان تبدیل می شه. بلاخره سادت او به جای می رسه که در مقابل خدا شورش میکنه و می گه چرا خدا به ای جوان ایقدر استعداد داده. بلاخره اونر و موسیقی سالیری با تمام شورت که داشت فراموش می شه اما اونر موزارت جاوی دانه می شه. فلمسازان خصوصیت درونی ای دو اونرمنده در ایک فلم انکاز دادن. در ای فلم بغاوت و شورش سالیری در مقابل خدا به شکل کفرگویی نمادین و یا سمبولیک با سوزاندن سلیب به نمایش گذاشته شده. مثال بسیار جالب و آموزنده بود. شاید اکثر ان اشکال تظاهر تغییان ما در مقابل خدا بسیار آشکار نباشه. اما به صورت قطعی گفته می تریم که ناشکری ما از خدا زیادتر می شه. با خدا خفه می باشیم و احساس بیادالتی در مقابل خود ما در ما زیاد می شه. همه ای چیزا حسادت در ما پرورش می ته. ای احساس بیادالتی نتانا حسادت در ما پرورش می ته دپالوی او باعث عدم رشت منوی ما و ایمان ما به خدا می شه. مثل که در صحبت های گذشته هم گفتیم حسادت که در ما وجود داره به عوضی ای که به دیگر ها صدمه برسانه به خود ما زیادتر صدمه می رسانه. یک دارشمند خوداشتناس رنج و عذاب حسادت ها ای طور بیان می کنه. ای شمایی که خود را به جنون حسادت می سپارید شما هرگز نمی توانید به اندازهی که به خود دشمنی کنید به دیگران کده نمی تانید. کسی که حسادت شما را تحریک می کنه او می تانه از شما دوری کنه اما شما هیچ وقت نمی تانید از خودتان فرار کنید. دشمن شما که حسادت است در هر جای امرای شما می باشه به ای قسم او در هر جای سر شما حکومت می کنه. آزادی و آرامه تانه از شما می گیره شما را مثل یک اسیر زنجیر پیج می کنه و به شما هیچ آرامش باقی نمی مانه. دوست های می روان به ای خاطر بره با وجد آودن تغییرات و مضبط در خود ما لازم است که به خود دقیق کنیم. ما بیبینیم که چی چیز در ما لازم است که اونا را تغییر بتیم پس بیتر است که بیترفانا به خود دقیق کنیم. آینان مثل که یک دکتر به جسم یک مریض دقیق می کنه. ممکن است بازی وقت مشکل باشه که تمام زعف های خود را یک دم در خود از بین ببریم. اما ای را باید بفهمیم که حتی قبول کدن یک عیب ما که دیگرها در مواقع خاص روی او انگشت می مانن بره ما زیادتر مشکل خواد بود. پس قبول کدن ای که ما سود استیم از لحاظ نظری بره ما اقدر مشکل معلوم نمی شد. اما یکی از دوست های ما اگر به ما بگوید که علت پیشانی ترشی و اصاب خرابی ما در جمع دوست ها ای بود که در مقابل کسی که بره جشن گرفته شده بود حسادت می کنیم بره ما بسیار مشکل تر خواد بود. پس ای کفایت نمی کنه که صرف قبول کنیم که حسود استیم بلکه ای را هم باید بفهمیم که به کی، به چی چیزی، چقدر و در چه قسم حارات حسادت می کنیم. خدای قادر مطلق به ما چشم بته که بتانیم حسادتی که در درون ما وجود داره او را بیبنیم و در رای علاج او اقدام کنیم دوست های عزیز. آلی یک ایلان ها می شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. دوست های عزیز، در انجیل مقدس می خوانیم. بردی بود که دو پسر داشت. پسر کوچکتر به پدر گفت پدر حصه ما را از دارایی خود به من بده. پس پدر دارایی خود را بین آندو تقسیم کرد. چند روز بعد پسر کوچک تمام حصه خود را به پول نقط ابل کرد و ره سپار زمین در دست شد و درانجا دارایی خود را در عیاشی به بعد داد. وقتی تمام آن را خرج کرد قهطی سختی دراند سر زمین رخ داد و او سخت دوچار تنگ دستی شد. پس رفت و نوکر یکی از ملاکین آن محل شد. آن شخص او را به مزرعی خود فرستاد تا خوکهایش را بچراند. او آرزو داشت شکم خود را با هوراکی که خوکها می خوردن پر کند و ره هیچ کس به او چیزی نبیداد. آخر به خدامتو گفت بسیاری مزدوران پدر من نان کافی و حتی اضافی دارن و من در اینجا نزدیک است از گرستنگی تلف شدم. من برمی خیزم و پیش پدر خود می رویم و به او می گویم. پدر من نسبت به خدا و نسبت به تو گناه کردم. دیگر لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم. با من هم مثل یکی از نوکران خود رفتار کن. پس برخواست و ره سپار خانه پدر شد. هنوز تا خانه فاصله زیادی داشت که پدرش او را دید و دلش به حال او سخت و به طرف او دوید دست به گردنش انداخت و به گرمی او را بوسید. پسر گفت پدر من نسبت به خدا و نسبت به تو گناه کردم. دیگر لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم. اما پدر به نوکران خود گفت زود بروید. بهترین چپن را بیاورید و به او بپوشانید. انگشتری به انگشتش و بود به پاهایش کنید. گوساله چاق را بیاورید و حلال کنید تا مجلس جشن برپا کنیم. چون این پسر من مرده بود زنده شده و گم شده بود پیدا شده است. به این ترتیب جشن و سرور شروع شد. در این هنگام پسر کلانتر در مزرح بود و وقتی بازگشت همین که به خانند زدیق شد صدای رقص و موسیقی را شرید. یکی از نوکران را صدا کرد و پرسید چی شده است. نوکر به او گفت برادرت آمده و پدرت چون او را سعی و سالم بازیافته گوساله چاق را کشده است. اما پسر بزرگ قهر کرد و به هیچ وجه نمیخواست به داخل خانه بیاید. پدرش بیرون آمد و به او التماس نبود. اما او در جواب پدر گفت تو خوب میدانی که من در این چند سال چطور مانندی یک غلام به تو خدمت کردم و هیچ وقت از اوامر تو سرپیچی نکردم و تو حتی یک بزغاله هم به من ندادی تا با دوستان خود خوش بگذرانیم. اما حالا که این پسرت پیدا شده بعد از آن که همه سروعت تو را با فاهشه ها تلف کرده است برای او گوساله چاق میکشی. پدر گفت پسرم تو همیشه با من هستی و هرچی من دارم از توست اما اکنون باید جشن بگیریم و خوشی کنیم زیرا این برادر توست که مرده بود زنده شده وست و گم شده بود پیدا شده است. دوست های عزیز، ما بسیار چیزهایی که در باره اصادت پیشتر گفتیم ایسای مسیح در این داستان بسیار خوب نشان داده است. وقتی که به اثارات منوی اصادت در این قسط دقت میکنیم میبینیم برادر کلان اول احساس بیادلتی کرد بخاطره که او خود از لحاظ منوی نظبت به برادر خرد مستقق تر میدان است. بلاخره کار برادر کلان از اصادت کدن به برادر خردش که چقدر به او نزدیک بود به کینه گرفتن در مقابل پدرش انجامید. پدر در این قصه سمبول خدا است وقتی که برادر کلان در دل خود در مقابل پدر کینه پیدا کرد تمام خوبی هایی که پدر همیشه به او کده بود او رو اززیاد برد و ایها نخواست که او رو ببینه. گپ جالب ایجاز که برادر کلان با اصادت کدن در مقابل برادر خرد خود کینه گرفتن در مقابل پدرش در معفل جشن و دعوت هم داخل نشد. به این ترتیب جشن و دعوت که نمونه لطف و محرمت الهی است برادر حسود خود رو از او هم محروم ساخت. پس ما گفته می تانیم که حسادت که تخیان در ما بوجود میره رابطی ما را با خدا هم خراب می سازه. از خداوند می خواهیم که ما را از این حالت محافظت کنه و با ما خوبت بده تا حسادت در درور خود امکانات رشت ندهیم. به این امید صحبت امروز با شنگن یک سرود روحانی به پایان می رسانیم. پناه تان به خدا دوستای عزیز. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شیروندهی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم. رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد. اگر به انترنت دست رسیدارین می تانین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین. روشند اد افغان ریدیو نقطه او آرگی اسپیل روشند آر او اس اچ ای این است. شیروندهگانی عزیز شما می توانید برنامه شبانه ای ما را ساعت هفتونی می شب به وقت افغانستان روی موج کوتام 25 متر بین برابر به 11755 کلو هرتز بشنوید. فیلن خدا حافظ شما.