۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
قدم بگذارید به داستانی از افغانستان، جایی که محبت، شایعه و دشمنیهای دیرینه با پیامدهای دردناک درهم میآمیزند. ما دو دوست را دنبال میکنیم که به گذشتهای مینگرند که با سوءتفاهم، فشارهای اجتماعی و منازعهای شکل گرفته که از کنترلشان خارج شده است. خاطراتشان نشان میدهد که چگونه شایعات و دیدگاههای سختگیرانه میتواند زندگیها را ویران کند، خشونت را شعلهور سازد و شکافها را در میان خانوادهها و جوامع عمیقتر کند. ما بررسی میکنیم که چنین منازعاتی چگونه در صورت حلنشدن گسترش مییابند و چرا شناخت ریشههای آن برای یافتن راهحلهای مسالمتآمیز ضروری است. با هم به اهمیت انصاف، درک متقابل و شجاعت در شکستن چرخههای منازعه میپردازیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی سلام دوستهای عزیز خوش استم که باز در خدمت شما قرار دارم من هم به شما شنوندگان عزیز اطرامات سیمانه خود را تقدیم میکنم امیدوار استم که شما و خانواده تا سحت و سلامت باشیم ما بر تقدیم کدن برنامه بسوی صلح در خدمت شما قرار داریم در شروع شما را به شنیدن یک درامه کوتا دعوت میکنیم موسیقی بگی پیرای چایتا درچورت چیز پوره نمیشه؟ تو باش که اولم یه ورسی خانهتا باز کنم مرگ ای بالا خانهتا نوز مثل ما وقتا وادارست چی وقتاای بود؟ نوجوان بودیم میآمدیم در اینجا مسشتیم کوچه را سیل میکدیم یادت است؟ یادمست چطورو نیست؟ بگی چایتا که یخت میشه نی؟ مثل امو وقتا کل کوچه از اینجا مولوم میشه خانه سایریشون را سیکن مثل امو وقتا وادست با سایرا یادت آمد؟ به امو ورسی خانهتا باز کدم سایره پشت نظرم آمد حال نه سایره است نه جانو مگر من انو زنده موندیم که این جنجالهای زندگی تو هم در طول این سالها جزایت دیدی؟ تو هم گربه تمیزینی مگر من انوزان برات میگم که گناه از من نبود اعتبار کن سر تمام این دشمنیها انوزان گناه کار و بی گناه معلوم نیست اکبر جان عمر من در بدبحتی از دستم رفت تو یکانه رفیقی منستی از تو چی پد کنم؟ میفهم من کل عمر در ترس و لرس تیر کدم امو وقتایم که سایره زنده بود یک روز دلم آرام نبود بیادرهای اون روز سرم شو ساخته بودن آه چند سال بود موضوع اشکال شما در کوچه سر زبانها بود کل دقیه از این گب خبر داشتن من نمی گویم که این گبها نمی فهمیدن مگرم یکی راست نمی گفت یک راست بود و صد دروغ که ساخته بودن پشت ما در حاله که ما و سایره پاک آشق یکی دیگر بودیم از دل و جان ما یکی دیگه اینها در دوست داشتیم و حدا شاید از که ما هیچ گناه نکرده بودیم تو راست میگی مگرم در ملک ما کسی رو باور نمی کنه اونا وقتی یک دختره که تا یک بچه دیدن اون گب خلاس هست دیگه جهالت حشا حدم نداره از اینی حاطر از که جیگرم گل زده ایچ کس به گفت ما باور نمی کند یک گفت مفت گفتن که سایره را نماندن که امتیانای سالانی سنف دوازده ای خودم خلاس کند خوب یادم هست در اون روزها بود که بیدارای سایره تو را زدن اینه دعای پیشانی من سری کنم از اون زمان هست اون وقت هم من که بیدارای سایره هیچ چیز نداشتم وا نا گفتهای مردم ما باور نمی کند همون بود که اول سایره بیچاره را زیر مشتو لعنت میگرفتن باز به جان من میآمدن پیش بسیاری ما مردم اشق و عشقی گناه هست یادت میه بعد از اون جنجاله سایره بیچاره قاف نیجور شده بود هیچ کوچه نمی برامد بیچاره چند دفعه دخت برم نوشت کرده بود که اگر من را به تو نتن حدا میکشم میگفت حازگار رایی کن مگرم کی جرات کنه سر از وان به چی مشکل نانی ما رازی کردم که حازگاری برن آه امیدی روز وارای یادم هست اون روز چارسمی بود که نانیم که نانی تو چادرهای شان را سر کردن و رفتن یادم میآید آمدی در اینجا در این پال خانه در اینجا در پیش این ارسی رنگ روی پریده شیشته بودی من میفهمیدم که سایره را به من نمی تن مگرم گمان نمی کدم که نانی ما اون رقم بی عزت از خانه احاد بکشند هی هی او بدر امی جهالت نیست خود جهالت هست دشمنی را به زور میخرند به پیسه میخرند مگر من بالاخره نفهمیدم که جانو چطور بعد از تو تو خیال میکنی او از موضوع عشق و عشقیتان خبر نداشت؟ این گره با تا باال من نفهمیدیم چطور خبر نداشت؟ اتمن شنیده بود خیلی چطور؟ نمی فهمم انازهها من نمی فهمم همه که میفهمم که بابا و نانی سایره رازی بودن مگرم سایره رازی نبود جانو حیال کده بود که بلاحظه بابا و نانی سایره سایره را رازی میکنند حال تو بگو اگر ما دو وقت قصد فرار نمی کدیم چی میکدیم؟ نمی فهمم بگن بعد از این اکسخان بعدش گرفت تانه؟ آه سایره در سرویز ششته بود من رفته بودم که یک ذره آویه بیارم وقت پس آمدم جیدم سایره را بیادراش کشو گیر کده سرویز پایان میکنند دویدم که نمی مانم اشان مگرم واقع تو جانو سه نفر بودن عجیب است جانو بجای چی میکد؟ جانو حیال میکد که دیگه سایره نامزادش است یک دفعه نفهمیدم چطور شد که دوست زده حوردستم در حنو جانو رسید ماکم گرفتمش بیادراش سایره از چار طرف مرمی زدن مگرم من جانو را ماکم گرفته بودم که سرش وار کنم منم نفهمیدم که چطور پلیه ترازوی سبزیکار در دستم آمد در فرق جانو وار کدم بعد از اون دیگه نفهمیدم که چی شد مگر من این را نفهمیدم که جانو چخصی مرد تو زده ایش یا در گیردار؟ سایره بیچاره چقدر بیتابی میکد وقتی که فهمید ده سال قیدت بر آمده طاقتش نگرفت بسیار روز آلبد میکد از یک طرف هم خیش قومت که بیادرهای سایره دشمنی را شروع کده بودند هر روز میدهید بیادر در گوچه جنگ بود تویی که یک روز خبر شدیم که بیچاره سایره خودکوشی کده سایره اگر که بیچاره او از خاطر همین جهالتهای ما رفت راست میگی مگر من اون روز دشمنی در بین ما دوام داره در این قصاله یکی پیدا نشد که در بین ما یک قضاوت بیترفانه کنه راست میگی این قصاله از این نزا و جنگ و جدال تیر شد مگرم یک نفر با احساس پیدا نشد که پرسان کنه که کس بیای بگوی گناه او بود یا گناه من جنجال به این رقم مل نمیشه کسی باید کمک کنه که بین ما سل شوه فایده دوامی جنگ و جدال در بین حانواده ما چیست موسیقی دوستهای عزیز شما ترامره شنیدین در هر جامعه منازعات و مناقشهها به وجود میان اما اگر منازعات از راه مسالمت هامیز حل شده بر ری رشت جامعه مفید تمام میشه به این خاطر لازم هست پیش از اینکه منازعه و خامت پیدا کده به جنگ تبجیل شوه راه سل حامیز بر ازایت تمام جوانب منازعه برش پیدا شوه بر اینکه یک منازعه به صورت درست حل شوه لازم هست که منازعه را خوب تشخیص شوه که چه وقت شروع شده چرا شروع شده جوانب اصلی درگیری در منازعه کی هستن چی اوامل پشت پرده در منازعه دخیل هستن معلوم شوه کسی که منازعه را تحلیل میکنه خوب است که علتهای نادیدنی یعنی اوامل و دستایی که پشت پرده در منازعه دخیل هستن هم بر خود معلوم کنه معلوم کدن این موضوع هم ضروریست که آیا اختلافات اقیدوی زبانی و قومی در این منازعه دخیل هست یا نه ما و شما میفهم وقت که سر درخت باغ ویا او ویا زمین منازعه به وجود میاید دقت پشه او سر کدام مسئله دیگه مثل دختر دادن و دختر گرفتن و یا انتخاب میرو و ملک خفگی به وجود آمده و آل گفت به جنجال زمین و باغ کشیده کسایی که منازعه را تحلیل میکنند بیتر است که به این باریکیا و موضوعاتی که ظاهرن دیده نمیشه خوب توجود داشته باشند اگر منازعه در شروع حل نشه و جلوی او گرفت نشه دامنه او وسط پیدا کده پای کسای دیگه در او دخیل میشه در این صورت منازعه مغلق شده حل او مشکل میشه طرف هایی که بین خود جنجال پیدا کردن و این جنجال خودشان را حل کردن نتانستن به خیش قوم خود مراجعه میکنند و به این ترتیب پیشتیبانی و دلسوزی اونا را به خود جلب میکنند در بعض حالات خیش و قوم هم با دادن وعدههای کران و مبالغ آمیز جنجال را دامن میزنند و یا عملند منازعه شریف شده او را به جنگ تبدیل میکنند در بعض منازعهها اتا از گروههای اصلی درگیر منازعه رول گروههای پشت پرده دل کدن منازعه بسیار مهم میباشد مثلا وقتی که بین دو فامیل و یا دو شخص منازعه هست در قطع اشخاص دیگه اونا را تحریک به ادامه منازعه میکنند به این خاطر ضروریست که برای حل مسالمت آمیز منازعه به اشخاص و دستای پشت پرده مراجعه شوه و امرویشان برای حل موضوع منازعه صحبت شوه ما اکثران فکر میکنیم که این مسئولیتی حکومت است که منازعهها تحل کنه در این باره باید ارض کنم که این حتمی نیست که در حل هر منازعه باید حکومت یکانه مرجعی حل منازعه باشه باید از رول اشخاص بانفوس شوراهها و کومتهها و اتحادهها هم استفاده شوه باید متوجیه باشیم که این سازمانها چقسم سازمانها هستن آیا آنها واقعا به رفا و حل مسائل باوجود آمدن و یا صرف بر سوی استفاده هستن اتا اشخاص خیلخواب و فهمیده که صداقت و راستکاری اونا برای همه معلوم است هم میتونن در حل منازعه کمک کنن در وقت تلیل کدن و حل منازعه باید در نظر داشته باشیم که ادافه گروههای درگیر در منازعه را برای خود معلوم کنیم لازم است که بدقت ببینیم کی ادافشان درست استن ویا نیستن برای جدا کدن و تشخیصه ادافه مناسب و نامناسب ما میتونیم از باورها رسم رواجها و اعنانات قبول شده در جامعه استفاده کنیم اما در زمین باید متوجه باشیم که بعضی از این باورها و اصول قبول شده در جامعه نادرست و نامناسب استن برای خود معلوم کنیم ضروریات اپتدایی انسانها ضروریاتی استن که ایچ کس نباید از اونا محروم شوه ویا به اونا صدمه برسه یکی از این حقوق حق دسترسی به تعلیم و تربیه است هر طبعی افغانستان ویا هر افغان حق داره که اولادش تعلیم و تربیه حاصل کنه ایچ کس حق نداره که اونا را از تعلیم و تربیه محروم بسازه ای فرق نمی کنه که دختر است ویا بچه ویا از کدام قوم است و در کجا زندگی میکنه ویا غریب است یا معتبر بیدون فرق و اسسنا همه حق تعلیم و تربیه را دارن ایچ کس نمی تانه اطفال بخاطر دختر بودن ویا به فلان قوم و متعلق بودن از تعلیم و تربیه محروم بسازه داشتن اقیده و ایمان هم اقی اصاسی هر انسان است یعنی هر انسان حق داره که برخود یک اقیده و ایمان داشته باشه ایچ کس نباید کسی را به خاطر ایمان و اقیدهش از حق افغان بودن ویا متعلق به یک قوم بودن محروم بسازه افغان بودن یعنی طبیعی مملکت افغانستان بودن است افغان بودن به دیگر قوم بودن افغان بودن به دین و مذهب و اقیده هیچ ارتباط نداره افغان بودن حتماً مسلمان بودن هم نیست چون در افغانستان پیروای ادیان دیگر و هم کسایی که پیروی هیچ دین نیستن اما افغان هستن زندگی بیکنن به این خاطر هیچ کس حق نداره که کسی را به خاطر ایمان و اقیدهش از افغان بودن محروم بسازه افغان بودن حق داره در انتخابات ارگانهای انتخابی کشورد شر و ده اسه بگیره و هیچ کس نمیتونه اونا را به خاطر ایمان یا زبان یا قوم یا فکر سیاسی محروم بسازه ما وقتی به اهمیت و ضرورت ای چیزها پایی میبریم که ما از ای حقوق استاسی محروم ساخته شیئم و یا نبودن اونا را در جامعه خود حس کنیم وقتی که مردم وقتی که دخترها از رفتن به مکتب به خاطر دختر بودنشان محروم میشن اونا بسواد میمانن وقتی که بسواد ماندن اونا نمیتونن به صورت درست مسئولیت خانم بودن یا مادر بودن یا عضو مفید کار آمد جامعه بودن انجام بتن حق اصاسی دیگه حق ازادی است وقتی که مردم از ای حق اصاسی محروم شده و سرکوب میشن یعنی سرشان دکتاتوری باشن نتیجه ای او بغاوت و شورش است بغاوت و شورش یعنی جنگ و بربادی است ما پیشتر هم گفتیم کوشی شوه که مناظهه در پیدا حل شوه اما اگر ادامه پیدا کنه از مراحل مختلف تیر میشه در دوام مناظهه ادافه او هم تغییر میکنه اما باید متوجه باشیم تا وقتی که مناظهه به جنگ تبیل نشده رای حل او آسان تر است اما وقتی گب به جنگ کشید و خشونت واقع شد و صدمهها به جاهات درگیر رسید ادافه اولی هم تغییر میکنه و با اونا انتقام احاده عیسیت و جبران خساره علاوه میشه وقتی که ما مناظهه را تحلیل میکنیم ضروری است که به تغییر اداف هم توجه کنیم در وقت تحلیل کردن مناظهه وقتی که متوجه شدیم که وقتی که ترفیه مناظهه تغییر کده باید متوجه باشیم که آیا ای اداف نو در چوکات نظم حکومت موجود امکان حل داره یا نداره در بعض مواقعی حل مناظهه ضرورت پیدا میکنیم که در سیستم نظام آکم باید تحول باوجود بیاه مثلا وقتی که در ایک خانواده جنجال باوجود بیاه در سیستم موجود خانواده امکان حل نداشته باشه باید در سیستم خانواده تحول باوجود بیاه در ایک خانواده که چند بچه زندار و اولادار مشترک اند زندگی میکنن و ای سیستم فامیلی باعث مناظهه میشه لازم است که ای سیستم تغییر بخوره و به بچههای زندار اجازه داشده شده که زندگی مستقل بر خود سرو کنن باید ای سیستم اصلا شوه و تغییرات در او باوجود بیاه مثلا امکان داره که شاهی مطلقه به شاهی مشروطه یا به جمحوری و یا حکومت مرکزی به حکومت فدرالی وغیره تبدیل شوه اگر یک طرف مناظهه هستیم و اگر ما هدف خودت تغییر بتیم مناظهه حل میشه لازم از که کار بکنیم اما متاسفانه ما اکثران کوشش میکنیم که طرف مقابل اتا ما از زور به تغییر دادن هدف دیگرها کار میگیریم باید متوجه باشیم که تغییر آوردن در هدف ما آسانتر از تغییر آوردن در هدف دیگرها هست اگر ما در حل مناظهه کوشش میکنیم لازم از هر جهت تشویق کنیم که در هدف خود تغییر وارد کنن این نکات کمک میکنه که گروههای درگیر این هدف بذیر شوون و بر حل مناظه از نرمش کار بگیرن احترام کدن به حقوق و ضروریات محقول دیگرها تحمل دیگرها که از لحاظ زبان و یا نجات و یا مصحب و قوم از ما فرق دارن درک و قبول کدن خوبیها و خرابیهای خود ما اعتراف و قبول کدن خوبیهای دیگران و آزر بودن برای امکاری با اونها داشتن احترام بخود و امادگی برای آوردن تغییرات مضبط در اعداف خود پایبن بودن برزشها و اصول قبول شده استفاده کدن از ابتکار برای رافتن راههای حل بیتر خوب دوستهای مهربان امیدوار هستیم این اصول برای حل مسالمت و میز مرازعهها برای شما کمک کنند آل شما عزیزها را به شنیدن یک اوهنگ دلنشین داوت میکنید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنوندی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم ما تراش میکنیم که برنامههای آموزنده موسیقی خوب دوستهای مهربان ما به صحبت خود ادامه میتیم دوستهای مهربان ما دباره ای که یک منازعه چطور حل شده گفتیم که باید منازعه هم تشخیص و تحلیل شده منازعه چطور شده از کجا شده موسیقی دوزدی شهادت دروغ و تهمت چیزهای هستند که اقصد نتاها و جنجالها از او به وجود میاند. وقتی که دوزدی میگیم صرف به این فکر نکنیم که منظور از دوزدی کدن گو و خر و یا کدام مال دیگه مردم هست. بلکه حق طلافی به هر شکل که باشه او هم دوزدی کدن حق کسی دیگه هست. وقتی که به مفهوم وسیع دوزدی دقت کنیم متوجه میشیم که الت بسیاری جنجالها قانی نبودن به حق خود و اق طلافی دیگر هاست. و دوزدی هم از دل نشد میکنه. توجه کدن و پاک کدن دل ما نسبت به ظاهر ما به مراتب مهمتر هست. واقعا اموطور هست. بسیار مردم صرف بخاطری که مردم اونا را پاک و مقدس بگوین به ظاهر خود نسبت به باطن خود زیاد توجه میکنن. در حال که خدا به دل ما یعنی به باطن ما میبینه. چون تمام بدیهها از دل برون میشه. شهادت دروغ و تهمت هم مثل دوزدی از دل بیرون میشه. به شهادت دروغ و تهمت مردم چی جنگهای در گرفت و چی بربادیهای به وجود آمد. ضرورت ندارد که ما اینجا مثالهای او را یاداوری کنیم. بخاطره که ما و شما در جامعه خود ای چیزها را خوب بیدیم و تجربه کدیم. ایسای مسیح کاملا به حق فرموده که تمام کسافات از دل برون میشه. در یک موزی مشبوری خود که به نام موزی سریکو شورد داره او خطاب مردم فرمود. خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهندید. شنونده میرون، شرط دیدن خالق ما بسته با پاک بودن دل ماست. آیا ای یکانه آرزوی تا نیست که خالق خود را ببینین؟ اگر هر کس در آرزوی دیدن روی خالق خود است، لازم است که اول به دل خود توجه کنه. دل خود را تفتش کنه و ببینه که در دلش چیست و از او چی بیرون میشه. اگر از دل ما دوزدی، تهمت و دروغ و شهادت دادن غلط بیرون میشه، ما نمیتانیم که روی خدا را ببینیم. خدا آرزوی داره که ما بین خود در صلح و صفا زندگی کنیم. و ای چیزهای خراب سرچشمه نزا و جنجالها در بین ما هستن. خدا از ما میخواه که ریشی بدیهها را در دل خود خوش کنیم. دوستای میرمان، ما در باره منازعه گب زدیم و گفتیم که منازعهها در هر جای با وجود میان، اما مهم ایست که منازعه از رای سلامه از حل شوا و گبش به جنگ نکشه. بره حل کدن منازعه بشکل درست، ضروریست که ما منازعه را تشخیص بدیم و بفهمیم که ای جنجال از کجا شروع شده، چی چیز آمل اصلی منازعه بوده. در پالو ای که ما با آوامل زایری منازعه توجه میکنیم، لازم از با آوامل و دستهای پشت پرده و نادیدنی هم دقیق کنیم. در این صورت ما میتونیم که رای حل درست و معقول که رضایت همه طرفهای زیداخل در او شامل باشه پیدا کنیم. یک چیزی مهم ایست که ما خود یعنی دل خود بشناسیم که در او چی است. بخاطر که تمامی بدیهها از دل انسان بیرون میشه، یعنی سرچشمی بدیهها در دل انسان است. ایسای مسیف فرمود خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهندید. از خدا من میخواهیم که با ما و شما دلهای نو یعنی دلهای پاک را نصیب کنه. شنوندگان عزیز، آل شما را به شنیدن یک سرود روحانی دوت میکنیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستهای عزیز، ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم. رادیو صدای زندگی، بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد. اگر علاقه دارید که به ما نامها نوشت کنید، آدرس ما در پاکستان. صدای زندگی، صندوق پوستی 702، جی پی او، لاهر پاکستان، آدرس ما در قبره است. صدای زندگی، صندوق پوستی 702، جی پی او، لاهر پاکستان، آدرس ما در قبره است. اگر به انترنت دست رسیدارید، میتوانید به این آدرس بمایی مرسی نوشت کنید. اینفو، اید، افغان رایدیو، نقطه، او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد.