۵ دقیقه ۱ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ خداونده خدای پر جلالی خداونده خودو صبح زوالی مصی نور جهان تنها تویی تو در ظاهر و بطن خوش جمالی آلیلویه آلیلویه آلیلویه آی مصی زمهرت شادستم، زیتو آبادستم در روده تازه خانم، زغم آزادستم دیوهایی هم با فنا هم بخانیم با تازه گیچک و سارک بخانیم ستاهش کرده ایسای مصی را بایدیهای رنگارنگ بخانیم آلیلویه آلیلویه آلیلویه آی مصی زمهرت شادستم، زمهرت شادستم بخانم آشقانه سرود جاویدانه بود ورد زبانم همین شعر و ترانه بخانم آشقانه سرود جاویدانه بود ورد زبانم همین شعر و ترانه بیایی تا سرود نو بسازه زبان خود و همداشت راو بسازه زگرنی کلامش از دل و جان یک جان و دل خود راو بسازه آلیلویه آلیلویه آلیلویه آی مصی همه یک دل و باهم، همه دور از رنج و غم سرود شاد بخانم، با جلال و هردم همه یک دل و باهم، همه دور از رنج و غم سرود شاد بخانم، با جلال و هردم در کابل تا با کشمیر می سرایو در دلی تا با اجمیر می سرایو با وصفت خدا وندم چوداوود سرود هاچون مزا میرمه سرایو آلیلویه آلیلویه آلیلویه آی مصی آلیلویه آلیلویه آلیلویه آی مصی