۲۹ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ دوست های مهربان سلام ما پیام هستم که از راڈیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم شنوینده ازیز ما جاوید هستم با شما سلام و اترام خودت تقدیم میکنم از خدا من میخوایم که شما همه سهت و سلامت باشین در این صحبت ها ما در باری گب میزنیم که مسیحی راستی کی هست در صحبت گذشته ما روی چند مثاله که ایسای مسیح بیان کده بود گب زدیم ما در باری مثال گیای هرزه که ایسای مسیح بیان کده بود گفتیم که چطور دشمن و یا شیطان پود در میان گندم تخم گیای هرزه را کشت میکنه که باعث خرابی گندم میشه ایسای مسیح با ذکر این مثال فرمود که در وقت درعو درعوگر ها گندم ها در گودام ها و گیای هرزه را بر سختاندن جمع میکنن گندم مثال کسایست که ایسای مسیح را باعث خداوند خود از دل قبول دارن ما در باری مثال خمیر مایه و آهارت هم گفتیم این مثال ایسای مسیح بر نشان دادن تاثیر یک گناه بسیار خرد و یا معمولی بر خراب کدن تمام زندگی مسیحی ما بیان کده بود یک مثال دیگر که ما در باریش گفتیم اون مثال تور ماهیگیری بود این مثال هم ایسای مسیح بیان کده که در انجیل مقدس موجود است ماهیگیر وقتی که تور را از دریا و یا او می کشن می بینه که در بین او ماهی های مختلف بند شده ماهیگیر ماهی های خوب برخود تدا میکنه و ماهی های بیکاره را دور مندازه که خوراک پرنده ها شده تور انداختن نمونه رساندن مجده نجات و یا انجیل به تمام مردم دنیا است مردم مختلف در تمام دنیا او را مشنوند یک دیداد او را هیچ قبول نمیکنند و یک دیداد صرف به او سر خود را شعور می تند اما در دل خود قبول نمیکنند اما کسای هم استن که این مجده نجات را مشنوند و او را قبول می کنند و به او ایمان میرند ماهی های خوب و خراب مثال انسان هایی استن که با شنیدن انجیل ایمان میارند و یا نمیارند در صحبت امروز یک مثال بسار جالب دیگه که ایسای مسیح بیان کده گره می سنیم این مثال هم در انجیل مقدس موجود است این مثال هایی است وقت پاچه هایی را شنید غزبناک شد و ساکر خود را فرستاد و آنها قاتلان را کشتند و شهرشان را آتش زدند آنگه پاچه ها به نوکران خود گفت جشن عروسی آماده است اما دعوت شدگان لیاخت آن را نداشتند پس به کوچه ها و سرک ها بروید و هرکی را یافتید به عروسی دعوت کنید آهنار رفته و هرکی را پیدا کردن چی نیک و چی بد با خود آوردن و به این ترتیب تالار از مهمانان پر شد انگام کشا وارد شد تا مهمانان را بیبیند مرد را دید که لباس عروسی بطن نداشت پاچه ها از او پرسید ای دوست چطور بدون لباس عروسی به اینجا آمدی او خاموش مند پس پاچه ها به ملازمان خود گفت دست و پای او را ببندید و او را بیرون در تاریکی بیندازید جایی که گریه و دندان بر دندان ساییدن است زیرا دعوت شدگان بسیار هستند اما برگوزیدگان کم هستند تشکر جاوید جان ای یک مسئل بسیار آموزنده است ای مسئل در زمان که ایسای مسی بروی زمین زندگی میکد و با مخالفت یهودیان مواجیب بود هم صدت میکنه و هم برای شرایط موجود هم بسیار آموزنده است در زمان که ایسای مسی بروی زمین زندگی میکد وقتی که به یهودیان مجده نجات رساند اونا با گپایش گوش نگرفتند با وجود که به تکرار اونا را به ای اشتباهشان متوجه ساخت اما اونا باز هم به گپای او گوش نگرفتند و دعوت او را رد کدند وقتی که یهودیان ای دعوت ایسای مسی را قبول نکدند ایسای مسی به میمانی خود همه مردم دنیا را دعوت کد ایسای مسی به پیرواه خود فرمود که پیام او را به تمام مردم دنیا برسانند همه مردم دنیا بدونی در نظر داشته رنگ جلد و زبان و منطقه به ای میمانی کلان دعوت چدند دوست های عزیز آلی یک ایلان را مشنویم بعد از شنیدن ایلان به صحبت بسیار مهم که ما فیلم داریم ادامه میتیم لطفا با صدای زندگی باشید سفر سفر یک پنج سدو چلو یک پنج سدو پنجا هفت ازار و یک سدو سی و یک شنوندی عزیز در مثال جشن عروسی پاتشا که جشن عروسی بچهی خود را گرفته سمبول خداست و شهزاده که جشن عروسیش را پاتشا گرفته او سمبول ایسای مسی است پاتشا جشن عروسی بچهی خود را و شهزاده را گرفته انوای خوراکه ها را طیعه کده وقتی که مردم به این جشن و به این نان های مزدار مفت دعوت میکنه هر کس بانه میکنه یکی میگه اوه ما بسیار مسروف هستم نمیتونم دیگه میگه ما مریض هستم نمیتونم که نان بخونم دیگه بانه دیگه کده میگه اگر کسی خبر شده که ما در این میمونی رفتیم اونا چی خواد گفتن اما یک تیداد کار بجایی میرسانند که قاصدهای پاتشا را لطکوب میکنند و حتی میکشند دوست های عزیز قاصدها و یا پیروان ایسای مسی امروز هم این کار را میکنند و به هر جای میرند و مردم را به میمونی ایسای مسی دعوت میکنند آره که این گفت ها را به شما میگم این هم دعوت کدن شما به میمونی ایسای مسی است این به شما تعلق دارد که این دعوت را قبول کده در اون شریک میشین و یا اون را رت میکنین شما با قبول کدن این دعوت و شرکت به میمونی ایسای مسی انواع غذا ها را میتونین نوشدان کنین که صاحب زندگی عبدی شوید با درد رنج لازم به یاد آوری میدانم ما که این دعوت ایسای مسی را به شما عزیزا میرسانیم این کار ساده نیست این جانبازی است همونطور که در مثال جشن عروسی ایسای مسی میفرماید که بعض خادمین پادشاکی برای دعوت کدن مردم در کوچه ها و شهر ها رفته بودند مردم نه تنها که دعوت اونا را قبول نکدند بلکه اونا را لطکوب کده حتی کشدند ما مسی های افغان هم که خود پیروای حقیقی ایسای مسی میدانیم و مسروف رساندن دعوت ایسای مسی در بین مردم خود استیم ما هم در این شرایط قرار داریم بعضی از اززان ما با تمسخر میگن که بخاطر پیسه شما مسیهی شدن بعضی میگن شما خاین استین که دین اجداد خود را ترک کدند بعضی لطکوب میشیم زندانی ما و بعضی اززای ما در رای ایمانشان کشته شدند برای همه ما این نکته بسیار مهم است که ما حقه تا در ایسای مسی یافتیم و به این ایتمینان آسل کدیم که بغیر از ایسای مسی در هیچ جای دیگر نجات از گناه وجود ندارد و یکان ایسای مسیهی است شنوندهی عزیز برای هر انسان جانش برش بسیار مهم است وقتی که یک شخص بخاطر ایسای مسی از جان خود تیر باشه برای او پیسه چی عرضش داره مسیه های حقیقی بخاطر پیسه و یا کدام چیز دیگر مسیهی و یا پیروی ایسای مسیه نشدن بلکه شناخت حقیقت اونا را از غلامی شیطان آزاد ساخته حقیقت خود ایسای مسیه است در قسمت مثال جشن عروسی خاندیم که اما دعوت شدگان به دعوت او اعتناع نکردن و مجغول کارهای خود شدند یکی به مزرع خود رفت و دیگری به کسپ کار خود پرداخت در حال که دیگران نوکران پاتشا را گرفته زدند و آنها را کشدند وقتی پاتشا ای را شنید غذبناک شد و اساکر خود را فرستاد و آنها قاتلان را کشدند و شهرشان را آتش زدند آنگا پاتشا با نوکران خود گفت جشن عروسی آمده است اما دعوت شدگان لیاقت آن را نداشتند پاتشا غذبناک شد اساکر خود را فرستاد و آنها قاتلان را کشدند و شهرشان را آتش زدند شروعندی عزیز ما گفتیم که پاتشا سمبول خدای قادر مطلق است روبرو شدند به قهر و غذب خدای قادر مطلق چقدر خطردناک و سخت است و ایرانی خاره ها، سوختن شهره ها، کشدشدن هزاران هزار انسان چقدر سخت است پاتشا فرمود جشن عروسی آمده است اما دعوت شدگان لیاقت آن را نداشتند نداشتن لیاقت برای شرکت کدند جشن عروسی که خدا برای فرزند عزیز خود آمده ساخته است ای بخود هر انسان مربوط است که خود سزاوار شرکت کدند ای جشن عروسی می سازه و یا نمی سازه ای دعوت برای هم است در ای دعوت غریب و مطور، خاندانی و بچاره همه شامل است همه می تانن به ای دعوت بله بگوین و در او شرکت کنن دوستهای مهربان، آلی یک سرود روحانی را می شنویم بعد سنیدن سرود روحانی دوباره در خطبت شما حاضر می شیم لطفا با صدای زندگی باشین ای سابا ریختن خون پاکش مرا داد به جماعت ای سابا ریختن خون پاکش مرا داد به جماعت چیران خانم صدود و نامش مرا داد به جماعت وقت در گناهان غرق بودم آمد و اسما یافتم حیات من از لطف و مهرش شد و مرا فدا این از دلیل که من سرایم مرا داد به جامعت چیران خانم صدود و نامش مرا داد به جامعت باره گناهان من را برداشته جور و جفاره و دید پاکیا میرزد گناهان من را پهلو یشرا نیزدارد بر سلیب خداونده مهبو کام را داد حیات چیران خانم صدود و نامش مرا داد به جامعت خدمت کنم من خداوندم را مثل که حکمش بود بهر کلامش شبم فدایش تا روحم سویش روود دو تا سرایم این مومنانش مرا داد به جامعت چیران خانم صدود و نامش مرا داد به جامعت شدمنده عزیز شما صدود روحانی را شنیدین امیدوار هستم که شنیدن این سروت وسیله خوشی روحانی شما شده باشه آلی به صحبت خود ادامه می کنیم ما در باری جشن عروسی گپ می زندیم که یک پاتشای بزرگ به بچه یکانه خواد ترتیب داده بود وقتی که خوب دقت می کنیم می بینیم کسایی که به این میمانی کلان و یا جشن عروسی دعوت شده بودند در مقابل این دعوت سی قسم اقسلامل نشان دادند یک تیداد مردم این دعوت هیچ قبول نکدند و به اون هیچ احمیت ندادند این تیداد مردم نتانا که دعوت قبول نکدند کسایی که برشان کارت عروسی را برده بود اونا را هم گرفتند لطکوب کدند و حتی بازشان را کشدند ما در باری این گروه مردم بیشتر صحبت کدیم اما وقتی که نوکرهای پاتشای در کوچه ها و بازار ها جار زدند که زرورت به کارت نیست هر کس میتونه در این عروسی شرکت کنه یک تیداد زیادی مردم در این دعوت شرکت کدند که محفل عروسی را پر ساختند اما انگام که شاه وارد شد تا میمانان را بیبیند مرد را دید که لباس عروسی بطن نداشت در زمانی یسای مسی رواج بود کسایی که در این قسم محفل پاتشایی عروسی شرکت میکدند اونا مجبور بودند که لباس خاص عروسی را بپوشند هیچ کس بدون لباس عروسی داخل محفل نمی شد صاحب عروسی لباسهای خاص عروسی را تحیم میکد و در بیرون محفل عروسی میماند کسایی که لباس عروسی نداشتند لباس مهموری خود را می کشیدند لباس خاص عروسی را پوشیده داخل محفل می شدند خلاصه هیچ کس بدون لباس عروسی داخل این جشنهای عروسی شاهانه نمی شدند اما در این جشن عروسی که عیسای مصیر قصه اون را می کند وقتی که پاتشا داخل جشن عروسی شد تا میمانهای خود را بیبیند و امراه اونا گب بزند دید که یک نفر بدون لباس عروسی داخل شد شما شنویندی ازیز سحنه اون محفل باشکو عروسی را در ذهن خود مجسم کنید چهار طرف چراهان هست صدای موزیک ملائم فضای محفل پر کنند خدمتگارا بالباسهای پاک و سر وز منظم دست بسته هر طرف استاده هستند بوی غذاهای خوشمزه از هر طرف حس می شند همه زن و مرد کالای خاص و فوق قلاده را پوشیده بوی خوشبوی و عطرشان بالا است و از پاکی و صفایی بل می زنند همه از افتخار شرکت عروسی شهزاده که نصیبشان شده به خود می بالند اما یک نفر با کالای معمولی با سر وز چرک و چطل در یک گوشه ششده او هم بری این نه آمده که دی این محفل باشکو افتخار ملاقات با پادشا و معریف شدن به شهزاده نصیبش می شه او صرف بری این آمده که شکم خود پر کنه و بدونی که کسی او را ببینه از کدام را بگریزه او ممکنه از رای دروازه هم داخل نشده باشه به خاطر که دان دروازه پیردارای استاده بود کسی که بدونی لباس هاروسی می خواستن داخل شوه با اونا اجازه نمی داد او شاید از کدام قاطقت خوده داخل محفل هاروسی ساخته بود ای آدم چون لباس هاروسی که شرط داخل شدن به محفل هاروسی بود نپوشیده بود لیاقت شرکت این محفل ها حاصل نکده بود یک دفعه در کابل آوازه شده بود که یک نفر پیدا شده که در هر محفل هاروسی شرکت می کند او با عرصوالان می گفت از داماد خیل است و با داماد خیل می گفت که از دختر خیل است او در هر هاروسی شرکت می کند ساعت خوده تیر می کند شکم خوده سیر می کند او باوجوده که دوت نشده بود و کارت هاروسی را هم نداشت به این قسم داخل محفل هاروسی می شد نان خوده می خورد رقص خوده می کند او از او آیسته کده بدون ایک کسی سرش بفهمه از محفل می بر آمد اما بلاخره مردم او را شناختند وقته که فهمیدن از جمله میمانان نیست و کارت دوت هم نداره او را بیاب کده از محفل هاروسی کشیدند با این آدم هم که لباس هاروسی را نپوشیده بود پادشاه وایا صاحب هاروسی عین کار کرد برش گفت به این لباس چرک و چتل تو نمی تونی دیم محفل شرکت کنی و حتی به اینسان مثل مرگ است که کسی دست ما را بگیره و از محفل هاروسی بکشه ما پیشتر گفتیم که ای شخص شاید بغیر از دروازه اصلی از کدام رای دیگر داخل محفل هاروسی شده باشه در انجیل مقدس می خوانیم که ایسای مسیح می فرمایه من در استم، ارکی به وسیله من وارد شود نجات میابد و به داخل و خارج می روید و اولوفه پیدا می کند او شخص چون از در اصلی که ایسای مسیح داخل نشده او نمی تونه که مسیحی باشه شنوینده ازیز، آلی یک ایلان را می شنویم بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا با صدای زندگی باشین گرانو آوریدون کو تاسو که زمون دیخ پروانو به حق لا پختنه، نظریه او یا اولاندیزونه لاری کوالای شی پدی تیلفون نمبر لمون سر ارکی و نیسی سفر سفر یو، پینزه چلور یو، پینزه پینزه سفر و یو دری یو دوستهای ازیز وقت که ما پیروی ایسای مسیح شدیم دیگر لازم است که کارهای گناه آلود گزشترم مثل لباس کنه از تن خود بکشیم و دور پرتیم و به حوض لباس نو یعنی خود ایسای مسیح پوشیده به تن خود کنیم در انجیل مقدس می خانیم شب تقریبا گذاشته و روز نزدیک است پس دگر کارهای ظلمت را مانند لباس کنه از خود دور اندازیم و زره نور را بپوشیم چنان رفتار کنیم که شایسته کسانه باشد که در روشنایی روز به سر میبرن و از عیاشی و مستی فسق و ارزگی و یانزا و اصد بپرهیزیم خود را با ایسای مسیح خداون بپوشانید و دیگر در فکر براوردن خواهش های نفسانی خواد نباشید کسی که بدون لباس عروسی از کدام را داخل محفل دوت شده بود که پادشا ترتیب داده بود او در حقیقت هیچ کدام این کارهایی که پیشتر در کلام خدا انجیل خاندم انجام نداده بود او زره نور که ایسای مسیح آماده کده بود نبوشیده بود او فکر میکد که هنوز هم در تاریکی زندگی میکنه و کسی نمیبینه که چه لباس در تنش هست یعنی این قسم اشخاص فکر میکنن کسی نمیبینه که اونا لباس نور پوشیدن و یا نه پوشیدن و یا اونا چه قسم کارها را انجام میتن در حال که کسی که پیروی حقیقی ایسای مسیح است او اتمنان داره که در روشنی روز زندگی میکنه یعنی او هیچ چیزی نداره که از نظر مردم او را پنهان کنه او نه مصروف ایاشی و مستیست و نه به لذا و حسد و هرزگی مثل ای چیزها مصروف است کلام خدا می فرماید خود را با ایسای مسیح خداوند بپوشانید شنوینده ازیز منظور از کلام خدا پوشیدن ایسای مسیحیست که کوشش کنیم که مثل مسیح باشیم محبت ما، فروتنی ما، صداقت و راستی ما، خدا پرستی ما، گزشت و دلسوزی ما در همه چیز مشابه مسیح باشیم وقتی که ما خودم مشابه مسیح می سازیم مثل ایست که مسیح را پوشیدیم وقتی که هر کس به زندگی عملی ما و کارهای ما میبینه ایسای مسیح را در ما میبینه یک قسم شخص که ایسای مسیح را پوشیده در جان خود کده پیروی حقیقی ایسای مسیح است او در روز و یا در نور زندگی می کنه او حق شراکت در معفل عروسی شهزاده را پیدا می کنه او میتونه امروز گره بزنه و همصحبت شوه او از نان های فوقلاده مزدار میتونه استفاده کنه او در میمانی بچه پادشاه بحیث یک میمان با عزت شرکت می داشته باشه اما از طرف دیگر به کسای توجه کنین که بدون لباس عروسی با کالای چرک که خود نمونه گناهان او است داخل معفل عروسی شده او فکر می کنه که در شهو زندگی می کنه و کسی چرک های کالای او را نمی بینه او باوجود که از کدام راه داخل معفل عروسی شده اما میترسه که کسی کالای چرک او را نبینه و از این خاطر کوشش می کنه که کدام گوشه را پیدا کنه و بشینه اما پادشاه با همه میمانان خود میخواهه که معرفی شده و گب بزنه و او را به شهزاده که دامات هست معرفی کنه وقتی که این شخص که بدون لباس عروسی و با کالای چرک داخل معفل شده روبرومشه با تحجب به او میگه تو ده اینجا با این کالا چی می کنی؟ پادشاه او را از معفل باشکوی عروسی شهزاده بیرون می کنه و عمر می کنه که به او جذابتن که چرا بدون لباس عروسی داخل شده شنوینده عزیز این سنه ها را در ذهن خود مجسم کنین و در باره اونا فکر کنین همه انسان ها از طرف خدا مثل دعوت شدن به اون جشن عروسی به نجات رایگان که در عیسای مسیح وجود داره دعوت شدن ما به عیس قاصد های این دعوت در حضور شما عزیزان قرار داریم و این دعوت گرانبهاره با شما می رسانیم که در جشن محفلی که با شکوی که خدا برای شما آماده کده شرکت کنین شما می تونین که به این دعوت بلی بگوین و این نجات رایگان که با ایمان آوردن به عیسای مسیح حاصل می شه نصیب شوین دوست های عزیز آل شما را به یک سرود روحانی دعوت می کنیم بعد از شمیدن سرود روحانی ما صحبت امروز ها به پیان می رسانیم لطفاً با صدای زندگی باشین در آخر ما آدرس های صدای زندگی را به اطلاع شما می رسانیم این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته این ساری جلال را به بینیم این ساری برابر پرسته این ساری برابر پرسته برابر پرسته این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته این ساری جلال را به بینیم این ساری برابر پرسته این ساری برابر پرسته برابر پرسته این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته این ساری سار های تلقا به خدا برابر پرسته نفر این جلال را به بینیم نفر این وفق را به دانیم نفر این خود را به داریم برابر دیگری جنگی را یاد این ساری سار های تلقا به خدا برابر دیگری جنگی را یاد این ساری سار های تلقا به خدا برابر دیگری جنگی را یاد برابر دیگری جنگی را یاد شنونده ی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر به انترنت دست رسیدارین می تانین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین روشن at afghanradio.org اسپیل روشن r-o-s-h-a-n است شنونده ی عزیز شما می توانید برنامه دیگر ما را ساعت هفتونیمه شب به وقت افغانستان برابر به هشت شب به وقت پاکستان روی بستو پنج متر بیند بشنوید تا ملاقات دیگر خداوند یارو مددگار شما باشد موسیقی