۳۰ دقیقه
۱۶ مارس ۲۰۲۰
عیسی مسیح نیامده بود که ما را محکوم کند بلکه او آمد تا ما را از محکومیت و بندهای گناه و مرگ آزاد کند. او بدنبال پاسخ مثبت شماست؛ آغوش اش همیشه باز مثلی پدر مهربان منتظر من و شماست؛ تا بار سنگین من و شما را برداشته از مرگ رهایی یابیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش می گردد. کلام خدا برای شما شنونده و دوستی عزیز سلام شما را خوش آمدید می گیم برای رادیو صدای زندگی و برنامه کلام خدا برای شما بله شنونده عزیز بازم سلام تقدیمتان می کنیم امید که جور سعتمند باشین بازم شما را برنامه اولوزی خود معاوی جان خوش آمدید می گیم واقعا شکر جان ما و شما در هفته پیش صحبت ما ای بود که خدا بدنبال انسانهای گم شده و واقعا ما امروز قسمت دوم را با اشان صحبت کنیم تا آن چیزی که خداوند ارادهش هست در زندگی هر شنونده ما به انجام برسه بله شنونده عزیز خدا به جهان ما آمد که ما را نجات بتا و سلامتی و خوشی را به ما ببخشه اما ما انسانها گفتیم که از او فرار می کنیم ویسای مسیح شما را به این زیافت عظیم خود دوت می کنه و ماهل است که شما امروزش گناهان و حیات جاویدانی را از او در یافت کنین و او با خوش رویی به شما می بخشه گفتیم در هفته قبل که دل انسان مشکنه وقتی با دل خوب دل دل سوز با یکی از جانب مقابل صحبت می کنی اما شخص مخاطبت نه تنها گفته ما در نظر گفتیم نمی گیره بله که حتی توهین می کنه بله اما قسم که قصی او برادر را شنیدیم که گفتیم بسیار بایش دوست بود و می خواست پیش دکتر ببریش و سینهش درد می کد و یک وقت دیدیم که با بسیار ناطاقتی دوست خود را از خود نراحت ساخت بله شنوانده عزیز اگر ما در مقابل خوبی خود واقعا اگر از کس بدی بی بینیم بسیار بر ما دردناک می باشه واقعا شنوانده عزیز بازم طبقه معمول یک سروت برتان پخش می کنیم و بعد از پخش این سروت برنامه خود آغاز کنیم بسیار خوب خداونده تو آگاهی زیاد دکار زوی من شناسی بنده خود را و دانی جمله خوه من تو اگه هر زیاد بیرون تو عینی کن شبانه من چودین دفتی که آگاهی زیدانه دانه خوه من تو اگه هر زیاد بیرون تو عینی کن شبانه من چودین دفتی که آگاهی زیدانه دانه خوه من گه فرس و دگی و غم زمان شادی و عزر به درگاه شتابانم که بازستان بسای من در این دنیا تو را دارم یک آلم مهربان من بود فخرم اما در تو تو استی عبروی من در این دنیا تو را دارم یک آلم مهربان من بود فخرم اما در تو تو استی عبروی من تو را دارم چی خوشبختم همیشه شاد خوشبختم خوشان روزی که پای بستم به تو این مهربان من تو را دارم در این درگاه شتابانم که بازستان بود فخرم اما در این دنیا تو را دارم یک آلم مهربان من در این درگاه شتابانم تو را دارم یک آلم مهربان من واقعا شناختیم آن کسی که باید باشیم در مقابل خدا واقعا نیستیم آن پاکی که در حضور خدا داشته باشیم نداریم چون که طبیعتا ما گناهکار با دنیا آمدیم و این طبیع خواد بود که ما به خود بگوییم که ما گناهکار استم مجبور نیستم که بروم و از پیش خدا بخشش به طلبم بله اما خود ما خوب به گناهای خود میفهمیم که ما محکوم هستیم لازم است که در حضور خدا ایره اقرار کنیم و از خدا بخشش به طلبم بله شنواندی عزیز ایسای مسی نامده بود که ما را محکوم کنه چون وقت ما کتاب انجی را میخانیم ایسای مسی آمده بود که محکومیت ما را برداره تا ما به کمال پاکی و قدوسیت برسیم خدا به خواهی همه این ما را محکوم کنه میتونه کسر از زیادتر کسر از کمتر چون ما در ذات خود گناهکار هستیم بله اگر ما چیز زیاد گناه کنیم چیز کم گناه کنیم اما گناه گناه گفته میشه بله هر دوش یک چیز است ولی خدا خدای محبت است به طرف از این گناهکار بودن ما سایی نمیکنه او آمد که تا ما را از این محکومیت گناه که مرگ است آزاد کنه بله کسر که در مسیس اصلا هیچ محکومیت نداره شاید بر شما بسیاری گفت جالب بیاید شنونده عزیز بله چرا؟ بخاطر که ایسای مسیس بخاطر رهائی ما بروی سلیب رفت و همه گناه های ما را به خود گرفت و کل ما باوجود که به مرگ و جزا محکوم هستیم میتونه ما را خداوند جزا بتا و هیچ کدام ما در دنیا شایسته نیستیم هیچ انسانه اگر قضاوتم شاید وزر روحانی و جسمانی ما خوب نیست و لایق مرگ استیم با همه مردم دنیا ولی ایسا جریمه مجازات گناه های ما و شما را بروی سلیب پرداخت بله میخوای شما را نجات بتا ما انسانهای نادان بازم با وجود که همه قدر گناه کار هستیم میخواییم که از است خدا فرار کنیم آیا فرار کده میتونیم؟ هرگست نه هر جایی که بریم خداوند در هونجا حضور داره و ما را میبینه آیا بازم امو دین مذهب میتونه که ما را آزاد کنه از این بند گناه ها؟ نه خیلی هیچ دین مذهب ما را نمیتونه که از گناه ما آزاد بسازه هرگست نه شنویندی عزیز شاید بگوین خیلی باشه اگر ما گناه کار هستیم فرق نمی کنه چی یک سال بعد چی دو سال بعد آخر توبه می کنیم خیلی اگر سال توبه نکدیم سال دیگه اما سال بعد بازم امو آش و امو کاسه خدا با دست و آغوش باز مثل پدر مهربان هر روز هر دقه هر ساعت هر سانیه منتظر ما و شماست یا خواد گفتیم که من وقت توبه را ندارم کارهاییم زیاد هست آره وقت وقت توبه نیست وقت زندگی است وقت عیشت است وقت ایست وقت اوست مثل ازی که بر یک مریض بگوییم من دکتر را می شونستم که بسیار یک دوای خوب برات می ده که تا تو جور شوی و تو که مریض هستی بگوییم من وقت ندارم نمی خواهم کسی دوا بخورم آیا خنداور نیست؟ مثلا اگر یک مریض می باشه بر از او پاریزانه پخته میکنه میگه باش که این پاریزانه را بخوره که باعث سحتمندی شوه اما مریض نمیخواهی که پاریزانه را بخوره میگه من خوش ندارم این را نمیخورم بله ما امروز وضع و نصیت که میگیریم از کلام خدامی امو داروی است که ما میخواییم با این داروی آسمانی از جانب ایسای مسیح شما شفاع پیدا کنیم قسم که ما و شکره جان شفاع پیدا کنیم وطنداری عزیز بسیارتان با کتاب تورات و زبور انجیل ایمان دارین ولی هرگز او را شاید ندیده باشین شاید درستان نگرفته باشین به اثر تبلیغات و صحبتهای این و آن و او را نمیخوانیم پس چطور بتانیم که ما جور و تندرست شویم بله ما چطور بتانیم با یک چیز را که نخانیم نفهمیم به اوی ایمان داشته باشیم به اوی ایمان داشته باشیم بله خواهد بگوین که برو بابا ما وقتش ندارم این گفت های ناکی و این و آن هست اما شنوینده عزیز ما شما را تشویق میکنیم که در جستجوه این حقیقت قدم بردارین شروع کنین آساسا پیش برین جوینده شوین بله با ما برتماس شوین ما از یک شیوه و یک راه راه نمایی خواهد کردیم شاید شما بگوین که ما وقت نداریم اما ببینیم که در کارهای خود باز بسیار رسیدگی میکنیم به سر وز خود و به پارتی ها و مجالس ها بسیار وقت داریم بله با دوستهای خود بسیار وقت داریم اما دکتر آسمانی که آمده میخوای دوائی شفا بخش برما بده پیش از اون نمیریم و نمیخواییم قشنگ شفا بیا بله دوائی شفا بخش اتا دوائی آیات بخش که برما آیات میبخشه بله آیات جاویدانی پس چطور شما از او محروم بانید بله دل آدم میشکنه وقتی که ما با بسیاری از افغانها رو برو صحبت میکنیم به حقیقت خدا اونا را آگاه میسازیم اونا نمیپذیرند مثل ازی میمونه که بر گرسنه بگویی بیا سر دسترخان پر از غذا بیشین مفت رایگان مندگیز بگیر و بخور و او ناحق ناخورده قارو ناز کنه بگویی برو بابا من ایچی از سر ازی دسترخان نمیخورم شاید بگوین وقت ندارم دل آدم میشکنه ایسا نامده بود که او نان خشک ما را از ما بگیره بلکه در امی لحظه میخوایی که تر سر ازی دسترخان رنگارنگ آسمانی خود همراه خود بشانه تا بخوری سیر شویی و از ای گرسنگی و توشنگی خشک بیرون شویی بر نهرهای آب حیات بر نان حیات خدا برسیی دیگر گرسنه و توشنه نشیی حیات بیا فی شنوینده عزیز و ای غذا امروز در کتاب مقدس پیدا میشه بودن با ایسا بالای دسترخان چانس هروزه شما است شنوینده شما را به ای زیافت به ای جشن دوت میکنه تا سر دسترخان رنگین خود که کلامش است دوت ایسا نه تنها بر شما است بلکه بر همیشه بر همه دنیا است تا رایگان هر کدام ای حقیقت دریافت کنه به ای زیافت بله بگویم تمام انسان های روی زمین از شنوینده عزیز به هر زبان که هستن به هر رنگ پوست که هستن از هر کشور که هستن خداوند بر تمام انسان های دسترخان رنگی خود را معایا کرده تا هم انسان ها از ای دسترخان برکت بگیرند آمین بله و حیات بیا فن پس جواب ما چی خواد بود در مقابل ای زیافت ما تصفانه میگیم وقت نداریم علاقه نداریم مثل ای که به قذدار بگویی بیا ما تمام قرضهایت را میتوم در مقابلش دگه پیسا هم ترا میتوم تا تو از قذداری خلاش شوی صاحب سرمایه شوی و شما بگوین ما وقت ندارم شما بخاطر غیرت تان بگویی که ما وقت ندارم بله و نجات شما از سرمایه کرده از پول و این و آن دنیایی کرده شنوینده عزیز بالاتر هست گرانبهاتر هست هدفی نیست که ما شما با پول و پیسا و این و آن این مثال هاست که ما برای شما میگیم خدا میخواه که روح غمدیده ما را شاد کنه قلب های ناپاک ما را سیراب کنه و شفا بته اما ما انسان ها میخواهیم از پیش خدا فرار کنیم نهی که بهتر شویم روز بروز وضع ما دگام خرابتر شده بله اما قسم فکرهای ما خرابتر میشه به زندگی پوچ دلبن شدیم شنوینده عزیز گلمن میشیم که از این زندگی دیگه خسته شدیم از آینده میترسم چونکه آینده مالم نیست از بپیسه شدن از درد از غم از مرگ از غمها شاید دیاد چیزها را آزمایش کده باشیم دلسرد شده باشیم شاید دردمند بوده باشیم شاید هیچ چیز برما خوشاین نباشه شاید موادهای نشاور و شراب و رابطه های جنسی را خوب امتحان کده باشیم یا شاید از کسای که ما را زربه زدن زخم زبان زدن هنوز هم کینه و نفرت ها در درون داشته باشیم اما حاضر نیستیم که در حضور خدا بریم و بگویم ای خداوند من ببخشش تو نیاز دارم من را ببخش و من میخوایم که تو من را شادی و خوشی بدی تو من را شفا بدی به ای وعده های خدا باور من شدیم که در کتاب دوم خرانتیان فصل 5 آیه 17 میگه کسی که در مسیس خلقت نوست هران چی که که نبود در گذشت و اینک همه چیز نو شده است آمین آن چیزی که ما در گذشته بودیم آن دردها و امتحانات و چیزهای خرابی که ما را خراب ساخته بود بقیب بزنیم و حتی بقیب خود نگام نکنیم تنها در ایسای مسیس که ما خلقت نو به دست میاریم تا بکای وطندار عزیز که همین لحظه صدای ما را میشنوید آیا نمیخوایی که حیات نو و زندگی عبدی در مسیح پیدا کنید؟ داستانی هست که من را بسیار متعجب ساخت به این که میگه دختر در کشور دگر کار میکرد در یکی از فابرکاها تانا وقت شعب وقت کارش خلاص میشه میخوایی که بره خانه و پیش از اینکه بره خانه چون شعب بسیار نوقت میباشه یک قسم ترس و لرز در دلش پیدا میشه بخاطر که تنها و تنها هست خلاصا میره به موتر خود سوار میشه و یکانه چیزی که اول میکنه دروازه های موتر خود قفل میکنه حرکت میکنه در سرک ها هنوز زیاد از فابرکا فاصله نمیگرفته باشه و میبینه که یک موتر کلان با گروب های روشن در اقبش روان هست دختر میترسه و در دل خود چی میگه حتما بره ما این موتر اقبی قصد و پلان خراب داره از یک سرک خودا میکشه به سرک بعدی میبینه که بازا موتر به اقبش میچرخه از ترس عرقهایش میرزه و همراه خود میگه هیچ کس در این وقت نیست که من را کمک کنه من ایران ماندیم چی کنم خلاصا از یک سرک به سرک دیگه از سرک دیگه به سرک دیگه این موتر کلان هم امه قصد به سرعت آنقدر که این سرعت میگیره میدوانه موتر اقیبی هم به تقییبش هست درفتن میبینه که در پیش روی خود یک پمپ استشن تیل میاید و میبینه که صاحب تانک تیل اونجست و اجرا میکنه اکسلیتر میده و زودتر خودم میرسانه ازش کمک میخوایه خلاصا وقت که خودم به طرفش میرسانه و میدوه میبینه که موتر کلان هم داخل پارکنگ امی تانک تیل شده دریور قوی های کل پایین میشه و میدوه و این دختر میگه آل پشت ما میدوه و سرعت خوده دگام زیادتر میکنه تا به این مرد صاحب تانک تیل برسه اما اون دریور نه به طرف دختر بلکه به طرف موتر دختر میدوید میره و دروازه همون پشت سر موتر باز میکنه مرد که خوده در پشت پنهان کرده در اقب سیت پشت سر بیرونش میکنه و پای خوده در گلونش میمانه و صدا میزنه پولیس باید خبر بسازید میفهمین که دریور موتر کلان هیچ کدام سوی قصد بر این دختر نداشت اما او دیده بود که در بین موتر دختر کسی هست که میخوای بر این دختر صدمه برسانه اما این دختر از این که در ترس قرار داشت هیچ متوجه نیست خدا خب گرفته بود از این که روشنی افتاده بود از اقب داخل موتر این دختر که خرد بود کاملا معلم میشد اما دریور موتر کلان بر نجات و محبت این دختر داشت عمل میکند واقعا شناؤنده هست وقتی که اگه در تا یک ولایت قرار بگیریم چقدر سخت هست و واقعا در نصف شاو در نصف شاو خب شاید در کشور ما از شام بباد یک دخترچی که یک مرد بر آمده نتانه چون وضع حالت امنیتی در کشور ها و در ولایت ما خوب نیست اما کشور دگه بوده آیا این داستان شما را بیاد زندگی خودتا نمندازه؟ شاید بحانه کنی که ما وقت ندارم وطندار عزیز در چوکی پشت سر زندگی شما چیزهاییست که ما و شما را میخوای نابود کنه مثل که این مرد در پشت از این موتر پت شده بود در چوکی پشت سر ما چیزهاییست که میخوای روزهای ما را خراب کنه آدتهای زشت در پشت سر ما افتاده میخوای زندگی ما را نابود کنه کینه ها و نفرتهای زندگی ماستن که میخوای ما را مثل کرم درخت زندگی ما را از بین ببره خشم ما که از درون ما جاریست میخوای زندگی دیگرها را خراب کنه میخوای ما را هم با خود نابود بسازه و او در عقب ما ششته مثل امو مرد که در عقب پشت سر موتر از این دختر ششته وقتی از ششه عقب ما نور را در زندگی ما که وقتی انداخته میشه میفامین کی از که شما را تقییب داره؟ شاید شما هم آله بترسین میخواین که سر امو اکسلیتر پای تانه بانین و فرار کنین چون که دختر نمیدانست که چرا مرا موتر تقییب میکنه اما ایسای مسی در جستجو و جواب شما هست میخوای شما را نجات بتا میخوای که نور خدا از پشت سر از پیش روی از چار زاویه بر شما روشن بسازه تا شما را از تاریکی ها برانم بله اون بارهای سنگین گرنگ پشت سر شما را شما بردارن تا کسی برای ما صدمه نزنه میخوای که دشمن ما را که ما را در اقب نشسته و میخوای نابود کنه ایسای مسی میخوای او را لگت مال کنه زیر پای خود پرده شناخت ایسای مسی خدای حقیقی بر شما حتمیست ورنه در چوکی پشت سر زندگی شما هر لحظه چیزهای نهفته که میخوای شما از بین برین اما ایسا در جستجو و جواب شما است که که شما بله میگین که میخواین که شما نجات پیدا کنین که میخواین که با اون لبه ایگ بگوین تا صدمه بر شما وارد نشد خداون خدای محبت است خداییست که به تحقیب شما است او به جهان آمد اما جهان او را نشناخت او به زمین آمد بخاطر نجات ما و شما نه ای که از تو بگیره بلکه میخوای براتان بسیار چیزهای خوب بده نه ای که زندگی ما را خالی کنه بلکه میخوای زندگی ما را پر بسازه از شادی و خوشی ها او نه آمد که بار ما شوه بلکه میخوای بارهای ما را او برداره نه آمد که ما را محکوم کنه آمد که آزاد شویم از بار گناه و مرگ و محکومیت ها خوب است شنویندی عزیز که به ایسای مسیح شما ایمان بیارین او را به قلبتان دعوت کنین به زندگیتان دعوت کنین بله همیشه وقت در جسد و جوی ایسای مسیح باشین چیز را که از کلام خدا میشنوین شنویندی عزیز شما بتونین با دعا از خداوان بتالبین که خداوان در زندگیتان او را نشان بتا برتان دعایتان را میشنوین خداوان همیشه وقت دعایتان جواب میتونین تا شما هم به ایسای مسیح خداوان ایمان بیارین و او را بپذیرین آمین بله شنویندی عزیز اگر میخوایی با یک دعای ساده ای زندگی نو شروع کنی باید است با ما ایخصم دعا کنی ای خداوان تو امروز نمیفامیدم که تو مرا چقدر دوست داشتی توی که جسم پوشیدی به زمین آمدی به دنبال ما بودی اما سالهای سال من از تو فرار میکنم دیگر نمیخواییم که من فرار کنم ای خداوان نمیفامیدم فکر میکنم تو دگام بارهای ما سنگین و سنگین تر میسازی ای خدای جسم پوشیده من تو را از دل و جان قبول میکنم که تو خداوان و نجاده هنده عالم بشریت و من گناهکار است آره قبول میکنم که بخاطر ما آمدی تو را با دل و جان قبول دارم تو بودی که بخاطر ما بروی سلیب رفتی به قلب زندگی ما بیا میفامم که گناهکار استم و رای فرار هم ندارم دیگر نمیخواییم که پای ما بالای اکسلیتر زندگی بانم و از تو فرار کنم میخواییم که تو بدنبال ما باشی تو من را در آخوشت بگیری میخواییم که با تو زندگی تازه را شروع کنم باور دارم که تو گوش میدی و جواب میدی و این دعای من را مشنوی و من را دوست داری در نام ایسای مسیح خداوند آمین آمین بله شنانده ایز واقعا که امروز ما هم برکت گرفتیم از این درس هایی که با شما شریک ساختیم امیدوار هستیم که شما هم صاحب برکت شده باشین تا بتانی از این چیزی که گرفته میتونی برداشت کرده میتونین با خانواد هایتان با دوست هایتان با امسای هایتان هم در میان بگذارین باز هم از اینکه وقت برنامه ما به پایان رسته تا افته آینده که در خدمت شما قرار میگریم شما را با نشت یک صورت زیبا با خداوند یک دام سپاریم خداحافظ شما خداحافظ از جان و درخواهد را ایسا با قلب من بیار باشد تو رو آنجا سرارا دندقاری مرا موسیقی هوا و شورین جها نامد کنار درها بکرد تو این نگوش خواب صادر کنی خدا هوا و شورین جها نامد کنار در ذهنها بکرد تو این نگوش خواب صادر کنی خدا از جان و درخواهد را ایسا با قلب من بیار باشد تو رو آنجا سرارا دندقاری مرا موسیقی خدایی او که برود از من نماید برود گردان تو قلبم باشد فاهمه دید را خدایی او که برود از من نماید برود گردان تو قلبم باشد فاهمه دید را از جان و درخواهد را ایسا با قلب من بیار باشد تو رو آنجا سرارا دندقاری مرا این گوهی صدر دانوان و این قلب نفر مانوان
۱۶ مارس ۲۰۲۰
۱۰ ژانوِیه ۲۰۲۰
۱۰ ژانوِیه ۲۰۲۰
۲۱ ژانوِیه ۲۰۲۰
۱۴ ژانوِیه ۲۰۲۰
۷ ژانوِیه ۲۰۲۰
۳۱ دِسامبر ۲۰۱۹
۲۴ دِسامبر ۲۰۱۹