عیسی گفت: یکدیگر تان را محبت کنید!

  ۳۰ دقیقه

  ۱۲ دِسامبر ۲۰۲۰

عیسی حکمی تازه به شاگردان داد - یکدیگر را محبت نمایید. این حکم سومین حکم بزرگ نامیده شده است. لیکن تا زمانی که شخص، مسیح را به عنوان خداوند و مولا نپذیرفته باشد، درک کردن محبت را نخواهید فهمید. ما باید یکدیگر را طوری محبت کنیم که مسیح ما را محبت نمود.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش می گردد. کلام خدا برای شما سلام دوستای عزیز در هر کجایی که هستین و در هر سرزمین خدا را شکر می کنیم که باز یک برنامه دیگر را با شما داریم و این وقت و زمانی که خداوند برما می ته بتانیم از کلام خدا مصفید چویم شکرانگی بگوییم می فهمیم که دنیا در بهرانهای خود است دنیایی که همه چیز ناومد کنند است اما ما شما را همیشه متابق کلام خدا تشویق کنند استیم برای شما که شما ناومد نباشید اگر رویای بر آینده دارین بتانیم که امروز برنامه را با هم یک جا گوش بدیم و آن چیزی که در برنامه قبلی گفتیم آن چینانه که میگه من خداوند شما هستم این حکم را به شما میتونم که شما هم مسلمت چونین کنین یعنی در شستن پاهای شاگردان یک درس فروتنی یک درس از خودگذری و یک درس بالای نافته بود که در هفته قبل با شما شریک ساختم امیدوارستیم که برکت گرفت باشین و ما هم امروز شکر جان با خود نداریم مطنح هستم خواستم که شما برای بهبودی برنامه های ما بتانید با ما با تماس شوید و نظریات و پیشنهادات شریک بسازید و از این طریق بتانید خوشی کنید خدا فرستا به سرش ایسارا بامش فادا تو افنامه اوزیست و مرتا آزادم سازد قبر خالی گوید منجیم زنده هست چون زنده هست از فردا نترسم چون زنده هست ترس ندارم چون دانم آین در دست های اوز بسیستن ازش دارد چون او زنده هست روزه که من از نهره مود بگذرم رنج هایم بپایان نرسد چون بس از مرگم آیت بروزی با چشمان خود بینم ایسار زنده هست چون زنده هست از فردا نترسم چون زنده هست ترس ندارم چون دانم آین در دست های اوز بسیستن ازش دارد چون او زنده هست موسیقی بزودی ایسار بجهان بازاید ای عزیزان دانت وقت کم هست وقت او آین ایمانداران را به حضور پر جلال خدا برد چون زنده هست از فردا نترسم چون زنده هست ترس ندارم چون دانم آین در دست های اوز بسیستن ازش دارد چون او زنده هست چون زنده هست از فردا نترسم چون زنده هست ترس ندارم چون دانم آین در دست های اوز بسیستن ازش دارد چون او زنده هست بسیستن ازش دارد چون او زنده هست بسیستن ازش دارد چون او زنده هست دوست های عزیز امروز باز هم از انجیل یوهانه فصل 13 همه کلام خدا رم میخواند یک ابتعاد رویاه پیدا میدوند نگاه کردن ما به این دنیا نیست با وجود که ما در این دنیا زندگی میکنیم پیلان حیات داریم بالا و پایان میریم فکر میکنیم به دست میاریم مصرف میکنیم و بسار چیزهای دیگه اما آن چیز که ما باید بتانیم زندگی ما متابق فرمان و هدایتای خدا باشه و این رویاه ماست در این زندگی ما که بتانیم در حضور خدا داشته باشیم فکر کنیم تهمه کنیم آسمان از خود زیبایه ها رو داره و خداوند هم همه قسم ما رو دعوت کرده به آسمان و این دعوت نامه رو ما نباید ازز بدیم بیاین که با این امید امروز ببینیم که فرمان بعدی عیسای مسیح خداوند که بعد از شدستن پاهای شاگردان می باشه در این فصل 13 هم درگره چی چیزهایی داره که به شاگردهای خود در ایام آخر وز و نصیت می کنه ما می خواییم که از فصل 13 هم انجیل یوهنا آیات سی و یک الا سی و عشتمه به قراعت بگیرم تا بتانید به گوشهای شنوا شما هم مصتفید شدید فرمان نو وقت یهودا بیرون رفت عیسا گفت او کنون به سر انسان جلال میابد و به وسیله او خدا نیز جلال میابد و اگر خدا به وسیله او جلال یابد خدا نیز او را جلال خواهد داد و این جلال به زودی شروع می شود ای فرزندان من زمان کتا با شما هستم آنگا به دنبال من خواهید گشت و همانطوری که به یهودیان گفتم او کنون به شما هم میگویم آن جایی که من میروم شما نمیتوانید بیایید به شما حکم نو میدهم یکی دیگر را دوست بدارید همانطوری که من شما را دوست داشتم شما نیز یکی دیگر را دوست بدارید اگر نسبت به یکی دیگر محبت داشته باشید همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید شمون پترس به او گفت ای خداوند کجا می روی؟ ایسا جواب داد جایی که می رویم تو حالا نمیتوانی به دنبال من بیایی اما بعد ها خواهی آمد پترس گفت ای خداوند چرا نمیتوانم همین حالا به دنبال تو بیایم؟ من حاضرم جان خود را به خاطر تو بدهم ایسا به او جواب داد آیا حاضر هستی جان خود را به خاطر من بدهی؟ به یقین بدان که پیش از بانگ خروز سی بار خواهی گفت که مرا نمی شناسی دوست های عزیز ما واقعا در درس گذاشته می بینیم که ایسای مسیح شاگرده خدا پاهایشم می شوید و می گفت شما سر تا پا پاک هستید اما نه همه منظورش امو یهود های از خجوتی است که می خواهد استاد خدا مولای خدا به دشمن ها تسلیم کنند و ما در یه آیه سو یک می بینیم که می گفت وقت یهود ها بیرون رفت ایسا گفت او کنون به سر انسان جلال می آبد خدا را شکر میکنیم که ایسای مسیح به وسیله ای سپوریدن به دشمن ها و رفتن به سلیم و منند یک بره جان خود را قربانی میکنه تا موت و نجات پیدا کنیم شیطان ایره نمی فهمه فکر میکنه که ایسا اگر بیمیره ما پیروز میشم در حاله که سلیم شکست شیطان است و در اینجا ایسای مسیح میکنه آله به سر انسان جلال می آبد من در پدر و پدر در من تواسط پدر با انکار جلال بیافم آیه سی و سیو هم میکنه ای فرزندان من زمان کوتا با شما هستم آنگا بدنبال من خواهید گشت و همانطوری که به یهودیان گفتم و کنون با شما هم میگویم آنجایی که میرم شما نمیتواند بیایید اشاره ایسای مسیح در اینجا آسمان است دوست های عزیز اشارهش ای است اگر کسی به ایسای مسیح ایمان نیاره پس و نمیتونه به نزد ایسای مسیح خداوند در آسمان بره و ما باید از بیدار باشیم که چطور بتانیم به پیش و نزد ایسای مسیح بریم اگر او وقت به شاگردهای خود میگن به یهودیان ام قسم گفت هدفش چی بود امروز باید از تو ایمان بیاریم تا به پیش ایسای مسیح در آسمان برسی بغیر از ایسای مسیح دیگر راه وجود ندارن دیگر دین و مذهب و این آن محتره به خدا رساندن نمیتونن به پیش ایسا رساندن نمیتونن جایی که میره و هم به شما نمیتوانید بیاد خطاب به شاگردان خود میگن یعنی حالا شما نه بلکه بعدن خود آمدین نظر به ایمان که شما دارین یعنی با آسمان میاین کارهای شما هنوز بسیار در روی زمین مانده وقتی که رسالت و کار من را در اینجا تمام برسانید یکی پشت دگر جایی که من هستم شما خواد آمدین هر کسی که از هر قوم نجات اگر به ایسا ایمان میاره امروز میتونه به پیش ایسای مسیح بره در آیه سی و چارم میگه به شما حکم نو میتون پیش ازی که شما به پیش من بیاین و حکم نو ایست که میگه یکی دیگر تان را دوست بدارید من دوست های عزیز زمان را باید میاریم که ما در همسایگی خود یکی از همسایه های ما بسیار دل پرست کینه و نفرت داشت هر وقت که خانمم زین ها را جورو میکرد صفایی میکرد دان دروازه خود و دان دروازه از اون را محبت میکرد برعکس وقتی که ما یک جایی بر تفریه میرفتیم یا خانه بازی از دوست ها میرفتیم پس می آمدیم که قصافت و چطلی تمامش در یک دالیز که قرار داشتیم دان دروازه ما انداختگی بود بیاده می آمد این سخن یسای مسیح که میگفت شما یکی دیگر را محبت کنید شاید شما هم در دلهای تان داشته باشین که من چطور میتونم همسایه که با ما نفرت داره با ما کی نداره خوهر و برادر و این و آن که از من دوری میکنه و من را دشمن میدانه من را از خود میرانه من را مزهره میکنه من را این و آن میکنه چطور من بتانم محبت کنم؟ بسیار سخت است تا درک محبت در ما نباشه درک درس این کلام خدا در وجود ما نباشه ما محبت کردن نمیتونیم اما ایسای مسی در اینجا حکم نو فرمان نو میتون این فرمان یعنی فرمان سیومی است و دومیش ای بود که میگه همسایه خود را مانند خود دوست داشته باش در لاویان فصل 19 آیه 18 هم میخانیم که به قوم بن اسرائیل توسط موسا خداون میگه بگو که از کسی انتقام نگیرید و از اون نفرت نکنید بلکه او را مثل جان خود دوست بدارید زیرا من خداون هستم و اینجا ایسای مسی روبرو به شاگردهای خود میگه امروز به موتو میگه درسته شاید من در او زمان تحمل کردن نمیتونستم با همسایه خود با یک دید دگست نگاه میکردم با یک فکر های دیگه با اونا نگاه میکردم چرا میفته ما محبت میکنیم و اینا درک محبت ما را نمیتونند بیبینند که در دان دروازی ما کسافت هایشان کوت هست ما نمیفنیم که چی چیزای دوست هایتان همسایه هایتان دیگر ها شما را صدمه زده باشند اما جالب هست وقتی که ما درک میکنیم که ایسای مسیح خداون خودش بما این حکمه میته همون طوری که من شما را دوست داشتم شما نیز یکی دیگره تان را دوست بدارید همون قسم که ایسای مسیح خداون ما را دوست داره و میخوای که در ابدیت با او باشیم ما هم با یکی دیگر را محبت کنیم اگر در هر اجتماع زندگی میکنیم سر لحف زندگی ما در بین خود ما در بین خانواده ما در بین اولادهای ما این واضع نسید از کلام خدا باشه امروز از کشور ما از بیسار کشور هایی که نراحت هست و مشکل دارند و سختی دارند و در معزله های زندگی خود بند ماندند در کشور هایی میرند که اونها محبت را درک کردند که آرامش بیافند کشور که آرام هست و چیز درست به درستی پیش میرند وقتی که ما در دگه کشور میریم چشمه ما باز میشن ایه میبینیم که انجا محبت نتانها به انسانها بلکه به هیوانات به خزندگان به پرندگان به همه چیز دیده میشه میگی مای کاشی که کشور ما افغانستان هم ایرا ترک میکرد بساره از خانواده های افغان وقتی که با اورپا میرند به دگه کشور ها میرند میبینن که طرز برخورد زندگیشان با طرز زندگی افغانستان بسیار فرق داره و اینجا از که ما دیگران را باید از محبت کنیم تا دیگران بفامن که واقعا ما متعلق به خدای محبت استیم و اینجا از که ما شاگردان حقیقی ایسای مسیم شیم اینجا از که شما مرا جلال میتین و دنیا میفهمه که شما متعلق به ما استین و بواسطی محبت است که دیگران میفامن که شاگردان ایسای مسیم استیم اول قرانتیان فصل 13 آیه اول الاسه میگه اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخنگوییم ولی محبت نداشته باشیم فقط یک دول میان خالی و یا یک چمته پرسر و صدا هستیم اگر قادر به پیشگویی و درک کلیه اصرار خدا و تمام دانشها باشیم و دارای ایمان باشیم که بتوانیم کوها را از جایشان با جای دیگر منتقل کنیم ولی محبت نداشته باشیم هیچ استیم اگر تمام دارایی خود را به فقراب دهم و حتی بدن خود را در رای خدا به سختن دهم اما محبت نداشته باشم هیچ فایده آهد من نخواهد شد و شخصیت خدایی که پر از محبت از برما دوستای عزیز نشان میده ما امروز اگر رفعت و کینه با یکی دیگر می داشته باشیم و نمی تانیم که ای کینه و نفرت از خود دور کنیم ای آیات سیزدی اول قرنتیان باید داشته باشیم اگر ما محبت نداشته باشیم دول میان خالی هستیم چی رو پیغ می کنیم؟ که دوست داریم اما دوست دوستی ما از تای دل نیست ما این فرمان خدا را باید از بیان داشته باشیم دیگرها را ببخشیم و جالب است آیه سی و ششوم شمون پترس به او گفت ای خداوند کجا می روی؟ ایسا جواب دا جایی که می رویم تو حالا نمی تاونی به دنبال من بیایی اما بعد خواهی آمد که ما به طرف سلیب روان هستیم نمی تاونی بیایی اما جایی که بعدا می روم در آسمان در اونجا خواهی آمد و پترس گفت آیه خداوند چرا نمی تاونم همین حالا به دنبال تو بگم؟ من حاضر هم که جان خود را به تو بدهم ایسا بر از او می گه به او جواب می ده آیا حاضر هستی که جان خود را به من بدهی؟ بیاقین بدان که پیش از بانگ خروز سی بار خواهی گفت که مران نمی شناسیم چی پیشگوییه که جز خداوند ای را می فهمه دوسته ازیز دیگه کسی پیش از او را نمی فهمه و ما در فصد 18 همه اینجی را یوهانا می رسیم که چی قسم پترس ایسای مسی را همه قسم منکر می شه ای صحبت ایسای مسی با یادش می آیا وقتی که ایسا دزگیر می شه وقتی که او را همگی تنها می مانند و پترس بخاطر کار خود توبه کرده زار زار گریه می کند و هر برادر ازیز امیدوار استیم که شما هم بخاطر چیزایی که شما فکر کنین خدا نمی فهمه هر کدام ما با حال خود باید از گریه کنیم چی چیزایی در زندگی ما مانه ای محبت می شه وقتی خدا شما را با محبت دوست داره با محبت می پذیره شما ای را نادیده نگیرین شما ای را فکر نکنین که شاید یک هدف انسانی و یک هدف شخصی باشه خدا امروز از قلب های هر کدام ما آگاه است که ما باید از بجای نفرت کینه بدی خرابی یکی دیگر را دوست داشته باشیم ای بدرد نمی خوره که من در بغل بگیرم و تو را پچه کنم او قربان شما چقدر دوستی می آیی کلش سرسری باشه محبت به این مانه نیست محبت ارتباط با خدای محبت است که اول با اون خدای محبت در ارتباط شوید ایمان بیارین به اون نزدیک شوید بعدا می توانید که دیگر را را محبت کنید و محبتتان راستی و بریه ها باشه محبتتان هسته دل باشه و دوستی تا از تایی دل پس امیدوار هستم که از این قسمت درست از این فرمان که یکی دیگر را دوست بدارید همانطوره که من شما را دوست دارم دیگر از این کدر چی افتخار میخواییم دیگر از این کدر چی بالاتر میخواییم داشته باشیم خدا مارا دوست داره خدا شما را دوست داره در هر حالت که زخمی هستی دل شکسته هستی حالت خرابی و بدی و زشتی ها را دیدی فقط این را باید بیار که ایسای مسی خدای محبت هست و این خدای محبت تا را دوست داره در هر جایی که هستی فیض و برکت خداوند با شما باشه بقیه وقت و روزتان به دستای خدا با نشه یک سروت شما را به دستای پرقدرت خداوند راستی و محبت که ایسای مسیس می سپاریم تا برنامه بعدی شما در امان و حفاظت خدا باشید روز و شب و وقتتان در دستان خدا باشد خداحافظ موسیقی های پدر یاسمانی نامی تو ما هدفان نالتی تو بی آیا اینا دایی تو گویج رو شما اشتیق و دیوان و فیض و دارو دیوان زیاد را اومدن خداوند می فهم باشید هستی فیض و دارو دیوان اشتیق و دیوان بیافرینده لپان داخلی مای خداوند دوه دستی افتاقان که تنها تورا شدمت کنید اشتیق و دیوان زیاد را اومدن خداوند می خواهید باشید دستی فیض و دارو دیوان میشنا را خداوند های ایسا در سلیم دانی خود رو بیدار کردید ما هم تو قربانی زنده خود رو با تو دادیم کنید اشتیق و دیوان اشتیق و دارو دیوان زیاد را اومدن خداوند میخواهید باشید دستی فیض و دارو دیوان میشنا را خداوند ما اصلاً نمیترسیم زیرات و فیض شدیم ما را دینا برگردیم اصلاً نمیترسیم اشتیق و دارو دیوان زیاد را اومدن خداوند میخواهید باشید دستی فیض و دارو دیوان میشنا را خداوند اشتیق و دارو دیوان زیاد را اومدن خداوند میخواهید باشید دستی فیض و دارو دیوان میشنا را خداوند میشنا را خداوند موسیقی خداوندا تو اگاهی زیاد دکار زوی من شناسی بنده خود را و دانی جبل خوه من بودن هر زهد بیرون تو عینی کن شما نیمن شنین گفتی که اگاهی زیاد دکار زوی من بودن هر زهد بیرون تو عینی کن شما نیمن شنین گفتی که اگاهی زیاد دکار زوی من گری فرس و دگی و غم زمان شادی و عزت بدرگاهت شتابانم که بازستان بسوی من در این دنیا تو را دارم یادانه مهربانی من بود فخرم همه در تو تو استیاب روی من در این دنیا تو را دارم یادانه مهربانی من بود فخرم همه در تو تو استیاب روی من تو را دارم چی خوشبختم خمیش شاد خوشبختم