عبدالجمیل از یک شکور عربی

  ۶ دقیقه ۳ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

نام من عبدالجمیل است. من در عربستان سعودی در خانواده مسلمان به دنیا آمدیم. خانواده ما بر علاوه ای که بسیار کلان بود یک خانواده آرام و سروعتمند هم بود. من احساس خوشی میکدم که تمام فرائض خدا را به جا آوردیم. تقریبا ششم حصه کتاب دینی خدا حفظ کده بودم و احادیس زیاده را هم حفظ کده بودم. بعض اوقات پیش امامی نمازه هم میکدم. من کوشش میکدم که با جدیت و دقت تمام فرائض و احکام دینی را به جای بیارم. نماز پنجگانه را با جماعت ادا میکدم. روزه میگرفتم و به حج هم میرفتم. دو وقت من بسیار آروزو داشتم که در آخرت خدا را ملاقات کنم. با وجودی که من هیچ تزمینی بر ملاقات کدن او نداشتم. اما همیشه ای آروزو را در دل خود میپرورندم. ای آروزوی من وقتی به آج خود رسید که در باری جهاد در افغانستان اطلاع یافتم. دو وقت من 17 ساله بودم و والدینم به من اجازه نمی دادن که بر جهاد به افغانستان برام. به ای خاطر من انتظار می کشیدم که چی وقت بتانم بر جهاد به افغانستان برام. من به مردم ما که در دین ما بودن محبت زیاد داشتم. اما به مسیان و یهودیان نه تنها هیچ محبت نداشتم بلکه یهودیان را دشمنهای درجه اول خود می دانستم. اما حالت در فامیل ما واقعی شد که خوشی و آرامی خود را از دست دادیم. زندگی برما بسیار مشکل شد. ای مشکلات من را از خدا بسیار دور ساخت. حتی به حالت رسیدم که به ای یقینه داشتم که هیچ خدای وجود نداره. بعد از مدت یک کار خوب پیدا کدم و پول زیاد آیت می کدم. اما با وجود او هم احساس خوشی نمی کدم. چون یک ترس عجیب در دل خود داشتم. ترس ما ای بود وقتی که بمارم سرم چی خواهد آمد. قایا خدا را در جنت ملاقات خواهد کدم یا نی؟ سرنوشت ما چی هست؟ یک روز که مشکلات زیاد داشتم در اتاق خود شیشته بودم و از ارسی بطرف آسمان می دیدم در این وقت خدا با یادم آمد. در دل خود گفتم بیا بخاطر این مشکل خود بر خدا دعا کنم. اما بر کدام خدا؟ خدایی که او را می شناختم او از ما خفه بود. چون چقدر وقت می شد که احکام دینی او را ریایت نکده بودم. در دل خود گفتم پس بر کدام خدا دعا کنم. گفتم بیا بر ایسای مسیح دعا می کنم. من می فهمیدم که او موجود های زیادی کده. بعد از او من گفتم ایسای مسیح بم کمک کو. من نفهمیدم که چطور این قسم دعا کدم. از خودم خفه شدم و پس در جای خود ششتم و به خود گفتم که چی کار احمقانهی کدم. به هر صورت من به این هیچ فکر نکدم که نتیجه این دعا چی خواد شد. آیا مشکلات من حل خواد شد یا نه؟ دو روز تیر نشده بود که اون مشکل من بشکل عجیب حل شد و من احساس آرامش کدم. من تصمیم گرفتم که در باری ایسای مسیح زیاد معلومات پیدا کنم که او کیه هست. ما می گیم او پیغمبر هست و مسیحان می گن که او خدا هست. در اصل او چی هست؟ این سوال ها را در دل خود داشتم که از عربستان سعودی به یک کشور دیگر رفتم. در اونجا شرایط زندگی برم بسیار سخت شد. در بین مشکلات بودم که یک شهر خواهی عجیبی ایدم. برما بسیار مشکل بود که معنی او خواهی بفهمم. اما وقتی که صبح از خواهی خیستم در دل خود خوشی عجیبی داشتم که پیش از او هرگز ای قسم خوشی را و آرامش را تجربه نکرده بودم. من در دل خود محبت غیر قابل بیان به یسای مسیح پیدا کرده بودم. من میخواستم که هر کسی را که میبینم از او سوال کنم که آیا او یسای مسیح را میشناسه؟ تا که من هم قصی ملاقات خود را به یسای مسیح به او بگویم. چیزی که در دل من باوجود آمده بود باراتر از احساس بود. من پیش از او هرگز ای تر خوشی و آرامش را در زندگی خود تجربه نکرده بودم. کوشش کردم که کتاب مقدس را پیدا کنم و بخوانم تا در باری یسای مسیح زیادتر بفهمم. من یک سال با صداقت و از زیر دل کتاب مقدس را متعلاه کردم. فهمیدم که یسای مسیح کیست و او چی کارهای فوقلادهی را به کسایی که به او ایمان میره انجام میته. من راه خود را به رسیدن به خدای حقیقی پیدا کردم. بله به خدای حقیقی یعنی خداوند یسای مسیح. من آرزو میکنم که تمام اعضای خانواده ما، دوست های ما و مردم وطن ما کتاب مقدس را با صداقت بخوانند و خدای حقیقی را بشناسند. من به این ایمان دارم که خدا حتماً به اونا کمک کنه، رهنمایی میکنه که راه حقیقت را پیدا کنند. من بسیار خوش هستم که یسای مسیح را شناختم و به او ایمان آوردم. وقتی که من به یسای مسیح ایمان نداشتم من فکر ایکدم که مسیحیت امکان نداره که ایمان واقعی به خدای حقیقی берند. بعد از ایمان آوردن به یسای مسیح من فهمیدم که خدا من را چقدر دوست داشت و دوست دار که مسیحی شدم. بله او من را دوست دارد، او شما را هم دوست دارد، او تمام دنیا را دوست دارد. یسای مسیح ما را دوست داشت و هنوز هم دوست دارد. بیاد داشته باشین که در روز آخر هیچ کسی شما را نجات داده نمیتونه بغیر از یسای مسیح. جلال برنامه یسا. آمین.