شعر زبور ۲۷

  ۳ دقیقه ۸ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

خداوند مرا نور و نجات هست پناه جان و همشاه حیات هست کجا از دشمنان گردم حراسان فرو افتن چون پیشاین شریران نترسم جنگ اگر گردید برپا که اتنینان خدا بخشیده برما نخواهم از خداوند بیش از این چیز که آن یک چیز را بخشد بمن نیز شوم ساکن همه با جان خرسند تمام آمر در بیت خداوند که تا این که جمالش را ببینم که تا این که جمالش را ببینم بفکر حیکل پا کشنشینم مرا روز بلا چون سایبان است دلم در خیمه و در امان است خدایا چون که میخواهم با آواز مرا بشن و در رحمت نما باز تو خود گفتی که رویم را طلب کن طلب با دل نکه از روی لب کن خدایا راه خود برمن بیاموز به نور روی خود راهم بیفروز مرا مسپار دست دشمنانم که برپا خواستند از بحری جانم خدا را دل بود در انتظارش خدا را دل بود در انتظارش که تا گردت قوی در روزگارش از باقیتایی که تا گردت قوی در روزگارش