۸ دقیقه ۴۵ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
نام من ستیفن مسود هست من از پاکستان هستم در اول نام من ستیفن مسود نبود اما حوادث سرم آمد که دیگر من نمی تانستم به نام خانوادگی خود یاد شوم من مجبور شدم که بر خود نام دیگر انتخاب کنم چما چی فکر می کنین؟ آیا تا حال شنیدین که کسی نام خود را از دست داده باشه؟ من 7 ساله بودم والده این من را مثل بچه های دیگر به مسجد روان کردن که تعلیم دینی یاد بگیرم من بر حفظ کدن سوره ها استعداد خوب داشتم سوره های زیاد را حفظ کدم و مثل توتی بدون ای که منایشان را بفهمم می خواندم وقتی که من او جوان بودم مشکلات زیاد داشتم یکی از بزرگترین مشکلات ما ای بود که مسلمان ها ما را که به فرقی احمدیت علاق داشتیم به حیث مسلمان قبول نمی کدن و ما را قادیانی می گفتن همراه ما اینن مثل کسایی که مسلمان نیستن برخورد می کدن ما از خود سوال می کدم در حاله که ما به عین کتاب و شریعت عقیده داریم چرا دیگران ما را به حیث مسلمان قبول نمی کدن ما وقتی که مذهب اهل سنت با طریقه احمدی خود مقایسه کدم ای سوال برم به وجود آمد که چرا خدا سالها ای راز مخفی نگاه کده بود که پسانا به معسیس عقیده احمدی مرزا غلام احمد آشکار کرد شما خوب می فامین که اکثر مسلمان ها بایی عقیده هستن که ایسا زنده به آسمان فرستاده شد و بروی سلیب جان نداد حتی عقیده ندارن که مسیح مسلوب شده باشه اما عقیده احمدی ما می گه که ایسا مسیح مسلوب شد اما بروی سلیب نمورد بلکه بعدها در جلیل فلسطین به مرگ طبیعی خود وفات یافت مرزا غلام احمد معسیس تریقی احمدیه ده سال بعد از ای ادهای خود کتاب نوشته کده گفت که ایسا به شکل موجز هاسا از مرگ نجات یافت و به هندوستان سفر کرد و به عمر 120 یا 125 سالگی وفات یافت وقتی که من ای مطالب مطالعه کردم با خود گفتم اگر مرزا غلام احمد انتخاب شده خدا و نبی او باشه او چطور میتونه سخنان متزاد بگویه در مورد ایسای مسیح یک دفع گفته بود که او در جلیل فلسطین وفات یافت و ده سال بعد میگه که او در هندوستان وفات یافته من 18 ساله بودم که تریقی احمدیه را ترک کدم و سونی شدم با یک خانواده سونی محصب آشنایی پیدا کدم اونا من را با یک از علمای دینی معرفی کردن که به من تعلیم بته اگرچه زیاد تعلیم گرفتم اما یک سوال اساسی در مورد آیندهی خود داشتم میفهمیدم که زندگی ای دنیا امروز است و صبانه میگفتم پس از مرق سرم چی خواهد آمد من از دست های خود یاد گرفتم که هر کس بعد از مردن مورد قضاوت قرار میگیره ای برای من و مثل من بسیار کسا بزرگترین و رنجاورترین سوال بود که بعد از مرق سرما چی خواهد آمد به خاطر که هیچ کس به زحمت و اعمار دینی خود اعتماد نداشت که توسط او بتانه رضایت خدا را حاصر کنه خلاصه هم من و هم دیگر هم هیچ ای اعتماد نداشتیم که از آتش ابدی خود را نجات بتیم من طریقه احل سنت که نو قبول کده بودم خوب مطالعه کدم به این نتیجه رسیدم که دی ای هم هیچ امید نجات وجود نداره و سوال نجات سوال نجات هنوز هم در ذهن موجود داشت در این وقت بود که خدا کمک کد که انجیل بخانم وقته که انجیل مطالعه کدم جواب سوال خدا ده فرموده های ایسای مسی یافتم درکدم که ایسای مسی به خاطر گناهان ما مسلوب شده اگه هر کس به اون ایمان بیاره از جزای گناه نجات پیدا میکنه ایسای مسی خودش فرموده او یکانه راه به صورت خداست قبول کدن ایسای مسی به حیث خداوند و نجات دهنده برم مشکل بود اما وقته که 22 ساله بودم پیروی ایسای مسی شدم برمه ایمان و پیروی از ایسای مسی مسل این نبود که بادست های گل از من استقبال کنند در ابتدا قوم خود من را از بین خود راندند پسانتر حتی مسیه های که به نام خود مسیهی میگفتند به من آزار رساندند به خداوند خود ایسای مسی بارها دعا کردم بلاخره یک روز جواب دعای خود در انجیل یافتم که میفرماید این امتیاز به شما اطا شده است که نه تنها به مسیه ایمان آورید بلکه بخاطر اونیز رنج و زحمت ببینید من به شکبه و شکایت کردن از دیگرها و پدر و مادر خود پایان بخشیدم من یکانه عوض خانواده بودم از ایسای مسی شده بودم من والدین خود رو دوست داشتم و به آنها محبت میکدم من خانواده خود که بسیار بزرگ هم بود بسیار دوست داشتم من همه آنها رو دوست داشتم والدینم به من گفت درست است مسیهی باش اما به هیچ کس نگو که تو مسیهی شدی من برش گفتم این بره من نموکن است اگر شخصی از من سوار کنه من حتما میگویم که از ایسای مسی پیروی میکنم دوست های عزیز خوب میفهمین بر اقصر خانواده ها وقتی که یک وضع خانواده پیروی ایسای مسی میشه نه تنها بخاطر مذهب و دین با اون مخالفت میکنن بلکه این موضوع عبرو و عزت اونا هم است بزرگترین مشکل و سوال ایست که اگر مسیهی شدی مردم چی خواد گفتن؟ والدین ما مثل اقصر مردم دینشان تمام بخش های زندگی اونار به شمول سیاست اجتماع و فرهنگشان در برمی گرفت اما از لحاظ اخلاقی افتخار و عزتی که در طول سالها در اجتماع حاصل کده بودن با پیروی کدن من از ایسای مسی بزمین میخورد خوب با یادم است وقتی که پدرم از ایمان من به ایسای مسی اطلاع یافت من را به اتاق خود خواست با قهر و غذب به من گفت مردم چی خواد گفتن؟ که یک شاخی دیگه یعنی مسیحی در نسب خانوادی من پیدا شد اگر دست یا قاتل و رهزن می شودی برما ایقدر شرماور نبود که تو با مسیحی شدن ای شرم و آبروریزی را برما کمائی کدی دوست های عزیز از لحاظ توبیخ کدن جسمی فرقه احمدیه با فرقه های دیگه تا حد فرق تاره فرقه احمدیه مخالف توبیخ جسمی است اما با وجود او هم پدرم در مقابل من از توبیخ بدنی هم استفاده کد اما او هیچ نتیجه حاصل کده نتانست بلاخره او رسمن من را حاک کده از تمام حقوق خانوادگی محروم ساخت پدرم اوراقی را سرم امزا کد که من را از نام خانوادگی محروم کد باید من هرگز نام خانوادگی خود در آینده استعمال نکنم به این ترتیب نام خانوادگی خود برعبت از دست دادم اما ایسای مسیح خداوند و نجات دهندیم همیشه با من است او من را تشویق و تقویه میکنه که برش خدمت کنم کلام خدا میفرماید کی میتواند ما را از مسیح جدا بسازد آیا مسیبت یا پریشانی یا زجر یا گرستنگی یا تهی دستی همیشه را از مسیح جدا سازد چنان که نوشته شده است بخاطر تو در تمام روز در خطر مرگ استیم و با ما مانند گوزفندانی که با کشتارگاه میروند رفتار میشود با وجود همه این چیزها به وسیله او که ما را دوست داشت پیروزی ما کامل میشود زیرا یقین دارم که نه موت و نه حیات نه فرشتگان و نه نیروها نه پیشامت های امروز و نه وقای فردا نه قدرت های آسمانی و نه بلندی و نه پستی و خلاصه هیچ چیز در تمام آفرینش نمیتواند ما را از محبت که خدا در خداوند ما ایسای مسیح آشکار نموده جدا سازد آمین برادرتان در مسیح ستیفن