۲۸ دقیقه
۷ اُکتُبر ۲۰۲۱
درهمین اواخر، من در بی بی سی ، داستان زندگی یک زن أفغان را خواندم - مادری که در سوگ دختر کوچکش که مردها اورا سنگسار کردند، نشسته و کسی نمیتواند او را تسلی دهد. مثل همیش این سوال بازهم به فکرم خطور کرد که چرا در جامعه ما به طبقه زن اینگونه نفرت دارند؟ در حالی که مطابق فرموده کتاب مقدس، خدا انسان را به صورت خود آفرید. انسان را به صورت خدا آفرید. آن ها را زن و مرد آفرید. (پیدایش ۵: ۲ )
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان دوستی عزیز، سلام عرض میکنیم خدا را شکر میکنیم به یک روز دیگه که باسم برما دا تا باشه که در خدمت شما باشیم روز بسیار عالی و خجسته است و نزیره جان؟ بله، بله دوستی عزیز، سلام سلام مطمدارای عزیز وقتتان بخیر امیدوار هستیم که خوش و آرام دور از غم و اندو در بین فامیلای خواد شاد و خندان آرام زندگی کنید آمین دوستای عزیز وقتی در مورد روابط زناشوی صحبت میکنیم ما امروز میخواییم که دو شیوه را بر شما پیشناد کنیم و شما از بین این دو شیوه یکی را انتخاب کنید به نظر شما کدامش بهتر است؟ تسلط یا محبت؟ یعنی وقتی که بین زن شوهر روابط شما فکر میکنیم آیا تسلط خوب است یا محبت؟ ما در کتاب مقدس یک داستان داریم که میخواییم او را بر شما بیان کنیم و بعدا ببینیم که از این داستان در مورد این دو موضوع چی درس میگیریم درست است؟ ما این داستان را به زبان خود تعریف میکنیم میگه که در کتاب استرس فصل اول نشته شده که میگه خشایار یکی از پاتشاه های فارس که قلم روی امپراتوری از او از حبشه تا هندوستان ادامه داشت تقریبا در سال های 538 قبل از میلاد تا 458 این پاتشاه بود در این امپراتوری و او در سال سیوم سلطنت خود به افتخار افسرهای ارشد و وزرهای خود یک مهمانی بزرگ تشکیل میده برپا میکنه و جنرال ها و صاحب منصب ها و مهمان ها را از تمامی امپراتور دعوت میکنه که در اونجا حاضر استن و در این جشن شرکت دارن و پاتشاه تمام سروعت خوده و تمام شکوه و جلال امپراتوری خوده بر مردم نشان میده به نمایش میگذاره جای این مهمانی در یک باغ بسیار بزرگ و باشکوه است که در اونجا میبینین که بسیار خوب تزین شده مثلا میبینین که پرده های کتان آبی سفید و همه جا بسیار زیبا و عالی است دیگه سنگ فرشای مکمول است و وزیرا تخت های بسیار تلائی و نقرئی در سر سنگ فرشا قرار داره خب برصورت کاشد فلمش میبود نشان میدهیم کاشد فلم شاید جور کده باشه و این جشن بسیار به شکل باشکوه است به اصلای مهمانی دایر میشه و شراب در همه جامحای تلائی بر همگی داده میشه و پادشان بگه که همگی هرقدر که میخواهند شراب بخورند البته نگفتن امونه که این پادشان خدا پرست نبوده خب در این وقت دوست های اصیس خانم پادشان ملک وشتی در این قصر در یک جای دیگه برای خانما مهمانی ترتیب میکنند شوبرش در یک جای خانمش در دیگه بله بله جالب است بسیار زیاد در وقت هم اینه که زن ها جدا و مرد ها جدا برصورتش در افتمین روز این مهمانی پادشان وقتی که از نوشنن شراب بسیار مست میشه میگه که هفت خواجه سرای خود را دوت میکنند میگه که برین به ملک وشتی یعنی به خانمش بگوین که تاج در سرش بیاید و در اینجا در حضور ما شرفیاب شد یعنی بیاید دیگه در این محفل ما درست است و خادمین خود را روان میکنند اما ملک وشتی وقتی که این گره میسند او انکار میکند جالب است که یک زند در مقابل یک پادشان استاده میشه و میگه که نه از امرش به صلاح اتحاد نمیکنه و به این شکل پادشان بسیار خشمگین میشه چرا اتحاد نمیکنه؟ بخاطر که میزبان بوده یا بخاطر از این که نمیخواسته که در حضور دوست های پادشان بره؟ بله بله در بقیه از این داستان من میرم میخوایم که ادامه بدیم معلوم میشه میگه پادشان عادت داشت که مشاوری رو خود همیشه بخوای در مورد قوانین و بلاخره مشاوری رو خود پیش خود میخوای و میگه که ملکه از فرمان ما سرپیچی کده پس شما چی مشوره میدین؟ قانون در اینجا چی میگه؟ به غیرتش برخورده بله دیگه بسیار خشمگین هم است و به غیرتش هم برخورده و در اونجا مشاوری رو برش میگه که ملکه وشتی نتانا به پادشا و ماموران سلطنتی از او بلکه در اقت به تمام مردان امپراتوری ای توحین کده و به احترامی کده وقتی زنا در امپراتور بشنوان که چی کار اتفاق افتاده که خانم تو از تو سرپیچی کده فکر کنین که اونا در مقابل شوهرهای خود بیتاعتی میکنند اونا هم درست احترام نمیکنند پس دیگه زنا احترام به شوهرهای خود قائل نمیشن و این موضوع موجب خشم شوهرها میشه اگر پاتشان صلاح بداند فرمانی صادر کند که ملکی وشتی دیگه هرگز نتاند در حضور پاتشان بیاد و همچنین یک زن بهتر از او پیدا میشه که میتونین او را منحصر ملکی انتخاب کنین بر شما وقتی این فرمان شما در سر و سر امپراتور برسه ایلام شد و در او وقت زن ها به شوهرهای خود چی فقیر چی غنی با احترام رفتار خواد کده خود در اینجا موضوع احترام هست اما ببینید که در آخرش چی میشه پاتشان و ماموری این پیشناها در قبول میکنند خوششان بیاد و مطابق از این پیشناهاد به هر یک از ولایت های امپراتوری فرس یک پیام روان میکند خط روان میکند به زبان محلی هر ناهیه و در اونجا عمر میکند که شوهران رئیس خانواده باشند و عمرشان باید اطاعت شده عمرشان باید اطاعت شده خب دوسته ازیز شما از این داستان چی یاد میکنید مو شما چی درسی میکنید همه مو شما سوال در اینجا است که آیا پاتشان حق با جان رو بود که بر زن خود بر ملکه امریکت کار رو انجام بده که نمیخواست یا اینست که ملکه وشتی حق با جان رو بود که نخواست که از شوهر خود اطاعت کنه بله خالجان بفکر من بخاطر ازی که بر از این سوالا جواب مناسب پیدا کنیم بیاین که یک وقفه بگیریم و دوباره برمی گردیم خداوند چقدر عظیم است در قدرت متعال و در جلال شکوه بالاتر از همه آسمان جلال خدا را بیان میکند و فلک از عمل دست هایش خبر میدهد روز سخن میراند تا روز و شب معرفت او را اعلام میکند تا شب وقت که خدا آسمان ها را آفری زمین را نیز خلق کرد و آدم را از خاک زمین بسرشد و در بینی او روح حیات تمید نام اولین انسان آدم بود خدا فرمود خوب نیست که آدم تنا زندگی کنه بیتر از که یک همدم مناسب بر او بسازم تا به او کمک کنه پس خدا یکی از قبرغاهای آدم را گرفت و او را شکل داد و از او زن ساخت به نام هوا نه از سرش تا زن سر او آکم باشه و نه از پایش تا مرد او را حقیر بشماره بلکه از بغل او تا کته او برابر باشه و زیر بازوی او پناه بگیره و نزدیک قلب او باشه و محبت شوه خدای میربان مرد و زن آفری تا نشان از صفات او باشن و اما هم کته او زندگی کنن او به اونا اختیار بخشید تا یک جای سرخلقت فرمان روایی کنن خود دستای عزیز آل بیاین که در مورد از این گره بزنیم که آیا پادشا هقبجانه بود که حکم کد که خانمش بیاید، ملکه بیاید در حضور آم ظاهر شود و یایی که ملکه هقبجانه بود که نامد و از حکم پادشا سرپیچی کد خلجان من خود فکر می کنم که ملکه هقبجانه بود چرا که او به شخصیتش بر می خورد از این ایده بود که پادشا مست شراب است و می خواهد که از او دوت کند که او بیاید در حضور آم در حضور دستای پادشا که اصلا انها را نمشنخت در حضور از انها ظاهر شود و خود برنامه ش بگذارد و پادشا در حضور آم ادفه ش اینی بوده که بر مردم نشان بده که چقدر یک خانم زیبا دارد ملکه چقدر زیبا است خود ملکه آقبجانه بوده که از حکم پادشا سرپیچی کده گرچی که در مورد حکم و تصلات شوار در کتاب مقدس در عد عتیق این موضوع نشته شده و خداوند بخاطر از این که انسان بی امری خداوند کده خداوند نتیجی این گناهشان را برشان اعلام کده اگر اجازه دوستان باشن من این را میخانم صد اجازه است اختیار تو به دست او میباشه یعنی اختیار زن به دست مرد میباشه اختیار زن به دست شوهرش میباشه یعنی در ظاهر بسیار خشن است بسیار خشن است ولی چون فرمان خداوند داده بخاطر نتیجی گناهشان داده یعنی در اول وقت که خداوند آدم و عوارا پیدا کده ایتو یک چیز نبوده ولی باد از نفرمانی شان بعد از این که اونا بیامری خداونده کده خداوند نتیجی گناه خودشان را برشان ایلان کده از آره به بعد شما باید این قسم زندگی کنین که مرد باید تسلط کنه سر زن و زن باید مشتاق شوهر خود باشه به اون احتیاج باشه ولی میبینیم که اونمو فرمان را که خداوند اول داده بود تا آل جریان داره ما این را در زندگی خود بارها بارها مشاهده کده و حتی من چشم دیده دارم از این که شوهران چقدر تسلط دارند چقدر اقتدار را به دست خود گرفتند که کاملا اعتدال از دست رفته یعنی هدف خود نزدیک نیست که همین تسلط بودن مرد بالای زن این را به اصلا مردم به شکل بسیار افراتیش و اشتباهش استفاده میکنند یعنی استفاده غلط شده از این یعنی که تعدل خود از دست داده یعنی امکدر که باید شوهر سر زن خود اقتدار میداشت یا تسلط میداشت زندگی نرمال را پیش میبردن ولی به او شکل نیست انسان او را زیادتر از او استفاده کده بشکل که زن را مورد لطوکوب قرار میدهند زن را مورد خوشونت قرار میدهند و زن اصلا جرات نداره یا حق زندگی را نداره بسیاری مرده است که از این حقوق خود قدر استفاده میدهند میکنند که حتی میرند چار زن میگیرند و سر کل زنهای خود ظلم میکنند از این خاطر در این محیط که ما میبینیم زن احساس خطر میکند و جرات نداره، اقتدار نداره و حتی نمیتوند که مشکل خود را خودش حل کند در این قسمت مشکل مرده چی است؟ تاثیر بد هکم که اینا به استلاح احتدالش از دست دادن تاثیر بد از این سر مرده ای است که مرده فکر میکنند که این این اقتدار و حکم را که دارند این این مسئولیتشان است، این این زندگیشان است را و روششان این اینی است و غیر از این دیگه هیچ راه ندارند یعنی فکر میکنند که یک چیز خوب است که مثلا مرد باید که سر زن حاکم باشه و او باید اطاعت کنه باید اطاعت کنه و غیر از این دیگه هستلن ایچ راه به پیش دوشان نیست فکر میکنند که این این کل زندگی است حکم و خانم باید از او اطاعت کنه ولی ما بسیار یک مسیج خوب داریم یا یک پیام خوب داریم که در کتاب انجیل مقدس در انجیل مقدس در انجیل مقدس وقتی که پولس رسول که یکی از شاگرد هیسای مسی بود در زندان بود ای را نشته کده بخاطر روابط زنان و شوهران ای را نشته کده دوباره شما اگه چه آدرستش بگی؟ در کتاب انجیل کتاب افسسیان فصل پنجم آیت بست یک نشته است که بخاطر احترامی که به مسی دارید متی یک دیگر باشید تنها نگفته که زن باید متی شوهر خود باشه بله اردوشان باید متی یکی دیگر باشن آی زنها طوری از شوهران خود اطاعت کنین که از خداوند اطاعت میکنید بله و برمرده چی گفته؟ مردان باید همان طوری که بدن خود را دوست دارند زنان خود را دوست داشته باشند زیرا مرد که زن خود را دوست می دارد خود را دوست می دارد هیچ کسی هرگز از بدن خود نفرت نداشته بله بلکه به آن غذا می دهد و از آن توجه میکند یعنی پولس رسول در این قسمت عد اتیقی را که خداوند فرمان داده بود او را رت نمیکنه بلکه او را کامل می سازه یعنی این حکم با محبت باید انجام شوهر باید انجام شوهر درسته اگر مثلا بیوز حکم بشکل محبت با خانم خود رفتار میکنه خانمشان بسیار علاقه من می باشه که با شوق اطاعت کنه در این صورت اردیشان متی یکی دیگه می باشند اردیشان خانم اطاعت میکنه شوهر محبت میکنه روی دیواز که شوهر هکم کنه وقتی خانم به ترس وزیاد اطاعت کنه آلی عرب آهان gap به محبت اتاعد می کنه توری اشتدارات едد تesis اطاعت کنید از خدываемی تايمات می کند دوست د Mohammad انہا کو دستگیها Until فرمان خدم بود عالی دستگیax ماه بی واکف از این لوکه این محبت خدا را در این فرمان هایش عده اتیق ایسای مسیح درست اعمالا انجام داد اعمالا ما ببینیم خدا چقدر ما را دوست داره و فرمان های خداوان عالی است وقتی شوهر فرمان می کنه فرمان می رانه با کدام شیوه اول اون را بیان می کنه نه این کار را باید بکنه نه با خرش نه با اصابانیت بلکه با محبت و از روی محبت یعنی اون چیز را که می خواهی بگوید اون از روی محبت است اون به اصلاح کمک است و رابط خوب و عالی است خب دوست دیزیز آلی یک واقفه می گریم بعد هم دوباره برگشت می کنیم مسیحا شنیدم کسی را نکشته گناهکار اگر دید به هجا نکشته دعا کرده هر جا که نفرین شنیده چوبایی نشسته چوبالا نکشته بابا خامد و خامد رو همگل بی دیده شی گفته اصازش تو زیبا نکشته نبانیک و ببند هیچ سنگه نزده هیچ فتوان نداده بفتوان نکشته موسیقی اگر کاروان بود بارش گناهان گرفت باره آنها از آنها نکشته اگر دشمنی دید در ساحه نشسته نیف گرده او را بادریا نکشته چه کس دارد اینک کلید نجات را هران کس که اون رو سفرده نکشته هنوز هم یاز است مرا بنابرای او که تنها همان است که از ما نکشته جهان گشته زنده چون که در جهان شنیدم کسی را مسیحا نکشته جهان گشته زنده چنان که در جهان شنیدم کسی را مسیحا نکشته جهان گشته زنده چنان که در جهان شنیدم کسی را مسیحا نکشته خوب دسته اصیس در اول وقتی که ما شروع کردیم صحبت های خودها سوال کردیم که آیا تسلط خوب است در روابط زناشوی یا ایست که محبت و داستان را از کتاب مقدس بر شما تعریف کردیم داستان از کتاب ایستر و گفتیم که ای پاتشا خواست که بسیار از مقدرت خود استفاده نحق کنه و خانم خود را مجبور بسازه که او بیا و خود را به نمایش بگذاره در بین مردم که نمشناسه و خانمش از او اطاعت نمیکنه و به این شکل داستان به شکل پیش میره که در زندگی ای پاتشا یک ایستر میره ایستر یک خانم دیگه است که بعدا ملکه میشه و خداوند پلان داشت که برزی پاتشا بفهمانه که وقتی که خداوند کارا پیش میبره درست است برزی یک درس باشه که خداوند وقتی که کارا پیش میبره به خوبی پیش میره و ایستر وقتی در زندگی پاتشا میعه کارهای بزرگ را خداوند از طریق از او در بین قومش انجام میده بعضی وقتا خداوند برما درسات میده اتو اگر بیتاعتی هم میکنیم و او را نمشناسه بسیاری وقتا ما اشتباه میکنیم ولی خداوند ما را از اشتباه ما عبور میده و کار میکنه که امو اشتباه ما به برکت تبدیل میشه وقتی که ما کاملا متوجه میشیم که ما اشتباه کدیم و خدا به اون مست باریم اون امو اشتباه ما را به برکت تبدیل میکنه نزدیان پیشتر خود خاندی از عهد عتیق اما را در زی که گفته شده اینه که مثل که جان خدای شواران چنان که مسیح کلیس ها را دوست داشت و جان خود را برای آنداد شما نیز زنان خود را دوست بدارید و این چقدر ارتباط مگیره باس هم عهد عتیق و عهد جدید که در عهد عتیق در این مورد میکنیم وقتی که خدا هوا را میسازه و پیش آدم میره آدم میبینه میگه که بسیار خوشمه میگه که آدم گفت این مثل خود من است استقانی از استقان هایم و قسمت از بدن هم درست است و پیش از گناه خدا هم اصلا پلان از این را نداشت که مثلا لعنت کنه یا جزا بده بلکه در پلان خدایی بود که زن شوهر یکی باشه گفت که از این نگاه شوهر مرد پدر و مادر خود رها میکند و با خانم خود یکی میشه واندو یکی میشه درست است خب این بود دوست های عزیز چیزی که ما خواستیم از کلام خدا برای شما بگیم ولی یک سوال دارم نزیر جان که این چرا مثلا زن ها از چی میترسند که در مورد شوهر هایشان مثلا یک سوال در اینجا چکردیم درست است نی؟ بزرگترین ترس زن ها نضبت به شوهر هاشان چی است؟ بله خب هر زن فرق میکنه نظر به ایست که شوهرش چی نوع شخصیت داره آیا آیا از لطکوب میترسه آیا از انتقاد بی جای میترسه آیا از این میترسه که شوهرش زیادتر از اندازه سرازو تسلط داشته باشه یعنی ترس ترس زن ها رو میگرسه؟ ترس زن ها رو میگم یعنی زن ها میترسند که؟ زن ها میترسند که مثلا اگر شوهرشان از اونا انتقاد بی جایی کنه یا اونا را پیش روی یک کسی کم بیاره پایین بیاره که باعث پایین آوردن شخصیتشان شده یعنی در مورد ترس ترس باعث میشه که اطاعت کنن بله بسیاری وقتا ترس باعث میشه که اطاعت کنن ولی بسیاری وقتا پیشتر هم که گفتیم که اگر مثلا چون محبت هر چیزا میپوشانه و از عده جدید هم خاندیم که باید شوهران زن خود را محبت کنن از او خاطر اگر محبت شوه ایتدال باوجود میایه اگر حکم هم باشه باز هم ایتدال باوجود میایه اگر همیشه در ترس آدم اطاعت کنه او باعث از این میشه که شخصیت زن پایین بره زن اصلا جرات نداشته باشه حتی که از خود دفاع کنه این تاثیرات بده داره و زن ها از این چیزی میترسه و چیزی که مرد هم میترسند که بر خانمای خود آزادی بتند درست هستند یه حکم نکنند بلکه آزادی بتند ترس هایی هست که زن هایشان مثل ما که از تفولیت کلان شده ایم زن ها وقتی اگر آزاد باشند مگه سرشان های آدم بالا میشند وقتی هست که دیگر تمام جلو زندگی از مرد ها میره بله درست هستی؟ ولی اگر محبت در بین باشه این ترس مرد ها نمیده شده و این محبت دوست دیگر فقط میتانیم که در ایمان به عیسای مصیبه دست بیاریم من خودم شخص بودم که واقعا طرف زنا با یک چشم حقارت و پایین میدیدم و اصلا خدوان زندگی من را تبدیل کرد دیشور با دوستهای خود صحبت میکردیم و من گفتیم که من باید داستان زندگی خود را نشته کنم خدوان من را از کجا در کجا آورده و چقدر در زندگی من تغییرات آورده نزیره جان گفت نه من کتاب داستان را نشته میکنم بله دو چشم دیدش هست که دمی که سال هایی که ما ازدواش کردیم خدوان تغییرات آلی را در زندگی ما آورده که همه چیز را در محبت بین خود بخش کنیم و هیچ زبانهان نمانیم صحبت کنیم و حتی بازی وقتا اختلافاتم داشته باشیم ولی با وصف اختلافات یکی دیگر را پاسیدیم و اجازه دادن یا شریک ساختن خانم و شوهر بینشان ای باعث بنایی خانواده میشه و خدوان خانواده را به ای شکل در محبت رشت میده بنا میکنه نه با غرور نه بایی که شوهر اقتدار زیاد از اقتدار زیاد خود استفاده کنه بلکه با محبت و زنا با اطاحت میتونن که زندگی با اعتدال داشته باشه پس دوست هایی سیز افغان های گرامی مرد های عزیز شما نه ترسید ازی که با خانمتان با محبت رفتار کنید و با اونا آزادی بدین که ابراز کند بلکه در اتقاب خدواند راستین شما خواهد دیدین که چقدر زندگی شما به طرف نیکوی و خوبی پیش خواهد رفت به امی امدواری و دعا شما را با خدواند یکتا و پرست پیز و محبت میسپادید خواهد و محفظ باشین دوست های عزیز خداحافظ موسیقی موسیقی