۲۸ دقیقه
۲۹ مارس ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان ... افزاین مهدد بداران دولتوی سدر برنامه favorite دوسته قرآن دوسته عزیز د Oxford دفتر در کوشنگ دوسته شکر میکنیم که شما این برنامه را تماشا میکنید و ما امیدوار هستیم که وقت بسیار پربرکت و پرست سمیمیت و صفا داشته باشید بله دوسته عزیز من بنو بخواد سلام عرض میکردم با امید خوشی و سلامتی شما هستیم و میخوایم که شما تا آخر این برنامه را ببینید بشنوید و لذت ببرین و نه تنهایی بلکه امراه ما در تماس شوید شما برمایی ایمیل روان کنین برمایی مسیج کنین ما بسیار خوش خواد بدیم بله دوسته عزیز نام من خلیل هست بعد از چندین برنامه باس هم خودم حرفی میکنم و نزیره جان ما هردی ما زن و شوهر هستیم و خداون ما را در زندگی ما برکات و خوشی های زیادی داده بین خود ما و اطفال ما و خانواده ما تا باشه که ما ایره بر شما ازا هم بخش کنیم برما بسیار جای خوشی هست که اگر ما بتانیم بر وطندارهای عزیز خود خدمت کده باشیم و بتانیم از تجربه هایی که داریم بر دوستهای خود بگویم و اونا از ای مستفید شوند ما بسیار خوش خواد شدیم دوسته عزیز امترکه در برنامه های قبلی ما ما در مورد زبانهای محبت گفتیم و ما امیدوار هستیم شما ای برنامه ها را تعقیب کده باشید تا باعث خوشنودی شما شود در زندگی تان و عزیز زیاد برکت ببینید و شاید به فایده تان تمام شده باشد شاید چی نزیره جان اطمان من بابر دارم یعنی خود شاید میگیدیم شاید اگر برنامه های ما را دیده باشند بله بله اگر دیده باشند اگر دیده باشند و تعقیب کده باشید که چی رمز هایی هست که در بین زن شوهر است محبت در بین شان زیاد می سازه و ای رمز ها را ما میخواییم که برتان بگوییم که پنج رمز است بله اگر زبان بگوییم پنج زبان است بگوییم پنج زبان محبت است بله و ای زبان های محبت زن ها و شوهر ها را زیادتر کمک میکند که به یکی دیگر نزدیک باشند و زیادتر از زندگی خود لذت ببرند بله دوست هایی زیز یعنی ای زبان های محبت یک راه و طریقه است یک شیوه است که ما میتونیم محبت خود را به همسر خود ابراز کنیم یا اصحار کنیم بگوییم که من تو را دوست دارم مثلا زن به شوهر خود میگه شوهر به زن خود میگه که من تو را دوست دارم و تنها ای که دوست داشتن به زبان نباشه درست است خب یکی از ای زبان است بله بله ای زبان اول محبت بله ای از که ما اظهار میکنیم و میگیم و شوهر خود را یا خانم خود را ما تشویق میکنیم بله بله بله با کلام خود یعنی با کلام خود با حرفای تشویق کننده تعیید کننده نهی که محکوم بسازیم خانم خود را که چرا تو کردی چرا تو نکردی اغذای تو بود و خانه تو بود بلکه در قسمت زندگیش باید که تعیید کنیم صحبت هایشا و تشویقش کنیم و گفت های دلویز بزنیم با مهربانی و ملائمت متاسفانه که ما افغان ها در افغانستان اصلا شوهر ها با خانم خود نمیگن که من ترا دوست دارم یا مثلا دیگه زبان هایی که مثلا گفتیم وقت گذاشتن و شیندن است که ما باید وقت بگذاریم تا بیشینیم از یکدیه خود بشنیم و بشنیم دقیق بشنیم یا توفه بتیم شوهرها بر توفه بتیم من یکی وقت به یاد ندارم که می خواند شوهرها بر توفه بشنم ولی آقایی یاد گرفتم که من باید بهش توفه بتوم گرشین که توفه ها وقتی که به خانم گذاشتن بشنیم خود توفه مهم نیست ولی امی که من به خالک خانم یک توفه میتوم خالک خانم اینتو فکر می کند که من و اینا چقدر دوست دارم که من در فکر از ای بدیم و رفتیم بر از ای توفه خریدیم و ای برش دادیم و ای برش بسیار به عرضش خواد بود بله یعنی توفه وقتی که می بینیم به این معنانه نیست یعنی شاید بسیاری کسا خصوصا در وطن عزیز ما مردم پول ندارن که برند توفه بخرند توفه میتوند بسیار ایک چیز کوچک هم باشه مثلا یک گله مثلا یک چیز بسیار کوچک و عرضان مثلا میتوند به خانم خود یا به شوار خود بدیم دیگه امروز دوست داریم که در مورد زبان چارم محبت که محبت در عمل هست محبت در خدمت هست در این مورد با شما ازاس صحبت کنیم و وقتی که میگم نزیده جان محبت در عمل درست هستیم عمل هم بچند شکل هست به نظر من دو شکل یکی که عمل که ما از روی احساس مسئولیت انجام میدیم درست هستیم ما مسئولیت داریم که کار رو انجام بدیم یا وزیفی وزیفی ماست خب در افغانستان یک شوار پرسان کنیم میگن بیادر من تمام ضروریات خانواده خود رو محیا کردیم ایچ کمبوتی خانم ایچ کمبوتی نداره مثلا لباس داره خانه داره هر چیز داره شکل نانه هست هواست پیسه هست دیگه از دیگه چی کدام خدمت بزرگ شده میتوند این خب مسئولیت شد این مسئولیت است که یک شوار داره که نان و اولاده خودا و از خانم خودا آماده بسازه برشان یکی ایست که خدمت که میکنند او دوتلبانه میباشه یعنی از روی محبت میباشه و مثلا یک خودگزری در وجود میداشته باشه یعنی کدام هدف نیست که بخاطر مسئولیت خود یا بخاطر ازی که اگر مثلا این کار رو انجام بدم اینقدر مفاد من میشه یا مزمی گیرم یا جانب مقابل بر معاین کار انجام میده درست است ای فقط دوتلبانه و از روی محبت است بله باله خب دوست دوست دیزیس משکلی فکر میکنند که ما باید خدمت شویم درست است خدمت شویم واید باید جانب مقابل با ما خدمت کنند کلمات دواویز و محبت آمه ویز بگند با ما طوفه برند دوست خود سوال کده ایم که گاه به همسر خود آیا ای کاران انجام داده باشیم ای از دوست دوست دیزیس که امروز بسیار بسیار مهم است که ما باید که محبت خود در خدمت به دیگرها انجام بدیم درست است پیشتر گفتیم که نتانا در بین زن شوهر است بلکه به اطفال به اجتماع به همسار وقت ما یک نفر خدمت میکنیم اما قدر که نفر مقابل خوش میشه ما خود ما هم احساس خوشنودی میکنیم که ما یک نفر برکت دادیم خدمت کدیم ای بسیار جای خوشی است که در زندگی ما برکت بابار میره و ای که خود مرا خوشحال میتوند و محبت در بین ما پیدا میشه یکی از رازهای خوشی و خوشبختی است که ما دیگرها را خدمت کنیم خب بیاییم که ویدیو را تماشا کنیم و بعد برمی گردیم خیلی روز نوخت شد کل کارای مند چی؟ دیگ پختند زرفا اولادا را کارخانه گی شنن کنم هیچ فرق نمیکن نزیر ساعت سیکن نان خشک برای صبح نزیر یک دقیقه سالو کن دکان بست نمیشه بیا تو بیا تو یک دقیقه بیا تو نزیر جان زرفا ششتگی آه نارم تیار دیگه چه میگی؟ اولادا که شد؟ اولادا شدند اتاقای خود کارخانه گی خود راستی؟ آه بیا بیشید بیشید بیشید خیلی خسکام شدی من برای تو یک گلاس هاو بدم که بیشید خشک شده روز چی گردی؟ مریض ما دندانشا می کشیدیم دندان علاشگی شد آه وقت آمدم از دفتر دیدید که اینجا زرفا کله گیش در پوت هست دیگه وقت داشتیم که بشویم منو کل چیز داره اینا دیگه برو کارهایتو تبدیل کن که من اولادا سلام میکنم که یکجای نان بخورید خیلی خوب اولادا بیاین که نان میکنید نان تیار هست خوب چطور نزیره جان؟ بسیار خوب این امیز زندگی روزمریم هست که من بسیار خوش هستم که خلیجان یکان روز زیاد کمک میکنه مرا یکان روز کمک میکنه ولی زندگی زنوشی اما قطعا باید باشه که یکی دیگر را کمک کنیم در اینجا من میتونستم کسان امی کمک را نکنم پیشتر که گفتیم نه بخاطر کدام عدف نه بخاطر هیچ فقط بخاطر محبتی را دو طلبان خودت کده و من هیچوقت نگفته بودم که این کار را بکو چون من فکر میکنم که من باید بکنم ولی برصورتش ما پیشتر گفتیم که در بین زن شوهر این خدمت در بین زن شوهر هست ولی نتند ها در بین زن شوهر بلی بلکه در بین هر کس میتونه باشه خانمه ما میشناسیم که قصه میکنه یک خانم بیواره که خودش بسواد است و این قصه یک دوست خودم میکنه که نام از خانم سوسن است و میگه که سوسن چقدر یک خانم مرعبان است که همیشه مرا کمک میکنه همیشه مرا پیش دکتر میبره همیشه مرا بازار میبره که من سودای خانه را بخرم و اگه خانم سوسن در زندگی من همی بود خانم سوسن واقعا یک فرشته است و این خانم سوسن چقدر به ازی محبت کرده چقدر خدمت کرده براش نه بخاطر ازی که کدام عدف داشته یا کدام آید از ازی به دست میورده بلکه فقط دو طلبانه و از روی محبت این کار را انجام میداده بله بله دوست داشتن در محبت است یکی که به زبان میگه من دوست دارم مثلا اگه زن شوهر است یا کدام دوست دیگه تان است مثلا این خانم اگه من دوست دارم این آن ولی باید که در عمل ثابت بسازه دوستی در عمل که میگن امی است و این ثابت شده مثلا انشتین که خودش یک سائنسدان بود و این در دیوار خانه خود تصویر دو سائنسدان دیگر را بند کده بود و سالهای آخر امرش امی تصویر های این دو سائنسدان پایین کده و تصویر گاندی را در دیوار خود بند کده تو چرا گاندی؟ بخاطر ازی که گاندی چقدر خدمت کده بر مردم خود چقدر خدمت کده گرچی که انشتین خودش هم یک سائنسدان بود و خدمت کده در مردم ولی انشتین فکر میکده که خدمت گاندی بارزشتر است تصویر گاندی را در دیوار خود درست درست یعنی گاندی از نگاه اجتماعی از نگاه رابط از نگاه اخلاق چقدر مثلا از خود گزری نشان میداد درست است خدا را شکر میکنم به سائنس و علوم و تکنالوجی و این و آن ولی اخلاق کردار روش محبت سمیمیت و شخصیت انسان بسیار بسیار مهم است نسبت به همه چیز دیگه از امی خاطر است که ما نیاز داریم که یکی به دیگه خود برسیم اگر هر چیز در خانه ما باشه بسیاری وقتا ما این فکر میکنیم اگر تکنالوجی به حد بالا مثلا پیش رفت کنه و هر کس هر چیزی داشته باشه مثلا در خانه خود امیان در غرب این طور است مثلا تلویزیون دارن موتر دارن هر چیز ضروریاتی که بگویی دارن و همیشه در کنج خانه خود است تفلایشان هم خودشان هم کمپیتر هست انترنت هست ایچ رابط وجود ندار ایچ رابط بسیار مهم است از اینکه بسیار در زندگی سخت شده بود از این خاطر ما ایران میکنیم که در زندگی وقت زن و شوهر در بینشان محبت نباشه و یک نفر زیاد خدمت کنه و نفر دیگه محبت شد جبران کند نتانه و میتونم که از این خدمت سو استفاده کنه مثلا سالها و خدمت کند سالها و خدمتش نفهمیده ولی ما نبود اجازه بدیم که محبت ما و خدمت ما که از روی محبت میشه او مثلا شیوه بگیره که مثلا یک نفر دیگه او را مثل غلام ببذیره یعنی هدف ای است که ما نمیخواییم که همیشه خدمتگار یکی دیگه باشیم ما مسئولت هم داریم درست است دیگه رابط زندگی هستش و این محبت باید این کار که میکنیم خدمت که میکنیم از روی دو طلبانه باشه نه ای که به شکل زور یا ای که از روی مجبوریت و ای خانمه که ما پیشتر قصه شده کدم ای از روی مجبوریت این کار را میکده و ای چی را بار میاره نفرت را باوجود میاره قهر را باوجود میاره که ای خانم قهر بود سر شواره خود و کینه را باوجود میاره ولی اگر محبت واقعی باشه ای باعث میشه که خدمت روز بر روز زیاد شده شده و خدمت روز بر روز زیاد شده بره بله بله دوستان عزیز پس میبینیم که ای محبت است در خدمت عملی درست محبت در خدمت عملی و بیالای شانه که باعث میشه که ما دیگرها را با طرف خود بکشانیم با هم دوست شدیم بین زن شوهر و هم در بین دیگرها و در زندگی دوستانیز چانس های زیاد است یعنی طریقه های مختلفی هست زیاد است به صلاح چانس که ما بتونیم به چی شکل ابراز محبت کنیم وقتی که در مورد محبت عملی صحبت میکنیم خب دوستان عزیز آله بیاین که یک سرود مقبوله بشنویم ببینیم و بعدا برگشت میکنیم آمد مسیحان در جهان شادی کنید های مومنان تصبیه و تقدی سشده همداش کنید ورد زبان خوری خدای بمکان شد آشکارند در جهان از نور روی خود نمود روشن زمین و آسمان آمد مسیحان در جهان شادی کنید های مومنان موسیقی شادی و ورد های کدکان به نماهی دست دل و چار شادی و ورد های کدکان به نماهی دست دل و چار شادی و ورد این روزندر بیت و لحن منجی آن شادی خود آمد مسیحان در جهان شادی کنید های مومنان تصبیه و تقدی سشده همداشت کنید ورد زبان نظر به محبت عظیمی که داشت بر ما انسان ها نه تنها ما رو دیگه دنیا ورد بله یعنی محبت خدا هست که ما رو دیگه دنیا ورده بسیاری کسی هست وقتی از زندگی خود بزار میشند چی میگن میگن کاش کمید دیگه دنیا نمی آمدم چرا این گپه میزنند بخاطر از اینکه اینا نمی فامند که خدا مطابق محبتی که داشت او شخص رو دیگه دنیا ورده هر کدام ما شماره و این دنیا زیبا و مقبول امترکی منظرهای مقبول دیدیم این دنیا زیبا و مقبول بر ما خلق کدم خواسته که ما در زندگی خود خوش و آرام و با محبت زندگی کنیم بله پیش درخی خودت گفتی که میگه کاش کمید دیگه دنیا تولد نمی شدم یا شاید که محبت خدا رو انوز نشناخته باشه نچشیده نچشیده محبت خدا رو مردم محبت از مردم یا از پدر مادر یا از فامیل خود ندیده چون محبت میگه دوست دارم محبت انسانه علاقمن میسازه کدام زندگی کنه محبت آدمه شاد میسازه بله بله صدای محبت بلندتر است گفتن است وقتی میگیم من تو رو دوست دارم خانم عزیزم این تنها کفایت نمیکنه بلکه ما باید در عمل انجام بدیم و وقتی که ما ما این عمل انجام میدیم عمل محبته یک قربانی هم نیاز داره یک فداکاری نیاز داره و این محبت این شکل خدمت خودم رو بردبار میسازه نه این که ما شوهر استم بالا استم یا در بعضی وقتا در بعضی حالات حتی امروز خانما فمینیز میبینیم خانما بلند میشند نه ایسای مصیبه ما تعالیم میده ما همه ما در ملکوت خدا یک سار استیم زن شوهر حق و قوق ما به صلاح قدر و قیمت ما پیش خدا همه یکی است و ما امروز میخواییم البته ما هر دوی ما ما و نزیره جان یک قسمت از زندگی ایسای مصیبه از تعالیم ایسای مصیبه که در کتاب مقدس انجیل بر ما رسیده اینوی که ما صحبت میکنیم تمامش دوستهاییز اینوی فرموده های کتاب انجیل است ما هم زمان از محبت خدا ناگاه بودیم آگاهی نداشتیم و ما هم مثلا مشکلات در زندگی ما بوده که ما نمیفمیدیم که ما چرا در این دنیا آمدیم ولی خداوند مارا از تاریکه بیرون کد و امروز فهماند که نه امترک خدا مارا محبت کرده ما میکه دیگه خدا باید محبت کردیم و ما میخواییم که یک قسمت کلام مقدسه که کلام زنده خداست و این تعلیمات روی از این کتاب استوارست یک قسمت بر شما اضاف بخوانم و ببینیم که دیگه چی میگه ما از انجیل یوحنا فصل سیزده هم برتون میخوانم میگه یک روز پیش از اید فسح یک روز پیش از اید فسح بود که ایسای مصیف احمید که ساعتش فرا رسیده است و میباید این جهان را ترک کنند یک روز پیش از اید فسح بود که ایسای مصیف احمید که ساعتش فرا رسیده است و میباید این جهان را ترک کند و پیش پدر دروید پدر آسمانی او که همیشه به متعلقان خود در این دنیا محبت میداشت آنها را تا با آخر محبت داشت یعنی محبت تا با آخر باقی میمونه ایچ چیزی نمیتونه که ما را از محبت خدا و از محبت یکی دیگه جدا بسازه پس آنها را تا با آخر محبت داشت وقت خوردن نان شب بود یعنی دمو شو آخری که ایسای مصیف تسلیم شد ایسای مصیف دمو شو از سر دسترخان برخواسته لباس خود را کنار گذاشت و قدیفه گرفته با کمر بست بعد از آن در لگن آب ریخت و شروع کرد بس شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قدیفه که با کمر بست امیره باسم دوباره میخانم میگه یک روز پیش از اید فسه بود ایسا فهمید که ساعتش فرا رسیده است و میبایست این جهان را تر کند و پیش پدر برود او که همیشه به متعلقان خود در این دنیا محبت می داشت آنها را تا با آخر محبت داشت وقت خوردن شام فرا رسید ایسا از سر دسترخان برخواسته این خواسته لباس خود را کنار گذاشت و قدیفه گرفته با کمر بست بعد از آن در لگن آب ریخت و شروع کرد با شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قدیفه که با کمر بسته بود وقت نوبت به شمون پتروس رسید او به ایسا گفت ای خداون آیا تو میخوایی پاهای مرا بشویی؟ ایسا در جواب گفت تو اکنون نمیفهمی من چی میکنم پتروس گفت هرگز نمیگذارم پاهای مرا بشویی ایسا به او گفت اگر تو را نشویم تو در من حصه نخواهی داشت شمون پتروس گفت پس ای خداون نه تنها پاهای مرا بلکه دستها و سرم را نیز بشویی ایسا گفت کسی که غصل کرده است احتیاجی با شستشور ندارد بجز شستن پاهایش او از سر تا پا پاک است و شما پاک استید ولی نه همه بعد از آن که باهای پاهای آنها را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر سرخان شست از آنها پرسید آیا فهمیدید برای چی این کار را کردم؟ شما مرا استاد و خداون خطاب میکنید و درست هم میگویید زیرا که چونین هست بس اگر من که استاد و خداون شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یک دیگر را بشوید به شما نمونه ای دادم تا همانطوره که من با شما رفتار کردم شما هم رفتار کنید به یقین بدانید که هیچ غلام از عرباب خود و هیچ قاسد از فرسنده خیش بزرگتر نیست هرگاه این را فهمیدید خوشا به حال شما اگر پا آن عمل نمایید ای از محبت مسیح محبت مسیح واقعا این بسیار جالب است و این که در اون زمان که چقدر سر سرکا گرد و خاک بود و کسافت بود و مردم دو وقت بودت نداشتن مردم چپلی می پوشیدن دو وقت و پایشان چقدر کسیف می شد و این وظیفه یسای مسیح نبود که پاهای شاگردان خود بشوید این وظیفه یک خادم بود و مطابق کلتوری از اون وقت هر کس در خانه یک هست میمان می رفت غلامشان یا امو کنیزشان پاهای میمان ها را می ششد و را خشک میکد ولی در اینجا یسای مسیح این کاره کده بخاطر از این که نشان بده که این از روی مجبوریت نبوده یا از روی وظیفه نبوده بلکه این دا طلبانه و این خدمتی که از روی محبت بوده و یسای مسیح می خواسته که بر شاگردان خود بفامانه و یسای مسیح بر شاگردان خود خدمت میکنه و اونا هم دگره را خدمت کنند بله و یسای مسیح گفته که من آمده ایم که خدمت کنم نهی که خدمت شام بیاین دوست های زیز که یک دیگه خود را خدمت کنیم و دیگه خدمت محبت خود را نشان بدهیم خب ببینیم که برنامه ما روبه تمام هست تا برنامه آینده که باز هم در اختیار شما خواد بودیم شما را به خداوند یکتا و متعال و پر از فیض و محبت نسباریم خداحافظ و ناصرتان دوست های زیز خداحافظ تان شما میتوانید از طریق ویبساید www.afghanbibles.org بخانید بشنوید و داونلد کنید اگر میخواهید بشکل طفای یک جلد آن را دریافت کنید لطفاً از طریق تلفن و یا ایمیل همراه ما بتماس شدید همچنان کتاب مقدس را میتوانید بروی موبایل خود نسب کنید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
۵ آوریل ۲۰۱۹
۲۲ مارس ۲۰۱۹
۱۵ مارس ۲۰۱۹
۸ مارس ۲۰۱۹
۱ مارس ۲۰۱۹
۲۲ فِورِیه ۲۰۱۹
۱۵ فِورِیه ۲۰۱۹
۱ فِورِیه ۲۰۱۹