۶ دقیقه ۴۲ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی به نظر شما زندگی چی است؟ خوشی است؟ غم است؟ محبت است؟ نفرت است؟ احترام است؟ تحمل است؟ با دیدن سریال آشانگی مهر شما پاسخ این سوال دریافت خواهید کرد. توجه بکنین موسیقی یک ذربرمثل است که میگه از یک دست ایچ وقت صدا بلند نمیشه. خانم و شاهر که در یک خانه زندگی میکنن اونا هم انسان استن. هر کنام شان احساسات و خواهیشات خود را دارن. هم محبت هم قهر. اگر هر دو خونه را گزشتن از قهر و غذابه بفهمن، میتونن در حالات مختلف زندگی یک تعدل باوجود بیارن. اگر یکی تان قار و جگرخون استین، دیگی تان باید که از گزشت و تحمل کارو بگیرین و خونسردی تانه حفظ کنین. چرا که جواب نرم قهره دور میسازه اما گبایی سخت قهره تحریک میکنه. در این خانه زندگی را شروع کردیم. خانم آقای روی هم از شما یاد میکردن. آقای روی خودش دوست قدیمی شوارم است. خوب؟ خوارم بسیار قار بود. ایچ وقت از خونه ما به خوشی نرفته. چی زبان بازی کردی کتر؟ وای آمده بود که من را سبق بده. زبانتا بگی. او خوار کلانم است. این خانه میست. من کسی را اجازه نمیتونم کلان کاری کنه. این خانه ما همست. زرفا چطل باشه او نه چطل باشه خوارم حق داره که قار شده. خانه خودش کجا صاف و ستره است و کل چیز بل میزنه. اگر داینده بخاطر خوارم گب زدی باز... خب من میرم. باز کدام وقت دیگه میایم. این انوی من هر وقت که خانه ما میاید نیست اتمن یک جنجال پیدا میکنه. شما... شما بیشینید. من کدام وقت دیگه اتمن میایم. خوارم... همیشه که ببینید از خوارم خود طرف داری میکنه. اینجا مهمان بخاطر چی کار بود؟ لیکن شما دیدین که خانم به وضعی که سر آتش او پرده تیل انداخت. شوالی آتش باید برنمی شد. مهمان ترسیده فرار کرد. امکان داشت که ایطور هم میتونست شوه. در این خانه زندگی را شروع کردیم. خانم آقای روی هم از شما یاد میکدن. آقای روی خودش دوست قدیمی شوارم است. خوب؟ خوارم بسیار کار بود. ایچ و... فدا؟ اینا هم صحیح نو ما... سوالا جان است. بله. سلام خوار. والکوم سلام. چرا سوال صاحب تشریف نوردن؟ او حالا مسروف کارای دفتر است. بیکار که شد اتمن میایم. بفرمون. شما بیشینید. شما قصه کنین. ما الان پس میاریم. خب من دیگه میرونم. کجا میرین؟ تا الان خب ما شما هنوز گره نزدیم. شوهر شما میال آمد. برین برش چای دم کنین. من باست کدام وقت دیگه میایم. و شما هم یک روز اتمن خانه ما بیاییم. اتمن؟ ضرور کدام وقت میاییم. اتمن این کارا بکنیم. مرسی برنم درسته کار داره. چی گفتی برش؟ من برازو چی بگویم؟ او کلان است. با وجود این اشتباه ما بود. چطور؟ وقتی که خوهرت آمد خانه پاک نبود. زرف هایی که در آشپسخانه بود. انوز کلش نشوشته بودم. بخاطر این که از صبح میمان پشت میمان آمد. ایچ وقت نیافتم که خانه را پاک کنم. وقت پشت چای رفتم خوهرت رفته بود. فقط همه که گفت؟ آی خدا! آلما فهمیدم. تو کدام وقت دیدی که من به احترامی کده باشم؟ ایچ وقت نکردیم. اما از پشت ما سرزد. مذارت میخوایم. پشت از قار شدن حقیقته باید معلوم میکردم. اطمان پشت روی میمان به قار گبزدم. اما خودت بسیار روشیاری کردی که فهوراً گفتی میمان است. این خانه تنها از تو نیست. از ما همست. عزت تو و عزت این خانه برای ما بسیار مهم است. بله زینب. تو درست میگی. کاشی گفته از اول میفهمیدم. در انده ایتیات میکنم. واده است. های خدا بما کمک کن. چای تنها بخورین که خانه خوارد بریم. من او را خوش میزادم. زینب. بله. من بسیار دوست دارم. شما خود دیدین. خوشیاری و روی نرم. زن به خانه میتبدیل میکنه که هر شوهر میتونه سر او فخر کنه. بر هر دو لازم است که خودخواهی خوده یک طرف مانده. و در محیط مناسب در مورد هر موضوع مفصلاً گب بزنن. تا که در فضای مناسب مسئله که بین شما اوجود داره حل شوه.