بخشش باید هر روز مانند یک سرود خوانده شود

  ۲۹ دقیقه

  ۲۴ نُوامبر ۲۰۲۵

بلی آشتی و بخشش حقیقی چنین است که پس از آن باید بر یکدیگر نور بیافشانیم و تاریکی شب را برای یکدیگر به روشنایی تبدیل نماییم. یوسف زخمی و رنجدیده بود اما در واقع نمی خواست که با برادرانش روبرو شود. او از ملاقات با آنها واهمه داشت. اما روزی رسید که او نقاب خود را برداشت و با گریه و فریاد بلند که می‌توان آن را فریاد بخشش نامید خود را آنها معرفی کرد. همین رویایی و فریاد بود که برای همه آنها شفا جاری شود. یعقوب با چندین سال دوری روزی توانست برادرش را ملاقات کند. بخشیدن تنها کافی نیست لازم است محبت نیز بکنیم. عیسای مسیح از پدر بر همه بخشش طلبید و امروز برای شما شنونده عزیز اگر بلی و اعتماد کنی و خود را از نبخشیدن آزاد کنی!. ما باید همه را به چشمان خداوند نگاه کنیم و ببخشیم. ببخشید تا هم خودتان آزاد شوید و هم باعث آزادی دیگران گردید. شاید کسانی که شما را زخم زده او هرگز از محبت خدا دور بوده باشد. نسخه ای شفابخشی که عیسی بروی صلیب به ما داد همیشه بیاد داشته باشیم تا در تمامی حال شفا در زندگی ما جاری شود.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنوده های عزیز سلام. شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 41 متر بند پخش می شود. فریاد های شفابخش فریاد های شفابخش شنوده های عزیز برنامه فریاد های شفابخش سلام. امیدوار هستیم که در کنار راڈیو هایتا نشسته به برنامه ما در این لحظه گوش فرابدین. شنوده های عزیز من هم سلام تقدیم می کنم به هر کدام شما عزیزان خدا را شکر می کنم واقعا به این وقت زمان که بازم برما داده که در خدمت شما قرار داشته باشه. واقعا شکر جان خدا را شکر می کنیم بر روزها و ماهایی که خدا برما می برشه. پیش ازی که به طرف برنامه بریم خودت از کتاب پیدایش فصل اول آیات 24 الا 31 که روز ششم هست و روز مهم هست بر شنوده های ما به خانش بگیریم. بسیار خوبه جان. بعد از آن خدا فرمود زمین همه نوع هیوانات به وجود آورد. اهل و وشی بزرگ و کوچک و چونین شد. پس خدا همه آنها را ساخت و دید که آنچی انجام داده بود. پس از آن خدا فرمود حالا انسان را می سازیم. آنها به صورت ما و به شکل ما باشند و برماهیان بحری و پرندگان آسمان و همه هیوانات اهلی و وشی بزرگ و کوچک و تمام زمین حکومت کنند. پس خدا انسان را به صورت خود آفرید. انسان را به صورت خدا آفرید. آنها را زن و مرد آفرید. آنها را برکه داد و فرمود. باروار و زیاد شوید. زمین را پر سازید و در آن تصلات نمایید. برماهیان و پرندگان و تمام هیوانات روی زمین حکومت کند. و خدا گفت هر نوه گیاه را که غلاط و اوباد بیاورد و هر نوه درخت را که میوه بیاورد به شما دادم تا برای شما خوراق باشد. اما هر نوه علف سبز را برای خوراق تمام هیوانات و پرندگان آماده کردن. و چونین شد. آن گفت خدا کارهای آفریدنش را ملاحظه کرد و همه را از هر جهت آلی یافت. شب گذشت و صبح شد. این بود روز ششام. شنونده های ازیز میبینیم که خلقت همه چیز چقدر زیبا بود و خداوند این خلقتا چقدر دقیق آفرید در ابتدا که امروز شاید بسیار چیزایی که میخوریم مینوشیم تنفس میکنیم و بعض وقت نادیده بگیریم. وقتا که ما به خلقت خداوند نگاه کنیم در اونجا جلال خدا را تا ما دیده میتونیم. قدرت خدا را دیده میتونیم. خداوند چقدر پر قدرت هست که در مدت شش روز یعنی تمام دنیا را کامل کرد یعنی همه چیز با وجود آورد ساخت. واقعا و همچنان انسان اولی را ساخت آدم هست آدم آفرید و گفت انسان بسورت ما گفت آفریده شوه و چونین شد و اون را برکت داد و تمام چیزایی که آفریده بود انسانا واداشت که بالای از اون حکومت کند و خدا را شکر میکنیم. شما را فرا میخوانیم به برنامه ما که بخشش سرود است که هر روز باید او را بخوانیم تا شفا در قلب ما جاری شد. چقدر خوبه شنانده‌ای عزیز که با شنیدن یک سرود با ما باشین. باز من اینجا هستم روی زانوانم نزدیک است به لقظه قرغه درد و رنجه باز تو اینجا هستی تا کنی محبت روح و قلب و جانم ایمر همه زخمه خدا بند ترکم مکان یک نحد از من دور مگاش به یاری دلم بشه تا بین جاتم خدا بندم در موسمش ایمان داشتم در موسمش ایمان دارم باران رحمتت بارم چون تو رو با راستی خاندم چون نزدیک است خدا بندم با تو من آرامم در حضورت هر دق اشکایم را بندگر بشنو دعا امیدوار هستم که شنواندهای ما هم از این سروت لذت برده باشند شکره جان شرایط ناگوه در کشور ما هست و هر نگاه که میبینیم مردم گاهی رضایت مند هستند گاهی گلمند هستند درک میکنیم هموطنان عزیز ما را که در سختی و مشکلات چالش های بسیار زیاد هستند این را ما نادیده نگیریم و ما فراموش نمی کنیم همیشه در دعای ما خواهید بود پس شنواندهای عزیز میبینیم که خداوند چقدر کلمه زیبا را در قلب ما میخواهی جا نشین شوه مهر شوه و که هیچ قدرت شیطانی و فکرهای خراب او را از دل ما دور نسازن ما انوان برنامه خود را کذاشتیم بخشش سرود است که او را هر روز مثل یک باید بخانیم و تا شفا در دل ما جاری شوه شکله جان با یادم هست که در همسایگی ما پدر و مادر با دو پسراش زندگی میکردند اور کدام زندگیشان مشخص و جدا بوده اما در یک اولی بودند بخاطر ازی که یک کم مادر پسرا یک ذره برخلد خوب نداشت افکار خوب نداشت یعنی شوهر خود را که پدر ای پسرا هست وادار ساخته بود که اگر برق میاید برق را بر بچه کلان ندارد و وقت شام میشد تموم تفلای همسایی ما سر صدا میکدد و برقای اولی ما را میدیدند خوشحالی میکردند و یک روز پدرم که از بیرو آمد داخل و طرف ازیا سایی کرد کشد چقدر خوب است که من براتان برق میتوم بچه خانه ازیا روشن شد یعنی خانه ما که وقت روشن میشد خانه تاریک که ماها و سالها تفلایشان روشنی را ندیده بود روشن شده بود و این یک نور است واقعا ما بعض مادر ها را میبینیم یا بعضی از پدر ها را میبینیم که بسیار دل سخت دل سنگی داشته میباشند که اتا بالای اولاد خود که از او زاده شده رحم نمیداشته باشند بله خوب به اثر زیدیت ها است به اثر روش ها است اکثریت گفته نمیتونیم بسیار خانواد ها بسیار پدر ها و مادر ها برخوردشان بسیار بگیرن اما سنوینده ازیز ما که گفتیم بخشش معنند سرود باشه آشتی و بخشش حقیقتش چونین است که باید با یکی دیگر مثل نور باشی و در تاریکی های شب برکی یکی دیگر برخشش بدیرخشی بله بدیرخشی کشیش کنیم سنوینده ازیز اگر شما را کسی زخمی کرده کسی میبینین که در مشکلات است سختی است بر از اون نور باشی و کشیش کنین اگر با کسی خدا نخواسته شما برخورد خوب روی خوب اونا نمیکنند و شما دارین یا شما میکنین اونا ندارند که با اون شخص رو برو شد بله میخوایم که زندگی یوسف را ببینیم یوسف با وجود که زخمی و رنج دیده بود در واقعی نمیخواست که با برادراش رو برو شد کتاب پیدایش فصل 45 آیات اول الانو همه برتون میخوانیم که چونین میگه یوسف دیگر نتوانست پیش خدمتگاران خود احساسات خود را پنهان کند پس امر کرد تا همه از اتاق او بیرون برون و موقعی که او خود را با برادران خود معرفی کرد هیچ کسی آنجا نبود او با صدای بسیار بلند گریه کرد به طور که مصریان صدای او را شنیدن و این خبر به قصر فراون رسید یوسف با برادران خود گفت من یوسف هستم آیا پدرم هنوز زنده هست؟ اما وقت برادرانش این را شنیدن به قدر ترسیدن که نتوانستن جواب بدهند سپس یوسف با آنها گفت پیشتر بیاید آنها پیشتر آمدند یوسف گفت من برادر شما یوسف هستم همون کسی که او را به مصر فروختید حالا از این که من را به اینجا فروختید پریشان نباشید و خود را ملامت نکنید در واقع این خدا بود که من را قبل از شما به اینجا فرستاد تا زندگی مردم را نجات دهد حالا فقط سال دوم قهتی هست تا پنج سال دیگر هم محصول دیگر نمی روید خدا من را قبل از شما به اینجا فرستاد تا از این رای عجیب به فریاد شما برستد و مطمئن سازد که شما و فرزندانتان زنده می مانید پس در واقع شما نبودید که من را به اینجا فرستادید بلکه خدا بود و من را دارای بزرگترین مقام دربار فراون و مسئول تمام کشور و صدرازم مصر ساخت حالا فورا پیش پدرم بروید و به اون بگوید این سخنان پسرت یوسف هست خدا من را صدرازم مصر مقرر کرده هست بیدون معتلی پیش من بیا آمین خیلی جالب است شنودهای عزیز که ما می بینیم یوسف برادرهای خدا نمیگه که چرا شما این کار را به حق من کردین یا من را خروختین اما میگه این اراده خداون بود یعنی در قدم اول خداون را من در نظر خود می گیره میگه این اراده خداون بود که من را در اینجا فرستاد تا شما یک روز از گرستنگی نمارین نه تنها برادرهایش که در اون جوانی فروخته بودند و حالا چهریش را دیده نمیتونند درست تشخیص کنند و نمی فامند بلکه نه تنها اونا بلکه مردم خدا می خواهند نجاد بتند در زندگی ما امروز یک نجاد هنده وجود دارد که او ایسای مسیس و می بینیم در اینجا که یوسف بیدون از اینکه سیزی که برادرهای خود پگویャ او آن نو百م رسید آل شما را من دست آوردم و آلaksi تانه مندنی نیستم همینطور را می می گوید شما متمئن باشید خدا پریشان حال نکند در واقع این خدا بود که من را قبل Uz شما در اینجا فرستاد تا مردم را نجاد دارد پس شنویندی ازیز امروز این پیام برای موتو چی را نشان می دهد؟ چرا یوسف شکره جان نتانست قشم خود را بیاره؟ هدفقل یک گفت خوب بزنه؟ بله و جانجا بیمونی که واقعا یوسف چیغ می زنه امو گریه که می کنه از تایدل شاید بسیار چیزا وقتا که برادرهای خود در قلب دلش بیاید اما همه چیزا با امو چیغ هست از دل خود از قلب خود درون خود بیرون می کنه یعنی روز رسیده که اون نقاب خود را دور می سازه و با گریه و فریاد بلند که می تانیم اون را فریاد بخشش بنامیده با آنها خود را محرفی می کند برادرهایش چقدر ظالم بودن که اون را در این جوانی فروخته بودند و هر چیز می تانست یوسف کنه اما از همه چیز گذشت و بخشش را برادرهای خود اعلام کرد اولین بار که سوال می کنه از پدر خود هست آیا پدر ما زنده هست؟ از حال حوال پدر خود با خبر شود و شنوینده عزیز شما امروز برادرهایتون به حق تون هر اون چیز که کردن چی فکر می کنی؟ چرا بعض وقت شک ها در دل ما می آیا؟ او بیادر کلان می کار کرد به حق می ظلم کرد به حق ما این جفه ها را رسان کرد و بسیار چیز های خرد خرد ها ما کلان می سازیم کاملا همینست که اغده های درون ما زیاد می شود اغده های دل ما زیاد می شود و شکره جان می بینیم که در کشور ما بسیار مردم بخاطر چیز های خرد که همه تو در دل انداختن تا به آخری نفس نمی تانه اون بخشش را ایلان کنه اما گفتیم که بخشش سرود است که هر روز ما باید تسوره بخانیم و تا شفای خدا در وجود ما جاری شده و می بینیم که زندگی یوسف بعد از او با برادراش چقدر لذت بخش بود چقدر خوشایان گذشت و هیچ چیز دیگه از گذشته یاد نکرد همه چیز را فراموش کرد بله در کتاب پیدایش می بینیم که یحکوب برادرش ایسو را وقتی که ملاقات میکنه یحکوب برادر خود را می بخشه یعنی یحکوب و ایسو دو برادرهای دگانگی بودن پسران اصحاق و اصحاق پسر ابراهیم بود پس شنوینده عزیز امروز ما و تو چی آیا شده که گاهه کسی از ما رنگیده باشه و شما او را ملاقات کده باشین از خود بپرسین چقدر خوب است که او شخص احتیاج داره که از ما کلمه بخشش را بشنون تا او بخشیدن از او را برای دیگرها بگوید دیگرها یاد بگیرند بله اویجان ما تاصفا نمی بینیم که در کشور ما در جایزی که گپای خوب بگوییم اما برخلاف گپای بسیار زشت گپای بسیار نراحت کننده بدیگرها می زنیم که اتاقا نه وقابل پذیرش خداوند است نه از یک انسان است وقتی دل خود را با اون زشتی های زبان می کشیم کاملا وقتی که ما می بخشیم شنویندی عزیز در مقابل بخشیدن هم او را محبت کنیم هم او را در کنارش باشیم بریم از آل اولش خبر گیراشیم بتانیم یک وقت وعده غذا با هم داشته باشیم بتانیم که تا دیگرهایی که بی بینند اونا یاد بگیرند که چقدر سمیمی شدند بله اویجان همچنان وقتی که ما کس را می بخشیم در مقابل بخشیدن باید از محبت هم صد ارصد باشه ایسای مسیح وقتی که بروی صلی بود گفت زیرا نمی دانند که چی میکنند شاید ما نمی دانیم که چی کردیم چی کردیم و چی میکردیم از دل جان بخشیدن در مقابل بخشیدن باید از محبت هم صد ارصد باشه در مقابل بخشیدن باید از دل جایید بخشیدن چی کردیم و چی میکنیم اما کسی هی چی ما را زخمی کرده هستند نمی فهمند که اونъت چی میکند در واقعی این نادانی انسان است که انسان را زخمی میکند و مثل یک زکام به یکی دیگه سراحت می کند همچنان می بینید که ایسای مسیح بروی صلیب محبت خود را شناؤنده ازیز ایلان کرد بله و این بخشش تا و عبد است امروز اگر تو به طرف از این بخشش بیایی تو به ایسای مسیح نزدیک شدید تو به خدای حقیقی نزدیک شدید در واقعی ایلان میکنی که من می بخشم یعنی خود را آزاد می سازی اگر نمی بخشی خود را در زنجیر ها بسته کردی نه خودت آزاد استی نه شخص که ترا صدا ما زده بله از خدا بخوایید تا قلب خدا را داشته باشیم بر چشم خداوند که همه خیصم خود را می بینیم دیگرها را هم بیبینیم محبت کنیم ببخشیم تا خود ما گفتیم آزاد شیم و باعث آزادی دیگرها شبیم از همسایی ما شنیدم که دو برادر هستند شکری جان سالها پدرشان محبتشان کرد با وجود که پدرشان دو زن داشت اولادهای زیاد داشتند مگر بعد از روز فوت پدر نتونستند که یک برادرش بیاید به چشم بخشش و محبت به دگر برادرهای خود ببینه حتی در روز موردن و خاکس پاری پدر آزر نشد درداور هست بله واقعا پس سر چیزای دنیایی بعض وقت ما نمی تانیم که دیگران را ببخشیم وام برادره که از یک پدر یک مادر متولد شد و امروز اگر شما در درون دلتان یعنی بخشش خدا را مثل سروت نمی تانید بخانید نمی تانید شفا را هم در وجودتان جاری کنید پس امروز وقتش هست در این لحظه که برنامه را می شنوید توبه کن و به طرف خدا قدم بان و خدا آزاد کشن همین درست این زندگی ما می گذره کسایی که بخشیده نمی تانند شاید اونا محبت را ندیده باشند شاید تا فیلن صدای محبت خدا را که خدا خدای محبت هست شاید نشده باشند اما چقدر خوب است که این خدا مارا دوست داره داستان با یادم آمد که میگه دو تا دوست در سهرا با هم یک جای بودن و گفت می زنند و صحبت می کند یک دم یکیش گرفت سیلی زد بروی دگی خود و این جواب چیز نداد سکوت کد و این را گرفت در روی رگه ها نوشت گفت در چونین روز دوستم بمن سیلی زد همه قدر در روی رگه ها نوشته کد و رفت و ادامه دادند تا به آب رسیدند وقت که اونجان آب بازی می کردند دید که امو آدمی که سیلی زده بود کم بود که غرق شوه و همین دوستش میره و باعث نجاتش می شه و بعد از اون میره در روی یک سخری سنگ اون را نوشته می کند و دوستش از اون پرسان می کند در روز که من تو را سیلی زدم چرا در روی رگه ها نوشت کردی؟ و حالا که تو من را نجات دادی امروز این را در روی سنگ نوشته می کنی اون جواب بسیار نیکو و زیبا می ده که ما نیکوی های دیگر ها را در روی یک سخری سنگ نوشته کنیم اما اون رنج و زخم هایی که ما از دوست ها، از اقارب، از دیگر ها می بینیم باید از در روی رگ نوشته کنیم تا باد سحرا بیاید و اون را ببره و نابود کنه چقدر زیبا صحبت می کند که چقسم بدی های خدا ما در دم توفان و باد ها بتیم که ببره و دیگر اصلا به طرفش نگاه نکنیم بس شنوینده ی عزیز بیاین که با تمام رنج و زخم های خود ما تمام چیز های خدا به بعد روح پاک خدا بتیم تا در ما هیچ رنجش باقی نمانه و این نخصه شفا بخش هر کدام هست که ایسای مسی بر روی سلیب کار رکد که ما باید اصلا انجام بتیم تا در تمام روابط ما بخشش و شفا جاری شده درون و دل خدا، قلب خدا، فکر خدا تمامش که از کینه و نفرت هست اون را پاک کنیم میگه این کره خاکی یا این دنیا خاکی نمیتونه به حیات خود بیدون اکسیجن ادامه بته اما انسانیت هم اگر در اصل ببینیم بیدون بخشش نمیتونه زندگی خدا ادامه بته شنوینده ی عزیز با این دعایم میخوایم شما را به دستان پر امن خدا بتیم پدر آسمانی ما ای خداوند که منبی رحمت و بخشش هستی تمام کسایی که ما را زخمی کرده ما بتانیم اونا را ببخشیم زیرا نمیدانند که اونا چی میکنند خداونده کدام ما را اما قسیم که تو بخشیدی ما هم ندانسته آنچه که دیگرها بر ما صدمه زده ما میبخشیم تا بتانیم به مردم نگاه کنیم با رحمت تو اونا را ببخشیم ای خداوند با تمام قلب وجود کسایی که ما را زخمی کرده میبخشیم و اونا را از فکرهای ما قلبهای ما احساسات ما خداونده دور بساز خواهیش میکنیم تو هم آنها را ببخش و اونا را برکت بتی میخوایم با بخشش شبه نام تو شویم ایسای مسی آمین بازم شنانده‌های از این تا برنامه آینده شما را به دستان پر قدرت خداوند ایسای مسی خدای نجاده هنده خدای پر محبت میسپاریم خداحافظتان موسیقی نام مسی پر جلال است به نظیر و به همتا پس خدای تسلیحا قادر است در سختی ها وقت پر از محبت و فیض که سانتان در انسانی را در هر درامی و سلامتی در توفان و در سختی ها بس فقط سخت نای نجات ما نام مسی پر جلال است به نظیر و به همتا پس خدای تسلیحا قادر است در سختی ها وقت پر از محبت و فیض نام مسی پر جلال است به نظیر و به همتا پس خدای تسلیحا قادر است در سختی ها وقت پر از محبت و فیض که سانتان در انسانی را در هر درامی و سلامتی در توفان و در سختی ها بس فقط سخت نای نجات ما نام مسی پر جلال است به نظیر و به همتا پس خدای تسلیحا قادر است در سختی ها