انجیل یوحنا ۸

  ۱۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

اینجیل یوهنا یوهنا فصل هشتم در هنگامیان جمعیت استاده کردند آنان به او گفتند ای استاد این زن را در حین عمل زنا گرفته ایم موسا در طورات بما عمر کرده است که چون این زنان باید سنگ سار شوند اما تو در این بار چی میگویی آنان از روی امتحان این را گفتند تا دلیل برای تهمت او پیدا کنند اما عیسا سر بازی رفتگن و به آنگشت خود روی زمین می نوشت ولی چون آنان با اسرار به سوال خود ادامه دادند عیسا سر خود را بلند کرد و گفت آن کسی که در میان شما بی گناه است سنگ اول را به او بزند عیسا با سر خود را بزیر افگاند و بر زمین می نوشت وقت آنها این را شنیدند از پیران شروع کرده یک بی یک پیرون رفتند و عیسا تنها با آن زن که در بین استاده بود باقی ماند عیسا سر خود را بلند کرد و با آن زن گفت آنها کجا رفتند کسی تو را ملامت نکرد زن گفت عیسا گفت من هم تو را ملامت نمی کنم برو و دیگر گناه نکن عیسا باز به مردم گفت من نور دنیا هستم کسی که از من پیروی کند در تاریکی سرگردان نخواهد شد بلکه نور زندگی را خواهد داشت بلکه نور زندگی را خواهد داشت پیروان فرقی فریسی به اون گفتند تو درباره خودت شهادت میدی پس شهادت تو اعتباری ندارد ایسا در جواب گفت من حتا اگر بر خود شهادت بدهم شهادتم اعتبار دارد زیرا من می دانم از کجا آمدم و به کجا می روم ولی شما نمی دانید که من از کجا آمدم و به کجا می روم شما از نظر انسان دیگر شما از نظر انسانی قضاوت میکنید ولی من درباره هیچ کس چونین قضاوت نمی کنم اگر قضاوت هم بکنم قضاوت من درست است چون در این کار تنها نیستم بلکه پدری که مرا فرستاد نیست با من است در شریعت شما هم نوشته شده است که گواهی دو شاهد اعتباری دارد یکی خود من هستم پدرت می دهم و شاهد دیگر پدری هست که مرا فرستاد به اون گفتند پدر تو کجا هست؟ ایسا جواب داد شما نه مرا می شناستید و نه پدر مرا اگر مرا می شناختید پدرم را نیست می شناختید ایسا این سخنان را هنگام که در بیتلمال خانه خدا تعلیم می داد گفت و کسی به طرف اون دست راست نکرد وقت او هنوز نرسیده بود باز ایسا به اشان گفت من می رویم و شما به دنبال من خواهید گشت ولی در گناهان خود خواهید مرد و به جایی که من می رویم نمی توانید بیایید یهودیان به یک دیگر گفتند وقتی می گوید به جایی که من می رویم شما نمی توانید بیایید آیا منظورش این است که می خواهد خود را بکشد؟ ایسا به آنها گفت شما به این آلم پایین تعلق دارید و من از آلم بالا آمدم شما از این جهان هستید ولی من از این جهان نیستم به این جهت به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد اگر ایمان نیاورید که من او هستم در گناهان خود خواهید مرد آنان از او پرسیدند تو کی هستی؟ ایسا جواب داد من همان کسی هستم که از اول هم به شما گفتم چیزهای زیاده دارم که در باره شما بگویم و داوری نمایم اما کسی که مرا فرستاد حق هست و من آنچه را که از او می شنویم به جهان اعلام میکنم آنها نفهمیدن که او در باره پدر به آنان صحبت میکند به همین دلیل ایسا به آنان گفت وقت شما اگر شما پسر انسان را از زمین بلند کردید آن وقت خواهید دانست که من او هستم و از خود کاری نمی کنم بلکه همانطور که پدر به من تعلیم داده هست سخن می گویم کسی که مرا فرستاد با من هست پدر مرا تنها نگذاشته هست زیرا من همیشه آنچه او را خوشنود می سازد به عمل می آورم در نتیجه این سخنان بسیاری به او گرویدند صفت از ایسا به یهودیان که به او گرویده بودند گفت اگر متابق تعلیم من عمل کنید در واقع پیرو من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد آنها به او جواب دادند ما فرزندان ابراهیم هستیم و هرگز برده کسی نبوده ایم مقصد تو از این که می گویی شما آزاد خواهید شد چیست؟ ایسا به ایشان گفت با یقین بدانید که هر کسی که گناه می کند برده گناه است و برده همیشه در میان اهل خانه نمی ماند ولی پسر همیشه می ماند پس اگر پسر شما را آزاد سازد واقعا آزاد خواهید بود می دانم که شما فرزندان ابراهیم هستید سخنان من در دل های شما جای ندارد می خواهید مرا بکشید من در باره آنچه در حضور پدر دیدم سخن می گویم و شما هم آنچه را از پدر خود آمختهید انجام می دهید آنها در جواب گفتند ابراهیم پدر ما است ایسا به آنها گفت اگر فرزندان ابراهیم می بودید اعمال او را به جا می آوردید ولی حالا می خواهید مرا بکشید در حاله که من هم آن کسی هستم که حقیقت را آنچه نان که از خدا شنیدم به شما می گویم ابراهیم چونین کار نکرد شما کارهای پدر خود را به جا می آورید آنها به او گفتند ما رامزاده نیستیم ما یک پدر داریم و آن خودی خدا است ایسا به آنها گفت اگر خدا پدر شما می بود مرا دوست می داشتید زیرا من از جانب خدا آمدم و در بین شما هستم من خود سرانه نی آمدم بلکه او مرا فرستاد چرا سخنان مرا نمی فهمید برای این که طاقت شنیدن چونین سخنان را ندارید شما فرزندان پدر خود شیطان هستید و آرزوهای پدر خود را به عمل می آورید او از اول قاتل بود و از راستی بخبر است چون در او هیچ راستی نیست وقتی دروغ می گوید مطابق سرشت خود رفتار می نماید زیرا دروغ گو و پدر تمام دروغ هاست اما من چون حقیقت را به شما می گویم به من ایمان نمی آورید کدام یک از شما می تواند گناه به من نسبت دهد پس اگر من حقیقت را می گویم چرا به من ایمان نمی آورید کسی که از خدا باشد به کلام خدا گوش می دهد شما به کلام خدا گوش نمی دهید چون از خدا نیستید یهودیان در جواب به او گفتند آیا درست نگفتیم که تو سامری و دیوانه هستی؟ ایسا گفت من دیوانه نیستم بلکه به پدر خود احترام می گذارم ولی شما مرا به حرمت می سازید من طالب جلال خود نیستم کسی دیگری هست که طالب آن هست و او قضاوت می کند به یقین بدانید اگر کسی از تعالیم من اطاعت نماید هرگز نخواهد مرد یهودیان به او گفتند حالا مطمئن شدیم که تو دیوانه هستی ابراهیم و همه پیمبران مردند ولی تو می گوید ارکی از تعالیم من اطاعت نماید هرگز نخواهد مرد آیا تو از پدر ما ابراهیم و همه پیمبران که مردند بزرگتر هستی؟ فکر می کنی کی هستی؟ ایسا جواب داد اگر من خود را آدم بزرگ بدانم این بزرگی عرضش ندارد آن پدر من هست که مرا بزرگی و جلال می بخشد همان کسی که شما می گوید خدای شماست شما هیچ وقت او را نشناخته اید اما من او را می شناسم و اگر بگویم که او را نمی شناسم مانند شما دروغ گو خواهم بود ولی من او را می شناسم و آنچه می گوید اطاعت می کنم پدر شما ابراهیم از این که امید داشت روز مرا ببیند خوشحال بود و آن را دید و شادمان شد یهودیان به او گفتند تو هنوز پینجا سال هم نداری بس چگونه ممکن است ابراهیم را دیده باشی ایسا به ایشان گفت به یقین بدانید که پیش از تولد ابراهیم من بودم و هستم آنها سنگ برداشتند که بسو ایسا پرتاب کنند ولی او از نظر مردم دور شد و خانه خدا را ترکرد و رفت