۷ دقیقه ۵۷ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
اینجیل یوهنا یوهنا فصل هفتم بعد از آن ایسا در جلیل مسافرت میکرد، او نمیخواست در یهودیه باشد چون یهودیان قصد داشتند او را بکشند همین که اید یهودیان یعنی اید خیمه ها نزدیک شد، برادران ایسا به او گفتند اینجا را ترکن و به یهودیه برو، تا پیروان تو کارهایی را که میکنی بیبینند کسی که میخواد مشهور شود، کارهای خود را به پنهانی انجام نمیدهد تو که این کارها را میکنی بگذار تمام دنیا ترا بیبینند چون که برادرانش هم به او ایمان نداشتند، ایسا به اشان گفت هنوز وقت من نرسیده است، اما برای شما هر وقت مناسب است دنیا نمیتواند از شما متنفر باشد، اما از من نفرت دارد زیرا من در بارای آن شهادت میدهم که کارهایش بد است شما برای این اید بروید، من فیلن نمی آیم زیرا هنوز وقت من کاملا نرسیده است ایسا این را به آنان گفت و در جلیل ماند بعد از آن که برادرانش برای اید به اوروشلیم رفتند، خود ایسا نیز به آنجا رفت ولی نه آشکارا بلکه پنهانی، یهودیان در ایام اید به دنبال او میگشتند و میپرسیدند او کجا است؟ درمیان مردم در بارای او گفتگوی زیاد وجود داشت، بعضی میگفتند او آدم خوبی است و دیگران میگفتند نه، او مردم را گمراه میسازد اما به علت ترس از یهودیان، هیچ کس در بارای او به طور واضی چیز نمیگفت در بین این، ایسا به خانه خدا آمد و به تعلیم دادن پرداخت یهودیان با تحجب میگفتند این شخص کرگست تعلیم نیافت است، چگونه نمیشته آرامی دانند؟ ایسا در جواب ایشان گفت آنچه من تعلیم میدهم از خود من نیست بلکه از طرف کسی است که مرا فرستاده است کسی که میخواهد اراده او را انجام دهد، خواهد دانست که تعلیم من از جانب خدا است، یا من فقط از خود سخند میگویم هرکه از خود سخند بگوید، طالب جاه و جلال برای خود میباشد اما کسی که طالب جلال کسی باشد که او را فرستاده است آدمی است صادق و در او ناراستی نیست مگر موسا شریعت را به شما نداد شریعت که هیچی اک از شما آن را عمل نمی کند چرا میخواهید مرا بکشید؟ مردم در جواب گفتند تو دیوانه استی؟ که تو را میخواهد بکشد؟ ایسا جواب داد من یک کار کردم و همه شما از آن تحجب کردید موسا حکم مربوط به سنت را به شما داد هرچند از موسا شروع نشد بلکه از اجداد قوم و شما در روز سبت پسران خود را سنت میکنید پس اگر پسران خود را در روز سبت سنت میکنید تا شریعت موسا شکستن نشود چرا به این دلیل که من در روز سبت به ایک انسان سلامتی کامل وخشیدم بر من خشمگین شده اید؟ از روی ظاهر قضاوت نکنید بلکه در قضاوتهای خود با انصاف باشید پس بعض از مردم اوروشلیم گفتند هایا هین امان کسی نیست که میخواهند او را بکشند؟ ببینید او در این جهاب توره آشکار صوبت میکند وانها چیزی با او نمیگویند هایا اکمرانان ما واقعا قبول دارند که او مسیحی وعده شده است؟ با وجود این ما همم میدانیم که این مرد اهل کجاست اما وقت مسیح زهور کند ایچ کس نخواهد دانست که او اهل کجاست از این رو وقتی ایسا در خانه خدا تعلیم میداد با صدای بلند گفت شما مرا میشناسید و میدانید که اهل کجا هستم ولی من به دلخواه خود نی آمدم زیرا کسی که مرا فرستاده است حق است و شما او را نمیشناسید اما من او را میشناسم زیرا از جانب او آمدم و او مرا فرستاده است در این وقت آنها خواستند او را دزگید کنند اما هیچ کس دست به طرف او تراث نکرد زیرا وقت او هنوز نرسیده بود ولی ایده زیاده با او ایمان آوردن و میگفتند آیا وقت مسیحی ظهر کند از این شخص بیشتر مجزه می نماید فریسیان آنچه را که مردم در باره او به طور پنهانی می گفتند شنیدند پس آنها و سران کاهنان نگهبان را فرستادن تا ایسا را توقیف کنند آنگا ایسا گفت فقط مدت کوداهی با شما خواهم بود و بعد به نزده کسی که مرا فرستاده است خواهم رفت شما به دنبال من خواهید گشت اما مرا نخواهید یافت و به جایی که من خواهم بود شما نمی توانید بیایید پس یهودیان به ایک دیگر گفتند کجا می خواهد برود که ما نتوانیم او را پیدا کنیم آیا می خواهد پیش کسانه برود که در میان یونانیان پراغنده هستند و به آنها تعلیم دهد او می گوید به دنبال من خواهید گشت اما مرا نخواهید یافت و به جایی که من خواهم بود شما نمی توانید بیایید مقصد او از این عرف چیست؟ در آخرین روز که مهمترین روز اید بود ایسا استاد و با صدای بلند گفت اگر کسی تشنه است پیش من بیاید و بنوشد چنان که کلام خدا می فرماید نهرهای آب زنده از درون آن کسی که بمن ایمان بیاورد جاری خواهد گشت این سخنان را در باره روح القدوس که می باید به مؤمنین او داده شود می گفت و چون هنوز ایسا جلال نیافت بود روح القدوس عطا نشده بود بسیاری از کسانه که این سخن را شنیدند گفتند این مرد واقعا همان پیانبر وعده شده هست دیگران گفتند او مسیح است و ایده هم گفتند آیا مسیح از جلیل ظهور می کند؟ مگر کلام خدا نمی گوید که مسیح باید از خاندان داود و اهل دهکدهی داود یعنی بیتلهم باشد؟ و این ترتیب در باره او در میان جمعیت و دستگی باوجود آمد ایدهی خواستند او را دزگیر کنند اما هیچ کس به طرف او دست درست نکرد بعد از آن نگهبانان پیش سران کاهنان و پیروان فرقی فریسی برگشتند آنها از نگهبانان پرسیدند چرا او را نیاوردید؟ نگهبانان جواب دادند تا به حال هیچ کس مانند این مرد سخن نگفته است فریسیان در جواب گفتند آیا او شما را هم گمراه کرده است؟ آیا کسی از روحسا و فریسیان به او گرویده است؟ و همه این آدم هایی که از شریعت بخبرند خدازده استند؟ نکودموست که در شب به دیدن ایسا آمده بود و یکی از آنها بود از آنها پرسید آیا شریعت به ما اجازه میدهد سر کسی اکم کنیم بیدونان که به سخنان او گوش دهیم و بدانیم چه کار کرده است؟ در جواب به او گفتند مگر تو هم جلیلی استی تحقیق کن و ببین که ایچ پیانبر از جلیل زهور نکرده است