انجیل لوقا ۱۱

  ۱۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

انجیل لقا لقا فصل یازده هم روزی ایسا در محل به دعا مشغول بود، وقت از دعا فارغ شد، یکی از شاگردان به او گفت خداونده، همانطور که یهیا به شاگردان خود یاد داده است، تو هم دعا کردن را به ما یاد بده ایسا بهشان فرمود، هر وقت دعا میکنید، بگویید ای پدر، نام تو مقدس باد، پاتشاهی تو بیاید، نان روزانه ای ما را هر روز به ما بده و گناهان ما را ببخش، زیرا ما نیست همه کسانی را که به ما بدی کردند، میبخشیم و ما را از وسوسه ها دور نگهدار سپس به اشان گفت فرض کنید که یکی از شما دوست داشته باشد و نیمه شب پیش آن دوست برود و بگوید ای دوست، سی دانه نان به من قرص بده یکی از دوستانم که در سفر بود به خانه من داخل شده است و چیزه ندارم پیش او بگذارم و او از داخل جواب بدهد مزاهم من نشو، حالا در قفل شده است و من و اولادم برخت جواب رفته ایم و نمیتوانم برخیزم تا چیزی به تو بدهم بدانید که حتی اگر از روی رفاقت برای او حاضر نکند همان شلگی او را وادار خواهد کرد که برخیزد و هرچی را دوستش احتیاج دارد به او بدهد پس به شما میگویم، تقاضا کنید که به شما داده خواهد شد بجوید که پیدا خواهید کرد بکوبید که دربروی شما باز خواهد شد چون هرکه بخواهد بدست میاورد و هرکه بجوید پیدا میکند و هرکه بکوبد دربرویش باز میشود آیا در میان شما پدره هست که وقتی که پسرش از او ماهی بخواهد به عوض ماهی ماره در دستش بگذارد یا وقت تخم مرخ بخواهد، گشدومی به او بدهد پس اگر شما با این که خود خطا کار هستید میدانید چگونه چیزهای خوب را به فرزندان تان بدهید چقدر بیشتر پدر آسمانی روح القدس را به آنان که از او تقاضا میکنند عطا خواهد فرمود ایسا یک روح گنگ را از شخص بیرون میکد با وقت روح ناپاک بیرون آمد مرد گنگ شروع به حرف زدن کرد و مردم حیرت کردند اما بعضی ها گفتند او به وسیله بحال زبول رئیس شیاطین ارواح ناپاک را بیرون میراند دیگران از رای امتحان از او تقاضا موجزه آسمانی کردند اما او افکار آنان را درک کرد و فرمود هر سلطنت که برزد خودش تقسیم شود روح به خرابی میگذارد اگر خانوادهی که دو دستگی دران باشد سقود خواهد کرد همچنین اگر شیطان برزد خود تفرقه بیندازد سلطنتش چطور برقرار خواهد ماند به هر صورت شما ادعا دارید که من به وسیله بحال زبول ارواح ناپاک را بیرون میرانم اگر من به وسیله شیطان ارواح ناپاک را بیرون میرانم یاران خود شما به چه وسیله آنها را بیرون میرانند آنان ادعای شما را رد خواهند کرد اما اگر با قدرت خدا است که من ارواح ناپاک را بیرون میرانم به یقین بدانید که پاتشاهی خدا به شما رسیده است وقت مرد زورمندهی که کاملا مسلح است از قلعی خود نگهبانی میکند دارایی او در امان است اما وقت کسی زورمندهر از او به او حمله کند او را از پای در می آورد و تیرها و زرہ را که تکیا گاه او هستند میبرد و دارائیش را طاراج می کند هر که با من نباشد برزد من است و هر که با من جمع نکند پراغنده می سازد وقت روح ناپاکی از کسی بیرون می آید در جستجوه استراحتگاهی در بیابانهای بی آب و علاف سرگردان می شود وقت جای را پیدا نمی کند می گوید به منزل که از آن بیرون آمدم باز می گردم پس بر می گردد و آن خانه را جارو شده و منظم و مرتب می بیند او می روید و هفت روح بدتر از خود را جمع می کند و آنها هم آوارد می شود و جای می گیرند و در آخر حال و روز آن مرد از گذشتهش بدتر می شود در حال که عیسا صحبت می کرد زن از میان جمعیت با صدای بلند گفت خوش ها به حال آن مادره که تو را زاید و به تو شیر داد او متقابلن فرمود نخیر خوش ها به حال آن کسانه که کلام خدا را بشنوند و آن را به جا بیاورند وقت مردم در اطراف عیسا ازدهام کردن او به صحبت خود چنین ادامه داد مردمان این زمانه چقدر شریرند آنها موجزه می خواهند اما تنها موجزهی که به ایشان داده خواهد شد موجزه یونس پیغمبر است چون همانطور که یونس برای مردم نینوا نشانه بود به سر انسان نیز برای مردم این زمان نشان دیگر خواهد بود در روز داوری ملکه جنوب با مردم این روزگار زنده خواهد شد و آنان را متهم خواهد ساخت چون او از آن سر دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و شما بدانید آن که در این جاست از سلیمان بزرگتر است مردم نینوا در روز داوری با مردم این روزگار زنده خواهد شد و برزد آنان شهادت خواهد داد چون مردم نینوا در اسر پیام یونس توبه کردند و آن که در این جاست از یونس بزرگتر است هیچ کس چراغ را روشن نمی کند که آن را پنحان کند یا زیر تشت بگذارد بلکه آن را روی چراغ دان قرار می دهد تا کسانه که وارد اتاق می شوند نور را بی بینند چراغ بدن تو چشم تو است وقت چشمانت سالم هستند تمام وجود تو روشن است اما وقت چشمهایت مایوب باشند تو در تاریکی هستی پس چشمان خود را باز کن مبادا نوری که داری تاریکی باشد اگر تمام وجود تو روشن باشد و هیچ قسمت آن در تاریکی نباشد وجود تو چنان نورانی خواهد بود که گوی چراغ نور خود را بر تو می درخشاند وقت ایسا به صحبت خود خاتمه داد یکی از پیروان فرقه فریسی او را به صرف غذا دعوت کرد او وارد شد و نشست فریسی با تاجب ملاحظه کرد که ایسا پیش از غذا دست های خود را نشست اما ایسا خداوند به او گفت ای فریسیان شما بیرون پیاله و بشقاب را می شوید در صورت که در درون خود چیز جز هرس و شرارت ندارید ای احمق ها آیا آن کسی که بیرون را ساخت درون را هم نساخت؟ از آن چه درون زرف ها دارید خیرات کنید که همه اش برای شما پاک خواهد شد وای به حال شما ای پیروان فرقه فریسی شما از نعنا و پودینه و انوای عدویه دیگر می دهید اما از اجرای عدالت و محبت به خدا غافل هستید این ها چیز های است که شما باید بدون غافل ماندن از چیز های دیگر به عمل آورید وای به حال شما ای فریسیان شما صدر مجلس را در کنیسه ها و سلام و تعرف را در بازار ها دوست دارید وای به حال شما شما مانند قبر های هستید که هیچ نشانه روی آنها نیست و مردم ندانسته و ناشناخته روی آنها راه می روند یکی از معلمان شریعت در جواب ایسا گفت ای استاد وقت چونین ارفاعی می زنی به ما هم بر می خورد ایسا در جواب فرمود بله ای معلمان شریعت وای به حال شما نیست چون بارهای بسیار سنگین برداشت مردم می گذارید و خودتان یک انگشت هم به آن بار نمی زنید وای به حال شما که مقبره های پیامبرانی را که پدران شما کشتند می سازید و به این وسیله اعمال پدرانتان را تایید و تصدیق می کنید چون آنان مرتکب آن قتل ها شدند و شما اینها را بنا می کنید این است که حکمت خدا می فرماید برای ایشان پیامبران و رسولان می فرستم بعضی را می کشند و بعضی را آزار می رسانند تا مردم این زمانه مجبور شدند جواب خونه تمام پیامبرانی را که از اول پیدائش دنیا ریخته شده است بدهند از خونه ها بیل گرفته تا خونه ذکریا که بین قربانگاه و خانه خدا حلاک شد آره بدانید که مردم این روزگار جواب همه آنها را خواهند داد وای به حال شما ای معلمان شریعت شما کلید در معرفت را بر می دارید خودتان داخل نمی شوید و آنان را هم که می خواهند داخل شوند نمی گذارید وقتی عیسا از آن خانه بیرون رفت ملایان و فریسیان با خشم و غذب دورو او را گرفتند و او را در موضوعات بسیار سوال پیچ نبودند و در کمین بودند که او را با سخنان خودش بدام بیندازند