اعمال رسولان فصل هفتم از آیت ۱- ۱۶

  ۲۸ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ PYM JBZ خوب شرامدهای مهربان اگه برنامه ما را ترقیب کده باشین برادارای ما پیام و جابی جان در برنامه قبلی فصل ششم اعمال رسولان از آیت هشت تا پانزره خدمت تان تقدیم کدن در برنامه این حوقت زندگی سرشار برادارای ما پیام و جابی جان فصل هفتمه کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا پانزره برما تقدیم میکنن البته آیه وار میخانن و سرش گپ میزنن باید متذکر شایم که فصل هفتمه کتاب اعمال رسولان با دفاعی استیفان شروع میشه رئیس که هینا از استیفان پرسان میکنه آیه اجزاره که گفتی حقق داره و همیشه در گفتی استیفان در پاسخ به دفاع خود نمیپردازه بلکه به دفاع از انجیل مسیح میپردازه استیفان در دفاع خود در صدد نشان دادن ای بود که اراده خدا حرکزی نبوده که تنها در میان یک ملد و در یک حیکل در بین انسان ها زندگی کنه قوم واقعی خدا یعنی کسایی که حقیقتن به ایسای مسیح ایمان دارن میتونن از هر نجاد و هزار کشور باشن استیفان در این فصل بر نشان دادن این عمر تاریخچیه از قوم یهود را اراحه میکنه که با ابراهیم پدر قوم اسرائیل آغاز میشه که در ادامه به ایسای مسیح میرسه ولی باید سیناد به کتاب مقدس یهودیان یعنی عهد اتیق نشان میته که این مذهب نویین این یک مذهب حقیقی خداست خوب دوستان عزیز پس بین که با هم یک جای به ورنامه این وقت گوش بدیم سلام دوست های مهربان خوش استم که باز در خدمت شما قرار داریم ما هم اعترامات خود را به شما اجزا تقدیم میکنم ما در این صحبت ها کتاب احمال رسولان انجیل مقدس را با صورت آیوار زیر باز قرار میتیم مطالعه کتاب احمال رسولان بر ما مسیح های افغان بسیار مهم است در کتاب احمال رسولان در باری به وجود آمدن کلیس های اولیه معلومات زیاد وجود داره بر علاوه در کتاب احمال رسولان میخانیم که کلیس های اولیه یک کلیس های زنده و روبروشت بود از تجربه اونا بر روشت کلیس های کوچک و مشارکت های ایمانداران خود استفاده کنیم دوست های عزیز در صحبت گذشته ما در باری این گفتیدیم استیفان که در کنیسه به نام آزادگان امرای یهودیان در باری ایسای مسیح صحبت میکد استیفان با منطق قوی و استرلال که به اساس کتاب مقدس میکد شنوندگانش نمیتونستن که او را در صحبت و استرلال شکست بتند به این خاطر در مقابل او توتعی را برای انداختند که گویا استیفان در مقابل موسا و خدا کفر گفته اونا بخاطر قوی ساختن تومت هایشان شاهده دروغی را پیدا کردند که برزد استیفان در شورای یهود شهادت دروغ را بتند وقتی که استیفان را به شورای مذهبی یهود حاضر کردند و شاهده را هم خواستند و بعد شنیدن شهادت اونا کاهن اعظم از استیفان سوال کرد جاوید جان شما آیت اول بخانید بسیار خوب اینما آیت را میخانم ما در صحبت امروز از فصل 7 کتاب امار رسولان شروع میکنیم و تا آیه 16 ها زیر بس قرار میتیم ما آله آیه اول را میخانم آنگا سید کلان پرسید آیا اینها راست میگوین؟ یکدفع ایسای مسیح فرموده بود بدانید شخصی بزرگتر از خانه خدا در اینجاست استیفان منظور ایسای مسیح را خوب درکده بود ایسا یعنی مسیحی موود بروی زمین آمده بود دیگر بر حیکل و یا معبد یهود و تمامی قربانی ها و مراسم دیگر یهودی ضرورت موجود نداشت استیفان این موضوع را به یهودی ها واضح ساخته بود که اونا ایقدر در مخابله او خشمگین شده بودن بخاطر این خشم خود اونا استیفان را گرفتار کده به حضور شورای آلی یهود حاضر کدن وقتی که شورا گفتار شاهده و کسایی که استیفان به شورا آورده بودن شجونید کاهن اعظم از استیفان پرسان کد که آیا اینا راست میگن و یا این چیزهایی که اینا میگن حقیقت داره یا این چیزها را که دباره معبد و شریعت یهود گفتی راست است استیفان به ایوزی که بری اونا بلی و یا نی ببویه و یا بر دفاع از خود شروع کنه و این اقدام به دفاع از انجیل مقدس بکنه خوب جاوید جان شما آیت دو و سی را بخوانید استیفان جواب داد ای برادران و ای پدران توجه بفرماید خدای پرجلال با پدر ما ابراهیم در وقت که در بینان نهرین سکونت داشت یعنی پیش از ماجرت به هران ظاهر شد و به او فرمود وطن خود و خیشاوندانت را ترک کن و به سرزمینی که به تو نشان میده هم برو من پیشتر گفتم که استیفان کوشش نکد که از خود دفاع کنه بلکه او از برحق بودن انجیل دفاع کد او در دفاعی خود کوشش کده که واضعی بسازه که اراده خدا هرگز ای نبوده که او تنها در میان یک ملت و یک هیکل در بین انسانها زندگی کنه قوم واقعی خدا صرف اسرائیل نیست بلکه تمام کسانه که به ایسای مسیح ایمان دارن و به هر قوم و کشوره که ارتباط داشته باشن میتانن قوم خدا و یا مردم خاص خدا باشن به ای خاطر از که استیفان شروع به یاداوری تاریخ اسرائیل میکنه که از ابراهیم پدر قوم اسرائیل شروع میکنه و به ایسای مسیح میرسه به ای ترتیب او ثابت میسازه که ای مذهب نو و یا مسیحیت کدام چیز جدا از پلان خدا که بر انسان داشت نیست و هم ای یک دین حقیقی خداست ابراهیم پدر قوم اسرائیل بود در اول ابراهیم در بین النهرین که اراق امروزی زندگی میکد که به نام سرزمین کلدانیان هم یاد میشد در ای جا بود که خدا به ابراهیم ظاهر شده فرمود که از ولایت خود به جای برو که براتو نشان میتوم ابراهیم ای فرمودی خدا را پذی رافت و به طرف جایی روان شد که خدا او را هدایت میکد ابراهیم به ای کار خود سرمشق فرمان برداری به خدا را به ما داده خب شما آیت چهار را بخوانین بسیار خوب اینما ای آیه را میخوانم پس به ای ترتیب ابراهیم از سرزمین کلدانیان رافت و مدته در هران مان و پس از مرگ پدرش خدا او را از هنجا به سرزمین که امروز شما دران سکونت دارید آورد ابراهیم اول به طرف هران که در شمال اسرائیل واقع است و فیرن جز قلم روی ترکیه است رافت بعد از چند سال بود و باشد در هران خدا دفعی دگه به او ظاهر شد و او را به طرف سرزمین کنان یان اسرائیل رهنموی کرد خب آله آیت پنج بخوانین خدا اتا یک وجب از هن سرزمین را به ابراهیم نداد اما در امان وقت که او انوز اولاد نداشت با او قول داد که او و بعد از او اولادش را مالک آن زمین بگرداند کنان او سرزمین است که خدا به ابراهیم و اولادی او وعده کده بود در کتاب پیدایش تورات خدا به ابراهیم وعده کده می فرماید زمین غربتی تو یعنی تمام زمین کنان را به تو و بعد از تو به زوریتی تو به ملکیت ابدید هم و خدای ایشان خواهم بود شنوندی ازیز ای یک بعدی سریع و روشن خدا به ابراهیم است که کنان سرزمین اولادی ابراهیم خواهد بود اما خود ابراهیم هرگز ای سرزمین ندید و نه صاحب حتی یک وجب ای سرزمین شد وقتی که خدا به ابراهیم ای وعده را کد ابراهیم آدم سال خورده بود و ده او وقت هیچ اولاد نداشت اما با وجود او هم ابراهیم به وعده خدا اطمینان و اعتماد داشت خب آنه آیت شش و هفته بخوانین پس خدا به این طریق به ابراهیم فرمود که اولاده او مانند بیگانگان در یک سرزمین بیگانه زندگی خواهند کرد و مدت چار ست سال در بندگی و ظلم به سر خواهند برد و خدا فرمود اما من از آن ملت که قوم من بردگان آنها خواهد شد بازخاست خواهم کرد و بعد از آن آنان آزاد خواهد شد و مرا در همین مکان عبادت خواهند کرد خدا به ابراهیم فرمود که اولاده او مدت های طولانی در سرزمین بیگانه زندگی خواهند کرد و مدت چار ست سال در این سرزمین در غلامی به سر خواهند برد منظور خدا از سرزمین بیگانه سرزمین مصر است بر علاوه خدا به ابراهیم گفت بعد از اینکه اولاده او مدت چار ست سال در غلامی در مصر تیر کنند خدا مصر مجازات کده یهودیان به سرزمین کنهان پس خواهد آمدند با سبر و عوصله انتظار بگشیم در کتاب خروج میخانیم توقف بنی اسرائیل که در مصر کرده بودند چار ست و سیس سال بود و امچنان در انجیل در رساله غلاطیان آمده است که شریعته که چار ست و سیس سال بعد برقرار گردید این مدت چار ست و سیس سال است که از رسیدن یعقوب و اولادهش به مصر شروع میشه و تا اطاع شریعت به مصاد در کوی سینه ها را دربر میگیره اولاده ای اسرائیل بعد از آمدن به مصر در سی سال اول عیسیت میمان را داشتند و به کدام مشکل مواجه نبودند بلکه با آنها برخورد بسیار خوب هم صورت میگرفت از این خاطر دوران غلامی اونا در مصر چار ست سال یاد شده است خوب جاوید جان قانع آیت هشته بخوانین در امین زمان خدا سنت را به انوان نشانه پیمان خود به ابراهیم اطاع کرد و به این ترتیب پس استولد اصحاق او را در روز آشتم سنت کرد و اصحاق یعقوب را سنت کرد و یعقوب دوازدب سر خود را که بعدها هر کدام پدر یک طایفه ای اسرائیل شد بعد از او خدا عهد ختنه را به ابراهیم داد خدا به ابراهیم و اولادهش عمر کد که ختنه شوند ختنه یک نشانه ظاهری است که اونا به خدا تعلق دارن و یا قوم خدا هستن ختنه نشانه عهد خدا به ابراهیم بود عهد خدا به ابراهیم هی بود از تو امت عظیمه پیدا کنم و از تو جمع قبائل جهان برکت خواهد یافت وقتی که ابراهیم ست ساله شد او صاحب فرزنده به نام اصحاق شد و از اصحاق یعقوب به دنیا آمد و یعقوب هم دوازدب سر داشت که پدران دوازده طایفه ای اسرائیل هستن یعنی دوازده طایفه ای اسرائیل از دوازده بچه ای او به وجود آمدن خوب جابت جان شما آیت نوحه ما بخوانید فرزندان یعقوب از روی بدبینی یوسف را به بردگی در مصر فروختن اما خدا به او بود و او را از تمام زحماتش رهانید و به او توفیق و عکمت اطافرم بود بطور که مورد پسند فرهان فرمان روای مصر واقعی شد و یوسف فرمان روای سرزمین مصر و دربار سلطنتی گردید بعد از این استفان کوشش می کند که توضیح بده که یهودیان اول چطور به مصر آمدن یوسف بچه یازده همه یعقوب بود و یعقوب اون را نسبت به همه اولادهای خود زیادتر دوست داشت در عده عتیق کتاب مقدس نمونه ها و مثال های زیادی از عیسای مسیح وجود دارد اما یوسف برجسته تری نمونهی در جمعه تمام نمونه هاست با وجود که به صورت واضح گفته نشده اما با وجود او هم استفان یک یک واقعات زندگی یوسف ها بیان می کند وقتی که استفان در مورد زندگی یوسف که چطور برادرانش بخاطر حسادت او را به غلامی به مصر فروختن به یهودیان صحبت می کند حتما یهودیان بیاد آوردن که اونا در مقابل عیسای مسیح که از لحاظ یهودی بودن برادر اونا بود بخاطر حسادت و حفظ قدرت خود چکدن شاید این حقائق را که استفان بیان کد مثل تیر در دل رحبران یهودی کار کده باشد و احساس ملامتی کده باشد استفان به رحبران یهودی با بیان نکات مهم زندگی یوسف گفت که برادرانش اورا به غلامی به مصر فروختن و یوسف یعنی او شخصی که از طرف برادرانش رد شده بود ازذت و اعترام زیاده نصیب شد این موضوعات مشابهت های زیاده به طرز برخورد یهودیان به عیسای مسیح دارد خوب جاوی جان آن آیات 11 و 12 را بخوانید بسیار خوب این را می خوانم در این انگام در سر تا سر مصر و کنان قهطی پدید آمد که باعث مسیبت بزرگ شد به هده که اجداد ما چیزی برای خوردن نیافتند وقت یعکوب باخبر شد که در مصر غلا پیدا می شود پدران ما را برای اولین بار به هنجا فرستاد به اساس تعبیر یوسف از خواب فراهان قهطی سختی در مصر رخ می داد که 7 سال طول می کشید این قهطی هم قسم که یوسف پشمویی کده بود به اقوبه وست وقت قهطی رخ داد پدر و برادران یوسف که در کنان زندگی می کدن از کمبود مواد خوراکا و غلا به تکلیف شدن اما در مصر یوسف با حقل و خرط غلای زیاد را زخیره کده که مردم به تکلیف نشدن و به این قسم هیچ کس گشنه نماند یعکوب وقتی که شنید که در مصر غلای فراهان است بچه های خود را به مصر روان کرد که غلا را خریده بیارند او برادر هایی که یوسف ها به غلامی به مصر فروخته بودند قهطی اونا را مجبور کده که خودشان هم به خاطر خریدن غلا به مصر برند اما اونا برادر خرد خود را یوسف را نشناختند در این وقت یوسف بعد از فراهان نفر دوم مملکت بود خوب جاوید جان آن آیات 13 و 14 را بخوانید در سفر دوم یوسف خود را به برادران شناسانید و فراهان از اصل و نسب یوسف با خبر شد یوسف پدر خود یعقوب و تمام وابستگانش که جمعن 75 نفر بودن به مصر دعوت کرد دوست های عزیز وقتی که دفعه دوم برادران یوسف بری خرید غلام به مصر رفتند یوسف خود را به اونا شناساند و یا معرفی کرد فراهان هم از اصل و نسب یوسف که تا او وقت خبر نداشت اطلاع پیدا کرد یوسف پدر و تمام خانواده او را که جمله 75 نفر می شدند به مصر دعوت کرد که در مصر زندگی کنند یک موضوع را باید ذکر کنم که شاید شما در بعض جایا در کتاب مقدس به اوز 75 نفر 70 نفر بخوانید مثلا در کتاب پیدائش فصل 46 آیات 26 و 27 من این آیات را می خوانم همه این نفوسی که با یعقوب به مصر آمدند که از سال به وی پدید شدند سوای زنان پسران یعقوب جمعا 66 نفر بودند پسران یوسف که برایش در مصر زایده شدند دو نفر بودند پس جمع نفوسی خاندان یعقوب که به مصر آمدند 70 بودند در اینجا که 70 نفر ذکر شده در این کدام تزاد بین گفته های استیفان و عهد عتیق وجود نداره بلکه برای برشمورت کردن اتداد خاندان یعقوب از طریقه های مختلف استفاده شده مثلا در بعض جاها 5 بچه افراهیم و منسی که در مصر به دنیا آمدند حساب نشدند افراهیم و منسی از جمله 12 بچه یعقوب هستند در متنهای ابرانی عهد عتیق اقصد تعداد 70 نفر ذکر شده اما در ترجمه های یونانی 75 نفر است در اینجا استیفان از ترجمه یونانی استفاده کده آله آیات 15 و 16 را میخانم و به این ترتیب یعقوب به مصر قدم نهاد عمر یعقوب و اجداد ما در هانجا به سر رسید و اجداد هانجا به شکیم بردن و در مقبرةی که ابراهیم از اولاد همور به مبلغ خریده بود به خاک سپردن اول یعقوب و بعد از او 11 بچه ای او در مصر فوت شدند وقتی که قوم اسرائیل به رهبری موسا از سرزمین مصر خارج می شدن استخانای اونار امرای خود به زمین که خدا برشان داده بود یعنی کنان بردن و در مقبرةی که ابراهیم در شکیم خریده بود دفن کدن دستای می روان استیفان از ایسای مسی با تمام دل و جان پیروی میکد و هر جای با شهامت به ایسای مسی شادت می داد از دفایه او مالم می شد که او احساساتی ایمان نی آورده بود بلکه بعد از متعالیه کلام خدا و معلومات کافی ایسای مسی را به عیس خداوند خود پذیرفته بود و او را قبول داشت او پیش روی شورای یهود مستند به کلام خدا گفت می زد از ای خاطر بغیر ای که در مقابل او دهمت میکدن دیگر دلیل برا ملامت کدن او نداشتن از خداوند می خواهیم که با ما و شما هم قوت ننصیب کنه که بتانیم کلام خدا را خوب بخانیم و بفهمیم و او را به دیگرها هم بیان کنیم آمین موسیقی شنودگان محترم این بود برنامه این آبت ما که تقدیمی تان شد تا برنامه آینده که باز هم در خدمت شما خواهیم بود همه شما عزیزان را به خداوند بینیاز می سپاریم موسیقی ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز موسیقی از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در ار مکان در ارزمام حادی خداست را برموز از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در ار مکان در ارزمام حادی خداست را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز موسیقی گر شاخ عمرم بشکنات ورغم دل افزون شوات دوفان عمرم چون رسات آرامم چون را برموز گر شاخ عمرم بشکنات ورغم دل افزون شوات دوفان عمرم چون رسات آرامم چون را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز موسیقی در دست و این دستنه هم هرگز گلاه نکنم خوش نودم چون که می دانم قواتم است را برموز در دست و این دستنه هم هرگز گلاه نکنم خوش نودم چون که می دانم قواتم است را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز موسیقی چون عمر من به سرایت با فیزه و زفرایت از موجه مرگ راسم نیست با من خداست را برموز چون عمر من به سرایت با فیزه و زفرایت از موجه مرگ راسم نیست با من خداست را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم با من خداست را برموز ره برموز ره برموز در ارتنگی را برموز در پای روی شمین مانم مسرورم چون را برموز شناندگان عزیز شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفت ساب با وقت افغانستان روی موجه کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و بیست و پنج کلو هرتز و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موجه کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و سی کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات صدای زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موجه متوسط یک هزار و دوسطا پینجا و یک کلو هرتز بشنوید خواهش مندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهایتان را به آدرس زهل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی هفت صد و دو جی پی او لاهر پاکستان