اصول پرورش کارمندان

  ۲۹ دقیقه

  ۱۸ آوریل ۲۰۱۸

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر بند پخش می گردد شنونده های گرامی حال شما را دعوت میکنم به شنیدن برنامه امروز شنونده های عزیز سلام شما پیام هستم که از رادیو صدای زندگی برای تقدیم کدن یک برنامه نو در خدمت شما قرار دارم ما در این صحبت ها در باری رموزی که بتونم ما را به رهبرهای پر از محارتهای رهبری تبدیل کنه گپ می زنیم در صحبت گزشته در باری این گپ زدیم که رهبر بودن به معنای پرورش کدن زیر دست هست کسی رهبر نمیتونه که به تنهایی همه این کارها را به خوبی به پیش بره به این خاطر رهبران وریزه زیر دستایشان را خوب مشناسن و اونا را با محبت و اخلاص پرورش میتن تا در کارهایشان محفق باشن رهبری که با این رویه زیر دستای خود را پرورش میتن زیر دستای او هم از دل به رهبر اعتماد میکنه و از محفق ساختن رهبر از ایجگونه زحمت کشی دریخ نمیکنه شنونده عزیز پیش از اینکه به این موضوع مهم شروع کنیم مثل گزشته برادر پیام یک اکایت از گلستان سعدی برای ما میخوانه بیاین با هم به دقت به این اکایت آموزنده گوش بگیریم این اکایت تایل بود که اعاده ذکر آن نکردن اولاتر طایفه حکمای یونان متفق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر ظهره آدمیی که به چندین صفت بوصوف بود ملک بفرمود طلب کردند دیخقان پسر یافتند به دان صفت که حکما گفته بودند پدر و مادرش را بخوند و به نعمت بیکران خوشنود گردانید خوزی فتوه داد که خون یکی از ریعت ریختند سلامت پادشا را روا باشد جلات قصد کشتن کرد پسر سر سوی آسمان براورد و بخندید ملک گفت در این حالت چی جای خنده است پسر گفت ناز فرزند بر پدر و مادر باشد و دعوا پیش قاضی برند و داد از پادشا خواهند اقنون پدر و مادر به علت حتام دنیا مرا بخوند دست پردند و قاضی بکشتن فتوه داد و سلطان صحت خیش در حلاک من میبیند پس بجز خدای تعالی پناه ندارم پیشی کی براورم زدستت فریاد هم پیشی تو از دست تو میخواهم داد سلطان را دل از این سخند به هم برامد و آب در دیده بگردانید و گفت حلاک من اولاتر که خونه چونین بی گناه ریختند سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و نعمت فراوان بخشید و آزاد کرد گویند ملک هم در آن هفته شفای آفد همچنان در فکر آن بیتم که گافت پیل بانی بر لب دریای نیل زیر پاید گر بدانی حال مور همچه حال توز زیر پای پیل هر روز چقدر خونه بی گناه هان در وطن ما و جه های مختلف دنیا ریخته می شد او هم بخاطر رسیدن به مقام دنیایی انتقام گری دشمنی نفرت قدرت طلبی اتا بنام خدا و رسیدن به بهشت بعض فکر میکنند که می کشند تا خودشان زنده بمانند اما این را نمی فامند که خودشان هم به تیغه که دیگرها را کشتند کشته خواد شدند مثل که شاعر ناصر خسرم قبادیانی میگه چون تیغ به دست داری مردم نتوان کاشت نزدیک خداون بدی نیست فراماشت این تیغ نه از بحر ستمکاری کردن انگور نه از بحر نبیدست بچرخشت ایسا به رهی دید یکی کشت فتاده حیران شد و بگرف بدندان سر انگاشت گفتا که کی را کشتی تا کشت شدی زار تا باز کی او را بکشت آن که تو را کشت انگاشت مکن رنجه بدر کفتنه کس تا کس نکند رنجه بدر کفتنه مشت شنونده عزیز آلی یک ایلان هم اشناویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آذر میشیم شنونده عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تیلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید لطفاً به شمار تیلیفون 0014503051354 زنگ بزنید دوست های مهربان دوست های مهربان ما گفتیم که در صحبت امروز به ادامه صحبت گذشته در باری اصول پرورش کارمنده ها گفت میزنیم یکی از اصول پرورش کارمنده ها ایست که در باری پرورش آنها پیشبینه ها و یا پیشفرس هایی داشته باشیم پیش ازی که به پرورش کارمنده هانتان به ایسر حبر شروع کنید در نظر داشته باشین که اکثر مردم در درونشان علاقه و احساس برای پیشتفت دارن مثلاً بدفعال دقت کنین که در خانه همیشه در تلاشی آفتن چیز برای مصروف شدن و کار کدن روی او استن اونا چقدر باشوق و علاقه روزهای اول به مکتب رفتن شروع میکنن اما بعد چند وقت یکی داد اونا دلسرت میشن و برای ای که مکتب نرن باهانه میکنن میگن دلم درت میکنه ویا سرم درت میکنه وغیره آیا متوجه شدین که چرا ای اطفال که با شوق به مکتب میرفت آره نمیخواین بره؟ علتی است که در بعض مکتبها شوق و علاقه تفلا رو میکشن کارمنده هم به این شکل استن با شوق به کار شروع میکنن اما بخاطر موجودیت محیط نامساهه در انگیزه کار کدن در اونا کشته میشه و دلسرت میشن شما به عیس رهبر به این نقطه لازم است متوجه باشین و محیط را برای کارمندان تان با وجود بیارین که انگیزه ای شوق کار کدن در اونا رشد کنن سوال پیدا میشه که چی چیز کارمنده ها را تشویق میکنه که با انگیزه و شوق کار کنن؟ اولین چیزی که باعث شوق کار کدن در کارمنده ها میشه نخش دانن به اونا در امور مهم کاری است کارمنده ها خوش دارن که در گروه و یا جمعی کار کنن که کار اونا تاثیر دوامدار و باهمیت داشته باشن اونا میخواهن کار را انجام بتن که بمعنی و بفایده نیست و در برابر کار مهمی که انجام بتن اونا تقدیر میشن و قدر و منزلت اونا بالا میره انگیزه کار خوب کدن صرف در فعالیت حاصل نمیشه بلکه از نتیجه آخری کار حاصل میشه چیز دیگه ای که به کارمنده ها انگیزه کار کدن و زحمت کشیدن میته او هدف مشترک هست وقتی کارمنده ها احساس کنن که هدف محصه، هدف رهبر و هدف اونا باهم مشترک هست ای چیزها در اونا شوق کار کدن ها به وجود میره وقتی که شما از کارمندانتان میخواهن که در هدف شما به ایسی یک رهبر شریک شوهن اونا خودم متعید به رسیدن به هدف میسازن اونا کار را کار خود فکر میکنن و از رسیدن به هدف با دل و جان حمایه میکنن داشتن هدف مشترک رویه کار جمعی را به وجود میره و رویه هر کارمنده تقویه میکنه بر علاوه به اونا احساس مهم بودن هم میته چیزی مهم دیگه ایست که به نارضایتی کارمندتان توجه کنین در حقیقت نارضایتی انگیزه را به وجود میره کسایی که ناراضی هستن اکثران اشخاص با انگیزه هستن و احساس میکنن که در معصه و یا شکل کار کردن تغییرات آجل باید به وجود بره اونا میفهمن که در ایک جای کار اشتباه و غلطی وجود داره اکثران ایره هم میفهمن که ای غلطی چطور میتونه اصلاه شوه نارضایتی کارمندتان شما به حیث رحبر میتونین یا به طرف دلسرد شدن اونا و یا هم به طرف به حرکت آوردن اونا جهت بتین شما میتونین انرژیی که در کارمند ناراض شما وجود داره اورا به طرف یک تغییر مصبت به کار بردین یک چیزی بسیار مهم که برای تشویق و به حرکت آوردن کارمندانتان بسیار ضروریست او قدردانی کدن هست هر کارمند و یا کارگر میخواهی که مورد توجه قرار بگیره اونا میخواهین به خاطر دستاوردهایشان تشویق شون و از کاری که انجام دادن قدردانی شون در اصل قدردانی کدن به معنای تشکر کدن از یک کارمند هست هر کارمند و یا کارگر به خاطر دستاوردهایش خود به خود از درون تشویق میشه اما وقت زیاد تشویق میشه که مورد توجه کسی دیگه قرار بگیره و به او عرضش قائل شون قدردانی کدن یکی از راه های است که به یک شخص معنا و مفهومی بودنم میده که او هم یک شخصیت داره و مهم است ما وقتی از کارمندهای ما انتظار مشخص و روشند داشته باشیم در اونا انگیزه کار کدن باوجید میریم کارمندها میخواهید دقیق بفهمه که از او چی خواست شده و او چی کار را باید انجام بده هیچ کس نمیخواهید مسروفی کار باشه که آخر به نتیجه او معلوم نباشه ما وقتی که به تجربه سالهای کار کدن خود دقیق میکنم میبینم ما کاری که نتیجه او برم معلوم نباشه او را نبیتانم که انجام بدم میخواهم که بفهم این کار را به چی خواهد انجام میدم و نتیجه او چی است کارمندها و کارگرها مثل پرزه های ماشین بی احساس نیستن بلکه اونا انسان ها هستن و میخواهن که بفهمن چی میکنن وقتی که به کارمندانتان کارهای مشخص ها میدین با اونا عدفتان هم میگین ایره هم در نظر داشته باشین که هایا ای کارمندتان میتونه از ادعی ای کار برای شنمندهی عزیز حالی یک آهنگ میشنویم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز هم را ای کنین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مردمان ما پیشتر در باری ای گب زدیم که چی چیز کارمنده را تشویق می کند خوب است ای را بفهمیم که چی چیز کارمنده را دلسرت می سازد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های مردمان تا حال ما بسیار چیز ها را برای پرورش کدن کارمندهای خود یاد گرفتیم شما ای چیز هایی را که یاد گرفتین حتما در عمل اون را تطبیق می کنین حال بزرگ سوال ها را مطلب می کنیم لازم است که به ای سوال ها آشنا شوید اولین سوال ایست که آیا ما به عیس رهبر کارکناه خود را پرورش می توم ویا رویاه های خود را پرورش می توم و از کارمندها برای عملی شدن اونا استفاده می کنم شما نه رویاه های خود را بلکه کارمندها را اولیت بدین اگر شما برای منفعت خودتان اونا را به همکاری کردن دعوت کنین دقیقا اونا را استثمار کردین اما لازم است که اونا را به جلب همکاری کردن متقابل تشویق کنین که هر دو طرف یعنی هم شما و هم کارمند از او منفعت ببرن سوال دیگه ایست که آیا ما به عیس رهبر در وقت روبرو شدن با کارمندها دقیق می کنم منظور از روبرو شدن با کارمندها خواستن معلومات از او یا متوجه ساختن او به نواقص کارش و مثل ای چیز ها است وقتی که شما با کارمندتان می خواهید روبرو شدن که با او گفت های سخت مطرح کنین حتما ای ده فرمان در ذهنتان داشته باشین فرمان اول ایست که ای صحبت سخت با کارمندتان در خلوت انجام بدین نه پیش روی همه فرمان دوم ایست وقتی که احساس کردین که ضرورت است که با کارمندتان یک گفت سخت مطرح کنین بدون ای که سبر کنین و انتظار بکشین در اولین فرصت ای کار بکنین نمانین که وقت زیاد سری او گفت تیر شوه فرمان سی اومیست که صرف سری یک موضوع امرای او گفت بزنین هیچوقت بیش چیزا با او قطار نکنین فرمان چارمیست که یک دفعه که یک گفتید با او گفتین دیگه او رو مطرح نکنین فرمان چارمیست که از او چیزی رو بخواین که قادر به انجام دادن او باشه هیچوقت از او چیزی رو نخواین که توانش نباشه اگه ای کار بکنین روابط شما خراب شده صدمه میبینه فرمان شش اومیست که ارگز با او تحنا نتین تحنا زدن به معنی ایست که شما از شخص کارمند خفه استین نه کارشان و رفتارشان تحنا زدن باعث آزادشدن کارمندان میشه فرمان هفتمیست که از کلمات مثل همیشه ویا هیچوقت در گفتهایتان به او استفاده نکنین بخاطر که چون اونا رو ثابت ساختن نمیتونین کارمند شما حالت اتدافعی رو به خود میگیره فرمان هشتمیست که اگه امکان داشته باشه انتقادایتان رو به شکل پیشناد و سوال مطرح کنین فرمان نومیست که بخاطر نشست که با او ترتیب دادین مذرت خواهی نکنین این مذرت خواهی کدن موضوع رو که با او مطرح کنین او رو کم اهمیت و خرد جلوه میته این امکان داره که با کارمندتان این زنیت رو بته که آیا شما به عیس رحبر عقیده داشتین که این موضوع رو با او مطرح کنین ویا نه فرمان ده هومیست که تحریف و تمجید کدن از کارهای خوبی که او انجام داده او رو فراموش نکنین در این قسم جلسات حتما از اون کلمات استفاده کنین که با کارمندتان آرامش میبخشه و احساسات او رو نرمتر میسازه شنونده عزیز، آلی یک ایلان رو میشنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما قرار میگیریم لطفاً ما را تا آخر صحبت امروز امرایی کنین شنونده عزیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امرایی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امرایی ما شریک بسازید لطفاً به شمار تلفون 0014503051354 زنگ بزنید دوست های مهربان، ما در باری پرورش کارمنده ها قبزدیم پرورش دادن کارمنده ها بدون محبت خالصانه امکان نداره در انجیل مقدس در باری محبت میخانیم اگر به زبان های مردم و فرشتگان سخن گویم ولی محبت نداشته باشم فقط یک دول میانتی و یا یک چمته پرسر و صدا هستم اگر قادر محبت داریم فقط یک دول میانتی و یک چمته پرسر و صدا هستم اگر قادر به پیشگویی و درک کلیه اصرار خدا و تمام دانشها باشم و دارای ایمان باشم که بتوانم کوها را از جایشان به جای دیگر منتقل کنم ولی محبت نداشته باشم هیچ هستم اگر تمام دارایی خود را به فقرها بدهم و حتی بدن خود را در راه خدا به سختنده هم اما محبت نداشته باشم هیچ فایده آهد من نخواد شد محبت کنن به همه ضروری است اما به رحبرها که به اشخاص مختلف سروکار دارن و یا زیر اداره ای اونا هستن بسیار با احمیت است اگر یک رحبر پر از هنرهای رحبری باشه اما محبت نداشته باشه او نمیتوانه که هنرهای رحبری را عملن تدبیخ کنه مولانای بلخ یک شیر جالب در باره محبت داره او میگه از محبت تلخها شیرین شوند از محبت مسها زرین شوند از محبد درتها صافی شوند و از محبت درتها شافی شوند از محبت خار ها گل می شوند و از م حبت سرکها مل می شوند از محبت نار نوری می شوند و از محبت دیوحوری می شوند از محبت صنگ روگن می شوند بی محبت موم آهن می شوند از محبت نیش نوشی می شوند و از محبت شیر موشی می شوند از محبت مرده زنده می شوند و از محبت شاه بنده می شوند شنونده عزیز صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی بپایان می رسانیم روز دیگه برای ادامه ای صحبت باز در خدمت شما آزر می شیم تشکر که تا حال ما را همراهی کدید تا ملاقات دیگه پناهاتان به خدا خداحافظ دوستای عزیز موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده های گرامی شما می توانید برنامه های رادیو صدا زندگی را از طریق فیسبوک هم بشنوید توجه کنید بادرس فیسبوک ما www.facebook.com slash رادیو صدا زندگی اگر شما محل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهاده هایتان را همراه ما مطرح کنید شما می توانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داریم