29 minutes
25 August 2012
Transcribed by AI
PYM JBZ شننده های بیشبه های برنامه از هر گل برگه سلام های آگنده از محبت و دوستی ما نسارتان باد با درود از صفا و سمیمیت پنجره برنامه از هر گل برگه را با لپخند دوستانه بروی خرشید نورفزای شما شننده های بیشبه ها میگوشاهیم تا باشه نامه ها و مطالب شما ما را گرمای بیشتر بخشد امیدواریم لحظه های را که با برنامه تان هستین از فیض و برکات خداونده که ما را و این همه کوچکی ما دوست دارن باشته شبین آقای شاهد چطور است که فراورده های برنامه ای نوبت از هر گل برگه را برای دوست های شنونده خود معرفی کنیم بسیار خوب برنامه ای نوبت از هر گل برگه را با این مطالب رنگین ساخته ایم عروسی داستان کتا تخلیص از نکندش مطلب معلوماتی نان روزانه و موسیقی موسیقی هوا گرگ و مش بود چند ها خروس و ماکیان سیاه و سفید در یک سفه روی زینه خوابیده بودند و گربه سیاه ملالاور و غمناک میاو میاو می کرد و شیشه سکوت جرف و سنگین را می شکست حبیب که تازه از کار برگشت بود از چا دول آب بالا کشید و دست رو تازه کرد مادرش آن طرف تر چون مجسمه مات و مبهود استاده بود و سودایی به نظر می رسید حبیب صدایش زد مادر مادرش گیچ و هوایی جواب داد جان مادر حبیب پرسید امشاو چی پختی نان خشک داریم یا بیارم مادر باز تکرار کرد جان مادر حبیب که نای آمیز شکوه کرد مادر من از دین پرسم تو از درخت ها جواب می تی مادرش حرف نزد انگار چیز نشنیده است حبیب با کم اطاب صدا زد مادر جان مادرش جتکه خرد حریر چرت هایش پارشد مثل این که از خواب امیق پریده باشد پرسید جان مادر چی میگی؟ حبیب فهمید که مادرش حال و هوای دیگری دارد نزدیک آمد و شک و کنان پرسید مادر چی ما تن باریده؟ چی شده؟ چی ریخته؟ چی شکسته که گفت نمیزنی؟ مادر تا خواست چیزه بگوید چشمش بهلال کمرنگ افتاد که از لا بلای شاخه های یگان درخت توت خانه امسایه پیدا بود به ماها با فریاد زد حالا بچه جان آو بیار حبیب شتابان به سوئه آشپس خانه دوید و با آبگردان آب پاک برایش آورد دید مادر چشمهایش را به کلی بسته است حیرت زده صدایش زد مادر بگیر آوردم مادر آبگردان را با لمس و تماس انگوشتهایش پالید و دو دستی قایمش گرفت سپس چشمهایش را بروی آب زلال گشود و نیازهای زیر لب راند مادر کف دستش را نظر کرد و گفت حبیب جان روی تاله توا کدم ما توا ده او دیدم روشنی میشه خدا تو را عمرو روزی میته و ده مراد میرسانه بعد از آن سر پسرش را به سینف شرد و دست به موهایش کشید اما نامنتظر چشمش به یگن تار موی سفید افتاد که اینجا و آنجای شقیقه های حبیب روی ده بود آخ کشید و با خود گفت وای نزن ناولاد ناخورده نابرده بچه این پی شدی خاک به سرم شد حبیب پرسید چی شده چی خدا نکنه مادر مادرش جواب داد سر تو هم مثل سر ما سفید شده تو به خدا یا این چی وقت و زمانیست می فمی وقت که من دفعه اول موی سفید در سرم دیدم گریه کدم با این گفته مادر حبیب به یاد بیتی افتاد که سالها پشت شنیده بود موی سفید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریدم هر دو خاموش ماندند حبیب مطلب را که باعث آزار بود عوض کرد و گفت مادر آن یک چیز دیگه یک گفت دیگه بگو مادرش گفت بچه از چی گفت بزنم از کنجار خانه ما دیگه پوده شدیم ما مرغ کور هستم مرغ کور عوشور در این فرصت صدای ساز و سرناب و قیل و قال از خانه همسایه بالا گرفت آن سوی دیوار عروسی دختر همسایه برپا بود دختره که حبیب از سالها پشت دوستش داشت و جرعت نکرده بود به زبان بیاورت حبیب پرسید مادر چی خبر هست؟ این همه سر و صدا چیست؟ مادرش بی تفاوت جواب داد هیچ عروسی لیلاس و موچی سپس به گزشته برگشت به روزهای قدیمی که کم کم به یادش بودند به یاد چهل و پنج چهل و هشت سال پیش به یاد خواستگاری برقه به سر دلاغ به پا افتاد که هر شام و دیگر می آمد و آرزو می کرد پسرش را به غلامی قبول کنند پسانتر صدای باجخانه و دنگ و دول در گوشش تنی انداخت که از کوتل تالقان کسی تیر نشد از خوردن آدمی زمین سیر نشد بیا که برویم به پیش استاد اجل مردن خواهق است ولی جوان پیر نشد حبیب پرسید باز چی می خواندن؟ مادرش خندیده جواب داد باز می خواندن جانانگکم قدت به گل می مانه آستابرو مایمان آستابرو حبیب گفت عجب دنیاه چی مجونه هیرتاور تلخ و شیرین زندگی را یک سرنا صدا می دهند مادرش گفت های بچیم زمانه با قلم زن سیا سر سیا بخت ساخته براستی که صدای دول از دور خوش است حبیب به یاد پدرش افتاب که یگان بار بر سرگزر سر چاه را با او مخابل می شد و سلامش را سرد و سربالا جواب می گفت مادرش راهی آشپس خانه شد تا اجاق را روشن کند و حبیب هم صدا با مطرب پشت دیوار زمزمه کرد خواران و برادران مرا یاد کنین تابوت مرا زچوب شمشاد کنین تابوت مرا قدم قدم وردارین برخاک سیا بانین و فریاد کنین جانانگکم قدت به گل می مانه آستابرو قدت به گل می مانه آستابرو گل گل توکه من یوسفه مصره چمنه آستابرو ماهی من آستابرو یا خودته گران ماهی فرزن جهنم آستابرو یا خودته گران ماهی فرزن جهنم آستابرو ماهی من آستابرو گفتن چطویه سفین شاهی بنما آستابرو ماهی من آستابرو گفتار که بخون گرخونی گر به رهن آستابرو ماهی من آستابرو گفتار که بخون گرخونی گر به رهن آستابرو ماهی من آستابرو آستابرو گفتار که بخون گرخونی گر به رهن آستابرو ماهی من آستابرو گفتار که بخون گرخونی گر به رهن آستابرو گفتار گفتار که بخون گرخونی گر به رهن آستابرو لطفا گفتار که بخون گرخونی گرخونی گرخونی آستابرو گفتار سر پیروزان دویان سستانو بیرو باید منسان بیرو منن چکنه زردواهو ایتون سان بیرو باید منسان بیرو منن چکنه زردواهو ایتون سان بیرو باید منن چکنه زردواهو ایتون سان بیرو منن چکنه زردواهو ایتون خیمون سان بیرو من سان بیرو سر بیرو سان بیرو من سان بیرو خیتابون سان بیرو موسیقی پشتو بلد گیام درویش من سان بیرو آی من سان بیرو دیگان ننمه شود مگره ش من سان بیرو آی من سان بیرو گفتم تفریح خونم زدم به گریگان سان بیرو آی من سان بیرو موسیقی دکتر ان نورد سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه گوتنبرگ ترکیت می کنه و می گه مالیدن مقدار کریم دندان بروی بیره ها و دندان ها میزان سطح افاظت فلورایت تا چارست فیصد افضایش می ده در جریان این تحقیق از شانزه دو طلب خواست شد که علاو بر برس و مسواق زدن روزمره مقدار از کریم دندان با وسیله انگوشت بروی بیره و دندان هایشان بمالن و مساج بدن. این روش مساج یا مالیدن کریم دندان میزان فلورایت دهانه به طور چشمگیری افضایش می ده محققان تحقیق می کنن که این روش نباید جاگوزین برس کدن و مسواق زدن عادی شهر روز شده فلورایت باعث استقام مینای دندان شده و از پوسیدگی دندان پیشگیری می کنه میزان فلورایت موجود در آب در کشور انگلستان ده فیصد دالکه این میزان در امریکا حدود شست فیصد ایلام شده بله برخی متخصان متخد هستن که افضایش فلورایت بیش از عده معاین دارای عوارض جانبی مثل افضایش خطر بروز سرطان در نوجاون ها می شه با این وجود انجمن دکتران دندان متقد هستن که افضایش فلورایت در آب یک شوی مطمئن و معسر برای کاهش خطر پوسیدگی دندان است نتائج جدیدترین تحقیقات در دانشگاه برستول نشان می ته برس نکدن یا مسواق نزدن می تانه منجر به بروز مشکلات قلبی هاد در افراد شده زیرا بکتری هایی موجود در دهان باید سلخته شدن خون شده و ادم آورده هاد موجبه اندوکاردریت می شه تشکر آقای شاید واقعا که متلب بسیار مفید و آموزنده بود بله واقعا متلب است که باید هم ما شما به این توجه کنیم برای که دندان در وجود ما شما بسیار مهم است خصوصا برای هزم غذا و ما کوشیش بکنیم که همیشه هم از طرف شو و هم از طرف صبح باید از غذا باید دندانهای خود را برس بکنیم و علاوه برای از این که ما شما دندانهای خود را برس می کنیم کوشیش کنیم که کریم دندانه در نک انگشت بگذاره و در روی بیره های خود را باید بمالیم و مساج بدیم که این باید سازی می شه که دندانهای ما محکم شده و از پوسیدگی جلو گری شده بله و خصوصا برای اطفال خود یاد بدیم که اونا از این خورترکی باید دندانهای خود را برس کنن و بشوین روز دو بار حد اقلش بله خوب شنمده های مهربان و عرجمند شما برنامه از هر گل برگره می شنوین اگر شما متلب یا شیر یا فکاهی یا خاطره و یا موضوع جالب دارین و می خواهیم که شهادتتان از طریق این برنامه نشه شده شما میتونین هم از طریق پوست برما روان کنین و هم میتونین از طریق ایمیل برما بفرستین آدرست پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان بله و ایمیل آدرست ما است roshan at afghan radio dot o r g همچنان شما میتونین که از طریق تیلیفون همراهی ما به تماس شدین و متلب یا شهادت و شیر تانه از طریق تیلیفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما میگنجانیم توجه کنید به نمبر تیلیفون ما 0 0 1 541 550 721 31 بله وقتی برما زنگ میزنین بگوین که متلب دارم بر برنامه از هر گل برگه خوب دوست های گرامی حال بخش قضایی روزانه فرا رسیده بله آقای شاید شنانده های گرامی در برنامه گذشته ما در مورد فیدیه گفتیم و همچنان گفتیم که ایسا به این جهان آمد تا جانشه در راه بسیاره فدا کند حال سوال مترمیشه که چرا فیدیه لازم بود و چرا باید ایسا به خاطر نجات بشر میمورد بله خب اگر در اولین بخش کتاب مقدس یعنی پیدایش ما شما مراجع کنیم در فصل دوم آیه هفتم ایتر میخانیم پس از آن خداوند خدا مقدار خاک از زمین برداشت و از آن آدم را ساخت و در بینیه و روح حیات دمید و و یک موجود زندگردید بعد ازو میبینیم که خدا آدم در باغ ادن قرار داد بعد ازو در آیت 16 و 17 میخانیم که خدا به آدم فرمان داد کلام خدا میفرماید اجازه داری از میوی تمام درختان باغ بخوری اما هرگز از میوی درخت شناسایی خوب و بد نخوری زیرا اگر از آن بخوری در همان روز میمیری بله گناه آدم که در واقع به ایطاعتی از فرمان خدا بود به مرگو منتحی شد آنن و امول ازه از لحاظ روحانی مرد و بعدن مرگ جسمانی هم به سراغش آمد ای بود نتیجه شوم و زشت گناه آدم یعنی اول مرگ روحانی و بعد مرگ جسمانی مرگ نابودی کامل یا پایان کامل هستی نیست بلکه مرگ عبارت از جدایی مرگ روحانی جدایی از خدا است و مرگ جسمانی جدایی جان و روح از بدن میباشه وقت آدم مرتکب گناه شد بلا فاصله از خدا که سرچشمه و مبدای حیات است جدا گردید بر اساس کتاب مقدس آدم بعد از گناه خودشا از خدا پت کد و ای انسان نبود که در جسدجوی خدا بود بلکه خدا در جسدجوی انسان بود در فصل ثوم کتاب پیدائش داعی نو هم ای طور میخانیم که خدا آدم را صدا کرد و فرمود کجا هستی؟ خب همه ما میفهم که خدا میفامید که آدم کجا بود اما او میخواست آدم خودش اعتراف کنه که کجاست یعنی معترف شده که بخاطر گناه از خدا جدا شده چون خدا منشک حیات است نتیجه جدایی از او مرگ است گناه آدم را از خدا جدا کرد با ایلابه چون آدم شروع و آهاز نجاد انسانی بود وقتی او گناه کرد گناه به نجاد انسانی سرائط کرد و در نتیجه مرگ تمام بشریته دبر گرفت کلام خدا میگه مرز گناه مرگ است بله در کتاب رومیان در فصل پنجم داعی دوازدوم میخانیم که گناه به وسیلی یک انسان به جهان وارد شد و این گناه مرگ را به همراه آورد در نتیجه چون همه گناه کردند مرگ همه را دربر گرفت با در نظر داشته آی فاق آل بیتر میتانیم ای واقعت درک کنیم که مرگ ایسا بمنظور پرداخت جریمی گناه بشر ضروری بود خدا در عهد عتیق به قوم خود فرمود زیرا که زندگی هر موجود در خون بوست و من خون را به شما دادم تا برای کفاره جانهایتان بر قربانگاه بپاشید و امین خون است که برای جانهای مردم کفاره میکند وقت مسیح بروی سلیب خونش ریخت و مرد در واقع او جریمی گناه بشر پرداخت در سال ابرانیان در فصل نوم دا آیت 22 اتر نشته شده بیدون ریختن خون آمرزش گناهان وجود ندارد پس آل متوجه شدیم که چرا ایسا باید خونش ریخت و مرد او ای کار کرد تا ما و شما بتانیم از مجازات گناه و اصارت گناه آزاد شویم و زندگی ابدی را نصیب شویم بله شما کاملا دفیق میگین در کتاب رومیان فصل 6 آیه 23 میخانیم زیرا مزدگناه مرگ است اما نیمت خدا در بیبستگی با خداوند ما مسیح ایسا زندگی ابدی است همه ما باید شکرگذار ایسای مسیح باشیم به خاطر که او از روی ميل و رغبت خود خون پاک و مقدسشا بر رهایی ما از گناه ریختند بله خب دوست های گرامی ای بود برنامه ای نوبت که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که باز هم در این ساعت در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوست های گرامی را به خداوند که همه ما و شما را دوست داره و محبت میکنه و یکانه فرزندش اکی ایسای مسیح از به خاطر ما و شما فرسات می سپاریم مسیح زنده هست سنگه پتوت زاد مسیح زنده هست حاللویه مسیح زنده هست حاللویه مسیح زنده هست فرشت ما گفتن مسیح زنده هست یارو نشتیدن مسیح زنده هست حاللویه مسیح زنده هست محبی دنی مسیح زنده هست به همه می بوی مسیح زنده هست حاللویه مسیح زنده هست