30 minutes
26 August 2019
Caught between loyalty to his mother and commitment to his wife, a young husband finds his family torn apart by constant conflict in the home. We explore the tensions that can arise when generations live together, examining respect, responsibility and the challenges of marriage within family life. Through drama and discussion, we consider whether couples are better placed to build a strong relationship independently while still caring for their parents. Drawing on Christian teaching, we reflect on unity in marriage, mutual respect between husband and wife, and the foundations of a loving and stable family.
Transcribed by AI
موسیقی ما و خانواده ما موسیقی از برنامههای رادیو صدای زندگی میشنوید موسیقی موسیقی در کتاب امسال سلیمان میخانیم که نشته شده است وقت مرد همسره پیدا میکند نعمت میآبد آن زند برای او برکتی است از جانب خداوند موسیقی دوسته ازی سلام ارس میکنیم از خداوند تالا میخواهیم که جور و سهتمن باشین موسیقی دوسته ازی سلام ارس میکنیم دوسته ازی سلام ارس میکنیم دوسته ازی سلام ارس میکنیم دوسته ازی سلام ارس میکنیم موسیقی سالیا او سالیا چی میگی باشین آمدم امو چای من خب بیار چای تا خواوردم نبودی پس بردمشا آره خب این آمدم بیار چای من اینو آوردم اینو بگی وی بله بزنه تا امی چای از خوردن است که برم آوردی یخ خب پخ اگر کدام میمان بیاید بینیم خب میبرید بس صبح شد دانتا به بدو آواز کردی گفتیم به تا که در صبحی قبضوا نکو سر خودت میآیا سر اولادت میآیا دشمنت خب نیستم زن سرسفید یک بیالا چای چیست که من را سرش قبضوا میکنی زبانتا بخوری هال اینکه زبانت دراز شده باش که بچه میبیاید دیر شده که لط نخوردی من میفهمم بچهت که بیاید باز یک ماشه را در خانه مندازی موسیقی سلام مادر جان والکم بچه چشمم در دروازه بود که چی وقت میآیی باس چرا جگرخون استی یک قسم پریشان مانو میشی نیکه با ساله کدام چیزی گفتی تا ای بچهم هیچ پرسان نکو دلم از دستش اوست چی گفتید؟ من دانشا برات مایده میکنم بچهم همین که میری سرمند ماشهر است تا که پس میآیی چی کنم بچهم ادم شهید پشت ورسی میشینم تا که تو بیایی سر یک بیالا چای امروز بیا بیاویم کرد باز من را سبق هم میده که ایتو بکو ایتو نکو بد کرده ساله تو باش من کداش کار دارم ساله ساله باش میآیم دستم ده دیگ بنده است تو بیایی اینجا بیا گم شا من چی کنم دیگتا که مادرم ایقدر جور میتی چی گفت خیریت خواهست؟ هنوز هم میگی خیریت است؟ خیریت مرگت است؟ وی باز چی گفت شده؟ هال امی آمدنی و جنگ شروع میکنی من نمیخوام که دل مادرم را تمام روز جور بدی فهمیدی؟ هیچ گبه نمیفامیها؟ کل مرزی مادرم از است تو است چرا از است ما باشه؟ هم ازتش میشه هم عرمتش میشه هم خدمتش میشه از است خودش است از است زبانش است غیر بدوا کنه غیر تانه بته دیگه هیچ کار را یاد نداره باز من و تو را هم در جنگ مندازه برگم شکل زبان بازی نکو تو که پشت روی من به احترامی مادرم را میکنی خدان که در پشت سرم چی آره سرش مندازی؟ تو که باشی یا نباشی من امو کس استم پشت روی تام میگم که من و اولادم بدوا نکنه پشت سر تام میگم بس است دیگه این را میفامی که ست تای تو که باشه با یک تهار موی مادرم نمیدانم فهمیدی؟ خب خیلی تو که بود چرا عرصی کدی؟ میشیشتی که ات خواهر مادرت زندگی من خیلی چرا خراب کدی؟ زندگی تو را من خراب کدی؟ زندگی من را تو خراب کدی؟ هروز کار خدمت تانم میکنم هروز سرخان کلانم پشت روی دانوار میکنم هنوزم خوش نیستین خواهراتو خیلی هیچ سرشون در خانتان نمیشه نیکس خوش نیکس مندار چی کنم خیلی دیگه؟ منت مندار خانه بسازم؟ نه ایچ چیز نکو گنگش شوه اونو دیدی بچهم؟ اگر به گفتهای ما باور نمیکنی اینه از خودش بشنو سالیان تو هیچ حق نداری که که که مادرم زبان بازی کنی فهمیدی؟ به هیا بخون برو هل فهمیدم که کل گناه تو هست کاش که من بمرم که شما به هم شوید نه بابا به ته بده بلا هم نمیزنه این چی حال هست؟ بچهم از اون روز اول این در دلم نششته بود اوف چه باش مادر خیلی که در دلم نششته بود چرا برم گرفتیش؟ حالا خوش شده دیگه چی کنم؟ طلاقش بتم؟ اولادای ما چی در کنم؟ درد خواه سارا جان درامه را خوش شنیدیم راستش بگی دلم بر از این مرد بسیار میسوزه احیران منده بچارک چی کنه وام اقبا جانب هست نی؟ بس مگر من دلم من بر از اون زن بچاره میسوزه کم از طرف شوار سرکوب میشه و هم از طرف خوش شو بله من فکر میکنم که اتداد زیاد زنها به این مشکل روبروستند که از خوش شوی خود مینالند نه تنها در مملکت ما بلکه در بسیاری نقاط دنیا قسم که من فکر میکنم این مربوط کلتور و فرنگ است بله امروز رواج هست که اگر یک زن و شوار نمی تانند امرای والدین شوار خود زندگی کنه جدا میشند این به این منانه نیست که یک مرد پدر و مادر پیر و زهیر خود رو کاملا ایلا کنه و از پیش شان بره اما نسبت به این که زندگی شان همیشه در جنگ و دوا تیر شوه به نظر من بیتر است که جدا زندگی کنند مگر امرای والدین خودم نزدیکی داشته باشند دوستهای اسیس در اینجا برادر حقبین هم حاصل استند و اینا هم میخواهند که نصدیات خود را در مورد محتوی از این درامه بر ما پیش کنند خوب رادر حقبین شما چی نظر دارین؟ سلام دوستهای ازیز بیاین سریع از این موضوع فکر کنیم که این مشکلات از کجا سرچشمه میگیره و چی چیز باعث میشه که مادر شوهر به عروض شان بدرفتاری میکنه اول این که این بدرفتاری از زمانهای گذاشته نسل به نسل باقی منده زنای میان سال و پخت سال چون که خودشان در زندگی خود همیشه با زشتی و بدرفتاری روبرو بودن اینا تواقع محبت و احترام بیشتر از عروض خود از بچه خود و از نواسههای خود دارد مگرم بر بدستاوردن این تواقعات خود از امو شیوه سابق استفاده میکند آه که در نتیجه بینشان نزا بدبینی و بیتفاقی به وجود میآید نه تنها خاصشان براورده نمیشه بلکه مشکلاتشان بیشتر شده میره بله یک دلیل دیگه که چرا خوشو امرای عارض خود بدرفتاری میکنه ای از که او بچه خود بسیار زیاد دوست داره و فکر میکنه که به او اندازه که او بچه خود دوست داره عارضش شوهر خود دوست نداره آه از او خاطر مادر اتحاس میکنه که باید به این شکل که شوهر درفتار کنه یک اقدام باید بکنه فکر میکنه که باید بر بچه خود زیادتر مرآبان باشه بر بچه خود زیادتر رسیدگی کده بتانه یعنی توجه خانمه میخواهی که زیادتر باشه به طرف شوهرش از او خاطر چیزو که کاملا به دلش نباشه یعنی کارایی که عارضش میکنه به دل خوشوش نباشه وقت از که یعنی او قدر عوصله نداره چون پیرستر زفید است قدر عوصله نداره که به رضو بیشینه به محبت بگویه یا به عوصله بندیه به رضو یاد بتایی که چیز را او شروع میکنه به جارجنجال و به عصابانیت پس بیاین سرازی فکر کنیم که چرا زن شوهر تصمیم نمیگیرن که از پدر و مادر خود جدا زندگی کنن از پدر و مادر شوهر جدا زندگی کنن که در جامعه و کتور ما این رواش نیست ولی باسم برحل مشکلات خودشان چرا این کار را نمی کنن؟ بسیار مادرها عادت دارن که بچهشان بعد از این که زن میگیره انوز هم مثل سابق او را در بغل خود میگیره و او را ناز میتواند صدقیت شوم و قربانت شوم و از این گپا و او پسر زیادت توجه بر خانم خود نمی کنه و فکر میکنه که نباید از پدر و مادر خود یا از خانواده خود جدا شده و زندگی جدا را تشکیل بکنه یعنی هدف شمایی است که زیادتر وابسته با پدر و مادر خود است و احساس از این را میکنه که با پدر و مادر خود انوز هم ضرورت داره این درست است که اونا اولاد دوست دشتانی پدر و مادر خود میباشن پیش از عرصی ولی وقت که اونا عرصی میکنن میرن کتر خانوم خود میپیوندن اونا دیگه بعد از او خودشان پدر و مادر میشن یعنی اونا مسئولیت پدری و مادری را باید داشته باشن نهی که اونا بازم تفلای پدر و مادر خود باشن وقت که بچهشان عرصی میکنه اگه اونا را بانن که تنا زندگی کنن که عادت یکی دیگه خود بلد شوند بخطر که اونا با هم زندگی میسازند این خوبتر است که اونا جدا زندگی کنن یکی دیگه خود بشناسند برشان یعنی موقع داده شده که اونا زندگی خودشان شروع کنند اگر در شروع زندگیشان نفر سیومی یا نفر چارمی شامل زندگیشان باشه اونا نمی فهمند که زندگی خود را از کجا شروع کنند اونایی که دیگه خود را درک کنند نمی ترد نمی ترد که با هم بیشینند گب بزنند عادت کنند امروی یکی دیگه خود از اینکه مشکلات زیاد پیدا میشود بسیاری زنان و شوهران پیش از اینکه یکی دیگه خود را بشناسند پیش از اینکه عادت کنند از یکی دیگه جدا میشوند زیادتر عد یقل بخاطر این که بعض نواقص که در خانه پیدا میشود بین خانمش، بین فامیل پدرش، مادرش و ازای فامیلش بخاطر که اینمی گفتها با وجود نبیاید باید زندگی خود را مستقل بسازه باید جدا بسازه و نسبت به سابق هم بیشتر برای والدین خود رسیدگی بکنن نهی که پدر، مادر خود را برای امیشهر ترک بکنن شاید اگر امیال بعض اشنوندههای امیال امروی ما موافق نباشن ولی ما باور دارم که اکثر اشنوندههای امروی ما در این قسمت امروی ما موافق هستن بخاطر که امی نظار را دیدن زیادتر در خانه میخواهند که اولادایشان زندگی خوشبخت داشته باشند اینالا یارزو را هر پدر، مادر دارد هر فامیل یارزوش است که باید خوشبخت زندگی کنند اینالا رای از این اون امو است که زن، شوور وقتی که نو رسیدگی میکنند تناباشند که یکی دیگر را بلد شود و دتای یکی دیگر را بلد شود که اونا زندگی خود شروع کنند یعنی این موضوع ساده نیست این موضوع بسیار امیق است یک زندگی، یک عمر اینا در پیش روی دارند که اونا زندگی میکنند خدا انسان خودمختار خلق کده و اختیار زندگیشانه به دست خودشان داده و از او خواهد اگر زن و شوور با هم یک جامعه شان و زندگی میکنند مستقل و آزاد زندگی بکنند و به اختیار خود زندگی بکنند خب چی میشه که دیگه خسمت پروگرام یک سروت بشنه ایم دیگه خوب است مشنویم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خب دسته عزیز در پولی ای که ما شما به درامه گوش دادیم نظریات شخصی دو نفر هم در مورد محتوی ای درامه شنیدیم بعضی کسا میگن که ای بسیار خوب است که زن شوور اتا بعد از ای که عرصی میکنند اینها با پدر مادر خود یکجو باشند و زن باید که به پدر مادر شوور خود احترام کنه و باید که به اونا خدمت کنه رسیدهی کنه که این گپهها خوب است این گپهها بسیار آری است ولی در پوریش وقتی که فکر میکنیم که ای باعث میشه که جنجالها و مشکلات را در خانواده بوجود بیاره پس باید رای حل این مشکل را پیدا کنیم به نظر ما یکانه کسی که میتونه برما رای حل درست این مشکل را نشان بده او خود خداهاند تالا هست ما در انجیل مقدس میخانیم که نوشته شده مرد پس از ازدواج باید از پدر و مادر خود جدا شود تا بتوند به طور کامل به همسر خیش بپیوندد و آن دو از آن پس یکی خواهند بود دسته ازیز ما میفهمیم که درکی موضوع بسیار دشوار است اما مثال خوبی است بر نشان دادن رابطه ما با مسی کسایی که هنوز ایسای مسی را در زندگی خود نپذیرفتند و ندارند تحجب خواد کدند که موضوعات زناشویی با مسی چی ارتباط دارد بله دوسته ازیز بسیار ارتباط نزدیک دارد بخاطر ازی که یکی از ادافه خداهاند خداهاند امی بود که زن و شوهر وقتی باهم میایند خداهاند را پرستش کنند و زمان اینا میتونند پرستش کنند خداهاند را که روح مسی را در قلب خود داشته باشند روح کس را که بخاطر گناها از اینا جان خود را داده و اونا را پاک ساخته گناهایشان را بخشیده و محبت بینشان بوجود دارد بیاین به کلیسای ایسای مسی فکر کنیم خداهاند کلیسا را یا اجتماع مسیها را به انوان منشای دوستی بما داده یعنی یک اجتماع ایماندارای ایسای مسیها یا کلیسا سمبول محبت راستی هست در سارا سر دنیا پس فامیل یا خانواده یا زن شوهر واحد کوچکی از کلیسا هستند اگر ما محبت و سمیمیت در خانواده خود نداشته باشیم اگر محبت و سمیمیت، خوشی، دوستی، ادالت، صداقت، راستی در بین زن شوهر وجود نداشته باشه پس در کلیسا یا در اجتماع ایماندارای مسی هرگز محبت و سمیمیت وجود نخواد هست چرا که روابط زناشویی اساس کلیسا یا اجتماع ایماندارای ایسای مسی هست برازی که روابط عمیق و با دوام در بین ایماندارای ایسای مسی در کلیسا ایجاد شوه بهتر از که پیمانهای زناشویی شاد و مستحکم و با اساس باشه دوستای ازیز اگر شما نامه به افسسیان در کتاب انجیل بخانین تمام نامه افسسیان در مورد کلیسا ایسای مسی هست تمام انش در مورد بدن ایسای مسی هست کلیسا با پیمانهای زناشویی که کوچکترین واحد از او هست شکل میگیره و تشکیل میشه در عده اتیق رابطه بین خدا و مردم همیشه با مراوده سلح و صفا در بین زن شوهر بیان میشه یعنی در عده اتیق در تورات ما همیشه میبینیم که خدا اجتماع بشریت از زن شوهر شروع کده پس تمام پلانهای خدا از زن شوهر سرچشمه میگیره زناشویی به شکل سمبولیک نشان میده که رابطه ما با مسی چیست یعنی هر چیزی که میخواییم در کلیسا شاهد از او باشیم او باید که اول در خانواده اتفاق بفته زن شوهر و بچهها به معنای واقعی و عمیق از او کلیسا به حساب میاد دوسته عزیز یعنی یک خانواده یک فامیل خودش یک کلیسا است که در اونجا حضور خدا وجود داره در قلبهایشان دفکارشان در اونجا است که محبت و سمیمیت که خدا از ما میخوای وجود داره پس فامیل یعنی زن شوهر و اطفال سنگهای زنده برای ساختمان یک کلیسا است درست است؟ پول است در وقتی که شرایط رهبرای کلیسا را میگه که چی کسی میتونه که کلیسا را رهبری کنه او برای ما میگه که شوهران که بتانن فامیل خود را به دستی کنترول کنن و محبت و سمیمیت راستی و صداقت را در فامیل خود ایجاد کنن تنها اونا کسای است که میتونن کلیسا را رهبری کنه نه هر کس نه شخص که مجرد است شخص که مجرد است نمیتونه که شبانی یک کلیسا باشه یک شخص که نتانه فامیل خود را کنه نتانه محبت و سمیمیت را در فامیل خود بوجود بیاره وو نمیتونه که رهبر کلیسا باشهشبان کلیسا باشه این است رابطه بين فامیل و کلیسا دوستای عزیز اگر قانون خدا را بفهم خدا حکم میکنه که مرد پس از ازدواج باید از پدر مادر خود جدا شوند تا بتانن بطور کامل با همسر خود بپیوندن و آن دو یکی شوند در این جمله ما باید که سر دو چیز فکر کنیم یکی ترکدن و دگه پیوستن خب این ترکدن به این مفهوم نیست که تنها خانه خود را جدا کنند بره یک جای دور زندگی کنند اصل حدف این ترکدن ترکدن امود دلبستگی هایست که مانه میشه یک شوهر بتانه با خانم خود و با اولاد خود با درستی رسیدگی کنه مناه از این را میتونه دوستای عزیز بسیاری کسان ممکن است خوش باشند همیشه با پدر مادر خود یک جا زندگی کنند بسیار عالی هست ما باید که دست به عمل شویم تا با خانم خود و با اولادهای خود که خداون مسئولیت داده برا ما به خوبی رسیدگی کنیم ترکدن به این مانه نیست که شخص به والدین خود اهمیت نده که یک شوهر به والدین خود به پدر مادر خود اهمیت نده به اونا احترام نکنه بلکه به این معنی هست که باید خود ما مستقل باشیم یک خانواده مستقله تشکیل بدیم و مسئولیت خود را در برابر خانم خود که شریک زندگی ما هست انجام بدیم دوستا عزیز پیوستن به معنای متحد شدن هست جوش خوردن هست با وفادار ماندن هست به شریک زندگی ما کسایی که معلمین شریعت هستن میگن یک مرد تا وقت که قبرغه گمشده خود را پیدا نکنه که خدا از پحلوش برداشته او هرگز آرام نخواد شد و زن هم تا وقت که سیر بازوی شوهر خود جایی که از اونجا گرفته شده نرسه هرگز قرار و آرام نخواد گرفت دوستا عزیز آگستین قدیس در قرن پنجم ملادی زندگی میکد و او میگه که اگر هدف خدا ای میبود که زند سر مرد حکمرانی میکد وستغانی از سر آدم میگرفت تا هوا را خلق کنه و اگر میخواست که زند برده و غلام مرد باشد او را از استغان پای مرد خلق میکد ولی خدا زن از پالوی مرد گرفت چرا که میخواست که زن همدم مساوی با او باشد دوستا عزیز از امی خاطر است که کتاب مقدس در مورد ازدواج دعید میکند که امکان نداره اتحاد کامل واقعی وجود داشته باشد مگر ای که هر دو طرف هر دو طرف استواج یعنی زن شوهر دارای شان و مقام و حقوق مسایب هم باشد زن که از پالوی مرد برداشته شده باید در پالوی مرد استاده شوه هر مسئولیت را بپذیره و از هر امتیاز برخوردار باشه ای از هدف استواج خداوند زن شوهر بخاطر از ای با هم یک جامعه سازه که یک تن شوند و در یک تنی در یک دلی در یک فکری در یک نظری در محبت و سمیمیت از زندگی زناشوی خود لذت ببرند و مسئولیتهای خودا به صورت درست انجام بدند و باید شکل خداوند خودا پرستش کنند آمین جی پی او لاهور پاکستان www.afghanradio.org ایمیل نوشته کنید بعد از چند لحظه دیگه بخش عزارگی رادیو پیام حیات شروع میشه که شما دوستان را به شنیدن آن دعوت میکنیم
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019