The story of the Flood

  16 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است مجدگ نجات از صدای زندگی می شنوید شنوندگان هر جمند سلام های پرست سمیمیت و آگنده از محبت من و امکارانم را بپذیرید دوستان عزیز شما تایی برنامه گذاشته شنیدید که چگونه خداوند با نوح صحبت کرد و فرمان ساختن کشتی بزرگ را برای او داد نوح به خدای میربان باور و اعتماد کامل داشت و اموارا به او توکل می کند حالا بیایید در این برنامه ببینیم که نتیجه اعتماد و اطاعت از خدا چیست شنوندگان میربان شما چی فکر می کنید؟ آیا اعتماد و اطاعت از خداوند برای ار یک ما نوی کشتی نجات نخواهد بود؟ بیایید در این مورد بعد از این که بقیه داستان را شنیدیم تفکر نماییم تفکر نماییم دوستان ازیز توره که بخاطر دارین در برنامه گذاشته در مورد زندگی و اعمال نو با هم صحبت کدیم بله و داستان به اینجا رسیده بود که نو کار ساختمان کشتی را با اندازه ها و جزیات که خدا بر او داده بود تمام کرد البته دوستان ازیز خدا روش ساختمان کشتی با وسیله نو را انتخاب کرده بود تا ساختمان او چند سال طول بکشه و مردم از حتمی بودن توفان یعنی از مجازات گناه آگاه شوند خدا میخواست که اونا راه نجات را بیافند با او نزدیک شوند اما فقط یک نفر بود که با خانوادهش طبق فرمان خدا عمل میکند بعد از یک کار ساختمان کشتی با قای اندازه هید نو غذای کافی بر ادامه حیات انسانها و حیوانات در کشتی جای دارد و بعد از او به امره خدا یک یک جفت از تمام حیوانات پرندها و خزندها را به داخل کشتی برد و سپس خودش با تمام حضای فامیلش داخل کشتی شدند طور که در کتاب مقدس میخانیم خدا دروازه کشتی را از پشت اونا بسته کد به این ترتیب نو خود را به خدا سپرد و به او توکل کد دوستای عزیز حال پیش نظرتان اون لحظه را مجسم کنین که نو بعد سالا کار و زحمت کشی سرانجام به امره خدا و با توکل به او همراه با خانوادهش داخل کشتی میشه خدا دروازه کشتی را به خاطر محافظت اونا از توفان از پشت سرشان میبنده چی لحظه پرشگوهی هست این لحظه دقیقت لحظه پیروزی ایمان به خدا هست این لحظه لحظه پیروزی نو و مجازات گناکارای روی زمین هست وقت نو داخل کشتی شد خدا خواست که بعد از یک هفته به مدت چهل شبان روز باران ببارانه تا هر موجود را که با وجود آورده بود از روی زمین محوه کنه سرانجام توفان از جانب خدا بروی زمین آمد نو داخل کشتی بر حیوانات خزندگان و اپرندگان جای را تاییم کد و بر اونا او خوراکه داد بریکه باران که باید چهل شبان روز میبارید شروع شده بود به این ترتیب به تدریج آو زمین همی پوشنید تایی که کشتی از روی زمین بلند شد رفته رفته آو او قبارا آمد که کشتی بزرگ نو در روی آو شناور شد و سرانجام بلندترین کوها هم سیر آو شدند دوست های مهربان باران قباری که سطح آو 7 متر بالاترت قلاهای کوها خراگرفت تمام جاندارای روی زمین چی احلی و چی وحشی خزندگان و پرندگان با انسانها یک جای خلاک شدند در واقع هر موجود زنده که در خشکی بود نابود شد به این ترتیب خدا تمام موجودات زنده را از روی زمین مهبکد با جز نو که امرای فامیلش و یک یک جفت از جاندارای مختلف که در کشتی بودند بله اما دوست های عزیز بیاین بیندشیم که آیا نجات نو و خانوادش بخاطر معصومیت او بود؟ نه ایتو گفته نبود دلیل ای امر ای از که نو به خدا توکل داشت خدایی که میتونست بر او راه فرار محیا کرد دلیل ای امر ایمان و اطاعت نو از خدا بود خدا در هنگام توفان او را در جای امن قرار داد و دروازه کشتی را هم از پشتش بستکد تا از مجازات گناهکارای روی زمین نجات پیدا کند بله او تا 150 روز همچنان روی زمین پشونیده بود بعد از این توفان وحشتنگ خدا بادره بسطه او وزنید بله به این ترتیب سیلاو کم کم کاهش میافد اوهای زیرزمینی از فوران مندند باران قطع شد او رفته رفته پایین شیشتایی که کشتی بعد از 150 روز از شروع توفان روی کوهای عرارات قرار کرد بله سه ماه بعد قلاهای کوهای دیگه هم از آب نمایان شد پس از گزشت چل روز نو ارسی کشتی رو واز کد بله زاغ رو رها کد ولی زاغ به داخل کشتی برد نگشت بلکه به این سو و سو پرواز کد تا زمین خشک شد بله پس از اون نو یک کبوتر رو رها کد تا ببینه که کبوتر میتونه جای خشک را برهشتن پیدا کنه یا نه یعنی کبوتر که جای را نیافته بود با کشتی پیش نو برگشت یک احتمالی است که وقت نو زاغ رها می کنه زاغ پس نمی آیه برای اینکه زاغ احتمالا روی احساد حیوانات که در رای او شناور بوده می شینه ولی کبوتر روی احساد حیوانات مرده نمی شینه و این موضوع میتونه نشانده هنده کاهش او باشه بله اتام میتونه باشه خب به هر حال نو هفت روز دیگه سبر کد بعد از هفت روز هنگامی که هفته و غروب می کد نو باس همون کبوتر را رها کد ولی این بار کبوتر در حال که برگ زیتون دانالا خود گرفته بود و پیش نو در کشتی برگشت بله به این ترتیب نو فاهمید که او در بسیاری نقاط زمین پایین شیشته یک افته بعد باس نو همون کبوتر را رها کد ولی این بار کبوتر بر نگفت دور که در کتاب مقدس آمده نو باس هم یک مایی دیگه از وقت که کبوتر را رها کد بود سبر کد بعد از او پشت کشتی را برداشته بیرون نسیع کد دید که سطح زمین خشک شده بله هشت افته دیگه هم گذشت تا همه جا خشک شد در همین وقت خدا به نو فرمود که این اک زمان او رسیده که همه از کشتی خارج شدند و همه از کشتی خارج شدند نو وقتی از کشتی پایین شد در روی زمین قربانگاه بر خداوند ساخت و حیوانات را قربانی کد در امی وقت خداوند بره نو فرمود تمام موجودات زنده را از بین نخواهم برد تا زمان که جهان باقی است کشت و زراعت سرما و گرما زمستان و تابستان و روز و شب همچنان برقرار خواهد دود بارور و زیاد شوید و زمین را پر سازید من با شما و نسله های آینده شما و حتی با تمام حیوانات پرندگان و خزندگان عهد می بندم که بعد از این هرگز موجودات زنده را به وسیله توفان حلاق نکنم و زمین را نیز بر اثر توفان خراب ننمایم اینست نشان عهد جاویدانی من رنگین کمان خود را در عبرها می گذارم و این نشان عهدی خواهد بود که من با جهان بستم بله به این ترتیب دوست های عزیز خداوند با نوح و پسرایش عهد بست و آنها را برکت داد در واقع این عهد با انسان ها و تمام جاندار های روزمین هست رنگ کمان یا کمان راستم نشان عهد خدا با تمام موجودات زنده روزمین می باشد ببینید بعد از این توفان خدا بره نوح میگه خیالات دل انسان از کودکی بدست اما او هنوز ماهل از که عهد جدیدی با نوح و اولادهای او ببنده خدا نفرت خدا از گناه با فرستادن توفان نشان داد خدا ثابت کرد که گناه وحشتناک هست و باید مجازات شده و اموطر هم نشان داد که اشخاصی که به خدا توکل میکنن و از او اطاعت میکنن مورد مجازات قرار نخواد گرفتن رنگین کمان یا اموطر که شما گفتین کمان راستم نشان عهدی هست که خدا با تمام موجودات زردی روی زمین بسته میکنه و ای عهد محبت خدا را نصفت با ما نشان میده ای را هم ما میفهم که خدا خواسته که قصه نو سالهای سال در بین نسلای بشری از یکی به دگه روایت شده تا ای که امروز توسط کتاب مقدس بما رسیده خدا میخواهه که ما از ای داستان یاد بگیریم و منای اطاعت و ایمان به خدا را بفهمیم و از گناه دوری کنیم در این قصه دوست عزیز خدا برما میگه که نو را بیاد بیارین امتتاک که در زمان او مردم گناهکار تا زمان که توفان نامده بود هیچ توجه به خدا نداشتن و با آمدن توفان هم حلاک شدند خدا در این داستان برما میگه که نورا بخاطر بیارین او آدم درسکار بود و او به خدا ایمان داشت از خدا اطاعت میکد و به خدا توکل داشت خدا در این داستان برما میگه که محبت من نسبت و انسان غیر قابل تغییر است و ایمان سلح من با شما از بین نخواد رفت خدا در این داستان این نکتره هم برما میگه که فقط او قادر مطلق است و بر همه چیز در آهلمستی مسلط است ببینید در این داستان هم ما این مطلب میفهم که گناه انسان و انسان گناهکار او چیزایی را که خدا خوب و زیبا آفریده بود خراب کرد ولی خدای مهربان بایی که از آفرید نیشه انسان متاسف میشه ولی از فعالیت خود دست نمیکشه او بدنبال بشهر گمشده است تا او را نجات بده و رستگان بسازه بله خداوند ما محبت کامل است همونطوری که از عهدش مالوم میشه او ما انسانهای گناهکار را دوست داره میخواه که ما همیشه با آسایش و آرامش دور از گناه زندگی داشته باشیم او نمیخواه که حتی یکی از ما و شما تلف شده موسیقی پسید موسیقی پسید در این سفر دنیا هر چیز مصیبت همرا ایسا با یک کلمه اش بشکس زور پوفان را ایسا از پناه مرا موسیقی پسید در مصیبت آلم گراید رنج بر سرم در مصیبت آلم گراید رنج بر سرم گراید رنج بر سرم ایسا از پناه مرا موسیقی پسید این است مرا بس یقین رسم به دریا کنار در ساحل جنتش یا به من قرار دیدار ایسا از پناه مرا سخرای محتم مرا لنگر اندازم در او گر پوفان های هر جا ایسا از پناه مرا موسیقی پسید