The Fall

  5 minutes 38 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

سقوط درخت زندگی بود خدا این دنیا را برای آدم و هوا کاملا بیدون عیب هست کده بود تا که اونا در اون زندگی کنن و خوش باشن اما بعد از چند وقت یک روز شیطان به شکل مار پیش آدم و هوا آمد حتف شیطان ای بود که اونا را فری بده که دیواز خدا از او اطاعت کنن شیطان گفت نه نه از خوردن این میوه نمی مرین در حقیقت خدا می داند وقتی از آن میوه بخورید چشماتان باز می شد شما هم مثل خدا می شید و می دانید چی چیز خوب و چی چیز بد است در نظر هوا میوه ی اون درخت مقبول و خشنما بود و بر خوردن هم بسیار خوب پس او از این میوه گرفت و خورد و بر شواره خودم داد شواره شام خورد مگر وقتی که میوه را خوردن دفتن متوجه شدن که برهنه هستن اونا از این کاری که کده بودن خجالت کشیدن از این خاطر فورا رفتن و از برگاه درختا برخود لباس ساختن تا برهنگی خود بپوشانن اموروز وقتی آدم و هوا خدا را حاضر دیدن دویده رفتن و خدا در پشت درختا پنهان کدن به فکر ازی که می تانن خدا از خدا پنهان کنن خدا سر آدم صدا کده گفت کجا هستی؟ آدم گفت چون حضور تو را احساس کردم خجالت کشیدم زیرا برهنه هستم بس خود را از تو پنهان کردم خدا از تو پرسان کرد چی کسی به تو گفت که برهنه هستی؟ آی از میوه درخته که به تو گفتم نباید از آن بخوری خوردی؟ آدم گفت این زن که تو به من دادی این زن آن میوه را به من داد و من خوردم خداون به زن گفت چرا این کار را کردی؟ و زن گفت مار مرافعه ابداد و من از آن میوه خوردم خدا سر آدم و هوا حکم کد و مار گفت چون این کار را کردی از همه ایوانات ملحون تر هستی بر روی شکمت را می روی و در تمام مذهت عمرت خاک می خوری در بین تو و زن دشمنی می اندازم نسل تو و نسل وی همیشه دشمن هم می باشند او سر ترا می شکند و تو کری پای او را می گذی خداون به هوا گفت درد و زحمت ترا در ایام حاملگی و در وقت زاییدن بسیار زیاد می کند تو به عشق شوارت محتاج می باشی و اختیار تو به دست او می باشد خدا سر آدم صدا کرده گفت تو به حرف زنت گشت دادی و از درخت که به تو گفته بوده هم نخوری خوردی به خاطر این کار تو زمین لعنت شد و تو باید در تمام مدت زندگی با سختی کار کنی تا زمین خوراک به دست بیاوری زمین خار و علبهای عرضه می رویند و تو نباتات صحرا را می خوری با زحمت و عرق پیشانی از زمین خوراک به دست می آوری تا روز که به خاک یعنی از خاک که از آن به وجود آمده ای برگردی تو از خاک استی و دوباره خاک می شویی خدا از پوست عیوانات بر آدم و عوا لباس ساخت و در جان شان کد تا خجالتی شان بپوشانه امین جا بود که بخاطر گناه و شرارت انسان اولین عیوان در باقی عدن قربانی شد دیگه ای که به امی تریق مرک بر اولین بار شامل دنیا شد